تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر روانشناسی خانواده

همسرم یا دوستانم؟

دوشنبه 3 بهمن 1390  02:26 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،

شاید برای خیلی از شما این سوال پیش آمده باشد که بعد از ازدواج و ورود به دنیای تاهل تا چه حد می توانیم دوستی های دوران مجردی مانند رابطه با همکلاسی های دوران مدرسه، دوران دانشگاه و یا حتی یک دوست خانوادگی قدیمی را ادامه دهیم؟ آیا ادامه دادن این دوستی ها ممکن است به ضرر زندگی زناشویی ما تمام شود؟

آیا باید برای ادامه دادن این رابطه ها و دوستی های عمیق، از همسرمان اجازه بگیریم؟ دوستی های بعد از ازدواج اگر قرار بر ادامه دادن این دوستی ها بود رابطه ما باید چگونه باشد؟ ارتباط خانوادگی داشته باشیم یا به یاد دوران مجردی اوقاتی را به تنهایی با هم سپری کنیم؟ و .... البته باید توجه داشت که حفظ ارتباطات دوستانه دوران تجرد بعد از ازدواج مانند شمشیر دو لبه است و می تواند فواید و مضرات زیادی را به همراه داشته باشد. برخی از افراد این نوع دوستی ها را به طور کلی خوب و برخی بد می دانند.

برخی از دلایل افرادی که حفظ این نوع روابط را نادرست می دانند عبارتند از: ادامه دادن ارتباطات دوستانه بعد از ازدواج می تواند باعث ایجاد کدورت میان زوجین گردد. زیرا همسرتان فکرمی کند که شما بیشتر اوقات خود را با دوست تان می گذرانید و این موضوع باعث بروز مشکلات اساسی در ازدواجتان می گردد زیرا همسر شما نیاز دارد که حس کند او مقدم بر تمام دوستان و همدوره ای های شماست. همچنین ممکن است زمانی فرا برسد که همسرتان احساس کند دوست شما خواهان گذراندن اوقات بیشتری با شماست، لذا این مطلب هم باعث کینه و کشمکش میان شما و همسرتان می شود. همچنین این موضوع می تواند نشان دهنده میزان ارزش و بهای شما به زندگی تان و میزان اهمیت همسرتان در زندگی تان باشد. مشکل دیگر دوستی های بعد از ازدواج این است که بسیار دید شده که برخی از افراد به طور ناخودآگاه بیشتر به دوستان خود استناد کرده و حتی در مورد بسیاری از مشکلات و اختلافات زناشویی به دنبال کسب مشاوره با دوستان خود هستند و حتی در مواقع بروز تنش و اختلاف بیشتر برای گفتگو و همصحبتی سراغ دوستان خود می روند تا اینکه سعی در اصلاح رابطه با همسرشان داشته باشند.

در این صورت و با ادامه دادن این روال همسرتان کم کم به این نتیجه می رسد که به حال خود رها شده و مسلما به روابط دوستانه شما احساس حسادت و نفرت خواهد داشت. بنابراین چنانچه همسرتان را در روابط دوستانه خود مشارکت ندهید این دوستی ها مسلما دردسر ساز خواهد شد به خصوص هنگامی که بدون حضور همسرتان اوقاتی را با دوست مذکور بگذرانید و یا بدتر از همه اینکه روابط دوستانه و مجردی خود را دور از چشم همسرتان ادامه داده و از چشم او پنهان دارید. چنانچه فکر می کنید نیاز دارید که این روابط را به طور مخفیانه ادامه دهید باید بدانید که مشکلاتی که در زندگی تان درست خواهد کرد فراتر از چیزی است که تصور می کنید. شاید تصور کنید که این نوع دوستی ها وقت زیادی از زندگی زناشویی شما را نمی گیرد اما در صورتی که همسرتان به این روابط حساس باشد ادامه دادن این دوستی هم برای شما و هم برای همسرتان مشکل آفرین خواهد شد.

اگر رابطه دوستانه بعد از ازدواج به تازگی شروع نشده باشد بلکه مربوط به دوستی های دوران تحصیل و حتی ادامه دوستی های کودکی تان باشد احتمالا با حساسیت کمتری توام است بنابراین هرگاه حس کردید که بیش از همسرتان به دوستان دوران تجردتان وابسته شده اید و بیشتر از آنکه در کنار همسرتان باشید در کنار دوستانتان بوده و از بودن با انها بیشتر لذت می برید لازم است که احساس خطر کرده و هر چه سریع تر به این روابط دوستانه پایان داده و یا به آنها حالت اعتدلال بخشید. البته این نوع دوستی ها دارای جنبه های مثبتی نیز می باشد که عبارتند از: اگر به همان مقدار یا بیشتر از زمانی که وقت صرف دوستانتان می کنید این زمان را صرف همسرتان کنید این دوستی مشکل چندانی در زندگی زناشویی شما ایجاد نمی کند. هر دو این افراد چه دوستان و چه همسر می توانند در زندگی شما به طور همزمان حضور فعال داشته باشند اما این حضور باید حساب شده و از روی ضوابط باشد. مثلا نباید همسر شما حس کند که در اثر این روابط، حضور و اهمیت وی در زندگی شما کمرنگ شده و یا به حال خود رها شده است.

لازم است به طریقی عمل کنید که به همسرتان این اطمینان را بدهید که بیشتر توجه و تمرکز شما معطوف به زندگی زناشویی تان است نه رابطه دوستانه تان. به این طریق می توانید از بروز حسادت و کینه در همسرتان خودداری کنید. چنانچه فکر می کنید نیاز دارید که این روابط را به طور مخفیانه ادامه دهید باید بدانید که مشکلاتی که در زندگی تان درست خواهد کرد فراتر از چیزی است که تصور می کنید اگر رابطه دوستانه بعد از ازدواج به تازگی شروع نشده باشد بلکه مربوط به دوستی های دوران تحصیل و حتی ادامه دوستی های کودکی تان باشد احتمالا با حساسیت کمتری توام است.

زیرا وقتی ازدواج کردید دیگر حضور آنها کمتر جنبه افراطی خواهد داشت. هرگاه قصد داشتید با دوستان خود اوقاتی را گذرانده و به بیرون بروید لازم است که حتما این مساله را با همسرتان به مشارکت بگذارید و از مخفی کاری و پنهان کاری در این زمینه به شدت خودداری کنید زیرا این امر باعث بروز نگرانی و بروز کشمکش و درگیری در زندگی زناشویی تان می شود. در عوض هرگاه قصد داشتید با دوستانتان بیرون بروید در صورت امکان و در صورت حضور خانواده های آنها، حتما همسرتان را هم به همراه خود ببرید.

دوستی های بعد از ازدواج همچنین اگر بنا به دلایل مختلف ملزم به ادامه دادن این دوستی ها هستید(مانند دوستی هایی که ناشی از شرایط کاری ایجاد می گردد و از آنها گریزی نیست) مخفی کاری و رفت و آمد دزدکی اشتباهترین کاری است که شما می توانید انجام دهید چرا که اگر این رابطه صرفا جنبه کاری داشته باشد اصلا دلیل به پنهان کاری و مخفی کاری نیست و هیچ دلیل وجود ندارد که بخواهید این مساله را از دید همسرتان مخفی نگهدارید. البته ذکر این نکته ضروری است که منظور ما تعریف و تمجید یا نکوهش افراطی از ادامه دادن دوستی های تجرد در دوران متاهلی نیست بلکه تنها قصد داشتیم شما را متوجه حساسیت ارتباطات بعد از ازدواجتان کنیم چرا که اگر هر ارتباطی بعد از ازدواج از حد خود خارج شود حتی سازنده ترین و عمیق ترین دوستی ها هم می تواند مشکل ساز شود.

از طرف دیگر وجود یک دوست و همراه نزدیک و دلسوز در زندگی همه ما احساس می شود لذا با اتخاذ رویکردی متعادل خواهید توانست هم از دوستی های خود لذت ببرید و هم از زندگی زناشویی تان.



نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: همسرم یا دوستانم ، روانشناسی خانواده ، مشکلات خانواده ،

اهمیت خانواده

دوشنبه 7 آذر 1390  02:01 ب.ظ

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیطها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.

عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آنها ، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعیت خانواده ، روابط اجتماعی خانواده و بی‌نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند ، سلامت روانی و جسمانی او ، آینده شغلی ، تحصیلی ، اقتصادی ، سازگاری اجتماعی و فرهنگی ، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
خانواده و اهمیت آن در دوره کودکی
نوزاد در خانواده به دنیا می‌آید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار می‌گیرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهای اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرحواره‌ها و شناختهای کودک از خود ، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباطی است که خانواده با وی دارد و تا چه حد تلاش می‌کند نیازهای او را برآورده سازد.

کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمی‌شوند به انواع مشکلات مبتلا می‌شوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع می‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی می‌شود. سخت گیری زیاد والدین یا بی‌توجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که می‌تواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت خانواده در دوران نوجوانی
نیازهای مرحله نوجوانی دوران حساس است. بطوری که در کنار سایر تحولات و تغییراتی که از جنبه‌های جسمانی و روانی در فرد اتفاق می‌افتد، ویژگی مشترک و مهم دیگر آن دوران ، استقلال طلبی نوجوان در خانواده است. نوجوان می‌خواهد به طریقی رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر این اساس شروع به ایجاد فاصله بین خود و خانواده می‌کند و به گروه همسالان نزدیک می‌شود.

در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگیهای دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحو احسن ایفا نماید. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده ، فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره ، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینه‌های ناسازگارانه مثل عضویت در گروههای افراطی و سایر زمینه‌ها مشکلات فردی و اجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد.

سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل‌ گیری و آزاد گذاری آنها فرزند را موجودی سرکش ، طغیانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از این گذشته این دوران ، دوران الگو گیری و همانند سازی و لازم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع نیز در این اهمیت بسزایی دارد. هابز معتقد است که بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانواده‌هایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانه‌اند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانواده‌های سالم بیرون آمده‌اند و افراد ناسالم پرورش یافته خانواده‌های ناسالم هستند.
اهمیت خانواده = سلامت خانواده
انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می‌شوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می‌کنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده‌های آن وابسته است.

لامارک و لوپله و دیگران ، خانواده را مهمترین کانونی می‌دانند که جامعه از آن تغذیه می‌کنند. به این ترتیب فرد در کنار تأثیری که از اجتماع خود می‌پذیرد با توشه‌ای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چنین تأثیراتی علاوه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلان اقتصادی - اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر می‌رسد که اصلاح یک جامعه ، پیشرفت و ترقی آن از جنبه‌های مختلف تأثیر اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اهمیت خانواده ، خانواده ، روانشناسی خانواده ،

مهارتهای همسر داری - روانشناسی خانواده

یکشنبه 3 آبان 1388  10:26 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،

جهان هستی و خلقت بر زوجیت استوار شده است، زوجیت قانون حیات و بقاست. در میان انسانها حساسترین انتخاب در طول زندگی، انتخاب همسر است که براساس آن نهاد خانواده شکل می گیرد.
والاترین هدف و کارکرد خانواده تکمیل هویت و تأمین آرامش همسران است.
در سایه آرامش، انسانها به رشد و بالندگی مناسب دست می یابند و خلاقیت های خود را بروز می دهند.
مهر و محبت، صمیمت و وفاداری از مهم ترین عوامل پایندگی و تقویت نهاد خانواده است، همچنان که حفظ کانون خانواده یکی از اصیل ترین تکالیف هر یک از همسران محسوب می شود.
شایسته است همسران با شناخت کامل تفاوتهای یکدیگر و یادگیری روشهای ابراز محبت و دستیابی به تفاهم، سعادت خود و خانواده را بیمه نمایند و از کوتاهترین لحظه های با هم بودن بیشترین بهره ها را ببرند، از این رو در این شماره مهارتهای همسرداری اشاره می نماییم.
قلبتان شاد و دستتان پر مهر باد


تعریف همسرداری
مهارتی است که زن و شوهر (زوجین) با شناخت توانمندیها، تفاوتها و حساسیتهای یکدیگر بتوانند به نیازهای جسمی، عاطفی ، روانی وجنسی طرف مقابل پاسخ دهند. به طوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

دنبالک ها: ایران ایسی وب ، روانشناسی ،
برچسب ها: روانشناسی خانواده ، مهارتهای همسر داری ، همسر داری ، همسرداری ، چگونه همسر داری کنیم ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ،

روانشناسی خانواده - از ذهنیت شوهرتان هنگام مجادله مطلع شوید!؟

شنبه 2 آبان 1388  11:30 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،


آیا وقتی با شوهرتان دعوا می‌کنید حس می‌کنید او دیوانه شده و نمی‌فهمد چه چیزی شما را ناراحت کرده است؟ مطالعات و تحقیقات جدید نشان می‌دهند که مغز زنان و مردان بسیار متفاوت از یکدیگر عمل می‌کند.
آیا وقتی با شوهرتان دعوا می‌کنید حس می‌کنید او دیوانه شده و نمی‌فهمد چه چیزی شما را ناراحت کرده است؟
مطالعات و تحقیقات جدید نشان می‌دهند که مغز زنان و مردان بسیار متفاوت از یکدیگر عمل می‌کند.
نقط? آغاز مشکل
آن روز قرار بود لیزا و همسرش تیم، به منزل پدرو مادر شوهرش بروند. یک ساعت قبل از رفتن، لیزا جلوی در ایستاده بود و با خشم، تیم که جلوی درب مشغول فوتبال بازی کردن بود و کودک نوپایشان، الا، که با سر و وضعی کثیف و آشفته در زمین بازی تاتی تاتی می‌کرد را تماشا می‌کرد. وضعیت خانه اسفناک بود. قرار بود تا یک ساعت دیگر در مهمانی باشند و هنوز شیرینی‌هایی که قرار بود با خود ببرند، نپخته در فریزر بود. لیز در حالیکه تلفنی با همکارش حرف می‌زد و یک سری از کارها را به او می‌سپرد، شیرینی‌ها را از فریزر در آورده و با عجله در فر گذاشت. بعد به اتاق خواب رفت تا لباسهایشان را آماده کند. او تقریبا" فریاد می‌زد و به تیم می‌گفت: " می‌تونی الا را حاضر کنی؟ من لباسها و کفشهایش را آماده کرده‌ام." تیم که جلوی تلویزیون لم داده بود سرش را تکان داد و گفت: " باشه من آماده اش می‌کنم". وقتی لیزا آمد، دید که تیم خونسرد و آرام جلوی درب ایستاده.

لیزا خم شده بود و لباس‌های الا را مرتب می‌کرد و در همین حال به تیم می‌گفت: دست و صورت الا را می‌شویی؟ و تیم با بی‌میلی جواب داده بود: "بله، حالا دیگه بیا بریم دیر شده". چشمتان روز بد نبیند. وقتی جلوی خان? پدر و مادر تیم رسیدند، لیزا خواست الا را بغل کند و از ماشین بیرون بیاورد که دید هنوز صورت و دستهای الا پوشیده از چرک و دوده است. لیزا زیر لب غرید: " این که هنوز همون طوری کثیفه". تیم با خونسردی شانه‌هایش را بالا انداخت و بی‌گناهی خود را اعلام کرد و گفت، وقتی از در بیرون آمدیم، من دست و صورتش را شستم. یک لحظه بعد تیم با عصبانیت فریاد می‌زد:" مسئله دست و صورت شستن نبود. چطور وقتی داشتی لباس‌هاش را عوض می‌کردی ندیدی که بچه چقدر کثیفه. او باید حمام می‌کرد."

در مهمانی لیزا نمی‌توانست خشم و ناراحتی خود را پنهان کند — حتی نمی‌توانست خودش را راضی کند که با همسرش حرف بزند. تیم بی‌اعتنا به سردی رفتار لیزا مشغول صحبت با عموی خود شد و ناراحتی لیزا را از ذهن خود خارج کرد. از طرفی دیگر خواهر تیم نگاهی به صورت برافروخت? لیزا انداخت و او را به آشپزخانه برد و در آغوش گرفت و از او پرسید که جریان چیست. لیزا با عصبانیت گفت: " اصلا" از او توقع نداشتم، نمی‌خواهم باور کنم که بلایی سر او آمده باشد. مدتها پیش برای یک سری تحقیقات علمی او به همراه گروهی به طبقات زیرین زمین سفر کرده بود و به عنوان رهبر آن گروه برای انجام یک سری آزمایشات و بازسازی‌ها، کار‌هایی انجام می‌داده‌اند که خیلی ترسناک بوده، آیا ممکن است به مغز او صدمه‌ای خورده باشد؟ ".

لیزا در ادام? آن روز تا شب در خود می‌جوشید. صبح روز بعد سر میز صبحانه تصمیم گرفت چاره‌ای برای مشکل خود بیابد. او سعی داشت در مورد اتفاقی که افتاده بود با تیم صحبت کند و به او گوشزد کند که این دلخوری چه آسیبی به روابط آنها وارد می‌کند. اما تیم، لیزا را متهم می‌کرد به اینکه هر چیز بی‌اهمیتی را بزرگ می‌کند و زیادی به آن می‌پردازد. لیزا معتقد بود تیم به او اهمیت نمی‌دهد و عمدا" به او بی‌توجهی می‌کند در حالیکه تیم نمی‌فهمید چرا لیزا اینقدر نق می‌زند....چرا؟!! این سوالی بود که صدها بار از خود پرسیده بود. " آیا واقعا" لازم است هر چیز کوچکی به یک داستان غم‌انگیز بلند تبدیل شود؟ چرا انقدر یک موضوع را کش می‌دهد؟"


برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی خانواده ، روانشناسی ازدواج ، از ذهنیت شوهرتان هنگام مجادله مطلع شوید ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ،