تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر غمگینی

علایم جسمانی افسردگی

یکشنبه 21 آبان 1391  01:39 ب.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

بیشتر ما نسبت به علایم هیجانی افسردگی مانند احساس ناامیدی، غمگینی، تحریك‎پذیری یا اضطراب، احساس گناه یا بی‎ارزشی، كاهش علایم و انگیزه‎های زندگی، اشكال در تصمیم‎گیری تفكر در مورد مرگ یا خودكشی و ... تا حدودی آگاهی داریم اما ممكن است نسبت به علایم جسمانی ناشی از افسردگی بی‎اطلاع باشیم. در ادامه مطلب به برخی از مشكلات و علایم جسمانی بخش‎های مختلف بدن اشاره می‎شود.

   به نظر می‎رسد افسردگی با عدم تعادل شیمیایی در مغز مرتبط باشد. این مسئله در این كه شما درد را چگونه احساس می‎كنید نقش مهمی دارد. برخی از متخصصین معتقدند كه افسردگی می‎تواند در شما به نسبت سایرین دردهای متفاوتی ایجاد كند. در بیشتر موارد درمان افسردگی از طریق روان‎درمانی یا دارو درمانی و یا تركیبی از این دو مشكل جسمانی شما را حل خواهد كرد.
   شما در بیان وضعیت خود به پزشك حتماً علایم جسمانی را مد نظر داشته باشد. این علایم نیز به درمان نیاز دارند. برای مثال اگر شما بی‎خوابی داشته باشید، پزشك با تجویز یك داروی ضد اضطراب به شما كمك می‎كند، با آرامش و راحت‎تر بخوابید.
   زمانی كه درد و افسردگی با هم تظاهر می‎نمایند گاهی تسكین درد شما به افسردگی‎تان كمك می‎نماید و بالعكس. برخی از داروهای ضد اضطراب از قبیل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهای مزمن شما كمك نمایند. همچنین دیگر درمان‎ها مانند روان‎درمانی شناختی رفتاری می‎تواند شیوه‎های مقابله با دردهایتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد.

سر و گردن
   مشكلاتی مانند سردرد، خستگی‎ و گرفتگی گردن و سرگیجه ممكن است دلایل بی‎شماری از قبیل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه‎ای به سر شما وارد نشده باشد یا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشید، سردرد، گرفتگی و دردهای گردن شما می‎تواند علامتی از افسردگی باشد. اگر شما مستعد افسردگی باشید، در هنگام افسردگی سردردتان بدتر می‎شود. افسردگی باعث تأكید بیشتر فرد بر موارد منفی می‎گردد (این مسأله یكی از علایم افسردگی است) فرد افسرده درد را شدیدتر از حالت عادی احساس می‎كند. گرچه تعداد كمی از سردردها، مربوط به بیماری‎های كشنده می‎باشند، اما اگر سردرد شما بسیار شدید و یا با علایمی مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنید. از دیگر علایم شایع افسردگی بی‎خوابی است كه می‎تواند باعث ایجاد كمبود انرژی و كندی حركتی بدن شود و به شكلی كه روز را به شب رساندن به عملی طاقت‎فرسا تبدیل می‎شود. اگر شما در زندگیتان استرس دارید آن نیز می‎تواند تأثیرات جسمانی برایتان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگی می‎توانند به خستگی و بی‎خوابی منجر گردند. ثبت روزانه علایم در یك دفترچه یادداشت می‎تواند به شما در شناسایی الگویتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علایم‎تان باشد كمك نماید.

سینه
   دردهای سینه، تپش قلب، دردهای كتف و سرشانه می‎توانند از علایم افسردگی و اضطراب باشند كه متخصصین، آن را (افسردگی مضطرب) می‎نامند در صورت وجود این علایم باید مشكلات قلبی بررسی شوند و اگر مشكل قلبی مطرح نباشد این علایم می‎تواند مربوط به سوزش سردل، افسردگی و یا اضطراب باشد. مطالعات نیز نشان می‎دهند یك ارتباط پیچیده و بیولوژیك بین اضطراب، افسردگی و قلب وجود دارد. افسردگی خطر بیماری قلبی را افزایش می‎دهد یكی از دلایل این است كه افسردگی باعث تغییرات بیولوژیك می‎شود كه بر لخته شدن خون و دیگر عوامل مرتبط قلبی اثر می‎گذارد و می‎تواند عواملی را كه به مشكل قلبی منجر می‎گردند، تشدید نماید. استرس یا حمله پانیك نیز می‎تواند باعث ترشح هورمون‎های استرس مانند كورتیزول (كه بخشی از ترشح آن از واكنش‎های طبیعی بدن محسوب می‎گردد) شود كه این هورمون‎ها علایمی مانند سینه درد، تپش قلب و كتف دردی ایجاد می‎كند كه ظاهراً مانند یك حمله قلبی احساس می‎شود. این افزایش ناگهانی هورمون‎های استرس نیز خطر مشكلات قلبی را افزایش می‎دهد.

دست و  بازوان
   در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن می‎رسد در صورتی كه این دردها می‎تواند از علایم افسردگی باشد. افسردگی به روی همان مسیرهایی كه در انتقال پیام‎های درد  درگیرند، تأثیر گذار می‎باشد. بنابر این بروز دردهای خفیف یا دردهایی در مفاصل می‎تواند از علایم افسردگی باشد.

شكم
   مشكلات گوارشی، دردهای معده و تغییرات در اشتها می‎تواند علل مختلفی از قبیل زخم روده، برگشت غذا به مری، سنگ صفرا، مشكلات رژیمی، ورزش نكردن یا استرس داشته باشد. اما می‎تواند از علایم افسردگی نیز باشد. وقتی مردم افسرده هستند گاهی دچار مشكلات گوارشی مانند تهوع و یبوست می‎شوند. بخشی از آن به این دلیل می‎باشد كه روده، همانند مغز دارای گیرنده‎های سرتونین و نوراپی نفرین می‎باشد. در مجموع نگرانی،‌اضطراب و استرس می‎توانند منجر به مشكلات روده‎ای گردند. افزایش یا كمبود اشتها در افراد افسرده نیز می‎تواند منجر به كندی عملكرد روده‎ها و نهایتاً باعث مشكلات شكمی گردد.  

پاها
   اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشیدگی یا رگ به رگ شدن نباشد می‎تواند با افسردگی و دردهای جسمانی ناشی از آن مرتبط باشد. افسردگی توجه فرد را به دردهای خفیفی كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند معطوف می‎دارد و این درد و ناراحتی، را افزایش می‎دهد. افسردگی همچنین می‎تواند ناراحتی‎های مشابهی را ایجاد كند. بخشی به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش كردن ندارند بدنشان ضعیف می‎شود و این وضعیت زمینه را برای درد بیشتر مستعد می‎سازد.

پشت
   تقریباً همه افراد زمانی در طول دوره زندگی خود گرفتگی‎های عضلانی را تجربه كرده‎اند. برخی از دردها و اسپاسم‎های خفیف كه ناشی از صدمات فیزیكی نباشند می‎توانند از علایم افسردگی محسوب گردند. افراد افسرده بیشتر به دردهای آزاردهنده‎ای كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند، توجه دارند و آنها را تشدید می‎نمایند. شاید به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش ندارند،‌ این وضعیف با تضعیف بدن زمینه را برای درد بیشتر فراهم می‎نماید.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: علایم جسمانی افسردگی ، علایم افسردگی ، افسردگی ، علایم هیجانی افسردگی ، احساس ناامیدی ، غمگینی ، تحریك‎پذیری یا اضطراب ، احساس گناه یا بی‎ارزشی ،

بین غمگینی و افسردگی تفاوت زیادی هست!

چهارشنبه 17 آبان 1391  05:18 ب.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

وقتی غمگین هستیم می‌گوییم دچار افسردگی شده‌ام. اما بین غمگینی و افسردگی تفاوت زیادی وجود دارد. غم واكنش طبیعی و نشانه سلامت جسم و روان، به سبب از دست دادن چیزی یا كسی است (از فقدان عروسك مورد علاقه كودك تا فقدان مادربزرگ محبوب). وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، برایش سوگواری می‌كنیم. سوگواری از واكنش‌های احساسی پیچیده‌ای نشات می‌گیرد اعتراض و شكایت از مرگ فرد، انكار و ناباوری درباره این فقدان، خشم به خاطر از دست دادن كسی كه دوستش داشته‌ایم، و بالاخره تسلیم و پذیرش غم ابدی. بعضی از فقدان‌ها (مانند عروسك كودك)، به زودی فراموش می‌شوند، اما گروهی دیگر (مانند مرگ مادربزرگ) هرگز التیام نمی‌یابند و فراموش نمی‌شوند و تنها كاری كه از ما ساخته است، این است كه بیاموزیم چگونه با آن زندگی كنیم و گذشت زمان تنها مسكنی است كه به تدریج می‌تواند سبب كاهش این‌گونه غم‌ها شود
.اما افسردگی، بعد دیگری بر غم طبیعی (كه سبب رنج همگان است) می‌افزاید. وقتی افسرده هستیم. علاوه بر اینكه احساس غم می‌كنیم، احساس آزاردهنده دیگری نیز داریم، خود را سرزنش می‌كنیم، احساس پوچی می‌كنیم، از راه‌های گوناگون به خود حمله می‌كنیم، به خاطر فقدان پیش آمده احساس خشم می‌كنیم (چرا مادربزرگ باید درست همین حالا كه من نفر اول مسابقات ورزشی مدرسه شدم، بمیره!) خود را مسئول وضع پیش آمده می‌دانیم (اگر من اینقدر گرفتار مسابقات ورزشی نمی‌شدم، شاید، مادربزرگ الان زنده بود، همش تقصیر منه!)

.هر قدر این احساس دوگانه (عصبانیت و محبت) نسبت به شخص فوت شده بیشتر باشد، خشم و گناهی كه در خلال سوگواری احساس می‌شود، بیشتر و غم از دست دادن شدیدتر و طولانی‌تر خواهد بود. فرد افسرده به دشواری می‌تواند در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد و زمانی كه اعتماد به نفس او از بین برود، احساس افسردگی شدت می‌یابد و ادامه این وضع به زودی و به سرعت از كنترل خارج می‌شود و ترس از صدای وجدان و ترس از عدم پذیرش توسط دیگران شدت می‌یابند. احساس افسردگی در فرد، حتی نظم فكری او را به هم می‌ریزد. وقتی احساس پوچی و ناامیدی می‌كنیم، می‌گوییم «هرگز وضع بهتر نمی‌شه، و هر لحظه از اینكه هست بدتر می‌شه، دیگر آخر كاره!» یا «من همیشه بدبخت بودم، هستم و خواهم بود و هرگز چیری عوض نمی‌شه!» در چنین موقعیتی، احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس می‌كند، هیچ‌گونه واكنشی نشان دهد و احساس بی‌كسی، فرسودگی، رخوت و ضعف و در هم شكستگی را به دنبال می‌آورد تا آن‌جا كه فرد افسرده در آن روی یك زندگی عادی لحظه‌شماری می‌كند.
كودكان نیز ممكن است به دلایل خاصی، دچار افسردگی شوند. مثلاً وقتی خرس عروسی كودكی گم می‌شود، یا مادر برای مدتی طولانی تركش می‌كند. در مورد كودكان دبستانی، وقتی دوست آن‌ها بدفتاری یا كینه‌توزی می‌كند، در مورد جوانان، شكست در عشق می‌تواند عامل افسردگی باشد. انسان در طول عمر خود بارها با مواردی از فقدان آشنا می‌شود (تولد خواهر یا برادر دیگر، نقل مكان از خانه‌ای كه بدان انس گرفته است، از دست دادن پرستار مورد علاقه، جدایی پدر و مادر و طلاق) كه هر یك از آن‌ها سبب آزار و فروپاشی نظم روحی كودك می‌شود و مدت‌ها زمان لازم است  تا اوضاع به حال عادی بازگردد. كودكان از خود می‌پرسند: «اگه من بچه خوبی هستم، چرا بابا و مامان یه بچه دیگه آوردن؟» یا «اگه بابا و مامان واقعاً منو دوست دارن، چرا منو آوردن توا ین خونه! من اتاق خودمو می‌خوام!» یا «اگر پرستار دوستم داشت، چرا رفت؟» یا «چطوری بابا تونست بره و منو تنها بذاره؟!»
نوزادان نیز غمگین و اندوهگین می‌شوند، اما چون افسردگی حالت روحی عمیقی است كه بر اثر عدم اعتماد به نفس و قبول خویشتن خویش عارض می‌شود و كودكان تا حدود چهار سالگی هنوز احترام و ارزش گذاشتن به خود و شناسایی خود را درك نمی‌كنند به افسردگی دچار نمی‌شوند.
از چهار سالگی به بعد، آن‌ها به ارزش وجود خود پی می‌برند و بر اساس آن به برقرار كردن ارتباط با دیگران می‌پردازند. از آن پس هر گاه این روابط دچار مشكل شوند و یا صورت نپذیرند، كودك دچار افسردگی می‌شود. همچنین حالت افسردگی هنگامی برای كودك پیش می‌آید كه صدای وجدان در او تثبیت شده باشد. وقتی این استحكام به تحقق پیوست (بین 3 تا 6 سالگی)‏، كودك در مقابل ارتكاب گناه، ضعیف می‌شود. اكنون دیگر نه تنها با احساس غم آشناست، بلكه این احساس او را می‌آزارد. توانایی درك این احساس، منشا بسیاری از واكنش‌های افسردگی است.
افسردگی یك خردسال را از حالات چهره او، كمبود انرژی و تحرك، بدخلقی و عبوسی، تنبلی، سستی، خستگی مفرط، بی‌علاقگی، بی‌حوصلگی، یاس و دلمردگی و نیز پرسش‌هایی كه گاه و بی‌گاه درباره مرگ می‌كند. می‌توان به خوبی تشخیص داد. اما گاه پی بردن به این موضوع به این سادگی‌ها نیست و كودك افسردگی خود را غیرمستقیم آشكار می‌سازد. رشد او متوقف یا كند می‌شود. كم اشتها می‌شود، كم‌خوابی و بدخوابی به سراغش می‌آیند و در تصمیم‌گیری‌ها عاجز می‌ماند و در موارد حاد ممكن است تا مرز آسیب‌رساندن به خود پیش رود. هنگامی كه یك كودك دبستانی به افسردگی دچار شود در تمركز حواس و یادگیری دروس او اختلالاتی پدید می‌آید و در محیط خانه نیز به گوش كردن و پذیرفتن علاقه نشان نمی‌دهد.
افسردگی در كودكان می‌تواند با كوچكترین فقدان به وجود آید، از دست دادن هر چیز كوچك و به ظاهر كم اهمیتی می‌تواند این احساس را در آن‌ها پدید آورد: تغییر مدرسه، تعویض خانه یا پرستار، تولد نوزاد جدید و یا حتی بیماری یكی از والدین.
بنابراین به عنوان والدین آگاه و متعهد باید بكوشیم تا در مقابل این فقدان‌ها فضای امن و استوار تربیتی برای كودك خود فراهم كنیم. همچنین باید در رویارویی با ترس از صدای وجدان كه در وجود كودكمان (از 4 سال به بعد) شدت می‌پذیرد، هوشیار باشیم تا او بی‌دلیل احساس گناه نكند و به تنبیه خود نپردازد. باید بدانیم ترس‌های طبیعی یاد شده در هنگام فقدان در طفل شدت می‌پذیرند. پس باید آماده باشیم تا با گفت و گوهای مناسب و جبرانی، این ساعات طاقت‌فرسا را برای او قابل تحمل كنیم. اكنون نمونه‌ای ارائه می‌شود كه درآن مادری با كودك چهارساله خود در مورد جدایی ا‌و از پرستارش صحبت می‌كند. گویا پرستار كودك، او را ترك كرده است تا برای ارائه تحصیل به دانشكده برود

.مادر: خیلی مشكله كه سارا بره و آدم دیگه اونو نبینه. اون پرستار خیلی خوب و مهربونی بود. اینطور نیست؟
علی: من سارا رو خیلی دوست دارم. چرا داره می‌ره؟!
مادر: اون حالا دیگه بزرگ شده و می‌خواد بره دانشگاه و درس بخونه و نمی‌تونه تو خونه بمونه و از تو پرستاری بكنه
.علی: چرا او نمی‌تونه همین‌جا بمونه و بره دانشگاه؟
مادر: برای اینكه دانشكده‌ای كه اون می‌خواد بره، از این‌جا خیلی دوره. وقتی تو هم اندازه سارا شدی، باید ما رو ترك بكنی و بری دانشگاه، می‌دونم كه دلت برای اون خیلی تنگ می‌شه و آرزو كنی ای كاش نمی‌رفت! اتفاقاً منم همین احساس رو دارم.
علی (گریه می‌كند): اصلاً برام مهم نیست. دیگه دوستش ندارم!
مادر: چون داره می‌ره، از دستش عصبانی شدی و فكر می‌كنی كه دوستت نداره. اما اونم مثل تو ناراحته. سارا قول داده برای تعطیلات عید به دیدن ما بیاد. تا اون موقع هم هر وقت دلت براش تنگ شد، بهش تلفن بزن. تازه می‌توانی براش نقاشی بكشی و بفرستی. قول میدم خیلی خوشحال بشه. اونم مثل تو تنها می‌شه. تا حالا هیچ‌وقت این‌همه از خونه دور نشده بوده.
علی: من شیرمو ریختم روی پوتین‌های نوی سارا و اون سر‌م داد زد
.مادر: نمی‌دونستم كه این مسئله كوچیك این همه تورو ناراحت كرده! درسته سارا از دست تو عصبانی شده ولی فقط چند لحظه بوده و بعد همه چیز تموم شده. این مسئله ابداً ربطی به دانشگاه رفتن اون نداره. قبل از اینكه تو شیر روی پوتین‌هایش بریزی می‌خواست بره. رفتن اون اصلاً به تو مربوط نمی‌شه.
علی: شاید عكس پوتین‌هاشو براش بكشم و بفرستم.
مادر: عالیه! حتماً از خنده روده‌بر می‌شه!
با گفتگویی كه بین مادر و كودك صورت پذیرفت و همدلی و همدردی مادر، مطلب مورد نظر (فقدان پرستار مورد علاقه كودك) كاملاً توسط طفل پذیرفته شد
. او دیگر خود را مقصر ندانست و راه حل و نظر جالی كه نشان دهنده حل مشكل بود نیز ابراز كرد.
«شاید عكس پوتین‌ها‌شو براش بكشم و بفرستم.»

دكتر آوا سیكلر
- مترجم: میترا كدخدایان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: غمگینی و افسردگی ، افسردگی ، غمگینی ، تفاوت غمگینی و افسردگی ، فرق غمگینی و افسردگی ، احساس غم ،