تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر روانشناسی شخصیت

بیایید در شکاف افکارمان ساکن شویم

پنجشنبه 26 آبان 1390  11:08 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،رفتار درمانی ،

بیایید در شکاف افکارمان ساکن شویم

شاید بارها این احساس را داشته ایم که ذهنمان شلوغ شده است. انگار هیچ چیز سرِ جای خودش نیست. چندین فکر، همزمان به ذهنمان هجوم می آورد. خوب،طبیعی است که احساس نا خوشایندی داشته باشیم.در کامپیوتر هم اگر چند آیکون را همزمان کلیک کنیم هنگ می کند.علاوه بر آن مواقعی هم که یک فکر داریم بیشتر مشغول داوری و قضاوت هستیم و باز هم طبیعی است که هر قضاوتی احساسی را در پی داشته باشد. و وای به روزی که این قضاوت همراه سیاه بینی باشد. تا وقتی اینچنین غرق در افکارمان هستیم نمی توانیم اِشرافی بر آنها داشته باشیم. یک ماهی در دریاست اما دریا را نمی فهمد، درک نمی کند، زمانی می تواند به ادراک دریا برسد که از دریا خارج شود و فقط نظاره گر آن باشد و در جایی خارج از دریا قرار گیرد.اما چگونه می شود به این درک رسید؟

" مراقبه بصیرت " یکی از روشها یی است که می تواند بسیار مفید باشد. مراقبه بصیرت این امکان را به ما می دهد که بتوانیم از جایی خارج از افکارمان به تماشای آنها بپردازیم. ایجاد روزنه ای است تا بتوانیم از آن بدون کمک گرفتن از واژه ها به بیرون نگاه کنیم.فقط باید اجازه دهیم هر گاه واژه ها از مسیر ذهنمان عبور می کنند آنها را تماشا کنیم بدون هیچگونه داوری و قضاوت.

وقتی داریم فکر می کنیم یعنی در حال یک مکالمه درونی هستیم. پس واژه ها و جملات در تفکرمان نقش مهمی دارند. مراقبه بصیرت به ما کمک می کند تا از این گفتگو و مکالمه درونی خالی شویم بین هر واژه و جمله شکاف و  فضایی خلاء مانند وجود دارد، همانند دره ای میان دو کوه. هر گاه بتوانیم ساکن شکاف افکارمان شویم می توانیم انرژی و نشاط بگیریم مثل زمانی که یک کوهنورد در شکاف و دره بین دو صخره به استراحت می پردازد تا توانی دوباره یابد.ساکن شدن در این شکافِ خلاء مانند ما را به سکون می رساند و سکون یعنی آرامش همراه با تجدید قوا. مراقبه بصیرت ما را به بینش و بصیرتی نو و تازه از کل هستی می رساند و همچون کارت اعتباری، ارتباط ما را با کل برقرار می کند.وقتی در حال فکر کردن ، قضاوت و داوری هستیم یعنی به هر چیزی ، با توجه به منافع خودمان می نگریم و این یعنی " منّیت" ، یعنی غرقِ " خود " شدن. در مراقبه بصیرت " من " وجود ندارد و این یعنی خارج شدن از نقش و جایگاه داوری و وارد شدن در نقش و جایگاه تماشاچی !


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: آرامش ذهنی ، ذهن ، روانشناسی شخصیت ، شلوغی ذهنی ، مراقبه بصیرت ، منّیت ،

اختلالات شخصیت

چهارشنبه 25 آبان 1390  11:00 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،

اختلالات شخصیت


تعجب نکنید!  در روانپزشکی از هر شخصیت به عنوان یک اختلال بحث می شود...

شخصیت یعنی مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر و هیجانی شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن، ثبات(پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود.

به عبارتی دیگر مجموعه الگوهای رفتاری که برای شخص جا افتاده اند و بصورت مستمر می توان این الگوهای رفتاری را در زندگی آنها دید بصورتیکه می توانیم در برخورد با یک مساله نحوه رفتار شخص را با توجه با الگوی رفتاری که از او می شناسیم پیش بینی کنیم( قابل توجه کسانیکه می خواهند شخصی را به عنوان همسری انتخاب کنند) مشخص کننده شخصیت فرد مورد نظر است. باید توجه کنیم که این الگوها مربوط به تمام عمر شخص بوده و ناشی از یک اختلال دیگر روانپزشکی دیگر نمی باشد و همچنین نباید در اثر مصرف دارو یا مواد خاصی و یا سایر بیماریها ایجاد شده باشد.

از این تعریف این نکات قابل استنباط است:

بی همتایی و تفاوت:

شخصیت یک فرد بی‌همتاست و با وجود بعضی مشابهت‌ها، دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن و پایداری:

اگر چه افراد در شرایط و محیط های گوناگون، ظاهرا رفتارهای متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و همچنین شیوه تفکر آن ها دارای یک ثبات نسبتا دائمی است.




ادامه مطلب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اختلالات شخصیت ، شخصیت ، شخصیت چیست ، تعریف شخصیت ، روانشناسی شخصیت ، روان درمانی ، اختلا لات اسکیزوئیدی ، اختلالات اسکیزوتایپال ، پارانویید ،

شخصیت چیست؟

جمعه 29 مهر 1390  09:18 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،

شخصیت یعنی ، مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.
 
بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد
.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: شخصیت ، شخصیت چیست ، روانشناسی آدم ، روانشناسی شخصیت ، رفتار انسان ، رفتار و شخصیت ،

ابراز وجود

پنجشنبه 24 شهریور 1390  05:48 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،

آیا هرگز در حالتی گیر کرده‌اید که احساس ناامیدی و ناتوانی بکنید و ندانید که چگونه باید رفتار کنید؟ آیا تا به حال دیگران شما را برای انجام خواسته‌هایشان تحت فشار قرار داده‌اند بطوری ‌که شما از سر اجبار و برخلاف میل خود تسلیم شده‌ باشید؟ اگر چنین مواردی در زندگی شما بارها و بارها تکرار شده باشد، حتما لازم است که روش‌هایی را بیاموزید که بتوانید در چنین شرایطی رفتار مناسبی داشته باشید.

ابراز وجود یعنی اینکه دل و جرات داشته ‌باشید و بتوانید از حق خود و خواسته خود دفاع کنید و نگذارید حق شما ضایع گردد و یا مجبور به کاری شوید که تمایلی به آن ندارید. افرادی که در این زمینه مشکل دارند، بازیچه خواسته‌های دیگران می‌شوند و دائما احساس ناراحتی از وضعیت موجود دارند و خود را سرزنش می‌کنند. راه حل این کار سرزنش کردن خود نیست. روش‌هایی را باید یاد بگیرید تا برای همیشه از این مشکلات دور شوید.


فواید ابراز وجود سالم
ابراز وجود ، گاه با ویژگی‌هایی چون عنادجوئی ، منفی‌کاری و ساز مخالف زدن اشتباه گرفته ‌می‌شود. می‌توان گفت افرادی که دائما ساز مخالف می‌زنند و می‌خواهند برخلاف خواسته‌ها و شرایط دیگران رفتار کنند، مشکل دیگری دارند که حتما باید به فکر حل آن باشند. این افراد نه تنها ابراز وجود نمی‌کنند، بلکه دارای مشکلاتی د
ر زمینه اعتماد به نفس و عزت نفس هستند که به صورت میان‌بر و کاذب اقدام به کارهایی می‌کنند که به دیگران قاطعیت و توانایی و اعتماد به نفس خود را نشان دهند.

در شرایطی که فرد ابراز وجود سالم و مثبتی دارد، بر اساس یک منطق و دلیل (هر چند شخصی) از موضع خود دفاع می‌کند. و علاوه بر اینکه به حقوق دیگران احترام می‌گذارد، از حقوق خود نیز دفاع می‌کند و نمی‌گذارد فدای خواسته‌های دیگران شود. چنین فردی درباره زندگی خودش تصمیم می‌گیرد، ولی یک‌دنده و لجوج نیست. برای تصمیم‌گیری بهتر از دیگران کمک می‌خواهد، ولی تصمیم نهایی را خودش می‌گیرد، به میل خود شغلش را انتخاب می‌کند. قاطعانه جواب نه می‌دهد و خود را مقید به آداب و رسوم زائد نمی‌کند و کمتر می‌خواهد بنا به دلخوشی دیگران رفتار کند.

ابراز وجود کردن میزان برابری انسان‌ها را افزایش می‌دهد و به ما امکان می‌دهد تا به سود خود اقدام کنیم و بدون اضطراب روی پای خود بایستیم و احساسات خود را صادقانه و خیلی راحت ابراز کنیم. به ما امکان می‌دهد تا بدون ضایع کردن حق کسی حق خود را بدست آوریم. روی پای خود ایستادن، یعنی بتواند در دقت مناسب نه بگوئید. در مقابل رفتارهای نامناسب دیگران واکنش نشان دهید و در صورت نیاز ابراز عقیده کنید و یا از عقیده مطرح شده دفاع کنید.

 

تماس چشم و ابراز وجود
نگاه انسان ، معانی مختلفی را منتقل می‌کند. برای ابراز وجود می‌توان از تماس چشمی و نگاه قدرتمند استفاده کرد. افرادی که در زمینه ابراز وجود مشکل دارند، از برقراری تماس چشمی دوری می‌کنند و خیلی کم این ارتباط چشمی را ایجاد می‌کنند و در صورت ایجاد آن خیلی کوتاه سطحی و گریز زننده است. برای ابراز وجود ، بطور مستقیم ولی نه خیره به چشمان وی نگاه کنید. با این کار شجاعت و اعتماد به نفس خود را به او بنمایانید.

 

حالت بدن و چهره و ابراز وجود
نوع نشستن و ایستادن ، قدرت نسبی اشخاص را تغییر می‌دهد. برای دفاع از خود روی پای خود به عبارتی سر پا بایستید و حرفتان را بزنید. قرار دادن بدن در حالت قائم و قرار گرفتن رودر رو با شخص مخاطب ، میزان ابراز وجود شما را افزایش می‌دهد. در حالتی قرار بگیرید که به شما احساس قدرت دهد و این حس را به مخاطب شما منتقل کنید بطوری که او نیز قدرتمندی شما را درک کند. مراقب حالات صورت خود نیز باشید. چهره خود
و خطوط آن را جدی نمایش دهید و توانمند جلوه کنید. سر خمیده به پائین ، شانه‌های افتاده و بدن جمع شده، چشم‌هایی خیره به زمین ، ناتوانی شما را نمایش می‌دهد.

 

صدا و ابراز وجود
بلندی و لحن صدای شما ، اثرات فزاینده در ابراز وجود شما دارد. طرز استفاده از صدا در برقراری روابط موثر بسیار مهم است. روان صحبت کنید. بلند صحبت کنید و قاطعیت خود را در صدایتان به نمایش بگذارید. مراقب باشید صدایتان ضعیف نبوده و حالت تضرع به خود نگیرد. سرعت حرف زدنتان را نیز کنترل کنید. افرادی که دچار اضطراب می‌شوند خیلی سریع صحبت می‌کنند و این از قاطعیت کلام آنها می‌کاهد و میدان را برای رقیب باز می‌کند. صریح ، آشکار ، دقیق و محکم سخن بگویید می‌توانید بلند صحبت کردن همراه با قاطعیت را در تنهایی تمرین کنید.

 

به پیام‌های مخاطب خود نیز توجه کنید.
در ابراز وجود کردن، توجه به پیام گوینده نیز ضروری است. باید ببینید طرف شما دارد درباره چه موضوعی صحبت می کند. نکات مهم صحبت او چیست و روی چه چیزهایی تاکید بیشتری دارد. شاید مقصود او چیز دیگری باشد. به نکات ضعف و قدرت او در ارتباط نیز پی ‌ببرد. مطمئن باشید او هم چندان راحت اقدام به چنین در خواستی از شما نکرده ‌است و او نیز در موقعیت چندان راحتی نیست. از این نکات می‌توانید بهره مفیدی برای دفاع از حق خود ببرید.

 

در زندگی خود فعال و دقیق باشید
افرادی که در زندگی خود دقیق ، فعال و با پشتکار هستند و اهداف مشخصی دارند به راحتی برنامه‌ها و اهداف خود را تغییر نمی‌دهند و در ادامه برنامه‌های خود برای رسیدن به اهدافشان مصر هستند و حاضر نیستند به این راحتی برنامه خود را خاطر خواست دیگران تغییر دهند.

 

سخن آخر
ابراز وجود با توجه به نقش فزاینده خود در زندگی بسیار قابل توجه و مهم است. با وجود تاثیر عظیمی که دارد، استفاده از آن چندان سخت
و دشوار هم نیست و به راحتی می‌توان با انجام تمریناتی به این کار بهبود بخشید و از یک زندگی فعال و از روابطی موثر بهره جست.



نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: ابراز وجود ، اهمیت ابراز وجود ، روانشناسی شخصیت ،

چگونه عادت های بد خود را تغییر دهیم؟

پنجشنبه 12 آذر 1388  03:00 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

اگر نوجوان هستید، این احتمال وجود دارد که یک روز به سمت سیگار کشیده شوید. روزانه تقریباً 3000 نوجوان امریکایی سیگاری می شوند، این یعنی سالانه یک میلیون نوجوان به آمار سیگاری ها افزوده می شود. حدود 60 درصد از دانش آموزان دبیرستانی در سالهای آخر مدرسه سیگار را امتحان می کنند. پس این احتمال وجود دارد که خود شما یا دوستانتان هم یکی از این نوجوانان سیگاری باشید.

هدف ما از این مقاله کمک به شماست تا بدانید چرا این همه نوجوان به سمت سیگار کشیده می شوند. وقتی بدانید چرا نوجوانان سیگار می کشند این احتمال که خودتان به سمت آن نروید بیشتر می شود. مثل شعبده بازی است. اولین باری که آنرا می بینید به نظرتان خیلی جالب و اسرارآمیز می آید اما وقتی کسی حقه آنرا به شما آموزش دهد دیگر برایتان اسرارآمیز نخواهد بود و جذابیت خود را برایتان از دست خواهد داد. درمورد سیگار کشیدن هم همینطور است.

قرص

تصور کنید که من و شما مکالمه زیر را با هم داریم:

من: سلام، چطوری؟

شما: بد نیستم.

من: یه چیز جدید دارم دوست داری امتحانش کنی؟

شما: چی هست؟

من: یه قرصیه که فکر میکنم بدت نمی آید امتحانش کنید

شما: چکار میکنه؟

من: اول اینکه یه ماده سرطان زای جدیده که اگه مصرف کنی احتمال اینکه سرطان ریه بگیری خیلی زیاده. غیر از این مشکلات دیگه ای هم برای سلامتیت داره. تنفست و موهات و لباسات بوی بد میگیره. ماشینتو به کثافت می کشه. این قرص رو 40 بار در روز مصرف می کنی. از اینها گذشته اعتیادآور هم هست. وقتی یکبار مصرف کنی دیگه ترک کردن آن سخته. کلی هم باید هر روز خرج خریدن آن کنی.

شما: برای این باید پول بدم؟ شوخی می کنی؟ حالم از این چیزی که گفتی بهم می خوره. مگه دیوونه ام که اونو بخورم؟

من: با مصرفش حس باکلاس بودن بهت دست میده.

اگر چنین چیزی به شما هم پیشنهاد می کردند، مصرف می کردید؟

چرا؟

اجازه بدهید از اول شروع کنیم—چرا نوجوانها شروع به سیگار کشیدن می کنند؟ اگر از آنها بپرسید، احتمالاً چهار دلیل زیر را عنوان می کنند:

1. پذیرفته شدن در جمع دوستان: خیلی از نوجوانان که دوستانشان سیگار می کشند برای اینکه در جمع آنها پذیرفته شوند، به سیگار روی می آورند.

2. انعکاس تصویر: سیگار کشیدن در تبلیغات تصویر خاصی دارد. برای خانم ها نشانه سکسی بودن و برای آقایون نشانه استقلال فردی، سرگرمی و خونسردی است. خیلی اوقات نوجوانان تحت تاثیر این تصاویر به سیگار روی می آورند.
3. طغیان و سرکشی: بسیاری از نوجوانان به این خاطر به سیگار روی می آورند چون می دانند خانواده و سایر افراد بزرگسال را اذیت می کند. عنصر استقلال طلبی و انجام کارهایی که مجاز نیست هم ازجمله دلایل کشیده شدن نوجوانان به سیگار است.

4. الهام گیری از بزرگسالان: بعضی از نوجوانان باور دارند که با سیگار کشیدن مثل بزرگسالان رفتار می کنند. اگر نوجوان در جامعه ای بزرگ شود که اکثر افراد بزرگسال سیگار بکشند، این می تواند نتیجه ای منطقی باشد.

عامل دیگری هم تاثیرگذار است که خیلی از نوجوانان از آن بی خبر هستند:

این عامل ذهن خود فرد نوجوان است. نمودار زیر می تواند برایتان جالب باشد:

نمودار زیر سنی که افراد شروع به سیگار کشیدن می کنند را نشان می دهد. در این نمودار می توانید مشاهده کنید که برخی از سن 11 و 12 سالگی شروع می کنند اما به طور کلی سن 13 تا 18 سالگی سنی است که اکثر افراد در آن سیگار را شروع می کنند—تقریباً همه افراد سیگاری از این سنین شروع می کنند. مسئله مهم که باید به آن توجه کنید این است: هیچکس بعد از سن 20 سالگی شروع به سیگار کشیدن نمی کند. این یعنی اگر بتوانید تا سن 20 سالگی سیگار نکشید، احتمالاً دیگر هیچوقت سیگاری نخواهید شد. این یک واقعیت خیلی جالب زندگی است. هیچ فرد بزرگسالی تصمیم به سیگاری شدن نمی گیرد. سوالی که بعنوان یک نوجوان باید از خودتان بپرسید این است که، "چرا اینطور است؟"

ذهن بزرگسالان

ذهن نوجوان تفاوت زیادی با ذهن فرد بزرگسال دارد. همه نوجوانان بالاخره این را می فهمند که سنشان سنی است که شروع به تبدیل شدن به یک بزرگسال می کنند. اما تازمانیکه یک نوجوان ذهن بزرگسالانه خود را به کار نیندازد و شروع به حرف زدن مثل بزرگسالان نکند، هنوز مشغول ذهن نوجوان خود است. مسئله مهم اینجا این است که نوجوان بودن وضعیتی موقتی است. به عبارت دیگر، نوجوان بودن از برخی جهات مثل کودک بودن است. مسئله این است که نوجوان باید نوجوانی خود را کنار بگذارد و به فردی بزرگسال تبدیل شود. وقتی متوجه این مطلب شدید، مسیرتان آغاز شده است. اما قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، ذهن نوجوان شما بسیار غیرمنطقی و واکنش پذیر می شود. هر کسی که شروع به سیگار کشیدن می کند، به این خاطر است که برای تصمیم گرفتن از ذهن نوجوان خود استفاده کرده است نه ذهن بزرگسال خود.
می توانید تفاوت بین ذهن نوجوان و ذهن بزرگسال را با نگاه کردن به دو مثال زیر بهتر درک کنید:

· ذهن نوجوان: "چند تا از دوستام سیگاری شده اند. پس بهتره منم سیگاری شم چون ممکنه فکر کنند من مثل اونها باحال نیستم." (واکنش پذیری)

· ذهن بزرگسال: "چند تا از دوستام سیگاری شده اند. منم باید سیگاری بشم؟" (فکر کردن)

تفاوت اینجاست که ذهن نوجوان واکنش می دهد درحالیکه ذهن بزرگسال سوال می کند و انتخاب های مختلف را بررسی میکند. شما بعنوان یک نوجوان، مثل یک لوح سفید می مانید. فقط خود شما هستید که تصمیم می گیرید دقیقاً زندگیتان چطور پیش رود. این شما هستید که انتخاب می کنید روی لوح سفیدتان چه چیز بیاید. به عبارت دیگر، شما خودتان باید زندگیتان را طراحی کنید. باید درمورد مسائل زیر تصمیم گیری کنید:

· با چه کسی باید ازدواج کنم؟

· چند تا بچه داشته باشم؟

· چطور لباس بپوشم؟

· کجا زندگی کنم؟

· چه ماشینی سوار شوم؟
برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، چگونه عادت های بد خود را تغییر دهیم ، عادت بد ،

کار امروز را به فردا انداختن (اهمال کاری) - علل,راهکارها و درمان آن

یکشنبه 8 آذر 1388  03:39 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

بررسى علل، راه كارها و درمان

اشاره
بحث اهمال كارى، از جمله مباحث به ظاهر كوچك اما بسیار مهمى است كه ریشه اى اخلاقى و روانى دارد. در این مقاله نویسنده محترم سعى نموده است كه از منظر روان شناختى و با رویكرد رفتار درمانى به این معضل بپردازد و از منظر منابع دینى، نقلى و عقلى، كتاب و سنّت نیز آن را مورد توجه قرار دهد.
1. تاریخچه بحث
مسأله اهمال كارى در منابع اسلامى از دیر باز مورد توجه بوده و در روایات و ادعیه درباره آن سخن به میان آمده است. امیدوارم كه در این نوشته، قلمرو بحث به روشنى نشان داده شود تا راه بهرهورى بیش تر از آیات و روایات به روى آیندگان باز گردد. ناگفته نماند كه علماى اخلاق و عرفاى اسلامى، پیوسته اهل سیر و سلوك را از ابتلا به این نابهنجارى اخلاقى رفتارى بر حذر مى داشته اند. 1
این واژه در غرب، به ویژه در عرصه روان شناسى، حدود چهل سال است كه مطرح شده است. 2 تنها استاد روان شناسى كه درباره تاریخچه اهمال كارى بحث كرده است، پل ت. رینجن باخ 3 مى باشد. وى كتابى به نام بررسى تاریخى علل اهمال كارى 4 تألیف كرده است. هرچند موضوع انتخابى او جالب است، اما كمك چندانى براى حل مسأله ارائه نداده است. 5 پس از وى، دو نفر از نویسندگان به نام هاى آلبرت آلیس 6 و ویلیام جیمزنال ، 7 به نگارش كتاب روان شناسى اهمال كارى 8 همت گماردند كه در نوع خود كارى بدیع و قابل ارائه است.
اما دغدغه خاطر نگارنده این است كه این آسیب را بازشناسى كرده و راه تحقیق را صرفاً به تجربه محدود نسازد و از راه كارهاى وحیانى نیز در این زمینه نیز بهره ببرد.
2. تعریف اهمال كارى
روان شناسان در تعریف اهمال كارى گفته اند: اهمال كارى این است كه كارى را كه تصمیم به اجراى آن داریم به آینده موكول كنیم. 9 در یك كلمه مى توان گفت: جوهره این آسیب روانى به تعویق انداختن، تعلل ورزیدن، سبك گرفتن و سهل انگارى در كار است. بنابراین، اهمال هم در امور فردى و هم جمعى معنا و مفهوم پیدا مى كند. در نهایت مى توان گفت: در همه این معانى نوعى این دست آن دست كردن نهفته است.
در زبان عربى واژه هاى كسل، ضجر مرادف اهمال كارى است. عناوینى چون تهاون 10 و إبطاء چندان دور از این واژه نیستند. 11 دو واژه مماطله و تسویف نیز مرادف اهمال كارى اجتماعى است كه در قول و قرارهاى زمانى تحقق پیدا مى كند. در كلام صاعدِ امام سجاد(علیه السلام) در دعاى ابوحمزه این گونه آمده است: «و قد افنیت بالتسویف و الآمال عمرى»; 12 خدایا من عمرم را به امروز، فردا كردن (در عمل به عهد و پیمانى كه با تو داشته ام) و آرزوهاى طولانى و بلند، گذرانده ام. در دعاى كمیل تحت عنوان مطال این گونه آمده است: «و خدعتنى الدنیا بغرورها، و نفسى بجنایتها و مطالى»; 13 دنیا به وسیله فریفتن خود و نفسم به جنایت و سهل انگاریش مرا گول زده است.
واژه بطئ به معنى كُندى، معناى اهمال را مى رساند. «و ان كنت بطیئا حین یدعونى»; 14 گرچه هنگامى كه تو مرا به سوى خود خوانده اى، من كندى (سستى) به خرج داده ام. «او لعلك آلف مجالس البطالین فبینى و بینهم خلیتنى»; 15 خدایا! مبادا مرا مأنوس به هم صحبتى آنان كه عمر خود را به بیهودگى مى گذرانند دیده اى، كه توفیق دعا و عبادت را از من گرفته اى؟
بنابراین، اهمال كارى آسیبى روانى است كه از حالات نفس آدمى است. امام على بن الحسین (علیه السلام) در مناجاتى به درگاه خداوند این گونه از نفس خود گلایه دارند: «الهى الیك اشكوا نفساً بالسوء ... و تسوّفنى بالتوبة»; 16 خدایا از نفسم شكْوه دارم كه... توبه امروزم را به فردا مى افكند. امام به روشنى تسویف را از حالات نفس انسانى دانسته اند.
3. ویژگى هاى اهمال كار
1. اهمال كار، تصمیم به انجام كارى مى گیرد ولى بدون علت شناخته شده آن را به تعویق مى اندازد.
2. بى شك همگان، حتى مبتلایان به اهمال كارى، این آسیب روانى را نكوهش كرده و از آن تنفر دارند; 17 زیرا این حالت در واقع، مصداق ناسپاسى است، حال آن كه، انسان ها بر مبناى فطرت خود تمایل به سپاس گزارى دارند و به آن اظهار علاقه مى كنند. بنابراین، این بیمارى را برخود و دیگران بر نمى تابند.
3. اهمال كارى به سرعت به صورت عادت در افراد ظاهر مى شود و از نظر آمارى، این عادت نزد بیش تر مردم رایج است. آلبرت آلیس و ویلیام جیمزنال مى گویند: حدس ما آن است كه 95 درصد مردم به این بیمارى مبتلا هستند. 18 پس، درمان آن به سهولت انجام پذیر نخواهد بود. بدین جهت، امام حسن عسكرى(علیه السلام)مى فرمایند: «رد المعتاد عن عادته كالمعجز»; 19 كسى كه به چیزى عادت كرده، باز گردانیدن او از عادتش شبیه معجزه است.
4. این بیمارى مسرى است و از حالتى به حالت دیگر و از انسانى به انسان دیگر و از فرد به جامعه و از جامعه اى به جامعه دیگر سرایت مى كند. بنابراین، باید به تأثیر و تأثرات آن توجه جدى داشت; چرا كه مى تواند به خانواده، جامعه، ملت و فرهنگ یك كشور آسیب رساند. پژوهش هاى روان شناسى بالینى نشان مى دهد كه این عادت در جوامع مختلف شایع و روندى رو به رشد دارد. 20
4. انواع اهمال كاران و مراتب آن
انسان ها گاه به چیزى آگاهى مى یابند و گاه نسبت به آن جاهل اند. امیرالمؤمنین على(علیه السلام) مى فرمایند: «... و عالمكم مسوّف»; 21 آن كه عالم و آگاه است در امور روزمره به اهمال كارى مبتلا مى شود و در زمانى دیگر به آن معتاد مى شود. ولى همه به یك نوع اهمال مبتلانیستند.بنابراین،اهما� � كارى داراى انواع ومراتب متعددى است. 22 مى توان گفت:اهمال كاران همگى با صورت مسأله برخورد یكسانى ندارند، چنانچه:
1. برخى اهمال كاران اصلا توجهى به رفتار مسامحه آمیز خود ندارند. در واقع، به نوعى مبتلا به غفلت هستند. 23 بنابراین، باید در انتظار طلوع بیدارى آنان ماند; یا خود بیدار شوند و یا بیدارشان كنند.
2. بعضى به این رفتار خود اعتراف داشته ولى قضاوتى درباره آن ندارند. از آن جا كه این افراد به زشتى آن پى نبرده اند، به فكر اصلاح خود برنمى آیند.
3. گروهى از اهمال كارى خود آگاهى دارند ولى آن را چندان زشت نمى شمارند و حتّى این برچسب را به خود مى پذیرند. درمان ایشان نسبت به گروه هاى پیشین، قدرى مشكل تر است. قرآن كریم این گروه را بیش از همه به خسران و زیان نزدیك دیده است، آن جا كه مى فرماید: «قل هل ننبئكم بالاخسرین اعمالا، الذین ضل سعیهم فى الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» (كهف: 103و104); (اى پیامبر) آیا به شما خبر دهیم كه زیان كارترین (مردم) در كارها چه كسانى هستند؟ آن ها كه تلاش هایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده، با این حال، مى پندارند كار نیك انجام مى دهند.
4. افرادى كه به این نارسایى اخلاقى، روانى توجه پیدا كرده و خود را نیز بر این رفتار نابهنجار سرزنش و ملامت مى كنند، اما راهكار درمان و برخورد مناسب با آن را نمى دانند.
نكته: باید توجه داشت كه درست به همین دلیل، میزان تأثر و ناراحتى اهل اهمال و تساهل نیز یكسان نیست.
5. آثار اهمال كارى
آثار اهمال كارى را مى توان در امورى چند خلاصه كرد كه عبارتند از:
1. بیش تر افراد از تأخیر در انجام كار خود و دیگران پشیمان و ناراحتند.
2. اهمال كاران در خود احساس پوچى و بى ارزشى مى كنند. حضرت باقرالعلوم(علیه السلام) بستر اهمال كارى و تسویف را به دریایى تشبیه فرموده كه غرق شدگان در آن ورطه را به هلاكت مى رساند: «ایاك و التسویف، فانه بحر یغرق فیه الهلكى.» 24
3. در بیش تر گزارش هایى كه اهمال كاران داده اند، این نكته جلب توجه كرده كه همه از بى اعتمادى به نفس خود گلایه كرده اند. 25
4. بالاخره، استمرار بر اهمال كارى انسان را به وادى حیرت و سرگردانى سوق خواهد داد. چنانچه امام صادق(علیه السلام) به این واقعیت اشاره مى فرمایند: «... و طول التسویف حیرة.» 26
6. نتیجه اهمال كارى
شخص اهمال كار به چند عارضه مبتلا خواهد شد كه برخى از آن ها عبارتند از:
1. افسردگى;
این بیمارى خود گواه و نشانه این است كه اهمال كار مى خواهد خود را از رنج اهمال كارى نجات دهد. افسردگى داراى نشانه هایى چون: خستگى، سر دردهاى شدید، بى خوابى، فشارخون و زخم معده است.
لازم به یادآورى است تا هنگامى كه اهمال كارى به شكل اعتیاد در نیامده، افسردگى ناشى از آن درمان پذیر است. اما هنگامى كه اهمال كارى عادت شد، درمان آن بسیار دشوار مى شود. 27
2. وحشت زدگى درونى،
دلهره و احساس ترس هاى درونى;
3. بى كنترلى و بریدگى.
ناگفته نماند كه ویژگى هاى مزبور، خود از نشانه هاى شكست روحى شخص اهمال كار مى باشند. 28
بررسى علل اساسى و ریشه یابى اهمال كارى
اگر بتوانیم اهمال كارى را ریشه یابى كنیم، بى تردید درمان آن سهل و آسان خواهد بود. اینك نوبت آن فرا رسیده كه به برخى ریشه ها و عوامل اساسى اهمال كارى توجه كرده راهى براى درمان آن بیابیم.
روان شناسان چند عامل مهم را براى این آسیب روانى نام برده اند كه آن ها را در دو دسته كلى، مورد بررسى قرار مى دهیم:
1. آسیب ها و نابهنجارى هایى كه مربوط به روان شخص اهمال كار است; همچون: خودكم بینى، توقع بیش از حد از خود، پایین بودن سطح تحمل، كمال طلبى وسواس گونه، اشتیاق به لذت جویى كوتاه مدت، فقدان قاطعیت، و عدم اعتماد به نفس.
2. آسیب هایى كه در ارتباط با دیگر اشخاص و یا محیط اطراف، خود را نشان مى دهد; مانند: نارضایتى از وضع موجود، عدم تسلط بر كار، نگرش منفى به كار، نگرش غیر واقع بینانه از دیگران، احساس عدم مسؤولیت در برابر دیگران، لجبازى با دیگران، اهمال كارى و پرخاشگرى انفعالى، بر چسب زدن به این و آن.
الف. آنچه تنها به شخص اهمال كار بستگى دارد
1. احساس خودكم بینى :
29 این احساس بر اثر سه برخورد اجتماعى حاصل مى شود.
1. كسى كه از خود توقع دارد كه كارى كه به انجام مى رساند، از همه بهتر و كامل تر باشد همیشه رفتار او همراه با ترس، اضطراب و تشویش ناخواسته است. 30
2. به طور طبیعى همه خواهان جلب محبت دیگران هستند، ولى چون نمى توانند به اوج آن دست یابند، بنابراین، رنجیده خاطر شده و در نهایت نسبت به آنان خصومت مىورزند. 31
3. هركس دوست دارد بر ضعف شخصیت خود غالب آید، اما درصد كمى از انسان ها بر آن فایق مى آیند. درنتیجه، به اضطراب و نا امیدى مبتلا مى گردند.
به نظر مى رسد، بهترین درمان براى رهایى از این حالت این است كه انسان كارى كند كه به حیطه ولایت خداوندى وارد شود تا به آرامشى جدى دست یابد. ولایت به معناى سرپرستى است; بر مبناى تحقیقى درون دینى، تعلّق تدبیر خداوند بر موجودات ذى شعور (مانند انسان) همان ولایت است. تا آنجا كه دانسته شده خداوند متعال بر بندگان سه گونه ولایت دارد: ولایت عام، ولایت خاص، و ولایت اخص. ولایت عام آن گونه تدبیرى است كه بر همگان، خواه مؤمن ویا بى ایمان، یكسان اعمال مى گردد. اما هر كه از ولایت عام خداوند بهره برد و از این نعمت سپاسگزارى كند، خود را در معرض لطف ویژه او، یعنى ولایت خاص، قرار مى دهد. ولایت اخص، گونه اى برتر با شكرى بى حد و حصر است كه اختصاص به معصومان(علیهم السلام)دارد. 32 در قرآن آمده است: « الا ان اولیاء الله لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون » (یونس: 62). این جاست كه با قدرت و قوایى بى حد و حصر و با شتابى غیرقابل تصور به جلو حركت مى كند.

2. دم بینى :
برخى انسان ها زمان كوتاهى از عمر خویش را مى بینند. گویا همه چیز امروز است و فردایى وجود ندارد، گو این كه دم غنیمت باید شمرد. لیكن برنامه براى آینده نداشتن و تنها به امروز نظركردن، برنامه ریزى را به مخاطره مى اندازد. بسیارى از كسانى كه به مادى گرایى تمایل دارند داراى چنین بینشى هستند. چنانچه یاران موسى(علیه السلام)وقتى از شرّ فرعونیان نجات یافتند، هنگامى كه عبورشان به گروهى افتاد كه در برابر بت ها به سجده افتاده بودند، بى محابا گفتند: « اجعل لنا الهاً كما لهم آلهه » (اعراف: 138); اى موسى همان گونه كه آن ها داراى بت هستند، براى ما هم الهه اى را قرار بده تا در برابر آن ها كرنش كنیم. همین اندیشه بیمارگونه بالاخره آنان را به گوساله پرستى سوق داد. این گونه افراد در امر دنیا هم موفق و پیروز نخواهند بود; چرا كه تنها مزد امروز را مى خواهند و به آینده بى توجهند.
3. توقع بیش از حد از خود :
اگر شما در رفتار خویش توقع بیش از توان خود را داشته باشید، به ناچار نمى توانید به موقع به وعده خود وفا كنید. متأسفانه كامل گراها، ستارگان را هدف قرار مى دهند ولى جز هوا نصیبشان نمى شود. 33 هرچند دقت در انجام كار براى خوب انجام گرفتن لازم است، اما تندروى در این خواسته نوعى آرمان گرایى است كه منجر به شكست مى شود. گفتارى از مولى على(علیه السلام)گویاى همین واقعیت است: «به راستى كه زیان كارترین مردم در معامله و ناامیدترینشان در تلاش و كوشش كسى است كه تن خویش را در راه به دست آوردن آرزوهاى خود فرسوده كند...» 34
بى شك توقع بیش از حد از دیگران نیز منجر به شكست و رو در رویى خواهد شد. امام على(علیه السلام) در بیان دیگرى مى فرمایند: «من كلفك ما لاتطیق فقد افتاك فى عصیانه»; 35 هر كه تو را به آنچه در توان و طاقت تونیست وادار كند، در حقیقت تو را درگیر با خود كرده است.
4. پایین بودن سطح تحمل 36 :
كودك هرگاه از چیزى بدش آید، به وسیله جیغ كشیدن و فریاد زدن ناخوشنودى خویش را ابراز مى دارد. به تدریج هرچه زمان مى گذرد و او بزرگ تر مى شود، بر اثر تجارب افزوده شده، قدرت تحمل پذیرى او بالا مى رود. برخى در برابر ناملایمات شكیبا و صبورند ولى بعضى ها خیلى زود از كوره در مى روند.
به اعتقاد ما میزان تحمل پذیرى افراد به سرشت، خُلق و خوى، میزان تأثر آن ها، ساختار فیزیولوژى 37 و قدرت اراده آنان بستگى دارد. 38 باید گفت: به طور كلى كسانى كه به زندگى خوش بین ترند، ناملایمات زندگى را آسان تر گرفته و كار براى آنان رنج آور نخواهد بود.
5. كمال گرایى وسواس گونه :
گرچه كمال جویى در نهاد همه انسان ها نهفته شده است و دقت براى خوب انجام گرفتن لازم است، اما كمال گرایى وسواس گونه راه مناسبى براى بالا بردن كیفیت نیست; چرا كه همیشه برآیند وسواس جز اضطراب و عقب نشینى در انجام كار چیز دیگرى نخواهد بود.
حضرت نبى اكرم(صلى الله علیه وآله)در بیانى مى فرمایند: «... یا اباذر ایاك و التسویف بأملك فانك بیومك و لست بما بعده فان یكن غد لك لم تندم على ما فرطت فى الیوم»; 39 اى اباذر، تو را از امروز و فردا كردن به خاطر آرزوى درازت بر حذر مى دارم. چرا كه تو براى امروزت هستى و نه براى روزهاى آینده. بله، اگر [قدر امروزت را دانستى] و براى تو فردایى بود، براى آنچه در آن روز گذشته به دست آورده اى، هرگز پشیمان نخواهى شد.
6. لذت جویى و راحت طلبى 40 :
بسیارى از اهمال كارى ها نتیجه لذت جویى آنى و بى تابى در رسیدن به خوشى زودگذر است; 41 براى مثال، كسى كه به برنامه هاى جدى درسى خود بى اعتناست و بیش تر وقت خود را، حتى در ایام امتحانات به بازى، شب نشینى، تفریح و... مى پردازد و یا داوطلب دوره دكترى كه به بهانه امتحانات سخت براى ورود به آن، از این فكر صرف نظر كرده و راه پیشرفت را بر خود مسدود مى كند و... .
آفات لذت گرایى آنى و راه هاى درمان آن
براى این كوته بینى، آفاتى را مى توان مورد توجه و دقت قرار داد; نظیر این كه:

برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: کار امروز را به فردا انداختن ، اهمال کاری ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ،
  • تعداد کل صفحات:8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...