تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر موضوعات روانشناسی

کسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس در پنج گام آسان

چهارشنبه 8 شهریور 1391  12:42 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

همه ما می‌خواهیم كه اعتمادبه‌نفس بیشتر و احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم در این صورت می‌توانیم به بهترین نحو زندگی كنیم. در اینجا راه‌هایی برای كسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس معرفی شده است:

۱) كاری انجام دهید كه مستلزم تصمیم‌گیری و به سامان رساندن آن باشد.


 

آیا تاكنون نوشتن نامه به یكی از بستگان نزدیك خود (مثلا‌ خاله یا عمه) را به تعویق انداخته‌اید؟ آیا دوستی هست كه می‌خواستید با او تماس بگیرید؟ ماشین را بشویید، باغ را مرتب یا خانه را تمیز كنید. شما با انتخاب هدف‌های خود (هر چند كوچك) و دنبال كردن آنها اعتماد به نفس به دست می‌آورید.

۲) از خوب انجام دادن كارهایتان لذت ببرید.

آیا هیچ سرگرمی‌یا ورزشی هست كه از انجام آن لذت ببرید؟ چیزهایی مانند شنا، نقاشی یا نوشتن می‌توانند توجه شما را جلب كرده و ذهن شما را مشغول كنند. زمانی كه ذهن شما مشغول است چیزهایی دیگر را فراموش می‌كنید.سپس احساس می‌كنید كه ماهر و توانا شده‌اید. این روش شیوه بسیار خوبی برای بالا‌ بردن عزت نفس است. اگر از هیچ سرگرمی‌یا تفریح خاصی لذت نمی‌برید، تلا‌ش كنید تا چیزی را امتحان كنید كه همواره دوست داشته‌اید.خودتان را در حال انجام آن كار مجسم كنید و سپس امتحان كنید؟ نیازی نیست كه حتما كار بزرگی باشد و می‌تواند به سادگی پیوستن به گروهی برای پیاده‌روی باشد.

متوجه خواهید شد كه اگر حداقل هفته‌ای یك بار كاری انجام دهید كه ذهن شما را مشغول كند، حواس جمع‌تر و شادتر هستید.

۳) مركز توجه خود را تغییر دهید.

اثبات شده است كه در افرادی كه توجه زیادی به خود می‌كنند عزت نفس پایین است. شما می‌توانید از طریق انجام كاری كه به شخص یا حتی چیز دیگری توجه می‌كند، اعتماد به نفس كسب كنید.

متوجه خواهید شد كه در هنگام ملا‌قات افراد جدید، با توجه كردن به شخص مقابل فورا اضطراب شما كاهش می‌یابد.

در پایان روز شما با دیگران ارتباط برقرار كرده‌اید و سبك‌تر شده‌اید.

۴) قبلا‌ استراحت كنید!

یادگیری روش‌های آرام بخش باعث بهتر شدن كیفیت زندگی می‌شود. افراد آرام‌تر مشكلا‌ت كمتری با حافظه خود دارند و احتمالا‌ ناهمواری‌های زندگی را راحت می‌پذیرند.

۵) از هر كاری كه به اتمام رسانیده‌اید فهرستی تهیه كنید.

هدف‌های كوتاه‌مدت برای خود انتخاب كنید. چیزهایی كه می‌توانید در فهرست خود قرار دهید عبارتند از: قبول شدن در امتحان رانندگی و گرفتن گواهینامه، گل زدن در هنگام بازی مثلا هاكی روی یخ، پس‌انداز كردن پول كافی برای سفر و غیره.

این‌ها فقط چندین طرح است كه شما می‌توانید برای كسب اعتمادبه‌نفس و افزایش عزت نفس از آنها استفاده كنید. این طرح‌ها را به عنوان نكات اساسی در نظر بگیرید و این كارها را دائما در زندگی خود اضافه كنید.

به یاد داشته باشید كه مردم با عزت نفس بالا‌ به دنیا نیامده‌اند و اغلب آن را تقویت كرده‌اند. عزت‌نفس ناشی از طرز تفكر شما و انجام كارهای روزمره‌ای است كه به شما احساس خوبی می‌دهند.

نویسنده: پیتر مورفی
ترجمه: لیلا‌ عسكری

روزنامه حیات نو

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: کسب اعتماد به نفس ، افزایش عزت نفس ، عزت نفس ، اعتماد به نفس ، موضوعات روانشناسی ،

چگونه عادت های بد خود را تغییر دهیم؟

پنجشنبه 12 آذر 1388  03:00 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

اگر نوجوان هستید، این احتمال وجود دارد که یک روز به سمت سیگار کشیده شوید. روزانه تقریباً 3000 نوجوان امریکایی سیگاری می شوند، این یعنی سالانه یک میلیون نوجوان به آمار سیگاری ها افزوده می شود. حدود 60 درصد از دانش آموزان دبیرستانی در سالهای آخر مدرسه سیگار را امتحان می کنند. پس این احتمال وجود دارد که خود شما یا دوستانتان هم یکی از این نوجوانان سیگاری باشید.

هدف ما از این مقاله کمک به شماست تا بدانید چرا این همه نوجوان به سمت سیگار کشیده می شوند. وقتی بدانید چرا نوجوانان سیگار می کشند این احتمال که خودتان به سمت آن نروید بیشتر می شود. مثل شعبده بازی است. اولین باری که آنرا می بینید به نظرتان خیلی جالب و اسرارآمیز می آید اما وقتی کسی حقه آنرا به شما آموزش دهد دیگر برایتان اسرارآمیز نخواهد بود و جذابیت خود را برایتان از دست خواهد داد. درمورد سیگار کشیدن هم همینطور است.

قرص

تصور کنید که من و شما مکالمه زیر را با هم داریم:

من: سلام، چطوری؟

شما: بد نیستم.

من: یه چیز جدید دارم دوست داری امتحانش کنی؟

شما: چی هست؟

من: یه قرصیه که فکر میکنم بدت نمی آید امتحانش کنید

شما: چکار میکنه؟

من: اول اینکه یه ماده سرطان زای جدیده که اگه مصرف کنی احتمال اینکه سرطان ریه بگیری خیلی زیاده. غیر از این مشکلات دیگه ای هم برای سلامتیت داره. تنفست و موهات و لباسات بوی بد میگیره. ماشینتو به کثافت می کشه. این قرص رو 40 بار در روز مصرف می کنی. از اینها گذشته اعتیادآور هم هست. وقتی یکبار مصرف کنی دیگه ترک کردن آن سخته. کلی هم باید هر روز خرج خریدن آن کنی.

شما: برای این باید پول بدم؟ شوخی می کنی؟ حالم از این چیزی که گفتی بهم می خوره. مگه دیوونه ام که اونو بخورم؟

من: با مصرفش حس باکلاس بودن بهت دست میده.

اگر چنین چیزی به شما هم پیشنهاد می کردند، مصرف می کردید؟

چرا؟

اجازه بدهید از اول شروع کنیم—چرا نوجوانها شروع به سیگار کشیدن می کنند؟ اگر از آنها بپرسید، احتمالاً چهار دلیل زیر را عنوان می کنند:

1. پذیرفته شدن در جمع دوستان: خیلی از نوجوانان که دوستانشان سیگار می کشند برای اینکه در جمع آنها پذیرفته شوند، به سیگار روی می آورند.

2. انعکاس تصویر: سیگار کشیدن در تبلیغات تصویر خاصی دارد. برای خانم ها نشانه سکسی بودن و برای آقایون نشانه استقلال فردی، سرگرمی و خونسردی است. خیلی اوقات نوجوانان تحت تاثیر این تصاویر به سیگار روی می آورند.
3. طغیان و سرکشی: بسیاری از نوجوانان به این خاطر به سیگار روی می آورند چون می دانند خانواده و سایر افراد بزرگسال را اذیت می کند. عنصر استقلال طلبی و انجام کارهایی که مجاز نیست هم ازجمله دلایل کشیده شدن نوجوانان به سیگار است.

4. الهام گیری از بزرگسالان: بعضی از نوجوانان باور دارند که با سیگار کشیدن مثل بزرگسالان رفتار می کنند. اگر نوجوان در جامعه ای بزرگ شود که اکثر افراد بزرگسال سیگار بکشند، این می تواند نتیجه ای منطقی باشد.

عامل دیگری هم تاثیرگذار است که خیلی از نوجوانان از آن بی خبر هستند:

این عامل ذهن خود فرد نوجوان است. نمودار زیر می تواند برایتان جالب باشد:

نمودار زیر سنی که افراد شروع به سیگار کشیدن می کنند را نشان می دهد. در این نمودار می توانید مشاهده کنید که برخی از سن 11 و 12 سالگی شروع می کنند اما به طور کلی سن 13 تا 18 سالگی سنی است که اکثر افراد در آن سیگار را شروع می کنند—تقریباً همه افراد سیگاری از این سنین شروع می کنند. مسئله مهم که باید به آن توجه کنید این است: هیچکس بعد از سن 20 سالگی شروع به سیگار کشیدن نمی کند. این یعنی اگر بتوانید تا سن 20 سالگی سیگار نکشید، احتمالاً دیگر هیچوقت سیگاری نخواهید شد. این یک واقعیت خیلی جالب زندگی است. هیچ فرد بزرگسالی تصمیم به سیگاری شدن نمی گیرد. سوالی که بعنوان یک نوجوان باید از خودتان بپرسید این است که، "چرا اینطور است؟"

ذهن بزرگسالان

ذهن نوجوان تفاوت زیادی با ذهن فرد بزرگسال دارد. همه نوجوانان بالاخره این را می فهمند که سنشان سنی است که شروع به تبدیل شدن به یک بزرگسال می کنند. اما تازمانیکه یک نوجوان ذهن بزرگسالانه خود را به کار نیندازد و شروع به حرف زدن مثل بزرگسالان نکند، هنوز مشغول ذهن نوجوان خود است. مسئله مهم اینجا این است که نوجوان بودن وضعیتی موقتی است. به عبارت دیگر، نوجوان بودن از برخی جهات مثل کودک بودن است. مسئله این است که نوجوان باید نوجوانی خود را کنار بگذارد و به فردی بزرگسال تبدیل شود. وقتی متوجه این مطلب شدید، مسیرتان آغاز شده است. اما قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، ذهن نوجوان شما بسیار غیرمنطقی و واکنش پذیر می شود. هر کسی که شروع به سیگار کشیدن می کند، به این خاطر است که برای تصمیم گرفتن از ذهن نوجوان خود استفاده کرده است نه ذهن بزرگسال خود.
می توانید تفاوت بین ذهن نوجوان و ذهن بزرگسال را با نگاه کردن به دو مثال زیر بهتر درک کنید:

· ذهن نوجوان: "چند تا از دوستام سیگاری شده اند. پس بهتره منم سیگاری شم چون ممکنه فکر کنند من مثل اونها باحال نیستم." (واکنش پذیری)

· ذهن بزرگسال: "چند تا از دوستام سیگاری شده اند. منم باید سیگاری بشم؟" (فکر کردن)

تفاوت اینجاست که ذهن نوجوان واکنش می دهد درحالیکه ذهن بزرگسال سوال می کند و انتخاب های مختلف را بررسی میکند. شما بعنوان یک نوجوان، مثل یک لوح سفید می مانید. فقط خود شما هستید که تصمیم می گیرید دقیقاً زندگیتان چطور پیش رود. این شما هستید که انتخاب می کنید روی لوح سفیدتان چه چیز بیاید. به عبارت دیگر، شما خودتان باید زندگیتان را طراحی کنید. باید درمورد مسائل زیر تصمیم گیری کنید:

· با چه کسی باید ازدواج کنم؟

· چند تا بچه داشته باشم؟

· چطور لباس بپوشم؟

· کجا زندگی کنم؟

· چه ماشینی سوار شوم؟
برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، چگونه عادت های بد خود را تغییر دهیم ، عادت بد ،

کار امروز را به فردا انداختن (اهمال کاری) - علل,راهکارها و درمان آن

یکشنبه 8 آذر 1388  03:39 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

بررسى علل، راه كارها و درمان

اشاره
بحث اهمال كارى، از جمله مباحث به ظاهر كوچك اما بسیار مهمى است كه ریشه اى اخلاقى و روانى دارد. در این مقاله نویسنده محترم سعى نموده است كه از منظر روان شناختى و با رویكرد رفتار درمانى به این معضل بپردازد و از منظر منابع دینى، نقلى و عقلى، كتاب و سنّت نیز آن را مورد توجه قرار دهد.
1. تاریخچه بحث
مسأله اهمال كارى در منابع اسلامى از دیر باز مورد توجه بوده و در روایات و ادعیه درباره آن سخن به میان آمده است. امیدوارم كه در این نوشته، قلمرو بحث به روشنى نشان داده شود تا راه بهرهورى بیش تر از آیات و روایات به روى آیندگان باز گردد. ناگفته نماند كه علماى اخلاق و عرفاى اسلامى، پیوسته اهل سیر و سلوك را از ابتلا به این نابهنجارى اخلاقى رفتارى بر حذر مى داشته اند. 1
این واژه در غرب، به ویژه در عرصه روان شناسى، حدود چهل سال است كه مطرح شده است. 2 تنها استاد روان شناسى كه درباره تاریخچه اهمال كارى بحث كرده است، پل ت. رینجن باخ 3 مى باشد. وى كتابى به نام بررسى تاریخى علل اهمال كارى 4 تألیف كرده است. هرچند موضوع انتخابى او جالب است، اما كمك چندانى براى حل مسأله ارائه نداده است. 5 پس از وى، دو نفر از نویسندگان به نام هاى آلبرت آلیس 6 و ویلیام جیمزنال ، 7 به نگارش كتاب روان شناسى اهمال كارى 8 همت گماردند كه در نوع خود كارى بدیع و قابل ارائه است.
اما دغدغه خاطر نگارنده این است كه این آسیب را بازشناسى كرده و راه تحقیق را صرفاً به تجربه محدود نسازد و از راه كارهاى وحیانى نیز در این زمینه نیز بهره ببرد.
2. تعریف اهمال كارى
روان شناسان در تعریف اهمال كارى گفته اند: اهمال كارى این است كه كارى را كه تصمیم به اجراى آن داریم به آینده موكول كنیم. 9 در یك كلمه مى توان گفت: جوهره این آسیب روانى به تعویق انداختن، تعلل ورزیدن، سبك گرفتن و سهل انگارى در كار است. بنابراین، اهمال هم در امور فردى و هم جمعى معنا و مفهوم پیدا مى كند. در نهایت مى توان گفت: در همه این معانى نوعى این دست آن دست كردن نهفته است.
در زبان عربى واژه هاى كسل، ضجر مرادف اهمال كارى است. عناوینى چون تهاون 10 و إبطاء چندان دور از این واژه نیستند. 11 دو واژه مماطله و تسویف نیز مرادف اهمال كارى اجتماعى است كه در قول و قرارهاى زمانى تحقق پیدا مى كند. در كلام صاعدِ امام سجاد(علیه السلام) در دعاى ابوحمزه این گونه آمده است: «و قد افنیت بالتسویف و الآمال عمرى»; 12 خدایا من عمرم را به امروز، فردا كردن (در عمل به عهد و پیمانى كه با تو داشته ام) و آرزوهاى طولانى و بلند، گذرانده ام. در دعاى كمیل تحت عنوان مطال این گونه آمده است: «و خدعتنى الدنیا بغرورها، و نفسى بجنایتها و مطالى»; 13 دنیا به وسیله فریفتن خود و نفسم به جنایت و سهل انگاریش مرا گول زده است.
واژه بطئ به معنى كُندى، معناى اهمال را مى رساند. «و ان كنت بطیئا حین یدعونى»; 14 گرچه هنگامى كه تو مرا به سوى خود خوانده اى، من كندى (سستى) به خرج داده ام. «او لعلك آلف مجالس البطالین فبینى و بینهم خلیتنى»; 15 خدایا! مبادا مرا مأنوس به هم صحبتى آنان كه عمر خود را به بیهودگى مى گذرانند دیده اى، كه توفیق دعا و عبادت را از من گرفته اى؟
بنابراین، اهمال كارى آسیبى روانى است كه از حالات نفس آدمى است. امام على بن الحسین (علیه السلام) در مناجاتى به درگاه خداوند این گونه از نفس خود گلایه دارند: «الهى الیك اشكوا نفساً بالسوء ... و تسوّفنى بالتوبة»; 16 خدایا از نفسم شكْوه دارم كه... توبه امروزم را به فردا مى افكند. امام به روشنى تسویف را از حالات نفس انسانى دانسته اند.
3. ویژگى هاى اهمال كار
1. اهمال كار، تصمیم به انجام كارى مى گیرد ولى بدون علت شناخته شده آن را به تعویق مى اندازد.
2. بى شك همگان، حتى مبتلایان به اهمال كارى، این آسیب روانى را نكوهش كرده و از آن تنفر دارند; 17 زیرا این حالت در واقع، مصداق ناسپاسى است، حال آن كه، انسان ها بر مبناى فطرت خود تمایل به سپاس گزارى دارند و به آن اظهار علاقه مى كنند. بنابراین، این بیمارى را برخود و دیگران بر نمى تابند.
3. اهمال كارى به سرعت به صورت عادت در افراد ظاهر مى شود و از نظر آمارى، این عادت نزد بیش تر مردم رایج است. آلبرت آلیس و ویلیام جیمزنال مى گویند: حدس ما آن است كه 95 درصد مردم به این بیمارى مبتلا هستند. 18 پس، درمان آن به سهولت انجام پذیر نخواهد بود. بدین جهت، امام حسن عسكرى(علیه السلام)مى فرمایند: «رد المعتاد عن عادته كالمعجز»; 19 كسى كه به چیزى عادت كرده، باز گردانیدن او از عادتش شبیه معجزه است.
4. این بیمارى مسرى است و از حالتى به حالت دیگر و از انسانى به انسان دیگر و از فرد به جامعه و از جامعه اى به جامعه دیگر سرایت مى كند. بنابراین، باید به تأثیر و تأثرات آن توجه جدى داشت; چرا كه مى تواند به خانواده، جامعه، ملت و فرهنگ یك كشور آسیب رساند. پژوهش هاى روان شناسى بالینى نشان مى دهد كه این عادت در جوامع مختلف شایع و روندى رو به رشد دارد. 20
4. انواع اهمال كاران و مراتب آن
انسان ها گاه به چیزى آگاهى مى یابند و گاه نسبت به آن جاهل اند. امیرالمؤمنین على(علیه السلام) مى فرمایند: «... و عالمكم مسوّف»; 21 آن كه عالم و آگاه است در امور روزمره به اهمال كارى مبتلا مى شود و در زمانى دیگر به آن معتاد مى شود. ولى همه به یك نوع اهمال مبتلانیستند.بنابراین،اهما� � كارى داراى انواع ومراتب متعددى است. 22 مى توان گفت:اهمال كاران همگى با صورت مسأله برخورد یكسانى ندارند، چنانچه:
1. برخى اهمال كاران اصلا توجهى به رفتار مسامحه آمیز خود ندارند. در واقع، به نوعى مبتلا به غفلت هستند. 23 بنابراین، باید در انتظار طلوع بیدارى آنان ماند; یا خود بیدار شوند و یا بیدارشان كنند.
2. بعضى به این رفتار خود اعتراف داشته ولى قضاوتى درباره آن ندارند. از آن جا كه این افراد به زشتى آن پى نبرده اند، به فكر اصلاح خود برنمى آیند.
3. گروهى از اهمال كارى خود آگاهى دارند ولى آن را چندان زشت نمى شمارند و حتّى این برچسب را به خود مى پذیرند. درمان ایشان نسبت به گروه هاى پیشین، قدرى مشكل تر است. قرآن كریم این گروه را بیش از همه به خسران و زیان نزدیك دیده است، آن جا كه مى فرماید: «قل هل ننبئكم بالاخسرین اعمالا، الذین ضل سعیهم فى الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» (كهف: 103و104); (اى پیامبر) آیا به شما خبر دهیم كه زیان كارترین (مردم) در كارها چه كسانى هستند؟ آن ها كه تلاش هایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده، با این حال، مى پندارند كار نیك انجام مى دهند.
4. افرادى كه به این نارسایى اخلاقى، روانى توجه پیدا كرده و خود را نیز بر این رفتار نابهنجار سرزنش و ملامت مى كنند، اما راهكار درمان و برخورد مناسب با آن را نمى دانند.
نكته: باید توجه داشت كه درست به همین دلیل، میزان تأثر و ناراحتى اهل اهمال و تساهل نیز یكسان نیست.
5. آثار اهمال كارى
آثار اهمال كارى را مى توان در امورى چند خلاصه كرد كه عبارتند از:
1. بیش تر افراد از تأخیر در انجام كار خود و دیگران پشیمان و ناراحتند.
2. اهمال كاران در خود احساس پوچى و بى ارزشى مى كنند. حضرت باقرالعلوم(علیه السلام) بستر اهمال كارى و تسویف را به دریایى تشبیه فرموده كه غرق شدگان در آن ورطه را به هلاكت مى رساند: «ایاك و التسویف، فانه بحر یغرق فیه الهلكى.» 24
3. در بیش تر گزارش هایى كه اهمال كاران داده اند، این نكته جلب توجه كرده كه همه از بى اعتمادى به نفس خود گلایه كرده اند. 25
4. بالاخره، استمرار بر اهمال كارى انسان را به وادى حیرت و سرگردانى سوق خواهد داد. چنانچه امام صادق(علیه السلام) به این واقعیت اشاره مى فرمایند: «... و طول التسویف حیرة.» 26
6. نتیجه اهمال كارى
شخص اهمال كار به چند عارضه مبتلا خواهد شد كه برخى از آن ها عبارتند از:
1. افسردگى;
این بیمارى خود گواه و نشانه این است كه اهمال كار مى خواهد خود را از رنج اهمال كارى نجات دهد. افسردگى داراى نشانه هایى چون: خستگى، سر دردهاى شدید، بى خوابى، فشارخون و زخم معده است.
لازم به یادآورى است تا هنگامى كه اهمال كارى به شكل اعتیاد در نیامده، افسردگى ناشى از آن درمان پذیر است. اما هنگامى كه اهمال كارى عادت شد، درمان آن بسیار دشوار مى شود. 27
2. وحشت زدگى درونى،
دلهره و احساس ترس هاى درونى;
3. بى كنترلى و بریدگى.
ناگفته نماند كه ویژگى هاى مزبور، خود از نشانه هاى شكست روحى شخص اهمال كار مى باشند. 28
بررسى علل اساسى و ریشه یابى اهمال كارى
اگر بتوانیم اهمال كارى را ریشه یابى كنیم، بى تردید درمان آن سهل و آسان خواهد بود. اینك نوبت آن فرا رسیده كه به برخى ریشه ها و عوامل اساسى اهمال كارى توجه كرده راهى براى درمان آن بیابیم.
روان شناسان چند عامل مهم را براى این آسیب روانى نام برده اند كه آن ها را در دو دسته كلى، مورد بررسى قرار مى دهیم:
1. آسیب ها و نابهنجارى هایى كه مربوط به روان شخص اهمال كار است; همچون: خودكم بینى، توقع بیش از حد از خود، پایین بودن سطح تحمل، كمال طلبى وسواس گونه، اشتیاق به لذت جویى كوتاه مدت، فقدان قاطعیت، و عدم اعتماد به نفس.
2. آسیب هایى كه در ارتباط با دیگر اشخاص و یا محیط اطراف، خود را نشان مى دهد; مانند: نارضایتى از وضع موجود، عدم تسلط بر كار، نگرش منفى به كار، نگرش غیر واقع بینانه از دیگران، احساس عدم مسؤولیت در برابر دیگران، لجبازى با دیگران، اهمال كارى و پرخاشگرى انفعالى، بر چسب زدن به این و آن.
الف. آنچه تنها به شخص اهمال كار بستگى دارد
1. احساس خودكم بینى :
29 این احساس بر اثر سه برخورد اجتماعى حاصل مى شود.
1. كسى كه از خود توقع دارد كه كارى كه به انجام مى رساند، از همه بهتر و كامل تر باشد همیشه رفتار او همراه با ترس، اضطراب و تشویش ناخواسته است. 30
2. به طور طبیعى همه خواهان جلب محبت دیگران هستند، ولى چون نمى توانند به اوج آن دست یابند، بنابراین، رنجیده خاطر شده و در نهایت نسبت به آنان خصومت مىورزند. 31
3. هركس دوست دارد بر ضعف شخصیت خود غالب آید، اما درصد كمى از انسان ها بر آن فایق مى آیند. درنتیجه، به اضطراب و نا امیدى مبتلا مى گردند.
به نظر مى رسد، بهترین درمان براى رهایى از این حالت این است كه انسان كارى كند كه به حیطه ولایت خداوندى وارد شود تا به آرامشى جدى دست یابد. ولایت به معناى سرپرستى است; بر مبناى تحقیقى درون دینى، تعلّق تدبیر خداوند بر موجودات ذى شعور (مانند انسان) همان ولایت است. تا آنجا كه دانسته شده خداوند متعال بر بندگان سه گونه ولایت دارد: ولایت عام، ولایت خاص، و ولایت اخص. ولایت عام آن گونه تدبیرى است كه بر همگان، خواه مؤمن ویا بى ایمان، یكسان اعمال مى گردد. اما هر كه از ولایت عام خداوند بهره برد و از این نعمت سپاسگزارى كند، خود را در معرض لطف ویژه او، یعنى ولایت خاص، قرار مى دهد. ولایت اخص، گونه اى برتر با شكرى بى حد و حصر است كه اختصاص به معصومان(علیهم السلام)دارد. 32 در قرآن آمده است: « الا ان اولیاء الله لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون » (یونس: 62). این جاست كه با قدرت و قوایى بى حد و حصر و با شتابى غیرقابل تصور به جلو حركت مى كند.

2. دم بینى :
برخى انسان ها زمان كوتاهى از عمر خویش را مى بینند. گویا همه چیز امروز است و فردایى وجود ندارد، گو این كه دم غنیمت باید شمرد. لیكن برنامه براى آینده نداشتن و تنها به امروز نظركردن، برنامه ریزى را به مخاطره مى اندازد. بسیارى از كسانى كه به مادى گرایى تمایل دارند داراى چنین بینشى هستند. چنانچه یاران موسى(علیه السلام)وقتى از شرّ فرعونیان نجات یافتند، هنگامى كه عبورشان به گروهى افتاد كه در برابر بت ها به سجده افتاده بودند، بى محابا گفتند: « اجعل لنا الهاً كما لهم آلهه » (اعراف: 138); اى موسى همان گونه كه آن ها داراى بت هستند، براى ما هم الهه اى را قرار بده تا در برابر آن ها كرنش كنیم. همین اندیشه بیمارگونه بالاخره آنان را به گوساله پرستى سوق داد. این گونه افراد در امر دنیا هم موفق و پیروز نخواهند بود; چرا كه تنها مزد امروز را مى خواهند و به آینده بى توجهند.
3. توقع بیش از حد از خود :
اگر شما در رفتار خویش توقع بیش از توان خود را داشته باشید، به ناچار نمى توانید به موقع به وعده خود وفا كنید. متأسفانه كامل گراها، ستارگان را هدف قرار مى دهند ولى جز هوا نصیبشان نمى شود. 33 هرچند دقت در انجام كار براى خوب انجام گرفتن لازم است، اما تندروى در این خواسته نوعى آرمان گرایى است كه منجر به شكست مى شود. گفتارى از مولى على(علیه السلام)گویاى همین واقعیت است: «به راستى كه زیان كارترین مردم در معامله و ناامیدترینشان در تلاش و كوشش كسى است كه تن خویش را در راه به دست آوردن آرزوهاى خود فرسوده كند...» 34
بى شك توقع بیش از حد از دیگران نیز منجر به شكست و رو در رویى خواهد شد. امام على(علیه السلام) در بیان دیگرى مى فرمایند: «من كلفك ما لاتطیق فقد افتاك فى عصیانه»; 35 هر كه تو را به آنچه در توان و طاقت تونیست وادار كند، در حقیقت تو را درگیر با خود كرده است.
4. پایین بودن سطح تحمل 36 :
كودك هرگاه از چیزى بدش آید، به وسیله جیغ كشیدن و فریاد زدن ناخوشنودى خویش را ابراز مى دارد. به تدریج هرچه زمان مى گذرد و او بزرگ تر مى شود، بر اثر تجارب افزوده شده، قدرت تحمل پذیرى او بالا مى رود. برخى در برابر ناملایمات شكیبا و صبورند ولى بعضى ها خیلى زود از كوره در مى روند.
به اعتقاد ما میزان تحمل پذیرى افراد به سرشت، خُلق و خوى، میزان تأثر آن ها، ساختار فیزیولوژى 37 و قدرت اراده آنان بستگى دارد. 38 باید گفت: به طور كلى كسانى كه به زندگى خوش بین ترند، ناملایمات زندگى را آسان تر گرفته و كار براى آنان رنج آور نخواهد بود.
5. كمال گرایى وسواس گونه :
گرچه كمال جویى در نهاد همه انسان ها نهفته شده است و دقت براى خوب انجام گرفتن لازم است، اما كمال گرایى وسواس گونه راه مناسبى براى بالا بردن كیفیت نیست; چرا كه همیشه برآیند وسواس جز اضطراب و عقب نشینى در انجام كار چیز دیگرى نخواهد بود.
حضرت نبى اكرم(صلى الله علیه وآله)در بیانى مى فرمایند: «... یا اباذر ایاك و التسویف بأملك فانك بیومك و لست بما بعده فان یكن غد لك لم تندم على ما فرطت فى الیوم»; 39 اى اباذر، تو را از امروز و فردا كردن به خاطر آرزوى درازت بر حذر مى دارم. چرا كه تو براى امروزت هستى و نه براى روزهاى آینده. بله، اگر [قدر امروزت را دانستى] و براى تو فردایى بود، براى آنچه در آن روز گذشته به دست آورده اى، هرگز پشیمان نخواهى شد.
6. لذت جویى و راحت طلبى 40 :
بسیارى از اهمال كارى ها نتیجه لذت جویى آنى و بى تابى در رسیدن به خوشى زودگذر است; 41 براى مثال، كسى كه به برنامه هاى جدى درسى خود بى اعتناست و بیش تر وقت خود را، حتى در ایام امتحانات به بازى، شب نشینى، تفریح و... مى پردازد و یا داوطلب دوره دكترى كه به بهانه امتحانات سخت براى ورود به آن، از این فكر صرف نظر كرده و راه پیشرفت را بر خود مسدود مى كند و... .
آفات لذت گرایى آنى و راه هاى درمان آن
براى این كوته بینى، آفاتى را مى توان مورد توجه و دقت قرار داد; نظیر این كه:

برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: کار امروز را به فردا انداختن ، اهمال کاری ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ،

خشونت میان زوج‌ها - ریشه‌ها و راه‌حل‌ها

جمعه 6 آذر 1388  04:11 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،


پژوهشگرانی كه بر روی خشونت‌های خانوادگی تحقیق می‌كند، می‌گویند این نوع خشونت معمولا حساب‌شده است
و افراد، تنها در صورتی كه لازم نباشد تاوان زیادی برای آن بدهند؛‌ دست به انجام آن می‌زنند.
به گزارش هلث‌دی‌نیوز این پژوهشگران می‌گویند همسری كه دست به خشونت می‌زند، ممكن است بگوید رفتارش "خارج از كنترلش" بوده است، اما همین فرد درمقابل رئیس یا دوستانش، كنترل خود را از دست نمی‌دهد.

این پژوهشگران خشونت‌های خانوادگی را از لحاظ شدت به چهار سطح تقسیم می‌كنند- پرخاشگری كلامی، تهدید به خشونت جسمی، خشونت جسمی خفیف و خشونت جسمی شدید.

به گفته آنها این چهار سطح خشونت به صورت یك توالی تشدیدشونده یكی پس از دیگری بروز می‌كند. فردی كه از خشونت كلامی استفاده می‌كند ممكن است در طول زمان به سوی تهدید به انجام تهاجم جسمی پیش برود، و نهایتا ممكن است این تهدید را عملی كند.

این پژوهشگران می‌گویند هر نوع این خشونت‌ها حساب‌شده است،‌ و فرد از آن به عنوان ابزاری برای حل و فصل تعارض استفاده می‌كند.

به گفته این محققان البته به این صورت نیست كه فرد برای زمانی كه خشونت را نسبت به همسرش ابراز می‌كند، برنامه‌ریزی كند، اما نوعی توافق خاموش میان دو همسر وجود دارد كه حدود رفتار خشن را تعیین می‌كند،‌ به عبارت دیگر خط قرمزی وجود دارد كه گذشتن از آن ممكن است برای فرد خطرناك باشد.

تحت چنین "توافقی" همسری كه دست به خشونت می‌زند، می‌داند كه به عنوان مثال برای زدن یك سیلی مجبور نیست تاوان سنگینی بدهد، اما در عین حال می‌داند كه خشونت شدیدتر از این حد ممكن است پیامدهای جدی‌تری برای او داشته باشد،‌ و بنابراین از چنین رفتاری پرهیز می‌كند.

"تاوان سنگین" در این مورد ممكن است ترك خانه بوسیله همسر یا گزارش به پلیس یا محل كار باشد.

به این ترتیب می‌توان گفت، رفتار خشونت‌آمیز نتیجه از دست دادن كنترل نیست و هر دو طرف دعوا می دانند كه خط قرمز در رابطه آنها در كجاست، حتی اگر این توافق هرگز به زبان نیامده باشد.

این كارشناسان توصیه می‌كنند، زوج‌هایی كه از خشونت به عنوان راه‌حل تعارض‌های خود استفاده می‌كنند،‌ باید یاد بگیرند كه چگونه با شیوه‌های بهتری با علل تنش و تعارض در رابطه‌شان كنار بیایند و آنها را حل كنند.

در زوج‌درمانی دو همسری كه می‌گویند می‌خواهند با هم بمانند، تمركر درمانگر باید بر شناسایی انگیزه‌های غیرمشروعی مانند راهكارهای غیرهنجاری برای حل و فصل تعارض‌ها، و كمك به زوج برای پذیرش توانایی‌شان به تبدیل این الگوهای مخرب
به الگوهایی كارآمد و نهایتا اداره بهتر زندگی‌شان باشد.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: خشونت میان زوج‌ها ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ،

چرا خانمها دمدمی هستند؟

جمعه 6 آذر 1388  12:20 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،

2526891.jpg اکثر خوانندگان مرد سایت مردمان شکایت دارند که چرا: "ما نمی توانیم همسر و یا نامزد خود را به درستی درک کنیم؛ برای چند هفته او فوق العاده است و با عشق و محبت به نظر می رسد و با من و اطرافیانش با بخشندگی کامل رفتار می کند. اما بعد، یکدفعه در یک چشم به هم زدن او تغییر حالت پیدا می کند و همه چیز از این رو به آن رو می شود. او نسبت به تمام کارهایی که من انجام می دهم اظهار ناراحتی کرده و به راحتی عصبانی می شود. سعی می کنم تا می توانم از او حمایت کنم، اما انگار کارهای من به هیچ وجه به چشم او نمی آید و وضعیت اصلا بهبود پیدا نمی کند. گویی به هیچ وجه از من انتظار کمک و همیاری ندارد. حتی اگر اشتباه از جانب من هم نباشد، باز هم دعواهای بسیار بدی با من می کند. در این حالت هیچ کاری از دست من بر نمی آید؟"

درک تمام قضایا
طبیعی است که حالات و رفتارهای یک خانم در طول زمان تغییر می کند. این تغییر و تحولات ممکن است شما را تا حدی گیج و مغشوش نمایند. اما نقطه امیدواری این جاست که اگر شما عکس العمل مناسب در مقابل اینگونه رفتارها را یاد بگیرید، به راحتی می توانید با عصبانیت و تغییر رفتار شریک زندگی خود سر کرده و با آن کنار بیاید.

اعتماد به نفس خانم ها مانند امواج دریا همواره در حال تلاطم است. زمانی که این امواج به نقطه اوج خود می رسند خانم احساس خوبی کرده و به همگان عشق میورزد. اما خدا آن روز را نیاورد که موج ها ته نشین شوند! آنوقت او به ضمیر ناخود آگاه خود باز گشته و شما را با خود به اعماق سیاهی ها و خشونت ها می کشاند.

زمانی که خانم شما به این حالت می رسد، شما باید به طرز برخورد مناسب با او کاملا آگاهی داشته باشید.

زمانی که خانم ها به اعماق ناامیدی ها فرو می روند، احساسات غیر قابل توضیح و عواطف نامعلومی به آنها دست می دهد. او ممکن است احساس های از قبیل: نا امیدی، پریشانی، ناامنی، بی میلی، بدگمانی، ناراحتی و نگرانی را تجربه کند. او ممکن است فکر کند که زن تنها و بی پشتیبانی است.

تمام افکار منفی و ناکامی هایی که او در زمان نقطه اوج امواج خود سعی می کند از آنها پرهیز کند، زمانی که موج او رو به افول می گذارد، مجددا با تشدید بیشتری در او ظاهر خواهند شد. در این هنگام منفی گرایی و ناکامی از احساسات بر آورده نشده، در او به بالاترین میزان خود می رسد. تنها چیزی که می خواهد این است که کسی بنشیند و به نیازها و احساسات او به دقت گوش دهد و سپس او را تا آخرین حد ممکن درک کند.
برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چرا خانمها دمدمی هستند؟ ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ،

فواید بوسه در روابط زناشویی

پنجشنبه 5 آذر 1388  12:24 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،


اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.


نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."


بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.


از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."


در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، بوسه ، فواید بوسه ، روابط زناشویی ،
  • تعداد کل صفحات:8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...