تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر کودک

عزت نفس در کودکان

جمعه 21 مهر 1391  09:35 ق.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،روانشناسی كودك و نوجوان ،

عزت نفس کودک به خودی خود کم ویا زیاد نیست و شبیه ابر لایه لایه ای است که روزانه تغییر شکل و شدت می دهد و با خلق و خوی هر کودک و میزان آگاهی وی نسبت به محیط زندگی اش و نیز طرز فکر مردم اطراف او فرق می کند.                                                                    

زندگی های روزمره کودکان پر از موفقیت و شکست است .زمانی که در امتحان دیکته موفق می شوند بی نظیرند،اما اگر فراموش کردند تکلیف علوم خود را بنویسند ،سرزنش می شوند و صدها نمونه دیگر چون کودکان به ندرت بین مسائل جزئی و مهم به ندرت می توانند فرق قائل شوند و موفقیت های بزرگتر نمی توانند شکسته ای کم اهمیتشان را جبران کنند.               

عزت نفس شامل احساسات ،باورهای و ارزوهای پیچیده کودک براساس مهارت های در حال تغییر وی در تاثیر متقابل و نفوذ به دنیای اطرافش است.                                                      

چون عزت نفس بسیار پیچیده و ارزیابی آن بسیار پردردسر و دشوار است،در زیر فهرستی در      مورد علائم امکان پایین بودن عزت نفس در کودکان ارائه شده است.این علائم به والدین             می آموزد که اگر کودکی عزت نفس اندک داشته باشد،چگونه رفتار می کندوچه طرز فکری             خواهد داشت.کودکی که عزت نفس اندکی دارد در خانه چنین رفتارهایی از خود بروز می دهد:                                                                                                                   

1-  آرزو دارد کس دیگری باشد .کودکی که دائم دوست دارد شخص دیگری باشد ، معمولا بیش از حد خیال پرداز است و آرزو دارد که کوچک تر شده و از مسئولیت های بزرگسالی خلاصی یابد.

2-احساس بی ارزش بودن می کند.این احساس زمانی به وجود می آید که کودک نسبت به جلب توجه دیگران امید کمی به خود دارد،در نتیجه به ندرت در جستجوی توجه دیگران است.

3-اغلب به هنگام برخورد با وظایف مشکل یا جدید گریه می کند.بعضی از کودکان هنگام روبرو شدن با وظایف مشکل صبور نیستید و دائم مضطرب اند که چگونه آنها را انجام دهند و به همین دلیل به شدت اشک می ریزند .

4- از خود به طور منفی یاد می کند .کودکان در هنگام صحبت در مورد تواناییهایشان غلمو می کنند و اکثر والدین به شنیدن  این حرف عادت دارند اما کودکی که عرت نفس اندکی دارد ممکن است بگوید که از خودش بیزار است یا ای کاش مرده بود.

5- از خود فعالیتی نشان نمی دهد .بیشتر کودکان آنقدر از نظر انرزی اشباع شده اند .که به نظر می آید در حال انفجارند .اما کودکی که احساس درماندگی می کند،نشانه ای از تلاش در او دیده نمی شود .

6-ابهام را نمی تواند تحمل کند .وقتی که کودکی به قود تشخیص خود اعتمادی ندارد می خواهد که هر چیزی را برایش چندین و چندبار توضیح دهند.اگر موضوعی به اندازه کافی واضح نباشد ،باور نمی کند که بتواند آن را درک کند و نگران پیامدهای سوء تعبیر خود می شود .

7- خود ویرانگر است .بعضی از کودکان از خود بیزارند و حتی ممکن است که به خودشان آسیب برسانند و این کار را  معمولا با گاز گرفتن یا خراشیدن خود شروع می کنند.

8-از نظر ظاهر ،سرووضع مرتبی ندارند.البته این مسئله در مورد کودکانی که مسائل زیادی برای فکر کردن دارند رایج است،اما میتواد علامتی باشد نسبت به اینکه کودک از فکر کردن و توجه به لذتی نمی برد .

9-تصمیم گیری برایش مشکل است .این علامت دیگری است که نشان می دهد کودک به قوه تشخیص خود ایمان ندارد و نگران پیامد انتخابی است و در تصمیم گیری مشکل پیدا می کند .

10-نسبت به آینده اش بدبین است .وقتی که کودکتان با بیحوصلگی و ناامیدی از آینده اش سخن می گوید باید نگران شوید .بعضی از کودکان چون آینده شان را چندان پربار نمی بینند ،اهمیتی نمی دهند که بعدها چه اتفاقی بیفتد.

کودکی که اعتماد به نفس اندکی دارد در بین کودکان دیگر بعضی از رفتارهای زیر را از خود نشان می دهد :

11-به کودکان کوچکتر وضعیفتر از خود زور می گوید.کودکی که احساس ضعف می کند و به سبب عدم اعتماد به نفس ناامید است سعی می کند با ترساندن بچه های دیگر ،مخصوصا آنهایی که ترسو هستند ،احساس قدرت کرده یا لااقل بدین ترتیب شخص دیگری را در ترس خود شریک کند.

12-ستیزه جواست.معمولا بعضی از دوستان هم سن وسال گاهی نسبت به یکدیگر پرخاشگرند،اما اگر کودکی به طور دائمی پرخاشگر داشت،نگران کننده است ،چون او بدین طریق نشان می دهد که از هم سن وسالهایش به طور کلی بیزار است .کودکی که به طور کلی دیگر کودک را از خود می راند احتمالا می ترسد که دیگران او را نپذیرند .

13-در برخورد با بزرگسالان قوی تر یا همسن و سال های تازه وارد،اعتماد به نفس ندارند .کم رویی در کودکان رایج است و به طبیعتی که با آنان متولد می شوند ارتباط دارد ،ولی اگر کودکی با دیدن هر شخص غریبه یخ می زند ،نشان دهنده این است که می ترسد اشخاص تازه وارد او را بد یا نالایق تصور کنند .

14-درک دیدگاههای دیگران برایش مشکل است.روی هم رفته کودکان ،تفکرات و احساسات دیگران را سریع درک می کنند ،اما اگر کودکی معتقد باشد که نمی تواند دیگران را بفهمد یا در این زمینه تلاش کمی کند ،توانایی درک سریع او تحلیل می رود و اگر عزت نفس کودک اندک باشد دیگر برای درک احساسات دیگران تلاش نمی کند.

15-بیش از حد به عقاید افراد مقتدر یا هم سن و سالهای با اقتدار تکیه می کند .کودکی که به خود اعتمادی ندارد با قادر به ابتکار نیست پیرو عقاید اشخاصی است که با اعتماد به نفس اند:

16-معلومات عمومی کمی دارند کودکی که عزت نفس اندکی دارد،فکر می کنند که نسبت به دیگران از جذابیت کمتری برخوردار است و به این سبب ، افکار خود را ابراز نمی کند و بر این باور است که عقاید و احساساتش برای دیگران اهمیتی ندارد و کسی علاقمند به شنیدن آنها نیست .

17-نقش رهبری را نمی پذیرند.کودکانی که عزت نفس اندکی دارند،اغلب معتقدند که در سازمان دهی دیگران ویا تصمیم گیری ناتوان اند.

18-به ندرت داوطلب می شوند .کودکی احساس می کند بعید است کاری را کامل یا رضایت بخش انجام دهد در هیچ کاری شرکت نمی کند .

19-اغلب از اجتماع دوری می کند.کودکی که عزت نفس اندکی دارد ،نمی داند که چگونه توجه دیگران را به خود جلب کند و حفظ کند.به این علت از کودکان دیگر دوری می کند و رمانی هم که تلاش می کند وارد گروهی شود ،بسیار ناشیانه عمل کرده و تلاش شان بی فایده می ماند .

20-هم سالانش به ندرت او را انتخاب می کنند .کودکی که به ندرت داوطلب می شود و از تفکرات و احساساتش کمتر سخن می گوید و عقایدش را ابراز نمی کند ،در بازی و کارهای مشارکتی به ندرت انتخاب می شود .او از بودن با دیگران هرگز لذتی نمی برد و به ندرت می تواند بر فکر گروه تاثیر بگذارد و بدین ترتیب عدم اعتماد به نفسش شدت می یابد.

21-دم دمی مزاج است.وقتی کودکی به قوه تشخیص خود اعتماد ندارد ، کف نفس مناسب را از دست داده و رفتارمتناقضی از خود نشان می دهد ،مثلا در زمین بازی خیلی ساکت است اما وقتی در کلاس است با سرو صدا کردن توجه معلم را به خود جلب می کند چرا که می داند می تواند این کار را انجام دهد.

22-مطیع است. هنگامی که کودکی نسبت به ارزش خود بی اطلاع است و به راحتی تسلیم هوس ها و دستورات دیگران می شود.

23-توجه ها را به سمت خود جلب می کند .از آن جا که عزت نفس اندک انواع بسیار متفاوتی دارد،مسما به طور متناقضی نیزبروز می کند .بعضی از کودکان فکر می کنند بی ارزشند و از خود چیزی ندارند که اظهار نمایند ،آن گاه در تلاش اند که با پز دادن توجه دیگران را به خود جلب کنند.

24-به ندرت می خندند یا لبخند می زنند.

25-از هم سن و سال های خودش با اهانت یاد می کند .کودکی که نمی تواند تایید دیگران را به دست آورد برای اینکه رنج خود را کاهش دهد ،دیگران را سرزنش می کند.مثلا می گوید«فلان کودک بی ادب و کثیف است ،یا نق می زند با احمق واقعی یا کودن است»

26-تابع امیال آنی خود است .کودکی که به خود ا عتماد ندارد ،بی اندازه نگران است که نتواند کاری را به خوبی انجام دهد و اغلب بدون فکر عمل می کند.

27-حواسش زود پرت می شود و زمان قدرت تمرکزش کوتاه است.

این ویزگی از آنجا ناشی می شود که کودک فکر می کند که نمی تواند کار دشواری را انجام دهد و به محض اینکه به قسمت دشوار کار می رسد توجه ئ تمرکز او از بین می رود .اگر مطلبی را که زود می خواند زود درک نکند یا به سرعت نتواند مسئله ریاضی را حل کند دچار حواس پرتی می شود.

28-در محیط های جدید و ناآشنا دچار اضطراب شدیدی می شود .بعضی از کودکان که از عزت نفس اندکی برخوردارند ،در محیط های آشنا خوب عمل می کنند،چون احساس می کنند کسی از آنها کاری خارج از توانشان نمی خواهد ،اما وقتی که محیط تغییر می کند بی اندازه نگران می شود و می ترسند که انجام دادن کارهای متفاوتی را از آنها بخواهند .

29-انگیزه تلاش را از دست می دهد.وقتی کودکی فکر می کند که هرگز موفق نمی شود ،دلیلی برای تلاش کردن نمی یابد و تصور می کند که باز در نهایت بی چاره و در مانده است .

30-به طور کلی پشتکارش را از دست می دهد .هر کس که فکر که شانس نسبتا خوبی دارد ،می تواند کاری را تا آخر ادامه دهد اما کسانی که عزت نفس اندکی دارند این احتمال را می دهند که در کارشان شکست خواهند خورد .

31-از الگوهای فکری ثابتی پیروی میکند.کودکی که به خود اعتماد ندارد فکر می کند که نمی تواند واکنش های دیگران را درک کند ،بنابراین گرفتار یکسری الگوهای فکری ثابت می شود از قبیل :من باید خوب وآرام باشم و مثلا حتی اگر معلم در تلاش باشد که بچه ها را تشویق کند نمایشی بازی کنند او واکنشی از خود بروز نمی دهد .

32-توانایهایش را بی اندازه دست کم می گیرد یا درباره شان غلو می کند.بعضی مواقع کودکی که دارای عزت نفس اندکی است درباره توانایی هایش غلو می کند که این عمل حالت تدافعی رایجی است .او قادر به روبه رو شدن با توانایی های واقعی اش نیست پس به دنیایی تخیل قدم می گذارد و بدین ترتیب احساس بی کفایتی اش را جبران می کند .

33-موفقیت را در نتیجه تاثیر چیزی خارج از وجود خود می داند .مثلا اگر امتحانی را خوب دهد یدر مسابقه ای برنده شود ،دلیل موفقیتش را آسان بودن امتحان یا خوش شانسی می داند .

34-شکست را در نتیجه تاثیر عمل شخص خود می داند .کودکی که اعتماد به نفس اندکی دارد ،شکست را نتیجه مستقیم بی استعدادی و بی ذکاوتی خود می داند و معتقد است درس نمی فهمد یا احمق است.

35-هر نوع شکست حتی جزئی را مهم تلقی می کند .

36-مستقل کارکردن برایش دشوار است.کودک با عزت نفس اندک چون ابتکار عمل ندارد به هم سن و سال های مستبد یا کودکان توانی بزرگ تر از خود متکی می شود و دوست دارد که دیگران به او بگویند چه کاری انجام دهد.

37-کم سوال می کند.با این که در جستجوی دیگران است احتمال دارد در بعضی مواقع بسیار کم سئوال کند،چون می ترسد دیگران به حماقتش پی ببرند .
هدف از تنظیم این فهرست به صدا در آوردن زنگ خطر به گونه ای نیست که والدین را نگران کند بلکه مقصود هوشیار کردن آنها نسبت به رفتار کودکان شان است.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عزت نفس در کودکان ، کودکان ، روانشناسی کودک ، کودک ، عزت نفس ، اعتماد به نفس ، باور به خود ،

تقویت اعتماد به نفس در کودکان

دوشنبه 10 مهر 1391  03:46 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

تحقیقات نشان می دهد كه انعطاف پذیری، یكی از مهمترین خصوصیاتی است كه شما می توانید آن را به فرزندانتان القا كنید و با استفاده از روش های مختلف می توانید اعتماد به نفس آنها را برای فائق آمدن بر مشكلات تقویت كنید.
اگر از شما سؤال شود كه چه چیزی را در زندگی فرزندتان آرزو می كنید، بدون شك می گویید: خوشبختی، موفقیت در درس و مدرسه، داشتن دوستان خوب، عشق به خانواده و شغل خوشایند و دلخواه او. گرچه شما نمی توانید همه این چیزها را یك جا بخواهید، ولی با كمك به او می توانید در پیشرفت خصلت انعطاف پذیری كه كلید دستیابی به تمام این اهداف است، او را به این سمت سوق دهید. مطالعات بی شماری نشان می دهد كه انعطاف پذیری _ یعنی داشتن نیرویی قوی كه بر هر مشكلی پیروز می شود- برای كودكانی كه با ناملایمات زیادی روبه رو هستند، یك امر حیاتی و سرنوشت ساز است اما در این دنیای پیشرفته و پر از هیجان، همه كودكان به ظرفیتی نیاز دارند تا بتوانند با ناملایمات و مشكلاتی از قبیل مدرسه، زمین بازی یا یك مسابقه فوتبال، دست و پنجه نرم كنند. بنابراین والدین باید توانایی انعطاف پذیری را به جای زور و اجبار در كودكان خود تقویت كنند. در اینجا به ده  روش برای كمك به تقویت اعتماد به نفس كودكان و پیروزی بر مشكلات اشاره می كنیم:


۱- صبور و بردبار باشید: از دید كودكان به دنیا، توانایی در پرورش انعطاف پذیری، ذاتی است. مجبور نیستید كه با تمام كارهای كودكان موافقت كنید، اما سعی كنید كه از آنها قدردانی كرده و ایده های آنها را تصدیق كنید. وقتی كه كودكان متوجه شوند كه دقیقاً والدینشان به آنها گوش می دهند، از راهنمایی های آنها بیشتر استفاده می كنند.
البته هنگام عصبانیت و مشاهده رفتار ناخوشایند از فرزندتان، احساس همدردی كردن خیلی مشكل است. در چنین شرایطی بردباری مهمترین چیز است. سارا، دختر خجالتی ۶ ساله ای كه معمولاً والدینش او را برای سلام كردن به اقوام و دوستان وادار می كردند، اغلب خجالت می كشید خود را با موقعیت جدید وفق دهد و والدینش نمی توانستند دریابند كه چرا او نمی تواند مؤدب تر باشد. آنها به او اخطار دادند كه اگر سلام گفتن را یاد نگیرد، افراد دیگر دوست ندارند كه با او باشند؛ اگر چه والدین سارا فكر می كردند كه با این كار به او كمك می كنند ولی آنها متوجه نبودند كه كم رو بودن سارا مادرزادی است كه نمی تواند به راحتی خود را در جامعه نشان دهد.
برای حس همدردی، خود را جای او گذاشته و فكر كنید كه در مقابل شنیدن حرف هایی كه به او می زنید، چه احساسی پیدا می كردید. اگر مادر سارا به اندازه او خجالتی بود، اگر همسر و رئیس او می گفتند كه در چشمان افراد نگاه كن و صحبت كن، چه احساسی داشت؟ احتمالاً او در این شرایط آگاه تر و هوشیارتر خواهد شد؛ در صورتی كه قبلاً بدون آگاهی از این مسئله، زود عصبانی می شد. برای احساس همدردی بیشتر با افراد خجالتی بگوئید: «سلام كردن برای بسیاری از كودكان، سخت و دشوار است. من روشی كه راه را برای تو آسان تر می كند را انجام می دهم. شاید در ابتدا اگر با لبخندزدن شروع كنی بهتر باشد و كم كم با این كار خود را برای سلام كردن آماده می كنی» .
با استفاده از این روش فرزندتان را امیدوار می كنید تا بتواند موقعیت خود را بهتر درك كند.
وقتی شما روزبه روز احساس همدردی بیشتری نشان دهید، در حقیقت به فرزندتان آموخته اید كه این كار، امری حیاتی است تا او بتواند رضایت و ارتباط با دیگران را حفظ كند و احساس نزدیكی بیشتر با فرزندتان باعث می شود تا او بتواند خود را با هر شرایطی سازگار كند؛ در نتیجه حس انعطاف پذیری او تقویت می شود.

2- ارتباطی محترمانه با او داشته باشید: همیشه به كارها و صحبت های خود نسبت به فرزندتان دقت كافی داشته باشید تا فرزندتان نیز به همان نسبت محترمانه و با ادب رفتار كند. هرگز صحبت آنها را قطع نكنید. بگویید كه احساسات آنها را درك می كنید یا از كلماتی مانند همیشه و هرگز در برخی مواقع بحرانی و حیاتی كه نشان دهنده مسلم بودن است، استفاده كنید.
برای جواب دادن به سوالاتشان وقت بگذارید. پرسش هایشان برداشت آنها از دنیای خارج و احساساتشان است كه با نشان دادن آنها سعی در برطرف كردن مشكلاتشان كنید، همه این كارها پیش زمینه ای برای انعطاف پذیری كودكان است. اگر فرزندتان احساس كند كه سؤال هایش احمقانه و خسته كننده به نظر می رسد، از مطرح كردن آنها منصرف می شود.
همچنین صادق بودن برای كودكان خیلی اهمیت دارد. معمولاً بچه ها می دانند كه والدین بعضی از مسائل را از آنها مخفی می كنند. به عنوان نمونه، پدر و مادری برای این كه فرزندان دوقلوی ۸ ساله آنها از بیماری سرطان مادربزرگشان ناراحت نشوند، این مسئله را به آنها نگفتند. البته دختر خانم ها دقیقاً احساس می كنند كه بعضی چیزها حقیقت ندارد، بنابر این به والدین توصیه می شود كه با دخترهایی كه قدرت درك بالاتری دارند صادقانه تر رفتار كنند. البته این جمله بدین معنا نیست كه تمام مسائل خصوصی و شخصی و یا مسائلی كه به احساسات آنها لطمه می زند یا خارج از ظرفیت آنها می باشد را به طور كامل بازگو كنید، بلكه از گفتن بعضی از مسائلی كه خارج از تحمل آنهاست، صرف نظر كنید. در نتیجه، با پنهان كردن همه مسائل، فرزندتان را در به دست آوردن موقعیتی كه یاد بگیرد چگونه می تواند با ناملایمات و مشكلات دست و پنجه نرم كند، محروم كرده اید.

۳- انعطاف پذیر باشید: والدین می خواهند فرزندانشان سازش پذیر، با ملاحظه و قابل انعطاف در مقابل عقاید جدید باشند. ولی آنها بیشتر در اجرای این روش شكست می خورند. اكثر والدین از این روش برای نزدیك شدن به فرزندانشان استفاده می كنند گرچه زیاد موفقیت آمیز نبوده است، مثلاً: ما می دانیم والدینی كه مرتب به فرزندانشان در مورد تمیزی اتاق، نق می زنند، نتیجه مطلوبی نگرفته اند.
اگر بعضی اوقات شما چیزی می گویید یا كاری را بدون دلیل برای مدت ها انجام می دهید و نتیجه ای نمی گیرید، كمی تأمل كرده و به روش های دیگری كه می توانید انجام دهید فكر كنید، بدون هیچ درگیری و كشمكشی به نتیجه مطلوب و دلخواه خواهید رسید. قوانین آرام و ثابتی در مورد غذا خوردن كامل یا دست شستن پیش از غذا كار را راحت می كند. و بدین معنا نیست كه در مقابل فرزندتان كوتاه بیایید یا او را بد عادت و لوس كنید. با به كارگیری از این روش به آنها یاد می دهید كه برای فائق آمدن بر مشكلات روش های متعددی وجود دارد و از اشتباهات خود می توانید چیزهای جدید یاد بگیرید. اگر شما در رفتارتان تجدید نظر كنید، فرزندتان نیز درست مثل شما سعی می كند هنگام رویارویی با مشكلات زندگی از روش های متفاوتی استفاده كند تا بتواند بر آنها پیروز شود.

۴- تمام توجه و حواستان را روی او متمركز كنید:
وقتی كودكان متوجه می شوند كه والدینشان از بودن با آنها لذت می برند، احساس عشق و علاقه زیادی می كنند. این حس خاص، مكمل و لازمه اعتماد به نفس آنهاست. در حقیقت، مطالعات نشان می دهد كه كودكانی كه در دوران كودكی خود بر مشكلاتشان پیروز می شوند كسانی هستند كه خود را به راستی باور كرده اند.
طبق جدول زمان بندی شده حتی اگر ۱۵دقیقه در روز توجه كامل خود را به فرزندتان معطوف كنید كافی است. والدین كودكی ۵ ساله هر شب در كنار او بازی می كنند، ولی هر وقت كه تلفن زنگ می زند، بازی را قطع كرده و مشغول جواب دادن به تلفن می شوند. به تدریج، كودك متوجه می شود كه تلفن از او خیلی مهم تر است و برای نشان ندادن ناراحتی اش، خود را با دیدن فیلم سرگرم می كند.


۵- كودكان را برای خودشان و آنچه كه هستند، بپذیرید. شاید فرزندانتان همه انتظارات شما را برآورده نكنند، ولی شناخت خلق و خوی ذاتی آنها بسیار مهم است. هنگامی كه برای آن چه كه هستند توسط دیگران تقدیر شوند، احساس امنیت بیشتری برای ارتباط برقرار كردن پیدا می كنند، همچنین یاد می گیرند كه چگونه مشكلاتشان را برطرف كنند.
«كارل» پسر بچه ۹ ساله ای است كه اغلب صبح ها بیهوده وقت را تلف می كند و به سرویس مدرسه نمی رسد. والدینش نسبت به بی مسئولیتی او به شدت عصبانی شده و تصمیم گرفتند كه او را از بعضی از تفریحات دلخواهش محروم كنند. آنها متوجه نبودند كه كندی «كارل» به دلیل بی مسئولیتی او نیست بلكه او به طور ذاتی كمی گیج و حواس پرت است. به جای فریاد زدن و تنبیه كردن، بهتر است كه با او در مورد آنچه كه به سریع تر آماده شدن او كمك می كند، صحبت كنند. البته می دانیم كه والدین بچه هایی كه دیر به مدرسه می رسند برای زود رسیدن آنها از مسئولین مدرسه كمك می گیرند. كودكان مسئولیت پذیری را دوست دارند و این باعث تشویق آنها برای به موقع رسیدن به مدرسه می شود.
البته پذیرفتن فرزندتان، همان گونه كه هست بدین معنا نیست كه همه رفتارهای بد او را قبول كنید، بلكه او را درك كرده و به او كمك كنید تا تغییر روش دهد و بتواند اعتماد به نفس خود را تقویت كند.


۶- به كودكان فرصت جبران كردن بدهید. كودكان از همان سال های اول دوست دارند كه مفید باشند. اگر از افراد در مورد بهترین خاطرات دوران مدرسه سئوال شود، پاسخ بیشتر آنها كارهایی است كه به نحوی كمك به دیگران و مثبت بوده است، مانند: درس دادن به شاگردان كوچكتر، رنگ آمیزی نقاشی دیواری یا كارهای گروهی و نمایشی در كلاس.
وقتی كودكان را در جهت كمك به دیگران حمایت می كنیم، به توانایی آنها ایمان داریم كه فرزندانمان می توانند كارهای مختلفی انجام دهند و حس مسئولیت پذیری آنها را نیز تقویت كرده ایم. همچنین قبول می كنیم كه یك كودك ۳ ساله هم می تواند در خانه مسئولیت پذیر باشد، به شرطی كه كار شاقی نباشد. به فرزندان بگوئید: «ما به كمك تو احتیاج داریم.»


۷- سعی كنید اشتباه كودكان را با تجربه كردن خودشان، برطرف كنید. كودكانی كه والدینشان نسبت به خطاهای آنها بیش از حد حساسیت نشان می دهند، ریسك پذیری كمتری داشته و در نهایت به خاطر اشتباهشان توسط دیگران سرزنش می شوند. والدین باید خیلی با این مسائل راحت تر برخورد كنند به طور مثال اگر فرزندتان برای سومین بار شیرش را روی صندلی می ریزد، خود را كنترل كنید و به خود بگوئید كه این كار برای كودكان در این سن طبیعی است و با بزرگ شدن آنها، این مسئله نیز حل می شود. با این روش فرزندتان را برای حل كردن مشكلش آماده می كنید. اگر می خواهید به فرزندتان دوچرخه سواری یاد دهید، بگوئید كه چگونه تعادل خود را حفظ كند و اكثر بچه ها بار اول زمین می خورند.


۸- به نقاط قوت كودكان تأكید كنید. اگر چه كودكان با اعتماد به نفس بالا از شكست دلسرد نمی شوند بلكه از موفقیت خود نیز لذت می برند. حس موفقیت و غرور آنها، باعث عزت نفس بیشتری شده تا در آینده بهتر بتوانند با مشكلات دست و پنجه نرم كنند.
اگر چه همه كودكان به طور ذاتی ورزشكار، هنرمند یا محبوب نیستند، بلكه هر كودكی به نوبه خود قدرت و توانائی خاص خود را دارد و شما به عنوان والدین او باید متوجه چنین نیرو و استعداد فرزندتان باشید و برای این كه كودكان بتوانند به راستی خود را باور كنند، باید خود به تنهایی موفقیت را تجربه كنند.


۹- به كودكان اجازه دهید كه در برطرف كردن مشكلاتشان، تصمیم گیرنده باشند. مسئله ای كه بیشتر والدین با آن روبرو هستند این است كه تمایل دارند خیلی سریع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند. البته به كرات دیده شده وقتی كه مشكل حل می شود و همه چیز سرو سامان می گیرد به فرزندانمان می گوئیم كه ما گفتیم كه چه كار كنید. اما اگر فرزندتان تكالیف مدرسه اش را نمی داند یا چیزهایش را گم كرده است، او را برای یافتن راه حل و پیدا كردن موقعیتش تشویق كنید.


۱۰- ادب و نزاكت را به او یاد دهید. معنای واقعی كلمه «Disipline» یاد دادن است. آخرین هدف پرورش دادن نظم و ترتیب است كه كودك را حتی اگر در كنارش نباشید، مسئولیت پذیر بار می آورد. مطمئن باشید هرگز با تهدید كردن و تحقیر كردن فرزندتان به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.
اگر شما در مواقع اضطراری به فرزندتان بگوئید: تو بعد از مدتی آرام می شوی. یا بهتر است اضافه كنید: هر وقت كه آرام شدی، اجازه بده ببینم كه چه شده است. با این كار به او اجازه مسئول بودن روی اعمالش را می دهید. برای كودكان بالاتر از هفت سالی كه یك دنده و لجباز هستند فرصت داده و تأكید كنید كه خودشان در تصمیم گیری رفتار مناسب توانایی دارند. اگر شما داد و بیداد كنید، او متوجه منظورتان نمی شود و همچنین اعصاب خود را نیز به هم ریخته اید.
به طور ایده آل، با تشخیص به موقع سعی كنید كه مشكلات رفتاری در فرزندتان به وجود نیاید. همچنین اگر فرزندتان كار درستی انجام می دهد، اجازه دهید تا خود نیز بداند. تشویق و علاقه شما از همه ستاره ها و برچسب ها برای فرزندانتان با ارزش تر است.





نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تقویت اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس ، کودک ، روانشناسی کودک ، کودک و نوجوان ، رفتار با کودک ،

چهار سالگی زمان مناسبی برای ورود به مهد كودك است

یکشنبه 15 آبان 1390  02:46 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

فرآیند تربیت كودك در خانواده از همان بدو تولد آغاز می‌شود و به تدریج و با افزایش سن از حمایت مطلق و همه‌جانبه پدر و مادر كاسته و به استقلال فرزند افزوده می‌شود. والدین برای افزایش استقلال باید در مناسب‌ترین زمان فرزندان خود را به مكان‌هایی مانند مهدكودك، پیش‌دبستانی و... بفرستند. تعامل كودك با همسالان، آشنا شدن آنها با قوانین اجتماعی، ایجاد روابط اجتماعی، بازی‌های گروهی و رشد توانایی‌های فردی از مزایای مهدكودك است كه زمینه‌ساز مدرسه‌پذیری و به دنبال آن جامعه‌پذیری افراد می‌شود.
امروزه افرادی كه رفتارهای مورد پذیرش در جامعه را به‌راحتی می‌آموزند، همان كودكانی بوده‌اند كه دوران خردسالی‌شان را در مهدكودك‌ها سپری كرده‌اند. متاسفانه تحقیقات و بررسی‌ها نشان داده در جامعه ما، اكثر مهدها از استانداردها و شیوه‌های صحیح آموزشی فاصله زیادی دارند؛ از مربی گرفته تا ایمن بودن مهدكودك. در زمینه مهدكودك مناسب، سن ورود به مهد و آماده‌سازی كودك برای ورود به مهد با مهسا مرعی‌نوتاش، كارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی و مدرس، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم كه در زیر می‌خوانید.

ترس از مهدكودك
متاسفانه یكی از عللی كه باعث می‌شود خانواده‌ها از فرستادن كودكان‌شان به مهد سر باز بزنند، به دلیل ترس كودك و حتی خود پدر و مادر از مهد است. نوتاش می‌گوید: «قبل از هر چیز والدین باید در زمینه امنیت و صلاحیت مهد مورد نظرشان اطمینان حاصل كنند تا با خیال راحت و بدون نگرانی كودك را به مهد بسپارند در غیر این‌صورت دل‌نگرانی والدین به كودك منتقل می‌شود. خانواده برای فرستادن كودك خود به مهد باید از قبل برای كودكش در خصوص فضای آنجا توضیح دهد و درصدد برآید كه علاقه كودكش را زیاد كند و زمینه را برای تعامل او با دوستان جدید و بازی‌های گروهی فراهم كند؛ گرچه این كار از وظایف مربیان است اما در ابتدا خانواده باید این مساله را برای كودكش روشن كند.» نوتاش برای اینكه كودك بتواند به تدریج خود را با مكان مهدكودك وفق دهد، ادامه می‌دهد: «تا زمانی كه فرزندان در مهد احساس امنیت نكرده‌اند خانواده نباید تنهایشان بگذارند و بهتر است در روزهای اول، مادر در مهد حضور داشته باشد تا اعتماد كودك نسبت به مربی و بچه‌ها جلب شود، این پروسه ممكن است برای برخی از كودكان، دو، سه روز اول باشد و برای برخی دیگر تا چند هفته ادامه پیدا كند و نكته بسیار مهم این است تا زمانی كه فرزندان خودشان احساس امنیت و راحتی نكرده‌اند، آنها را تنها نگذاریم برای اینكه كودك به فضای مهد عادت كند. در آغاز باید زمان كوتاهی، فرزندان را به مهد بفرستیم به‌عنوان مثال یك یا دو ساعت در روز تا كم‌كم علاقه‌اش زیاد شود و به این ترتیب شوق و علاقه بیشتری برای رفتن به مهد پیدا كند.» نوتاش تاكید دارد حتما والدین در زمان مقرر كه مهد اعلام می‌كند به دنبال كودك‌شان بروند و اجازه ندهند كه بیش از اندازه در انتظار به سر برند؛ چرا‌كه باعث لطمه دیدن كودك‌شان می‌شود و ممكن است كودك به دلیل این موضوع، از رفتن به مهدكودك سر باز زند. والدین باید هر روز از كودك‌شان بپرسند كه در مهد چه اتفاقاتی رخ داده و به این ترتیب بتواند از لابه‌لای حرف‌های فرزندشان مسایل اجتماعی را بیابند مثل اینكه ممكن است كودك دستشویی داشته باشد اما خجالت بكشد با مربیان مهد در میان بگذارد و... خانواده با شنیدن حرف‌های كودك، می‌تواند به مسایل آگاه شده و برای حل آنها اقدام كند. او ادامه می‌دهد: «والدین باید از مسوولان و مدیریت مهد بخواهند كه در روزهای اول، اتاق‌های بازی، كلاس‌ها، حیاط، سرویس بهداشتی و سایر قسمت‌های مهد را به كودكان نشان دهد تا ترس برخی از بچه‌ها از این محیط ناشناخته از بین برود.»

بهترین سن ورود به مهدكودك

مادر و پدرها در اینكه چه سنی برای فرزندشان هنگام ورود به مهدكودك مناسب است، اغلب دچار تردید می‌شوند، چراكه نظر متخصصان در این‌باره متفاوت است اما همگی بر این باور متفق‌القولند كه كودك تا پایان دو سالگی باید در محیط خانواده و نزد والدینش باشد، چراكه در دو سال اول زندگی، كودك به شدت وابسته به والدینش است و نباید بگذارند این دل‌بستگی و وابستگی غیر ایمن شود، چراكه مشكلات عاطفی برای كودك‌شان فراهم می‌شود. نوتاش در این زمینه معتقد است: «چهارسالگی زمان مناسبی برای ورود كودك به مهد است. اگر مادر شاغل نباشد و بتواند زمان بیشتری را در كنار فرزندش سپری كند، بهتر است تا اینكه كودكش را قبل از سنین سه، چهارسالگی به مهد بفرستد، اما در جامعه ما شاهد هستیم كه خیلی از والدین به دلیل مشغله زیاد، كودكان‌شان را در سنین شیرخوارگی به مهدها می‌سپارند كه باعث آسیب رساندن به كودك از لحاظ روحی می‌شود.»

نقش كلیدی مربی‌ها در مهدكودك

نخستین موردی كه والدین در انتخاب مهدكودك باید به آن توجه كنند، تجربه و دانش مربیان است، زیرا نداشتن سابقه، تجربه و دانش كافی باعث لطمات جبران‌ناپذیری به كودك می‌شود. نوتاش می‌گوید: «مربی مهد باید دارای تحصیلات در زمینه علوم تربیتی و روان‌شناسی كودك و رشد باشد. اما گاهی در مهدها دیده شده كه از مربیان متخصص استفاده نمی‌شود یا حتی در برخی موارد میزان تحصیلات مربیان دیپلم است كه بهتر است در این‌گونه مهدها، در طول هفته، حداقل دو روز روان‌شناس در مهد حاضر شود و به مشاهده رفتاری دقیق كودكان بپردازد تا در صورت لزوم توصیه‌های مربوط به مربی و والدین را تذكر دهد.» او ادامه می‌دهد: «رابطه عاطفی بین كودك و مربی در این سن بسیار مهم و اثرگذار است و مدیر مهد نباید مربیان را بدون هیچ‌گونه توضیحی برای كودكان عوض كند.» تعداد كودكانی كه با یك مربی تشكیل كلاس می‌دهند، بسیار مهم است. نوتاش اعتقاد دارد هر چقدر تعداد كودكان كمتر باشد، مربی زمان بیشتری می‌تواند صرف رسیدگی به كودك كند و كارایی كودك را بالا ببرد و بهتر است والدین در انتخاب مهدكودك نیز به تعداد كودكان در مهد توجه كنند.

شیوه‌های آموزش و یادگیری در مهدكودك

كارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی در زمینه شیوه‌های آموزش در مهد می‌گوید: «مهدهایی كه تنها به بعد آموزشی می‌پردازند مثلا آموزش همزمان دو زبان خارجه و... لزوما مهدهای مناسب نیستند چراكه بهترین نوع آموزش و یادگیری در سنین خردسالی از راه‌های بازی عینی، كلامی و عملی است و در تنظیم بازی‌ها در سنین مختلف مهد باید دقت كافی شود. نوع بازی‌ای كه برای بچه‌ها در نظر گرفته می‌شود، بسیار مهم است. بازی‌های هر گروه سنی باید با توجه به مراحل رشد كودك طراحی شود تا علاوه بر لذتی كه كودك از اجرای بازی می‌برد، مهارت‌های جدید را نیز بیاموزد و موقعیت‌هایی را فراهم كند تا کودکان با چالش‌هایی برای تفكر آشنا شوند و راه‌حل‌های تازه‌ای را برای حل مسایل بیابند. او تاكید دارد مربی با دادن پاداش‌های مناسب و اجرای محرومیت‌های خفیف از برخی مزایا، باید در این زمینه مدیریت داشته باشد. در نهایت نوتاش معتقد است علاوه بر موارد ذكرشده، والدین باید در انتخاب مهدكودك به ایمن بودن فضا و ساختمان مهد، نداشتن پله، موكت بودن زمین مهد، ایمنی محیط بازی، تسهیلات سرمایی و گرمایی و تغذیه در مهدكودك توجه بسیاری داشته باشند.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: ورود به مهد كودك ، زمان مناسب ورود به مهدکودک ، مهدکودک ، ورود به آمادگی ، کودک ، کودکان ، بچه ،