تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر تقویت اعتماد به نفس

اعتماد به نفس و روش های تقویت آن

شنبه 28 مرداد 1391  10:30 ق.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

در طول دوران كاریم بـا افـرادی كه در زنـدگـی روزمـره خـود سطح استرس بالایی داشتند، در میانشان با یك خصیصه مشترك و بـسیـار عـمـومـی مـواجـه شدم - اعتماد بنفس پایین. همچنین دریافتم كه اعتماد بنفس می تواند موجب پـدیـد آمـدن سطح بالایی از استرس، بی خوابی،اظطراب و بسیاری از علایم بیمار گونه گردد.

بدترین مورد این حالت در كسی كه عزت نفس پایین دارد تجربه كردن احساساتی ازقبیل بی ارزشی و بی لیاقـتـی و عدم تعلق میباشد كه متاسفانه میتواند مـنـجر به افكـار خودكشی گردند.

سركوب اعتماد بنفس


در تحقیقی كه چندین سال گذشته در سراسر آمریكای شمالی، شـامل كانادا و مكزیك انجام گرفت پژوهشگران دریافتند كه نرخ خود كشی ارتباط بسیار زیادی با شرایط فقر و تنگدستی، ترك خانواده (اغلب در كودكان زیر 16 سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـیـان دارد.

در خصـوص عزت نفس پایین، كودكان آسیب پذیرتر از دیگر افراد می باشند. آنها مدام از جانب همرده ها و هم سن و سالهای خود و تـوقـعات غیـر واقـعـی و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار دارند. این امر می تواند به مشكلات روانی عمده منجر گردد كه در آن كودكان احساس خواهند كرد كه زندگیشان ارزشی ندارد.


بزرگسالان نیز از آن رنج میبرند

میخواهد باورتان شود یا نه، امروزه بزرگسالان نیز چنین علایمی را تجربه می كنـنـد. ما همواره با مسائلی چون پول، عشق،خانواده، كار و غیره درحال دست و پنجه نرم كردن می باشیم. از آنجایی كه اكثر جوامع مردسالار اهمیت زیـادی بـرای موفقیت مردان قائل می باشند، برای یك مرد تحمل فشارها سخت و دشوار می باشد.

همه آن مربـوط می گردد به تئوری: بـقـای بـرازنـدگـان. مـردان تـولید كننده و زنان مصرف كننده می باشند. حتی با جنبش آزادی خواهانه زنان و فمینیسم، عـلت اصـلی از خود گذشتگی مردان كماكان بطور حتم مرتبط با این حـقـیـقت می باشـد كـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنیا را روی شانه هایشان بدوش بكشند.

احتمال دارد زنان با این گفته هم عقیده و موافق نبـاشـنـد ولـی آن واقـعیـت دارد. آخرین باری كه نامزد یا هــمسرتان و یا فرد دیگری كه برای یك امر مهم حقیقتا به شما وابسته بوده و آن كـار ( مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پیش ) را بشما واگذار كرده چه زمانی بوده است؟  این تقاضا ها معمولا با پول در ارتـبـاط است. اگرچه اكثر اوقات برای این است كه شما یك "مرد واقعی" جلوه نمایید.


آیا شما یك مرد واقعی میباشید؟

چگونه می توانید تـعـیین كنید یك مرد واقعی چگونه مردی باید باشد؟ راحت ترین كار آن است كه از نامزد، همسر، خواهر و یا مادر خود سـوال كنـیـد. امـا مـن بـه شما اطمینان می دهـم كه بـا دهها پاسخ متفاوت بمباران خواهید شد. چرا؟ به این خاطر كه هر زنی عقیده متفاوتی از آنگونه كه مرد رویـاهـایـش باید باشد دارد. هرچند كه بطور كلی شما در خواهید یافت كه مردها می بـاید تعدادی خـصیصه مشترك را برای آنكه یك مرد واقعی محسوب گردند دارا باشند.

    استقلال مالی داشته باشید: یك ثروتمند بد جنس.
    سلامت جسمانی داشته باشید: تا بتوانید فرزندانی قدرتمند همچون خودتان بوجود آورید.
    با هوش باشید: بدانید چگونه وسایل گوناگونی راباید تعمیر كنید
    مورد اعتماد و قابل اتكاء باشید:همواره بمنظور براوردن نیازهای وی در دسترس باشید
    شخصیت مستحكم و با ثبات داشته باشید:به او نشان دهید كه قادر هستید روی پاهای خودتان بایستید.

معمولا هنگامیـكـه شـما اینگونه احساس كنید كه فاقد حتی یكی از ویژگی های مذكور می باشید، اعتماد بنفس شما شروع به تنزل می كند چرا كه احساس خواهید كرد كه گویی از حداقل شرایط لازم و ضروری نیز برخوردار نیستید.

فرمول اقتدار

نگرش آرمانگرایانه به یك مرد پوچ و بی اساس میبـاشد. شمـار اندكی از مردها در عمل به آن شان و درجه از شكوه و عظمت میان دیگر مردان نایل گشته اند. به هر صورت من میتوانم چند نكته راهبردی در رابطه با آنـكه چـگونـه یك مرد شكوهمند و با اقتدار باشید ارایه دهم. مردی كه قادر باشد از میان پستی بلنـدی هـای زندگی عبور كرده و در انتها نیز كماكان با صلابت از آن بیرون آید.


نکته 1 : نپذیرفتنی را بپذیرید.

فرض می گـیـریـم شـمـا فردی 40 ساله هستید. موی سرتان كم پشت و در حال ریزش میباشد. شكمتان نمایان گشته است . چیـن و چـروك صورتتان عمیق و نا زیبا هستند. شما اساسا احساس مـی كـنـیـد انـسـانـی بی ارزش هستید. به نخستین تجلی گاه استرس یعنی همان خود انكاری قدم گذارده اید.

هنگامی كه منكر شایستگی و استعدادهای بـالقوه خود جهت مبدل شدن به كسی یا چیزی فراتر و با اهمیت تر از خویشتن كنونی خود می شوید، گـرفـتـار یـك چـرخه مخرب انزجار از خویشتن می گردید. بـه منظور رهایی یـافتن از انـكار، بـاید شـروع بـه پـذیـرش مشكلات خود نموده و همچنین اهداف آینده تان را در ذهـن مجسم كنـیـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشید شما قادر خواهید بود به درجات عالی و بزرگ دست یابید.


نکته 2 : به غیر قابل اندیشیدن بیندیشید.

با حفظ شخصیت فوق فرض میكنیم به شما (كم مو، چاق، میانسال) دائما گفتـه شـود كه قادر نخواهید بود بهیچ چیزی در زندگی خود فائق آیید. افسوس، چه سـخن نـاگوار و دلخراشی برای شخصی است كه تا پیش از این نیمی از عمرش را به پایان رسانیده است. به دومین تجلی گاه استرس یعنی انتقاد قدم گذارده اید.

شما خواهید گفت در 30 سال باقیمانده كسی قادر نخواهد بود كار زیادی انجام دهـد و یا به موفقیت چندانی دست یابد؟ در اشـتـبـاه هـستـیـد. در طـول دوران كــاری خــود بـا اشخاصی دیدار كرده ام كه تصمیم گرفتند مجددا به دانشگاه بازگردند و رشتـه تحصیلی خود را به پایان برسانند، برای خودشان كسب و كـار مسـتقل دست و پا كـنـنـد. آنـهـا از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و به جایگاه و منزلتی عالی در مـیـان اطـرافیانشان نایل گشته اند.

هیچگاه برای تعلیم و تربیت و كسب دانش و ادامه تحصیلات دیر نـمـی بـاشـد. مـی باید خارج از دایره متعارف بیاندیشید و شروع كنید به اندیشیدن به غیر قابل اندیشیدنها -كه شما در واقع مردی هستید با فرصتهای بسیار زیاد پیش رویتان.تنها كاری كه باید انجام دهید خلق و ایجاد درها و عبور از میان آنهاست.


نکته 3 : اهداف خود را تعیین کنید.

اكنون كه خود را پذیرفته اید و شروع به آن كردید كه همانند مردی با عظمت كه میـتـواند شما باشید بیاندیشید، مستلزم آن می بـاشیـد كـه تـدابـیـری را بـرای دسـت یـافتن به اهدافتان تدوین و تنظیم گردانید. تعیین اهداف برای خودتـان شـاید بزرگترین و مهم ترین هدیه ای باشد كه می تـوانـیـد به خود عطا كنید. با یادداشت كردن و مرور آنها در فواصل زمانی معین كار را شروع نمایید.

كاری كه من مایل به انـجـام آن هسـتـم ایـن اسـت كـه ابـتـدا اهـداف بـلنـد مـدت خود را یادداشت كرده و سپـس به روی اهـداف كـوتاه مـدت پـیرامون دست یابی به اهداف بلند مدت متمركز می شوم. این كار معمولا منجر به موفقیتهای واقع گرایانه میـگردد و هر بار كه شما به یكی از اهدافتان دست یافتید،احساس خیلی بهتر و خوشاینتری نسبت به خود خواهید داشت.


نکته 4 : غلبه بر موانع 
  
                                                                    
بی تردید به موانعی در راه رسیدن به اهدافتان برخورد خواهید كرد. مجددا مثل گذشتـه این مشكلات را پذیرفته و آنها را پشت سر بگذارید و به راه خود ادامه دهید. وجود آنها را انكار نكنید زیرا تا آخر عمر مكررا به سراغ شما خواهند آمد و دست بردار نخواهند بود.با عزم راسخ به جنگ تك تك مشكلات خود رفته و سـرسـخـتـانه بـر هـدف خـود پـافشاری كنید.


نکته 4 :به گذشته ننگرید
                                                                      
این احتمالا دشوارترین كاری است كه باید انجامش دهید. بـما همواره گفته شده است كه سپاسگزار توفیقات و نعمتهای زندگیمان باشیم اما برای انجام چنین كاری مجبور به تعمق در گذشته ناگوار خود می بـاشـیم. بـه مجرد آنكه شروع به یادآوری گذشته كنید، ناكامی هـا و سختـی هـا دوباره مـراجت خـواهـید كرد. یه محض آنكه به اهدافتان دست یافتید، لازم است به این كه چه كسی هستید و چه كسی مایلید باشید، تمركز كنید.


مطلب آخر

 یك بار شنیدم كه مردی بزرگ سخنی زیبا گفت:"...بودن و شدن...."

این 5 نكته برای مـن بسیار حائز اهمیت می بـاشد چـرا كه هـرگـاه احـسـاس می كـنـم اعتماد بنفسم دارد به پایین ترین سطح خود تنزل میـابـد با خود می گویم كه من خودم هستم و می خواهم فرد بهتر و كاملتری گـردم و چیزی بیش از آنچه هستم بشوم. من نیز این كلمات را به شما هدیه می دهم. آنها را در زندگی خود بكار بندید تا بـه هر آنچه آرزو دارید دست پیدا كنید.

منبع : مردمان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اعتماد به نفس و روش های تقویت آن ، اعتماد به نفس ، باور به خود ، افزایش اعتماد به نفس ، تقویت اعتماد به نفس ، عزت نفس پایین ، عزت نفس بالا ،

چگونه اعتماد به نفسمان را تقویت کنیم ؟

چهارشنبه 25 مرداد 1391  01:35 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،روانشناسی شخصیت ،

دعوا سر اسم نیست. اعتماد به نفس، خودباوری، حس اطمینان شخصی و امثال هم همگی سر و ته یک کرباس‌اند که همه‌مان کم و بیش می‌شناسیم‌اش. اگر تعریف اعتماد به نفس و خوبی‌هایش را دانسته فرض کنیم و دلایل عدم اعتماد به نفس و بدی‌هایش را هم مفروض بگیریم، آن‌وقت فقط می‌ماند یک سوال مهم: چگونه اعتماد به نفس‌مان را تقویت کنیم؟

رفقای خوب: بیشتر اوقات‌تان را با آدم‌هایی بگذرانید که اعتماد به نفس‌شان بالاست. اگر این کار برای‌تان ممکن نیست، لااقل توی برنامه هر روز‌تان مدتی را برای هم‌نشینی با افرادی اختصاص بدهید که خودباور و خودساخته‌اند. حقیقت این است که انرژی مثبت و نیروی درونی آدم‌ها تا حدی مسری است. در حضور این آدم‌ها اصلا لازم نیست کاری بکنید. کافی است کنارشان باشید و آنها حرف بزنند، رفتار کنند، زندگی کنند و شما تماشاگر باشید تا اعتماد به نفس‌شان کم‌کم به شما هم سرایت کند. ضمن این که چیزهای بسیاری را هم می‌شود از همین جماعت و با همین هم‌نشینی‌های ساده آموخت. گاهی تنها با آموختن و به کار بستن یک نکته تازه، مسیر زندگی آدم زیر و رو می‌شود.

آن یک نفر: تقریبا تمام آدم‌های موفق دنیا یک مشاور دانا و قابل اعتماد داشته‌اند. این مشاور یا معلم خوب ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست صمیمی،‌ یک معلم مدرسه و یا اصلا یک شخص غریبه و خیرخواه باشد. ممکن است توی زندگی‌تان حضور داشته باشد یا ممکن است اصلا خودش زنده نباشد و شما از طریق آثاری که از او به جا مانده،‌ از او کمک بگیرید. به هر حال، راهی که شما می‌خواهید طی کنید و هدفی که می‌خواهید به آن برسید، احتمالا پیش از شما هم دیگرانی در آن راه رفته‌اند و به آن هدف رسیده‌اند. مشورت با آن رفته‌ها و رسیده‌ها و هم‌نشینی با آن آدم‌ها، اعتماد به نفس‌تان را برای رفتن و رسیدن تقویت می‌کند؛ ضمن این که سرعتِ رفتن و رسیدن‌تان را هم چند برابر می‌کند.

این حس‌ دوست‌داشتنی : سعی کنید این را بفهمید که اعتماد به نفس فقط یک حس است. تا به حال برای‌تان پیش نیامده که در یک موقعیت خاص، این حس را تجربه کرده باشید؟ ‌اگر قبلا توانسته باشید این حس را حتی برای یک بار تجربه کنید، قطعا باز هم می‌توانید. چگونه؟ با فراهم آوردن مقدمات پدید آمدن آن حس. این همان چیزی است که ارزش تمرین هر روزه دارد. لااقل ۱۵ دقیقه از هر روزتان را اختصاص بدهید به تجسم همان شرایطی که در آن، با حس اعتماد به نفس رفتار کرده‌اید. آن شرایط را با جزییات دقیق توی ذهن‌تان مرور کنید و به حس‌تان در آن لحظه توجه کنید. پس از مدتی، همراه داشتن این احساس برای‌تان به شکل یک عادت درمی‌آید.

از مهارت تا اطمینان: پاواروتی سرشناس‌ترین خواننده اپرای دنیاست. چندی پیش، او در مصاحبه‌ای با یک روزنامه ایتالیایی گفته بود که هر روز لااقل ۶ ساعت تمرین می‌کند و هنوز هم احساس می‌کند که هر روز، چیز تازه‌ای درباره صدا و موسیقی یاد می‌گیرد. این تمرین و تمرین و تمرین که منجر به مهارت بیشتر می‌شود، یکی از لازمه‌های اعتماد به نفس است. در یک مهارت یا توانایی ویژه‌ای که حس می‌کنید علاقه‌ و اشتیاق‌تان برای آموختن‌اش بیشتر است، سرمایه‌گذری کنید و بکوشید تا هر روز چیز تازه‌ای در همان زمینه یاد بگیرید.

در جستجوی ارزش‌های از دست نرفته: اگر توی زندگی‌تان ارزش‌های قطعی و شناخته شده‌ای هست که واقعا باورشان دارید و می‌خواهید به‌شان عمل کنید، خوب بشناسیدشان و مراقب باشید که ازشان تخطی نکنید. تخطی از این ارزش‌ها به ویژه در آنهایی که زندگی آگاهانه را انتخاب کرده‌اند، موجب شعله‌ور شدن حس گناه و در هم شکسته شدن خانه اعتماد به نفس می‌شود. می‌توانید این ارزش‌های شخصی یا اعتقادی را فهرست کنید و زیر میز تحریرتان یا گوشه و کنار اتاق منزل یا اتاق کارتان نصب کنید تا ملکه ذهن‌تان شود. این پایبندی، پایه‌های عزت نفس و اعتماد به نفس‌تان را محکم می‌کند.

از تو می‌پرسم خودم را: توی زندگی‌تان چه کسی یا چه کسانی را تحسین می‌کنید؟ چرا؟ به خاطر کدام ویژگی یا کدام ویژگی‌های‌شان؟ پاسخ به این پرسش‌ها را به دقت یادداشت کنید و فهرستی تهیه کنید تا ویژگی‌های مورد علاقه‌تان همیشه جلوی چشم‌تان باشد. هر روز برای رسیدن و نزدیک‌تر شدن به این ویژگی‌ها تلاش کنید.

فهرست‌های به‌دردبخور : چرا باید اعتماد به نفس داشته باشید؟ دلایل‌تان را فهرست کنید. در تهیه این فهرست، سخت‌گیر نباشید. اگر همه آدم‌ها بخواهند مته به خشخاش بگذارند و مو را از ماست بکشند، هیچ کس هیچ دلیل موجهی برای اعتماد به نفس نخواهد داشت. یک فهرست هم از آدم‌هایی تهیه کنید که به دلایلی در زمان گذشته یا حال، از خصوصیات خوب شما حرف زده‌اند. حرف‌های آنها را هم تا آنجا که یادتان هست، در فهرست‌تان بگنجانید و هر از گاهی به این دست‌نوشته‌های‌تان نگاهی بیندازید.

حرمت نگه دارید: تا حالا کسی یا کسانی به‌تان بی‌احترامی کرده‌اند؟ آیا این اتفاق، زیاد تکرار می‌شود یا به ندرت برای‌تان اتفاق می‌افتد؟ اگر میزان تکرار این اتفاق، زیاد است و اگر نمی‌توانید شخص یا اشخاصی را که به‌تان بی‌احترامی می‌کنند به رفتار صحیح مجاب کنید، از آنها دور شوید. آن روی این سکه هم در تقویت اعتماد به نفس حقیقی، موثر است. یعنی خودتان هم نباید به کسی بی‌احترامی کنید. حتی با کسانی که از آنها خوش‌تان نمی‌آید با مهربانی رفتار کنید و این را برای خودتان به شکل یک عادت در بیاورید تا تاثیرش را در جذب دیگران و تقویت اعتماد به نفس خودتان مشاهده کنید.

روزی یک کار ترسناک: هر روز یکی از کارهایی را که همیشه ازشان واهمه داشتید و دارید، انجام بدهید. خیلی از ترس‌هایی که در زندگی ما وجود دارند و با ما زندگی می‌کنند، اجازه نمی‌دهند که ما قابلیت‌های‌مان را بروز بدهیم. خودتان را مقید کنید که هر روز لااقل یک قدم از محدوده تنگ و تاریک این مرزها فراتر بروید و یکی از این حصارهای ترس را بشکنید. هر چه از این ترس‌ها بیشتر فاصله بگیرید و بیشتر ازشان دوری کنید، ترسناک‌تر به نظر می‌رسند. در عوض، هر چه به آنها نزدیک‌تر شوید و بیشتر با آنها مواجه شوید، می‌بینید که چقدر راحت‌ می‌شود از آن مرزهای خیالی رد شد.

در ستایش دانستن : با این همه کتاب و کتابخانه و شبکه‌های اطلاع‌رسانی، دیگر هیچ دلیل موجهی برای بی‌اطلاعی وجود ندارد. اگر بر حسب شرایط کار و زندگی‌تان احتیاج دارید که از چیزی یا چیزهایی سر در بیاورید، کوتاهی نکنید. خودتان را مجهز کنید به دانستن و بیشتر دانستن. به مطالعه منابع مختلف عادت کنید. تسلط و اطلاع کافی در زمینه شغلی منجر به افزایش اعتماد به نفس در محیط کار می‌شود. پس از کسب این تسلط، کم‌کم به سمت علایق و سلایق شخصی‌تان بروید و درباره آنها هم بیشتر و بیشتر بدانید تا پایه‌های خودباوری‌تان محکم شود.

ببخشید :خودتان را ببخشید. خب، هر کسی ممکن است هر از گاهی در طول زندگی‌اش به کارهای اشتباه و حتی احمقانه‌ای دست بزند. سخت نگیرید. بگذارید دست درمان‌گرِ بخشش و بخشایش به شانه‌تان بخورد. باور کنید و ایمان داشته باشید که این نواقص هم جزو زندگی است و ما حتی برای اصلاح این نواقص هم به اعتماد به نفس احتیاج داریم.

از خدا جوییم توفیق ادب : حتی اگر خودتان هم جزو این آدم‌ها نباشید، لابد دیده‌اید آدم‌هایی را که تا دست از پا خطا می‌کنند یا اتفاق بدی برای‌شان می‌افتد، شروع می‌کنند به سرزنش خود و طوری با خودشان حرف می‌زنند که فقط بوی تحقیر از آن می‌آید. این کار، اعتماد به نفس را ویران می‌کند. اگر تا به حال هم این‌گونه بوده‌اید؛ دیگر تمامش کنید. تمرین‌اش آسان است. وقتی خودتان را مخاطب می‌کنید، حرمت خودتان را حفظ کنید. خودتان را در مقام کسی مورد خطاب قرار بدهید که ارزش عشق و ملاطفت و خوش‌رفتاری دارد. طوری با خودتان حرف بزنید که با عزیزترین عزیزان‌تان توی این دنیا. با خودتان مودب باشید تا بقیه هم حرمت‌تان را نشکنند و ادبِ حضورتان را حفظ کنند.

شروع از نقطه نهایی :اعتماد به نفس از بیرون به درون نمی‌آید. این حس، یک حس کاملا درونی است که البته آثار و برکاتش در بیرون از وجودتان هم ظاهر می شود. وقتی می خواهید کاری انجام بدهید یا به هدف خاصی برسید، همیشه از انتها شروع کنید. مثلا امروز یا فردا می‌خواهید چه کار کنید؟ کجا بروید؟ به چه هدفی برسید؟ چطور باشید؟ چگونه حرف بزنید؟ و . . . پس از پاسخ به این سوال‌ها، یک لحظه چشمان‌تان را ببندید و توی ذهن‌تان سعی کنید خودتان را رسیده به آن نقطه هدف فرض کنید: در حال سخنرانی به همان نحو دلخواه، در حال رانندگی بدون اشتباه، در حال هم‌کلامی بدون عصبانیت و . . . تصویر دلخواه‌تان را با تمام جرییات‌اش در ذهن‌تان بسازید و دایما آن را پررنگ‌تر و پررنگ‌تر کنید تا لوازم و لواحق ذهنی‌اش هم برای‌تان ایجاد شود. این تصویر می‌شود عصای دست‌تان برای رسیدن به آنجا و آن شرایطی که دلتان می‌خواهد. مطمئن باشید.

مثبت باشید: مثبت باشید اما کمال‌گرا نه. مثبت بودن منجر به افزایش جاذبه‌‌های درونی و بیرونی می‌شود، در حالی که کمال‌گرایی افراطی، آدم را فلج می‌کند و باعث می‌شود آدم به خیلی از هدف‌های دیگرش در زندگی نرسد. با مثبت بودن، هم در وجود خودتان احساس ارزشمندتری را تجربه می‌کنید، هم دیگران نسبت به شما این حس را پیدا می‌کنند. البته برای مثبت بودن، هیچ الزامی به انجام کارهای فوق العاده نیست. کافی است خوبی‌های دیگران را سرمش زندگی خودتان کنید و تا آنجایی که از دست‌تان برمی‌آید، خیرخواه و یاری‌رسان باشید.

ظاهر از باطن پیروی می‌کند: نسبت به ظاهرتان بی‌توجه نباشید. آراستگی ظاهری یک از لازمه‌های رسیدن به اعتماد به نفس حقیقی است. سعی کنید حتی در روزهایی که حس و حال چندان خوبی هم ندارید، باز هم ظاهرتان مرتب باشد و آراسته باشید. اتفاقا آن روزهایی که بی‌حوصله‌ترید، بیشتر باید به این نکته توجه کنید. این کار هم باید به شکل یک عادت دربیاید و البته این عادت هم از آن عاد‌ت‌هایی است که شمشیر دولبه است. یعنی با افراط در آن، از آن سوی بام اعتماد به نفس می‌افتید وباز هم خودباوری‌تان ضربه می‌خورد. پس برای این آراستگی، حد و مرز روشنی تعریف کنید.

انرژی تولید کنید: از انرژی درونی‌تان غافل نشوید. هر روز لااقل یک کار مثبت انجام بدهید که حس خوبی در درون‌تان ایجاد کند و در رابطه با این کار هم با هیچ‌کسی حرف نزنید. این حس و انرژی مثبت درونی را فقط و فقط برای خودتان نگه دارید. این تمرین واقعا اثربخش است.

سلامت باشی:د به سلامت‌تان توجه داشته باشید. نرمش یا ورزش روزانه و منظم حتی در حد پیاده روی روزانه، دویدن، شنا و . . . کمک‌کننده است. این طوری واقعا احساس می‌کنید که به جسم‌تان تسلط بیشتری دارید و این حس می‌تواند اعتماد به نفس‌تان را هم تا حدی تقویت کند. هر روز، زمانی را برای گوش کردن به موزیک دلخواه‌تان کنار بگذارید و توی آن مدت، ذهن‌تان آزاد کنید تا پرواز کند و رویاهای‌تان را بازسازی کند.

تا پخته شود خامی :سفر چیز خوبی است، خصوصا برای شما که می خواهید اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنید. وقتی از محیط آشنای‌تان جدا می‌شوید و از آن فاصله می‌گیرید، دست‌‌تان برای رها شدن و افزایش اعتماد به نفس بازتر می‌شود چون در بسیاری از اوقات مجبور می شوید به نوعی با خودتان درگیر شوید و نیازهای معمول‌تان را مرتفع کنید. از این درگیری نترسید. نتیجه‌اش مثبت است.

دیدن نور در ظلمات :در هر محیط تاریکی لااقل می‌شود یک نقطه روشن پیدا کرد. اگر عادت کنید، می‌توانید همیشه و در هر محیط تاریکی با دیدن آن نقطه، روشن و دلگرم باشید. این طوری، روحیه‌تان شاداب‌تر می‌شود و انگیزه‌تان برای تلاش، بیشتر. سعی کنید منفی‌ها را گذرا و ناپایدار ببینید و مثبت‌ها را پایدار و ماندنی. اگر کسی به‌ سلام‌تان جواب نداد، همیشه این احتمال را در نظر بگیرید که شاید سلام‌تان را نشنیده یا ذهن‌اش آن‌قدر مشغول بوده که متوجه سلام‌تان نشده است، کما این که در بیشتر مواقع هم همین طور است. با پاسخ‌گویی دقیق به ۱۸ سوال زیر می‌توانید حد و حدود اعتماد به نفس‌تان را تعیین کنید.

برگرفته از : سایت کیاسالار


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: مثبت باشید ، دید مثبت داشتن ، اعتماد به نفس ، خودباوری ، حس اطمینان شخصی ، دلایل عدم اعتماد به نفس ، تقویت اعتماد به نفس ،