تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر روانشناسی موفقیت

اشتباهات انسان در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان می شوند و بعد صاحبخانه

جمعه 20 مرداد 1391  10:28 ق.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

آیا شنیده اید که می گویند شکست مقدمه پیروزی است؟ یا برای رسیدن به پیروزی باید شکست را تجربه کرد؟ به نظر شما همان که انسان در راه رسیدن به هدفش شکستی را تجربه کند، طلسم شکسته می شود؟ و از آن زمان به بعد او راه هموارتری برای رسیدن به خواسته اش درپیش خواهد داشت؟ یا اینکه رازی در دل آن شکست نهفته است و تا زمانی که کشف نگردد وضعیت به همان منوال خواهد بود؟


انسان های موفق زمانی که در کاری موفق نمی شوند یا اصطلاحا شکست می خورند‌، با جدیت تمام به کشف نقاط ضعف خود می پردارند و بعد از  شناسایی آنها با بررسی و تحلیل نسبت به برطرف کردنشان می کوشند.

اصولا "شکست موفق" زمانی است که ما به اشتباه خود پی ببریم و در صدد رفع آن بکوشیم. اشتباهات یا نقاط ضعف اغلب مواقع در زمانی که منجر به شکست می شوند، نمایان شده و بر ما آشکار می شوند، آن وقت با بررسی و اندیشدن تدابیر لازم می توان آن ها را از بین برد. اما برخی اوقات پیش می آید که ما بدون آنکه متوجه علت شویم شکست می خوریم. معمولا در این مواقع ما به دنبال کسی یا چیزی هستیم تا او را مقصر بدانیم یا این که در نهایت یقین می یابیم که از بدشانسی ما و خوش اقبالی دیگران این اتفاق افتاده است.

اما واقعیت در این است که مشکل در وجود خود ما نهفته است و آن قدر به ما نزدیک شده که به عنوان یک عادت یا ویژگی در ما به استتار رسیده است. آن را نمی بینیم، احساس نمی کنیم و از وجود آن کاملا بی خبریم.

مانند  مرد متوقعی که همسرش را به خاطر داشتن توقعات بسیار از خود راند، هیچ گاه نتوانست به این نتیجه برسد که آدم پرتوقعی بوده و همین امر موجب متارکه همسر او شده است.

گاهی پیش می آید که بعضی از اشتباهات و نقاط ضعف در نظر ما پنهان می مانند و به صورت مخفیانه(آن طور که ما متوجه نمی شویم) موجب تخریب شخصیت و موقعیت ما می شوند. ما کم و بیش با اثرات آن مواجه می شویم اما بازهم متوجه نمی شویم که چه چیز موجب این عواقب می شود. اما افراد واقع گرا این نشانه ها و اثرات را به سرعت درک می کنند و از آنها به نفع خود استفاده می کنند، در واقع قبل از اینکه آن اشتباه "صاحبخانه" شود از وجود خود بیرونش می کنند. این نشانه ها به هر صورتی می تواند باشد. در قالب یک انتقاد، عکس العمل رفتاری، نتیجه عملکرد، اتفاقات بدی که در زندگی فرد رخ می دهد، حوادث و خیلی چیزهای دیگر. مهم این است که ما هوشیار باشیم و علت ها را برحسب اتفاق و شانس نشماریم و سعی کنیم تا آن شکست یا پیش آمد دوباره تکرار نشود.

بله دوباره تکرار نشود!! قدیمی ها می گویند آزموده را آزمودن خطاست. وقتی اتفاق ناخوشایندی برای ما رخ می دهد حتما علتی دارد. اگر می خواهید دوباره آن اتفاق بد برای شما تکرار نشود تنها یک راه دارید و آن این است که اشتباه را در وجود خود پیدا کنید. وقتی کاری را انجام می دهید که در آن مشکلی پیش می آید، حتی اگر مقصر اصلی شما نباشید بازهم مقصرید که اجازه داده اید آن مشکل  به کاری که شما  در انجامش شریک بوده اید صدمه بزند. پس ابتدا باید نقطه ضعف خود را پیدا کنید. اگر مقصر خودتان هستید، باید به دنبال رفع نقطه ضعف و اشتباه خود باشید. اما اگر اشتباه از شخص یا چیز دیگری است در درجه اول شما محکوم به این هستید که چرا اعتماد بیش از حد داشته اید و احتمالات را گوش زد نکرده اید یا تدابیر لازم جهت اشتباهات دیگران یا نقص وسایل را مد نظر نداشته اید.

برای رسیدن به موفقیت بهترین راه حرکت در مسیر اهداف است، شکستها مانند موانع نامرعی در راه می مانند که با ممارست و تلاش فراوان می توان  آن ها را پیدا کرد و از بین برد. مهم این است که شما با نگاه واقع بینانه به دنبال کشف و رفع واقعی مشکلات باشید.

امیر دشتکیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اشتباهات انسان ، اشتباه کردن ، رسیدن به موفقیت ، حرکت در مسیر اهداف ، انسان های موفق ، روانشناسی موفقیت ، روانشناسی شکست ،

برآمدن از پس مشکلات

شنبه 27 خرداد 1391  06:56 ب.ظ

نوع مطلب :رسیدن به شادکامی و لذت ،


آیا شما از اینکه برخی افراد چگونه با زندگی کنار می آیند شگفت زده نمی شوید؟ آنها همیشه تیزهوش، خوش رو و بانشاط هستند و هیچگاه در برابر مشکلی تسلیم نشده و در هنگام مواجهه با مشکلات استوار می ایستند ، اما در مقابل افرادی هستند که همواره شاکی بوده و گله می کنند، از کاه کوه می سازند و زندگی را با اخم و تخم سپری می کنند. هر کسی به نوبه خود دارای مشکلات، استرس ها و تنش های مخصوص به خود می باشد اما اگرشما بیاموزید که چگونه با آنها کنار بیایید در پایان پیروز از میدان خارج می شوید. برای برآمدن از پس مشکلات به نکات زیر توجه کنید:

1) به خودتان بگویید که می توانید از پس آن برآیید: نه مشکل و نه توانایی خود را برای حل آن مشکل دست کم نگیرید. ممکن است عادت کرده باشید تا با مشکلات سطحی برخورد کرده و یا آنها را نادیده بگیرید تا زمانی که آنقدر بزرگ می گردند که نمی دانید  چگونه و از کجا شروع کنید. به خاطر داشته باشید که هیچ مشکلی آنقدر بی اهمیت نیست که آن را نادیده بگیرید. به جای آنکه مشکلات را پنهان کنید آنها را جدی بگیرید و درصدد حل آنها برآیید.
2) قدرت در دستان خود شما است: شما قدرت آن را دارید که مشکلی را حل کنید و یا به مشکلی دامن بزنید. این بستگی به آن دارد که واکنش تان نسبت به آن مشکل مثبت باشد و یا منفی. واکنش منفی معمولا شامل احساس تهدید و خطر نسبت به مشکل می باشد که یک واکنش زنجیره وار را پدید می آورد. فرد بیمناک، احساس خشم توام با نفرت در خود می کند. نفرت و خشم تنها مشکل را وخیم تر می کند. برای مثال: اگر شما اضافه وزن داشته باشید از آنکه زیاد غذا می خورید از خودتان متنفر می شوید. شما می باید مثبت بیندیشید. خود را دوست بدارید سپس خواهید دید که اراده تغییر شکل ظاهری خود را در خویش خواهید یافت.
3) از کاه، کوه نسازید: آیا عادت دارید تا مشکلات را اغراق آمیز جلوه دهید. اگر شما بیکار هستید این بدین مفهوم نیست که هیچگاه قادر نخواهید بود شغلی بیابید و یا اگر شرکت تان از رونق افتاده بدین مفهوم نیست که به پایان خط رسیده اید. به خاطر داشته باشید که افراد  بسیاری در شرایط بسیار بدتری نسبت به شما قرار دارند. مشکلات را از منظر دیگری مشاهده کرده و از خود سوال کنید بدترین اتفاقی که می توانست برای شما روی دهد چه چیزی می توانست باشد؟ آیا می توانم آن را حل کنم؟
4) از احتمالات غافل نشوید: هر مشکلی راه حلی دارد و به قول معروف پایان شب سیه سپید است. اعتقاد داشته باشید جای مشکلی که برایتان پیش آمده می توانست مشکلی بس وخیم تر و مصیبت بار تر برایتان رخ دهد که چنین نشده است.
5) متعهد به خود باشید: اکثر افراد شکست می خورند نه به خاطر آنکه فاقد هوش، فراست، توانایی، فرصت و یا استعداد می باشند، بلکه به این علت شکست می خورند که از مشکل خود به عنوان بهترین فرصت(که می توانند از آن درس بگیرند و یا آن را به سمت و سوی دلخواه خود سوق دهند) یاد نمی کنند.  شما قادرید موفق شوید درصورتی که اشتیاق خود را به زندگی از دست ندهید حتی اگر زندگی تهی و پوچ بنظر تان بیاید.
6) صحبت کنید و گوش دهید: به یاد داشته باشید که کلید حل مشکلات بیشتر اوقات در دست منبع دیگری غیر از خودتان است. هرگاه نیاز به کمک دارید قدم پیش بگذارید و درخواست کمک کنید. درخواست کمک عمل ناپسندی نیست. در حقیقت بیشتر از آنکه می اندیشید دیگران به کمک شما خواهند شتافت.
7) بیندیشید، بیندیشید و باز هم بیندیشید: از خود سوال کنید که واقعا مشکل شما چیست؟ آیا بیکاری است و یا اعتمادبنفس پایین؟ یا آیا مشکل شما عدم سرمایه کافی می باشد یا خستگی و بی حوصلگی؟ چگونه می توانید مشکل خود را حل کنید؟ به دقت به مشکلات بپردازید و سپس مرحله به مرحله آن را حل کنید.
8) منتظر چه چیزی هستید: معجزه ها به خودی خود روی نمی دهند این شما هستید که باید آنها را خلق کنید. اگر مشکلی دارید قدم نخست را پیش گذاشته و آن را حل کنید به جای آنکه منتظر بمانید تا مشکل خود به خود حل گردد. آگاه باشید که
مشکلات با گذشت زمان بدتر و جدی تر می شوند. پس اگر حقیقتا خواستار آن  هستید تا مشکل تان را حل کنید قدم پیش بگذارید و از پس آن برآیید.
9) خودانگیخته باشید: شما تنها فردی هستید که قادر به تحت تاثیر قراردادن افکارتان می باشید. افراد، تنها می توانند شما را راهنمایی کنند ولی عاقبت تنها شما هستید که می توانید تحول ایجاد کنید. بیشتر اوقات این مشکل نیست که باید حل گردد بلکه اتخاذ تصمیم حل آن مشکل، از سوی شما است که اهمیت دارد و بعضی اوقات، افراد شهامت آن را ندارند و همین باعث می شود که آنها از پس مشکلاتشان برنیایند.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: برآمدن از پس مشکلات ، تسلیم نشدن ، راز موفقیت ، موفقیت ، روانشناسی موفقیت ،