تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر کودک و نوجوان

تقویت اعتماد به نفس در کودکان

دوشنبه 10 مهر 1391  03:46 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

تحقیقات نشان می دهد كه انعطاف پذیری، یكی از مهمترین خصوصیاتی است كه شما می توانید آن را به فرزندانتان القا كنید و با استفاده از روش های مختلف می توانید اعتماد به نفس آنها را برای فائق آمدن بر مشكلات تقویت كنید.
اگر از شما سؤال شود كه چه چیزی را در زندگی فرزندتان آرزو می كنید، بدون شك می گویید: خوشبختی، موفقیت در درس و مدرسه، داشتن دوستان خوب، عشق به خانواده و شغل خوشایند و دلخواه او. گرچه شما نمی توانید همه این چیزها را یك جا بخواهید، ولی با كمك به او می توانید در پیشرفت خصلت انعطاف پذیری كه كلید دستیابی به تمام این اهداف است، او را به این سمت سوق دهید. مطالعات بی شماری نشان می دهد كه انعطاف پذیری _ یعنی داشتن نیرویی قوی كه بر هر مشكلی پیروز می شود- برای كودكانی كه با ناملایمات زیادی روبه رو هستند، یك امر حیاتی و سرنوشت ساز است اما در این دنیای پیشرفته و پر از هیجان، همه كودكان به ظرفیتی نیاز دارند تا بتوانند با ناملایمات و مشكلاتی از قبیل مدرسه، زمین بازی یا یك مسابقه فوتبال، دست و پنجه نرم كنند. بنابراین والدین باید توانایی انعطاف پذیری را به جای زور و اجبار در كودكان خود تقویت كنند. در اینجا به ده  روش برای كمك به تقویت اعتماد به نفس كودكان و پیروزی بر مشكلات اشاره می كنیم:


۱- صبور و بردبار باشید: از دید كودكان به دنیا، توانایی در پرورش انعطاف پذیری، ذاتی است. مجبور نیستید كه با تمام كارهای كودكان موافقت كنید، اما سعی كنید كه از آنها قدردانی كرده و ایده های آنها را تصدیق كنید. وقتی كه كودكان متوجه شوند كه دقیقاً والدینشان به آنها گوش می دهند، از راهنمایی های آنها بیشتر استفاده می كنند.
البته هنگام عصبانیت و مشاهده رفتار ناخوشایند از فرزندتان، احساس همدردی كردن خیلی مشكل است. در چنین شرایطی بردباری مهمترین چیز است. سارا، دختر خجالتی ۶ ساله ای كه معمولاً والدینش او را برای سلام كردن به اقوام و دوستان وادار می كردند، اغلب خجالت می كشید خود را با موقعیت جدید وفق دهد و والدینش نمی توانستند دریابند كه چرا او نمی تواند مؤدب تر باشد. آنها به او اخطار دادند كه اگر سلام گفتن را یاد نگیرد، افراد دیگر دوست ندارند كه با او باشند؛ اگر چه والدین سارا فكر می كردند كه با این كار به او كمك می كنند ولی آنها متوجه نبودند كه كم رو بودن سارا مادرزادی است كه نمی تواند به راحتی خود را در جامعه نشان دهد.
برای حس همدردی، خود را جای او گذاشته و فكر كنید كه در مقابل شنیدن حرف هایی كه به او می زنید، چه احساسی پیدا می كردید. اگر مادر سارا به اندازه او خجالتی بود، اگر همسر و رئیس او می گفتند كه در چشمان افراد نگاه كن و صحبت كن، چه احساسی داشت؟ احتمالاً او در این شرایط آگاه تر و هوشیارتر خواهد شد؛ در صورتی كه قبلاً بدون آگاهی از این مسئله، زود عصبانی می شد. برای احساس همدردی بیشتر با افراد خجالتی بگوئید: «سلام كردن برای بسیاری از كودكان، سخت و دشوار است. من روشی كه راه را برای تو آسان تر می كند را انجام می دهم. شاید در ابتدا اگر با لبخندزدن شروع كنی بهتر باشد و كم كم با این كار خود را برای سلام كردن آماده می كنی» .
با استفاده از این روش فرزندتان را امیدوار می كنید تا بتواند موقعیت خود را بهتر درك كند.
وقتی شما روزبه روز احساس همدردی بیشتری نشان دهید، در حقیقت به فرزندتان آموخته اید كه این كار، امری حیاتی است تا او بتواند رضایت و ارتباط با دیگران را حفظ كند و احساس نزدیكی بیشتر با فرزندتان باعث می شود تا او بتواند خود را با هر شرایطی سازگار كند؛ در نتیجه حس انعطاف پذیری او تقویت می شود.

2- ارتباطی محترمانه با او داشته باشید: همیشه به كارها و صحبت های خود نسبت به فرزندتان دقت كافی داشته باشید تا فرزندتان نیز به همان نسبت محترمانه و با ادب رفتار كند. هرگز صحبت آنها را قطع نكنید. بگویید كه احساسات آنها را درك می كنید یا از كلماتی مانند همیشه و هرگز در برخی مواقع بحرانی و حیاتی كه نشان دهنده مسلم بودن است، استفاده كنید.
برای جواب دادن به سوالاتشان وقت بگذارید. پرسش هایشان برداشت آنها از دنیای خارج و احساساتشان است كه با نشان دادن آنها سعی در برطرف كردن مشكلاتشان كنید، همه این كارها پیش زمینه ای برای انعطاف پذیری كودكان است. اگر فرزندتان احساس كند كه سؤال هایش احمقانه و خسته كننده به نظر می رسد، از مطرح كردن آنها منصرف می شود.
همچنین صادق بودن برای كودكان خیلی اهمیت دارد. معمولاً بچه ها می دانند كه والدین بعضی از مسائل را از آنها مخفی می كنند. به عنوان نمونه، پدر و مادری برای این كه فرزندان دوقلوی ۸ ساله آنها از بیماری سرطان مادربزرگشان ناراحت نشوند، این مسئله را به آنها نگفتند. البته دختر خانم ها دقیقاً احساس می كنند كه بعضی چیزها حقیقت ندارد، بنابر این به والدین توصیه می شود كه با دخترهایی كه قدرت درك بالاتری دارند صادقانه تر رفتار كنند. البته این جمله بدین معنا نیست كه تمام مسائل خصوصی و شخصی و یا مسائلی كه به احساسات آنها لطمه می زند یا خارج از ظرفیت آنها می باشد را به طور كامل بازگو كنید، بلكه از گفتن بعضی از مسائلی كه خارج از تحمل آنهاست، صرف نظر كنید. در نتیجه، با پنهان كردن همه مسائل، فرزندتان را در به دست آوردن موقعیتی كه یاد بگیرد چگونه می تواند با ناملایمات و مشكلات دست و پنجه نرم كند، محروم كرده اید.

۳- انعطاف پذیر باشید: والدین می خواهند فرزندانشان سازش پذیر، با ملاحظه و قابل انعطاف در مقابل عقاید جدید باشند. ولی آنها بیشتر در اجرای این روش شكست می خورند. اكثر والدین از این روش برای نزدیك شدن به فرزندانشان استفاده می كنند گرچه زیاد موفقیت آمیز نبوده است، مثلاً: ما می دانیم والدینی كه مرتب به فرزندانشان در مورد تمیزی اتاق، نق می زنند، نتیجه مطلوبی نگرفته اند.
اگر بعضی اوقات شما چیزی می گویید یا كاری را بدون دلیل برای مدت ها انجام می دهید و نتیجه ای نمی گیرید، كمی تأمل كرده و به روش های دیگری كه می توانید انجام دهید فكر كنید، بدون هیچ درگیری و كشمكشی به نتیجه مطلوب و دلخواه خواهید رسید. قوانین آرام و ثابتی در مورد غذا خوردن كامل یا دست شستن پیش از غذا كار را راحت می كند. و بدین معنا نیست كه در مقابل فرزندتان كوتاه بیایید یا او را بد عادت و لوس كنید. با به كارگیری از این روش به آنها یاد می دهید كه برای فائق آمدن بر مشكلات روش های متعددی وجود دارد و از اشتباهات خود می توانید چیزهای جدید یاد بگیرید. اگر شما در رفتارتان تجدید نظر كنید، فرزندتان نیز درست مثل شما سعی می كند هنگام رویارویی با مشكلات زندگی از روش های متفاوتی استفاده كند تا بتواند بر آنها پیروز شود.

۴- تمام توجه و حواستان را روی او متمركز كنید:
وقتی كودكان متوجه می شوند كه والدینشان از بودن با آنها لذت می برند، احساس عشق و علاقه زیادی می كنند. این حس خاص، مكمل و لازمه اعتماد به نفس آنهاست. در حقیقت، مطالعات نشان می دهد كه كودكانی كه در دوران كودكی خود بر مشكلاتشان پیروز می شوند كسانی هستند كه خود را به راستی باور كرده اند.
طبق جدول زمان بندی شده حتی اگر ۱۵دقیقه در روز توجه كامل خود را به فرزندتان معطوف كنید كافی است. والدین كودكی ۵ ساله هر شب در كنار او بازی می كنند، ولی هر وقت كه تلفن زنگ می زند، بازی را قطع كرده و مشغول جواب دادن به تلفن می شوند. به تدریج، كودك متوجه می شود كه تلفن از او خیلی مهم تر است و برای نشان ندادن ناراحتی اش، خود را با دیدن فیلم سرگرم می كند.


۵- كودكان را برای خودشان و آنچه كه هستند، بپذیرید. شاید فرزندانتان همه انتظارات شما را برآورده نكنند، ولی شناخت خلق و خوی ذاتی آنها بسیار مهم است. هنگامی كه برای آن چه كه هستند توسط دیگران تقدیر شوند، احساس امنیت بیشتری برای ارتباط برقرار كردن پیدا می كنند، همچنین یاد می گیرند كه چگونه مشكلاتشان را برطرف كنند.
«كارل» پسر بچه ۹ ساله ای است كه اغلب صبح ها بیهوده وقت را تلف می كند و به سرویس مدرسه نمی رسد. والدینش نسبت به بی مسئولیتی او به شدت عصبانی شده و تصمیم گرفتند كه او را از بعضی از تفریحات دلخواهش محروم كنند. آنها متوجه نبودند كه كندی «كارل» به دلیل بی مسئولیتی او نیست بلكه او به طور ذاتی كمی گیج و حواس پرت است. به جای فریاد زدن و تنبیه كردن، بهتر است كه با او در مورد آنچه كه به سریع تر آماده شدن او كمك می كند، صحبت كنند. البته می دانیم كه والدین بچه هایی كه دیر به مدرسه می رسند برای زود رسیدن آنها از مسئولین مدرسه كمك می گیرند. كودكان مسئولیت پذیری را دوست دارند و این باعث تشویق آنها برای به موقع رسیدن به مدرسه می شود.
البته پذیرفتن فرزندتان، همان گونه كه هست بدین معنا نیست كه همه رفتارهای بد او را قبول كنید، بلكه او را درك كرده و به او كمك كنید تا تغییر روش دهد و بتواند اعتماد به نفس خود را تقویت كند.


۶- به كودكان فرصت جبران كردن بدهید. كودكان از همان سال های اول دوست دارند كه مفید باشند. اگر از افراد در مورد بهترین خاطرات دوران مدرسه سئوال شود، پاسخ بیشتر آنها كارهایی است كه به نحوی كمك به دیگران و مثبت بوده است، مانند: درس دادن به شاگردان كوچكتر، رنگ آمیزی نقاشی دیواری یا كارهای گروهی و نمایشی در كلاس.
وقتی كودكان را در جهت كمك به دیگران حمایت می كنیم، به توانایی آنها ایمان داریم كه فرزندانمان می توانند كارهای مختلفی انجام دهند و حس مسئولیت پذیری آنها را نیز تقویت كرده ایم. همچنین قبول می كنیم كه یك كودك ۳ ساله هم می تواند در خانه مسئولیت پذیر باشد، به شرطی كه كار شاقی نباشد. به فرزندان بگوئید: «ما به كمك تو احتیاج داریم.»


۷- سعی كنید اشتباه كودكان را با تجربه كردن خودشان، برطرف كنید. كودكانی كه والدینشان نسبت به خطاهای آنها بیش از حد حساسیت نشان می دهند، ریسك پذیری كمتری داشته و در نهایت به خاطر اشتباهشان توسط دیگران سرزنش می شوند. والدین باید خیلی با این مسائل راحت تر برخورد كنند به طور مثال اگر فرزندتان برای سومین بار شیرش را روی صندلی می ریزد، خود را كنترل كنید و به خود بگوئید كه این كار برای كودكان در این سن طبیعی است و با بزرگ شدن آنها، این مسئله نیز حل می شود. با این روش فرزندتان را برای حل كردن مشكلش آماده می كنید. اگر می خواهید به فرزندتان دوچرخه سواری یاد دهید، بگوئید كه چگونه تعادل خود را حفظ كند و اكثر بچه ها بار اول زمین می خورند.


۸- به نقاط قوت كودكان تأكید كنید. اگر چه كودكان با اعتماد به نفس بالا از شكست دلسرد نمی شوند بلكه از موفقیت خود نیز لذت می برند. حس موفقیت و غرور آنها، باعث عزت نفس بیشتری شده تا در آینده بهتر بتوانند با مشكلات دست و پنجه نرم كنند.
اگر چه همه كودكان به طور ذاتی ورزشكار، هنرمند یا محبوب نیستند، بلكه هر كودكی به نوبه خود قدرت و توانائی خاص خود را دارد و شما به عنوان والدین او باید متوجه چنین نیرو و استعداد فرزندتان باشید و برای این كه كودكان بتوانند به راستی خود را باور كنند، باید خود به تنهایی موفقیت را تجربه كنند.


۹- به كودكان اجازه دهید كه در برطرف كردن مشكلاتشان، تصمیم گیرنده باشند. مسئله ای كه بیشتر والدین با آن روبرو هستند این است كه تمایل دارند خیلی سریع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند. البته به كرات دیده شده وقتی كه مشكل حل می شود و همه چیز سرو سامان می گیرد به فرزندانمان می گوئیم كه ما گفتیم كه چه كار كنید. اما اگر فرزندتان تكالیف مدرسه اش را نمی داند یا چیزهایش را گم كرده است، او را برای یافتن راه حل و پیدا كردن موقعیتش تشویق كنید.


۱۰- ادب و نزاكت را به او یاد دهید. معنای واقعی كلمه «Disipline» یاد دادن است. آخرین هدف پرورش دادن نظم و ترتیب است كه كودك را حتی اگر در كنارش نباشید، مسئولیت پذیر بار می آورد. مطمئن باشید هرگز با تهدید كردن و تحقیر كردن فرزندتان به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.
اگر شما در مواقع اضطراری به فرزندتان بگوئید: تو بعد از مدتی آرام می شوی. یا بهتر است اضافه كنید: هر وقت كه آرام شدی، اجازه بده ببینم كه چه شده است. با این كار به او اجازه مسئول بودن روی اعمالش را می دهید. برای كودكان بالاتر از هفت سالی كه یك دنده و لجباز هستند فرصت داده و تأكید كنید كه خودشان در تصمیم گیری رفتار مناسب توانایی دارند. اگر شما داد و بیداد كنید، او متوجه منظورتان نمی شود و همچنین اعصاب خود را نیز به هم ریخته اید.
به طور ایده آل، با تشخیص به موقع سعی كنید كه مشكلات رفتاری در فرزندتان به وجود نیاید. همچنین اگر فرزندتان كار درستی انجام می دهد، اجازه دهید تا خود نیز بداند. تشویق و علاقه شما از همه ستاره ها و برچسب ها برای فرزندانتان با ارزش تر است.





نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تقویت اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس ، کودک ، روانشناسی کودک ، کودک و نوجوان ، رفتار با کودک ،

چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

سه شنبه 14 شهریور 1391  06:23 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،


چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

اعتماد به نفس (Self - esteem ) زره  و سلاح كودك در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم كردن او با مسائل و مشكلات آن است . كودكانی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این كودكان واقع گرا  و خوش بین هستد . در مقابل ، كودكانی كه اعتماد به نفس كمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشكلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناكامی آنهاست .


كودكانی كه تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشكلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افكار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا «  من نمی توانم هیچ كاری را درست انجام دهم »  شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای  جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است.

بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین كودك ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس »  در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد.
 
 "اعتماد به نفس"  چیست ؟

برای تجهیز كودكتان به ابزاری كه به تقویت اعتماد به نفس او كمك كند ، قبل از هر چیز لازم است واژه « اعتماد به نفس»  را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می كند :
«  اعتماد به نفس »  مجموعه ای از باورها و احساسات است كه ما درباره خود داریم .
 

تعریفی كه ما از خود داریم ، با همان مقدار و كیفیت  بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن 3 یا 4 سالگی شكل می گیرند . كودكان در این سن در حال كشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند كه در همان سنین شروع به شكل گرفتن و تثبیت شدن می كند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی كه یك نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس كمالی را تجربه می كند كه تكیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .

 زمانی كه كودك پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یك حس توانستن را تجربه می كند ؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی .

همچنان كه كودك تلاش می كند ، شكست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ،  بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شكل دادن افكاری در باره « خودش »  می شود.

 این همان عاملی است كه نقش كلیدی والدین را در كمك به شكل گیری سالم و درست «  ادراك از خود »  كودك نشان می دهد .

اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان تركیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . كودكی كه با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی كند ، نهایتا" ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند . كودكی كه مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممكن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود كه بین این دو ،  یک تعادل درست حاصل شود. .

علائم و نشانه های اعتماد به نفس

همچنانكه كودك رشد می كند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود  چرا كه این روند ، از طریق تجربیات و ادراكات كودك شكل می گیرد .

كودكی كه اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به كار می برد : « من احمقم » ،  « من هرگز این  كار را یاد نمی گیرم » و یا « كسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناكامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است  كسی به او كمك كند و كارش را انجام دهد . این گونه كودكان موانع و شكستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است .

كودكی كه اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال كسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینكه بگوید : « من یك كودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته  آنرا می پذیرد . در این گونه كودكان ، حس خوش بینی غالب است .

اما نقش والدین در كمك به این كودكان چیست ؟

1- بدانید چه می گویید : كودكان به كلمات و گفته های والدین بسیار حساس هستند . فرزندتان را نه فقط برای نتیجه خوب یك كار ، بلكه برای همت و تلاشش ، ستایش و تمجید كنید ، اما صادق باشید . برای مثال اگر فرزند شما نتوانست عضو تیم فوتبال شود یا بازی خوبی ارائه نداد ، از گفتن چنین عبارتی خودداری كنید : " دفعه بعد بیشتر تلاش كن تا موفق شوی » و به جای آن بگویید « تو موفق نشدی ، اما واقعا" تلاش تو در این راه قابل ستایش بود » . تلاش و به اتمام رساندن كار او را به جای نتیجه كارش مورد تشویق قراردهید.  به جای تاكید بر نتیجه كار ، تلاش و سعی او را تشویق كنید .


2 - برای او یك الگوی مثبت باشید : اگر شما فردی تند ، خشن و بدبین هستید و نسبت به توانمندیها و محدودیت های  خود واقع بین نیستید ، فرزند شما آئینه تمام نمای شما خواهد بود . اعتماد به نفس خودرا پرورش دهید تا فرزند شما یك الگوی خوب داشته باشد .
 

3 - باورهای نادرست فرزندتان را تشخیص داده و او را هدایت كنید : یك گام مهم والدین ،  شناختن باورهای غیر منطقی كودكان در باره خودشان است . این باورها در باره كمال ، جذابیت ،  توانمندیها و هر چیز دیگر كه باشد ، می تواند ریشه گرفته  ، پابرجا شود و برای كودك جایگزین حقیقت مثلا كودكی درمدرسه دانش آموز خوبی است ، اما با درس ریاضی مشكل دارد ، او ممكن است با خود بگوید : « من نمی توانم درس ریاضی را خوب یاد بگیرم ، پس یك دانش آموز بد هستم » . و این یك تعمیم غلط است كه می تواند او را مستعد شكست سازد .فرزند خود را تشویق كنید كه به موقعیت ها با دید بهتری بنگرد . یك پاسخ سودمند شاید این باشد : « تو دانش آموز خوب و كوشایی هستی و در مدرسه هم كارهایت را خوب انجام می دهی . ریاضی فقط یك درس از چندین درست  است كه نیاز به صرف وقت بیشتری دارد . ما با هم  روی آن كار می كنیم . »
 

4 - با فرزند خود راحت ، خونگرم و مهربان باشید :

عشق شما به فرزندتان اعتماد به نفس او را افزایش می دهد . او رادر آغوش بگیرید . به او بگویید مایه افتخارشماست . او را صادقانه ، با رعایت اعتدال و بدون افراط تحسین كنید . كودكان می دانند كه قلب شما چه می گوید.

5 - پسخوراند دقیق و مثبت به او بدهید :

عباراتی نظیر : « تو همیشه اینطوری آشفته میشوی » سبب می شود در كودك شما عقایدی رشد كند دال بر اینكه او بر هیجانات و خشم خود كنترلی ندارد ،  جمله بهتر می تواند این باشد : « تو ازدست برادرت خیلی عصبانی شدی ، اما کاری خوبی کردی که سر فریاد نزدی یا برادرت را  كتك نزدی :» این اعتراف همراه با تشكر ضمنی ، انتخابی را كه انجام داده ، تقویت می كند . او را تشویق كنید تا باردیگر گزینه بهتر و درست تری را انتخاب كند .
 

6 - محیط خانه را امن و محل پرورش و آرامش او قراردهید : كودكی كه احساس امنیت نمی كند یا نسبت  به او بدرفتاری می شود ، بی اندازه دچار عدم اعتماد به نفس خواهدشد . كودكی كه در محیط پر از بحث و جدل و نزاع مكرر والدین قراردارد ، كودكی افسرده و منزوی می شود. همیشه به خاطر داشته باشید كه از كودك خودحمایت كنید و به او احترام بگذارید. محیط خانه خود را برای اعضای خانواده پناهگاه امنی قراردهید . مراقب بد رفتاری دیگران با او ، مسائل مدرسه ، مشكلات و درگیری های او با همسالانش ودیگر عواملی كه بالقوه می تواند به اعتماد به نفس او خلل وارد كند ، باشید .
 

7 - به فرزندتان كمك كنید كه تا در تجربیات سازنده شركت كند :  فعالیتهایی را تشویق كنیدكه همكاری و تعاون در آن باشد و حس اعتماد به نفس را پرورش دهد نه فعالیت هایی كه حس چشم و همچشمی و رقابت ناسالم را در به وجود آورد . برای مثال فعالیت هایی كه در آن بزرگترها  به كوچكترها كمك می كنند تاخواندن چیزی را یاد بگیرند که می تواند برای هردوی آنها جذاب باشد .


منبع : تبیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟ ، اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس کودکان ، روانشناسی کودک و نوجوان ، اعتماد به نفس ، کودک و نوجوان ، خانواده و کودک ،