تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر عزت نفس چیست

علل پیدایش خویشتن وعزت نفس

یکشنبه 9 مهر 1391  02:39 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

بحث درباره نحوه وعلل پیدایش تصویر خود وعزت نفس را باید در رابطه فرد با جامعه اش به ویژه در دوران پراهمیت کودکی ونوجوانی به عنوان یکی از علت ها ی عمده جستجو کرد.این رابطه را می توان به چند نوع بیان نمود که عبارتند از :

    - واکنش دیگران :مهم ترین منشا پیدایش تصویر خود و ارزش به خود رفتار و واکنش دیگران نسبت به فرد به خصوص کودک است.بسیاری از تحقیقات  حاکی است  که  تصویر هر فرد از خود  وابسته  به  تصویری  است که دیگران از او داشته اند وحتی درحال حاضر هم تصویردیگران از یک فرد می تواند ارزیابی و تصویری را که او از خود دارد تغییر دهد.اگر اولیاء به کودک بگویند  او باهوش و زرنگ است و امثال  آن ، این  نوع  مفاهیم  به  تدریج  قسمتی از هویت کودک می گردد ،بسیاری از روانشناسان  این  روند را " درونی کردن "  نام  نهاده اند  که  توسط  آن کودک ،نگرش ها و واکنش های دیگران را جزئی از ارزش های درونی خود می نماید.

 

    - مقایسه با دیگران : تصوی از خود شامل خصوصیات عینی و قابل قیاس با دیگران است مثل  بلندی  قد یا لاغری، یکی  از منابع ایجاد  این  تصویر مقایسه ای  است که کودک در رابطه با خود  با  افرادی  مثل  برادر، خواهر یا  دوستان و دیگران انجام  می دهد.
    اگر همسایه ها   ثروتمندند   کودک خود  را  فقیر احساس می کند و اگر خواهران  و برادران باهوش وزرنگ هستند  واو دائما از آن ها عقب افتاده است خود را کم هوش تصور می نماید.

 

    - همانند سازی با الگوها :کودک با یک سلسله از افراد مهم زندگی خود همانند سازی کرده آن ها را بعنوان مدل یا الگوی رفتاری خود بر می گزیند ،آن ها را می ستاید ومیل دارد شبیه آن ها گردد.والدین وآموزگاران مهم ترین این الگوها هستند ،شکل گیری خود ایده آل بر اساس درهم  آمیختن  این  مدل ها  در ذهن کودک انجام می شود ،تحقیقات نشان می دهد که همانند سازی نیز سبب تغییر تصور خود می گردد  یعنی  فرد احساس می کند  که مانند الگوی خود شده است .قسمت مهمی از خویشتن از طریق همانند سازی  کودک  با  والد هم جنس خود تعیین  می شود که  در اصل  نقش  جنسی  او را تعیین می کند ،اگر کودک دختر باشد وارتباط سالم ،صمیمی ومستمری را با مادر خود برقرار کند احساس زنانه را می آموزدواگر پسر باشد ورابطه خوبی با پدر داشته باشد نقش سالم وصحیح پدرانه را کسب می کند.


    - نیاز به احساس ارزش وعزت نفس :همراه با زیستن در شرایط اجتماعی نیاز به  احساس ارزش به  نحو متعادل و سالم  آن در انسان  بوجود می آید و برای نگه داری سلامت وتعادل روانی وحتی تکامل وجودی  او بسیار ضروری  است، معمولا اگر بر این نیاز خللی  وارد  شود  احساس  حقارت و یا  خود بزرگ بینی در فرد ایجاد می شود،بدین معنی که شخص یا بسیار خود کم بین  و ناراضی از خود و متزلزل می شود  و یا بسیار خودبزرگ بین ،خودمدارو خودنما خواهد شد.هر دوی این  قطب های  احساسی  نشان دهنده این واقعیت است که فرد به علل اختلال در احساس ارزشمندی  قادر به  درک واقعیت ها و واکنش های دیگران نسبت به خود نیست.علت اصلی احساس  حقارت و خودبزرگ بینی  را می توان  در طرد  شدن مستمر و مداوم از طرف والدین ودیگران دانست لذا قسمتی از ارزش های درونی وی احساس  بی ارزشی نسبت به خود است .روانشناسان معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق  ریشه  بسیاری  از ناهنجاری های روانی است که در بین افراد دیده می شود.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: علل پیدایش تصویر خود ، علل پیدایش عزت نفس ، عزت نفس چیست ، اعتماد بنفس ، روانشانسی ، خودشناسی ،

نظریه های عزت نفس

سه شنبه 21 شهریور 1391  06:11 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

- نظریه مازلو:

 

مازلو در ساسله مراتب نیازها ودر سطح سوم احترام به خود یا عزت نفس را قرار می دهد که
 
مشتمل بر تمایل  به شایستگی ، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت،اطمینان ،استقلال و آزادی

است .زمانی که این  نیازها  ارضاء  شود  فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمرثمر
 
بودن و اطمینان  می کند  و چنانچه  این نیاز ها برآورده نشود  فرد احساس حقارت، درماندگی

،ضعف ودلسردی و نا امیدی می کند (مفتاح،1381 ).

 

 

 

- نظریه راجرز :

 
راجرزعزت نفس را ارزیابی  مداوم  شخص از ارزشمندی  خویشتن خود و یا  نوعی قضاوت

نسبت به ارزشمندی وجودی خود تعریف کرده است.

او معتقد است این صفت در انسا ن حا لت عمومی دارد ومحدود و زودگذر نیست ،برطبق نظر

راجرز عزت نفس در اثرنیاز به توجه مثبت دیگران بوجود می آید .نیاز به توجه مثبت دیگران

شامل بازخوردها ،برخورد گرم و محبت آمیز ،صمیمیت وپذیرش ومهربانی واز طرف محیط

به خصوص اولیاء کودک است.

 

 

- نظریه کوپر اسمیت :

 

 عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می داند که عمولا با توجه به خویشتن حفظ می شود.

کوپراسمیت چهار عامل اسنادی  را  برای  رشد عزت نفس  بیان می کند ،نخستین آن ومقدم بر

تمام عوامل  میزان احترام، پذیرش وعلاقمندی است که یک فرد دریافت می کند ،دومین عامل

تجارب و موفقیت هایمان در زندگی وسومین عامل ارزش ها وانتظاراتی است که بر مبنای آن

تجارب را موردتفسیر قرار می دهیم وچهارمین عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش

می باشد (مفتاح،1381).

 

 

 

- نظریه اریکسون :

 

به عقیده اریکسون والدینی که به کودکان خود اجازه بروز ابتکار وخلاقیت نمی دهند باعث می

شوند  که  در آن ها  احسا س گناه ، کم  ارزشی  و گوشه گیری   بوجود   آید ، این  کودکان از

ابراز وجود  می ترسند  و ضمن  اتکاء  شدید به بزرگسالان در گروه ها بصورت فعال شرکت

نمی کنند آن ها بی هدف  می شوند و یا  جرات این که به دنبال هدف بروند را نخواهند داشت .

 

 

 

- نظریه فروید :

 
فروید  معتقد  است  رفتار ،روان  یا  شخصیت  انسان همیشه  محصول  ارتباط  متقابل تعاملی

و تعارضی  نهاد ،خود و فراخود می باشد. فراخود  نمودار ارزش های  دیرین و کمال مطلوب

اجتماع است ، فراخود به سوی  کمال می گراید ونه به سوی لذت وخوشی ،به تشخیص درست

از نادرست و مطابقت  با  موازین  و اصول  اخلاقی  که در اجتماع مورد قبول هستند توجهش

معطوف است.

 

بنابراین هرگاه فرد متوجه عمل خیر شود و به آن عمل کند  احساس غرور، رضایتمندی ولذت

معنوی به او دست می دهد وچنانچه به سوی بدی گراید وبه آن عمل کند احساس حقارت وخفت

به او دست داده وخود را مستوجب ملامت و سرزنش می نماید.

فروید همچنین اعتقاد داشت که  ارضاء  یا  محرومیت  بیش از حد در هر یک از مراحل رشد

روانی جنسی ویا به عبارت دیگر تثبیت در هریک از این مراحل در عزت نفس فرد تاثیر دارد

مثلا محرومیت  بیش از حد  در مرحله دهانی رشد روانی-جنسی سبب می شود که فرد درآینده

عزت نفس پایین داشته باشد چنین فردی به دیگران وابسته بوده وبه توانایی خوداطمینان ندارد.

از طرف  دیگر ارضای دهانی بیش از حد باعث ایجاد عزت نفس  کاذب و غیر واقعی در این

افراد می شود ،چنین افرادی دچار عقده خود بزرگ بینی می باشند ،یعنی یک نظرعالی نسبت

به خود داشته و خود را بیش از حد بزرگ جلوه می دهند .

بنابراین در نظر فروید انسان  متعارف کسی است که مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت

گذرانده باشد ودر هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد.

 

 

 

- نظریه  آلبرت الیس :

 

 به اعتقاد الیس انسان تما یل به عشق ومحبت ، توجه ،مراقبت  ونیل به آرزوها دارد واز مورد

تنفر قرار گرفتن ،بی توجهی  وناکامی  دوری می جوید ،به عقیده الیس عزت نفس واعتماد به

خود بر اساس  پیشرفت ها  ودستاورد های  شخصی  در فرد بوجود  می آید  یعنی  وقتی  فرد

کارهایش را  به  خوبی انجام می دهد در نتیجه آن عزت نفس بیشتری را پیدا می کند ،حال اگر

عزت نفس  یک  شخص  در نتیجه عملکرد خوبی داشته باشد افزایش پیدا کرد در این صورت

چنان که عزت نفس خود را در نتیجه شکست از د ست بدهد رنج می برد.بدین طریق حتی اگر

فرد چنان زندگی  کند  که  کمتر با شکست مواجه شود اما همیشه  این امکان وجود دارد که در

آینده دچار شکست شود وهمراه با آن عزت نفس او نیز کاهش یابد.

الیس بر مفهوم " خویشتن پذیری غیر شرطی " صحه می گذارد ومعنی این اصطلاح این است

که:شخص خویشتن،وجود یا بودن خود را بدون الزامات یا شرایط دیگری می پذیرد.

البته الیس افراط در کسب ارزشمندی را یک فکر غیرمنطقی می دانست که منجر به اضطراب

و اختلالات  رفتاری  می گردد  ، اعتقاد  به  اینکه  لازمه  احساس  ارزشمندی  وجود  حداکثر

لیاقت، کمال و فعالیت  شدید است ،این تصور امکان پذیر نیست وتلاش و وسواس در کسب آن

فرد را به اضطراب وبیماری های روانی  مبتلا می سازد و منجر به احساس حقارت و ناتوانی

در وی می گردد.

الیس حتی برای افزایش عزت نفس راهبردها و تکنیک های ویژه ای را پیشنهاد نموده است از

جمله آن  موارد در آموزش ابراز وجود است که  یک  رویکرد  رفتاری  می باشد ودر فضای

گروهی به کار گرفته می شود و تاکید  دارد  که  به  مراجعان بیاموزد که بدون زیر پا گزاردن

حقوق دیگران از خود دفاع کنند.

رفتار ابراز آمیز شامل بیان افکار واحساسات  به  شیوه مستقیم، صادقانه ومناسب است.افرادی

که یاد گرفته اند  که وجود  خود را ابراز کنند  معمولا در مورد خودشان احساس خوبی دارند.

 

- نظریه ویلیام گلاسر :

در واقعیت درمانی گلاسر وازه شخصیت با واژه هویت تقریبا مترادف به حساب آمده است

که از دو جزء  " هویت توفیق " و " هویت شکست "  تشکیل  یافته  است ، گلاسر معتقد است

که هر  فرد  یک  تصور دارد و بدان وسیله  احساس  موفقیت یا عدم موفقیت نسبی می کند ،او

هویت را تصوری می داند  که  فرد از خودش  دارد و این  تصور ممکن است با تصوراتی که

دیگران از او دارند هماهنگ ویکسان یا با آن ها کاملا متفاوت باشد.

افراد ناموفق تنهایی و بی کسی را به شدید ترین وجه ممکن احساس می کنند ،در حل مشکلات

ومعضلات  زندگی  خود  دشواری هایی  دارند و از مواجه شدن با واقعیت ناراحت،مضطرب

واندوهگین می شوند ،در مقابل  افرادی که هویت موفق دارند یا اصلا احساس تنهایی نمی کنند

ویا آن را کمتر احساس می کنند ،بعلاوه این گروه به نحو سازنده ای با واقعیت ومشکلات خود

درگیر می شوند واحساس ارزشمندی و عشق می کنند.

بنابراین  به نظر گلاسر افراد  موفق  دو  خصیصه  دارند  یکی  اینکه  مطمئن هستند که

شخص دیگری در این دنیا آن ها را آنطوری که  هستند وبه دلیل خصوصیاتی که دارند دوست
 
دارد و  آن ها  نیز  فرد  دیگری  را در زندگی دارند که نسبت به او عشق ومحبت می ورزند .

دوم اینکه آن ها این درک واحساس را دارند که آن ها انسان های با ارزشی هستند وحداقل یک

نیروی  دیگری در این  دنیا آن ها  را با ارزش  می انگارد.از دیدگاه گلاسر ارزشمندی از راه

انجام کارهای توام با موفقیت حاصل می شود.

گلاسر در مبحث نیازها چهار نیاز روانی برای افراد قائل است که یکی از آن ها نیاز به

قدرت است  که  این نیز شامل عزت نفس،بازشناسی و رقابت می باشد که به نظر وی هنگامی

شخص می تواند حداکثر کنترل خود را بر زندگی اش داشته باشد که بین این چهار نیاز روانی

نوعی تعادل متقابل و دقیق برقرار سازد.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:سه شنبه 21 شهریور 1391 | نظرات() 

برچسب ها: نظریه های عزت نفس ، عزت نفس ، عزت نفس چیست ،