تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر افسردگی

علایم جسمانی افسردگی

یکشنبه 21 آبان 1391  01:39 ب.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

بیشتر ما نسبت به علایم هیجانی افسردگی مانند احساس ناامیدی، غمگینی، تحریك‎پذیری یا اضطراب، احساس گناه یا بی‎ارزشی، كاهش علایم و انگیزه‎های زندگی، اشكال در تصمیم‎گیری تفكر در مورد مرگ یا خودكشی و ... تا حدودی آگاهی داریم اما ممكن است نسبت به علایم جسمانی ناشی از افسردگی بی‎اطلاع باشیم. در ادامه مطلب به برخی از مشكلات و علایم جسمانی بخش‎های مختلف بدن اشاره می‎شود.

   به نظر می‎رسد افسردگی با عدم تعادل شیمیایی در مغز مرتبط باشد. این مسئله در این كه شما درد را چگونه احساس می‎كنید نقش مهمی دارد. برخی از متخصصین معتقدند كه افسردگی می‎تواند در شما به نسبت سایرین دردهای متفاوتی ایجاد كند. در بیشتر موارد درمان افسردگی از طریق روان‎درمانی یا دارو درمانی و یا تركیبی از این دو مشكل جسمانی شما را حل خواهد كرد.
   شما در بیان وضعیت خود به پزشك حتماً علایم جسمانی را مد نظر داشته باشد. این علایم نیز به درمان نیاز دارند. برای مثال اگر شما بی‎خوابی داشته باشید، پزشك با تجویز یك داروی ضد اضطراب به شما كمك می‎كند، با آرامش و راحت‎تر بخوابید.
   زمانی كه درد و افسردگی با هم تظاهر می‎نمایند گاهی تسكین درد شما به افسردگی‎تان كمك می‎نماید و بالعكس. برخی از داروهای ضد اضطراب از قبیل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهای مزمن شما كمك نمایند. همچنین دیگر درمان‎ها مانند روان‎درمانی شناختی رفتاری می‎تواند شیوه‎های مقابله با دردهایتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد.

سر و گردن
   مشكلاتی مانند سردرد، خستگی‎ و گرفتگی گردن و سرگیجه ممكن است دلایل بی‎شماری از قبیل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه‎ای به سر شما وارد نشده باشد یا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشید، سردرد، گرفتگی و دردهای گردن شما می‎تواند علامتی از افسردگی باشد. اگر شما مستعد افسردگی باشید، در هنگام افسردگی سردردتان بدتر می‎شود. افسردگی باعث تأكید بیشتر فرد بر موارد منفی می‎گردد (این مسأله یكی از علایم افسردگی است) فرد افسرده درد را شدیدتر از حالت عادی احساس می‎كند. گرچه تعداد كمی از سردردها، مربوط به بیماری‎های كشنده می‎باشند، اما اگر سردرد شما بسیار شدید و یا با علایمی مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنید. از دیگر علایم شایع افسردگی بی‎خوابی است كه می‎تواند باعث ایجاد كمبود انرژی و كندی حركتی بدن شود و به شكلی كه روز را به شب رساندن به عملی طاقت‎فرسا تبدیل می‎شود. اگر شما در زندگیتان استرس دارید آن نیز می‎تواند تأثیرات جسمانی برایتان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگی می‎توانند به خستگی و بی‎خوابی منجر گردند. ثبت روزانه علایم در یك دفترچه یادداشت می‎تواند به شما در شناسایی الگویتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علایم‎تان باشد كمك نماید.

سینه
   دردهای سینه، تپش قلب، دردهای كتف و سرشانه می‎توانند از علایم افسردگی و اضطراب باشند كه متخصصین، آن را (افسردگی مضطرب) می‎نامند در صورت وجود این علایم باید مشكلات قلبی بررسی شوند و اگر مشكل قلبی مطرح نباشد این علایم می‎تواند مربوط به سوزش سردل، افسردگی و یا اضطراب باشد. مطالعات نیز نشان می‎دهند یك ارتباط پیچیده و بیولوژیك بین اضطراب، افسردگی و قلب وجود دارد. افسردگی خطر بیماری قلبی را افزایش می‎دهد یكی از دلایل این است كه افسردگی باعث تغییرات بیولوژیك می‎شود كه بر لخته شدن خون و دیگر عوامل مرتبط قلبی اثر می‎گذارد و می‎تواند عواملی را كه به مشكل قلبی منجر می‎گردند، تشدید نماید. استرس یا حمله پانیك نیز می‎تواند باعث ترشح هورمون‎های استرس مانند كورتیزول (كه بخشی از ترشح آن از واكنش‎های طبیعی بدن محسوب می‎گردد) شود كه این هورمون‎ها علایمی مانند سینه درد، تپش قلب و كتف دردی ایجاد می‎كند كه ظاهراً مانند یك حمله قلبی احساس می‎شود. این افزایش ناگهانی هورمون‎های استرس نیز خطر مشكلات قلبی را افزایش می‎دهد.

دست و  بازوان
   در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن می‎رسد در صورتی كه این دردها می‎تواند از علایم افسردگی باشد. افسردگی به روی همان مسیرهایی كه در انتقال پیام‎های درد  درگیرند، تأثیر گذار می‎باشد. بنابر این بروز دردهای خفیف یا دردهایی در مفاصل می‎تواند از علایم افسردگی باشد.

شكم
   مشكلات گوارشی، دردهای معده و تغییرات در اشتها می‎تواند علل مختلفی از قبیل زخم روده، برگشت غذا به مری، سنگ صفرا، مشكلات رژیمی، ورزش نكردن یا استرس داشته باشد. اما می‎تواند از علایم افسردگی نیز باشد. وقتی مردم افسرده هستند گاهی دچار مشكلات گوارشی مانند تهوع و یبوست می‎شوند. بخشی از آن به این دلیل می‎باشد كه روده، همانند مغز دارای گیرنده‎های سرتونین و نوراپی نفرین می‎باشد. در مجموع نگرانی،‌اضطراب و استرس می‎توانند منجر به مشكلات روده‎ای گردند. افزایش یا كمبود اشتها در افراد افسرده نیز می‎تواند منجر به كندی عملكرد روده‎ها و نهایتاً باعث مشكلات شكمی گردد.  

پاها
   اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشیدگی یا رگ به رگ شدن نباشد می‎تواند با افسردگی و دردهای جسمانی ناشی از آن مرتبط باشد. افسردگی توجه فرد را به دردهای خفیفی كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند معطوف می‎دارد و این درد و ناراحتی، را افزایش می‎دهد. افسردگی همچنین می‎تواند ناراحتی‎های مشابهی را ایجاد كند. بخشی به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش كردن ندارند بدنشان ضعیف می‎شود و این وضعیت زمینه را برای درد بیشتر مستعد می‎سازد.

پشت
   تقریباً همه افراد زمانی در طول دوره زندگی خود گرفتگی‎های عضلانی را تجربه كرده‎اند. برخی از دردها و اسپاسم‎های خفیف كه ناشی از صدمات فیزیكی نباشند می‎توانند از علایم افسردگی محسوب گردند. افراد افسرده بیشتر به دردهای آزاردهنده‎ای كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند، توجه دارند و آنها را تشدید می‎نمایند. شاید به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش ندارند،‌ این وضعیف با تضعیف بدن زمینه را برای درد بیشتر فراهم می‎نماید.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: علایم جسمانی افسردگی ، علایم افسردگی ، افسردگی ، علایم هیجانی افسردگی ، احساس ناامیدی ، غمگینی ، تحریك‎پذیری یا اضطراب ، احساس گناه یا بی‎ارزشی ،

بین غمگینی و افسردگی تفاوت زیادی هست!

چهارشنبه 17 آبان 1391  05:18 ب.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

وقتی غمگین هستیم می‌گوییم دچار افسردگی شده‌ام. اما بین غمگینی و افسردگی تفاوت زیادی وجود دارد. غم واكنش طبیعی و نشانه سلامت جسم و روان، به سبب از دست دادن چیزی یا كسی است (از فقدان عروسك مورد علاقه كودك تا فقدان مادربزرگ محبوب). وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، برایش سوگواری می‌كنیم. سوگواری از واكنش‌های احساسی پیچیده‌ای نشات می‌گیرد اعتراض و شكایت از مرگ فرد، انكار و ناباوری درباره این فقدان، خشم به خاطر از دست دادن كسی كه دوستش داشته‌ایم، و بالاخره تسلیم و پذیرش غم ابدی. بعضی از فقدان‌ها (مانند عروسك كودك)، به زودی فراموش می‌شوند، اما گروهی دیگر (مانند مرگ مادربزرگ) هرگز التیام نمی‌یابند و فراموش نمی‌شوند و تنها كاری كه از ما ساخته است، این است كه بیاموزیم چگونه با آن زندگی كنیم و گذشت زمان تنها مسكنی است كه به تدریج می‌تواند سبب كاهش این‌گونه غم‌ها شود
.اما افسردگی، بعد دیگری بر غم طبیعی (كه سبب رنج همگان است) می‌افزاید. وقتی افسرده هستیم. علاوه بر اینكه احساس غم می‌كنیم، احساس آزاردهنده دیگری نیز داریم، خود را سرزنش می‌كنیم، احساس پوچی می‌كنیم، از راه‌های گوناگون به خود حمله می‌كنیم، به خاطر فقدان پیش آمده احساس خشم می‌كنیم (چرا مادربزرگ باید درست همین حالا كه من نفر اول مسابقات ورزشی مدرسه شدم، بمیره!) خود را مسئول وضع پیش آمده می‌دانیم (اگر من اینقدر گرفتار مسابقات ورزشی نمی‌شدم، شاید، مادربزرگ الان زنده بود، همش تقصیر منه!)

.هر قدر این احساس دوگانه (عصبانیت و محبت) نسبت به شخص فوت شده بیشتر باشد، خشم و گناهی كه در خلال سوگواری احساس می‌شود، بیشتر و غم از دست دادن شدیدتر و طولانی‌تر خواهد بود. فرد افسرده به دشواری می‌تواند در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد و زمانی كه اعتماد به نفس او از بین برود، احساس افسردگی شدت می‌یابد و ادامه این وضع به زودی و به سرعت از كنترل خارج می‌شود و ترس از صدای وجدان و ترس از عدم پذیرش توسط دیگران شدت می‌یابند. احساس افسردگی در فرد، حتی نظم فكری او را به هم می‌ریزد. وقتی احساس پوچی و ناامیدی می‌كنیم، می‌گوییم «هرگز وضع بهتر نمی‌شه، و هر لحظه از اینكه هست بدتر می‌شه، دیگر آخر كاره!» یا «من همیشه بدبخت بودم، هستم و خواهم بود و هرگز چیری عوض نمی‌شه!» در چنین موقعیتی، احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس می‌كند، هیچ‌گونه واكنشی نشان دهد و احساس بی‌كسی، فرسودگی، رخوت و ضعف و در هم شكستگی را به دنبال می‌آورد تا آن‌جا كه فرد افسرده در آن روی یك زندگی عادی لحظه‌شماری می‌كند.
كودكان نیز ممكن است به دلایل خاصی، دچار افسردگی شوند. مثلاً وقتی خرس عروسی كودكی گم می‌شود، یا مادر برای مدتی طولانی تركش می‌كند. در مورد كودكان دبستانی، وقتی دوست آن‌ها بدفتاری یا كینه‌توزی می‌كند، در مورد جوانان، شكست در عشق می‌تواند عامل افسردگی باشد. انسان در طول عمر خود بارها با مواردی از فقدان آشنا می‌شود (تولد خواهر یا برادر دیگر، نقل مكان از خانه‌ای كه بدان انس گرفته است، از دست دادن پرستار مورد علاقه، جدایی پدر و مادر و طلاق) كه هر یك از آن‌ها سبب آزار و فروپاشی نظم روحی كودك می‌شود و مدت‌ها زمان لازم است  تا اوضاع به حال عادی بازگردد. كودكان از خود می‌پرسند: «اگه من بچه خوبی هستم، چرا بابا و مامان یه بچه دیگه آوردن؟» یا «اگه بابا و مامان واقعاً منو دوست دارن، چرا منو آوردن توا ین خونه! من اتاق خودمو می‌خوام!» یا «اگر پرستار دوستم داشت، چرا رفت؟» یا «چطوری بابا تونست بره و منو تنها بذاره؟!»
نوزادان نیز غمگین و اندوهگین می‌شوند، اما چون افسردگی حالت روحی عمیقی است كه بر اثر عدم اعتماد به نفس و قبول خویشتن خویش عارض می‌شود و كودكان تا حدود چهار سالگی هنوز احترام و ارزش گذاشتن به خود و شناسایی خود را درك نمی‌كنند به افسردگی دچار نمی‌شوند.
از چهار سالگی به بعد، آن‌ها به ارزش وجود خود پی می‌برند و بر اساس آن به برقرار كردن ارتباط با دیگران می‌پردازند. از آن پس هر گاه این روابط دچار مشكل شوند و یا صورت نپذیرند، كودك دچار افسردگی می‌شود. همچنین حالت افسردگی هنگامی برای كودك پیش می‌آید كه صدای وجدان در او تثبیت شده باشد. وقتی این استحكام به تحقق پیوست (بین 3 تا 6 سالگی)‏، كودك در مقابل ارتكاب گناه، ضعیف می‌شود. اكنون دیگر نه تنها با احساس غم آشناست، بلكه این احساس او را می‌آزارد. توانایی درك این احساس، منشا بسیاری از واكنش‌های افسردگی است.
افسردگی یك خردسال را از حالات چهره او، كمبود انرژی و تحرك، بدخلقی و عبوسی، تنبلی، سستی، خستگی مفرط، بی‌علاقگی، بی‌حوصلگی، یاس و دلمردگی و نیز پرسش‌هایی كه گاه و بی‌گاه درباره مرگ می‌كند. می‌توان به خوبی تشخیص داد. اما گاه پی بردن به این موضوع به این سادگی‌ها نیست و كودك افسردگی خود را غیرمستقیم آشكار می‌سازد. رشد او متوقف یا كند می‌شود. كم اشتها می‌شود، كم‌خوابی و بدخوابی به سراغش می‌آیند و در تصمیم‌گیری‌ها عاجز می‌ماند و در موارد حاد ممكن است تا مرز آسیب‌رساندن به خود پیش رود. هنگامی كه یك كودك دبستانی به افسردگی دچار شود در تمركز حواس و یادگیری دروس او اختلالاتی پدید می‌آید و در محیط خانه نیز به گوش كردن و پذیرفتن علاقه نشان نمی‌دهد.
افسردگی در كودكان می‌تواند با كوچكترین فقدان به وجود آید، از دست دادن هر چیز كوچك و به ظاهر كم اهمیتی می‌تواند این احساس را در آن‌ها پدید آورد: تغییر مدرسه، تعویض خانه یا پرستار، تولد نوزاد جدید و یا حتی بیماری یكی از والدین.
بنابراین به عنوان والدین آگاه و متعهد باید بكوشیم تا در مقابل این فقدان‌ها فضای امن و استوار تربیتی برای كودك خود فراهم كنیم. همچنین باید در رویارویی با ترس از صدای وجدان كه در وجود كودكمان (از 4 سال به بعد) شدت می‌پذیرد، هوشیار باشیم تا او بی‌دلیل احساس گناه نكند و به تنبیه خود نپردازد. باید بدانیم ترس‌های طبیعی یاد شده در هنگام فقدان در طفل شدت می‌پذیرند. پس باید آماده باشیم تا با گفت و گوهای مناسب و جبرانی، این ساعات طاقت‌فرسا را برای او قابل تحمل كنیم. اكنون نمونه‌ای ارائه می‌شود كه درآن مادری با كودك چهارساله خود در مورد جدایی ا‌و از پرستارش صحبت می‌كند. گویا پرستار كودك، او را ترك كرده است تا برای ارائه تحصیل به دانشكده برود

.مادر: خیلی مشكله كه سارا بره و آدم دیگه اونو نبینه. اون پرستار خیلی خوب و مهربونی بود. اینطور نیست؟
علی: من سارا رو خیلی دوست دارم. چرا داره می‌ره؟!
مادر: اون حالا دیگه بزرگ شده و می‌خواد بره دانشگاه و درس بخونه و نمی‌تونه تو خونه بمونه و از تو پرستاری بكنه
.علی: چرا او نمی‌تونه همین‌جا بمونه و بره دانشگاه؟
مادر: برای اینكه دانشكده‌ای كه اون می‌خواد بره، از این‌جا خیلی دوره. وقتی تو هم اندازه سارا شدی، باید ما رو ترك بكنی و بری دانشگاه، می‌دونم كه دلت برای اون خیلی تنگ می‌شه و آرزو كنی ای كاش نمی‌رفت! اتفاقاً منم همین احساس رو دارم.
علی (گریه می‌كند): اصلاً برام مهم نیست. دیگه دوستش ندارم!
مادر: چون داره می‌ره، از دستش عصبانی شدی و فكر می‌كنی كه دوستت نداره. اما اونم مثل تو ناراحته. سارا قول داده برای تعطیلات عید به دیدن ما بیاد. تا اون موقع هم هر وقت دلت براش تنگ شد، بهش تلفن بزن. تازه می‌توانی براش نقاشی بكشی و بفرستی. قول میدم خیلی خوشحال بشه. اونم مثل تو تنها می‌شه. تا حالا هیچ‌وقت این‌همه از خونه دور نشده بوده.
علی: من شیرمو ریختم روی پوتین‌های نوی سارا و اون سر‌م داد زد
.مادر: نمی‌دونستم كه این مسئله كوچیك این همه تورو ناراحت كرده! درسته سارا از دست تو عصبانی شده ولی فقط چند لحظه بوده و بعد همه چیز تموم شده. این مسئله ابداً ربطی به دانشگاه رفتن اون نداره. قبل از اینكه تو شیر روی پوتین‌هایش بریزی می‌خواست بره. رفتن اون اصلاً به تو مربوط نمی‌شه.
علی: شاید عكس پوتین‌هاشو براش بكشم و بفرستم.
مادر: عالیه! حتماً از خنده روده‌بر می‌شه!
با گفتگویی كه بین مادر و كودك صورت پذیرفت و همدلی و همدردی مادر، مطلب مورد نظر (فقدان پرستار مورد علاقه كودك) كاملاً توسط طفل پذیرفته شد
. او دیگر خود را مقصر ندانست و راه حل و نظر جالی كه نشان دهنده حل مشكل بود نیز ابراز كرد.
«شاید عكس پوتین‌ها‌شو براش بكشم و بفرستم.»

دكتر آوا سیكلر
- مترجم: میترا كدخدایان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: غمگینی و افسردگی ، افسردگی ، غمگینی ، تفاوت غمگینی و افسردگی ، فرق غمگینی و افسردگی ، احساس غم ،

اختلال عاطفی فصلی

شنبه 13 آبان 1391  12:41 ب.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

مقدمه
آیا تاکنون روزهای کوتاه، گرفته و تاریک زمستان باعث احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا افسردگی در شما شده است؟ همه مردم به نوعی ردّ پای زمستان را در خلق و خوی خود حس می‌کنند امّا بعضی‌ها در طول زمستان به طور جدّی گرفتار افسردگی شدید می‌شوند. این عارضه، اختلال عاطفی فصلی یا به طور خلاصه SAD نام دارد.

افرادی که دچار این اختلال هستند، احساس افسردگی، تحریک‌پذیری و خستگی می‌کنند. در اغلب موارد، این‌گونه بیماران با ترکیبی از نوردرمانی و داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند امّا پژوهش‌ها نشان داده است که روش‌های رفتاری-شناختی نیز در درمان این اختلال مؤثرند.


اختلال عاطفی فصلی چیست؟
این اختلال، نوعی افسردگی است که در طول ماه‌های زمستان بروز می‌کند. شکل خفیف‌تری از اختلال عاطفی فصلی ( SAD )، با نام «افسردگی زمستان» شناخته می‌شود.

نشانه‌های SAD از اواخر پائیز و هنگامی که مدّت روشنایی روز کمتر می‌شود (یا به اصطلاح، روزها کوتاهتر می‌شوند) بروز می‌کند و تا اواخر زمستان و اوایل بهار پابرجا می‌ماند.


چه کسانی دچار اختلال عاطفی فصلی می‌شوند؟
70 تا 80 درصد مبتلایان به اختلال عاطفی فصلی را زنان تشکیل می‌دهند. این اختلال بیشتر در مناطقی از کره زمین که دارای عرض جغرافیایی بالاتری هستند و نور آفتاب کمتری دارند وجود دارد. برخی از افرادی که در دفاتری کار می‌کنند که دسترسی کمتری به نور طبیعی دارند، ممکن است این اختلال را در تمام طول سال تجربه کنند.


چه چیزی باعث اختلال عاطفی فصلی می‌شود؟
هنگامی که نور از طریق چشم‌ها عبور می‌کند و به مغز می‌رسد، سروتونین ( Serotonin ) آزاد می‌شود. در طول پاییز و زمستان، روشنایی روز کمتر از بهار و تابستان است و این امر باعث پائین آمدن سطح سروتونین در بدن می‌شود.

سروتونین، مادّه شیمیایی مهمی در مغز است که به عنوان «انتقال‌دهنده عصبی» شناخته می‌شود. انتقال‌دهنده عصبی، مولکولی در مغز است که به سلّول‌های عصبی کمک می‌کند که با یکدیگر کار کنند. یکی از نقش‌ها و وظایفی که سروتونین در مغز دارد، عمل کردن به عنوان پلیس راهنمایی و رانندگی برای سایر انتقال‌دهنده‌های عصبی است. بدون وجود سروتونین به مقدار کافی، بسیاری از فعالیت‌های بدن و از جمله حالت‌های روحی، تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

کاهش روشنایی روز، باعث افزایش تولید هورمون خاصی در بدن به نام ملاتونین ( melatonin ) می‌شود. نقش ملاتونین هنوز به درستی مشخص نشده است امّا تصوّر می‌شود که به فرایند خوابیدن کمک کند زیرا بدن آن را در شب و در خلال خواب، آزاد می‌کند.

این دو باهم، یعنی کمبود سروتونین (که باعث هماهنگی و همکاری سلّول‌های عصبی می‌شود) و افزایش ملاتونین (که بدن را به حالت خواب می‌برد) باعث اختلال عاطفی فصلی می‌شوند.


نشانه‌های اختلال عاطفی فصلی چیست؟

      میل شدید به کربوهیدرات‌ها و قند (گاهی با افزایش وزن توأم می‌گردد)
      کاهش تمایل جنسی
      مشکل در تمرکز کردن
    کاهش کارایی
    مشکل در بیدار شدن در صبح‌ها
    خستگی
    لذت نبردن یا کاهش علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که معمولاً ارضاء کننده هستند. مثل خواندن یک کتاب خوب یا گوش دادن به موسیقی
    احساس افسردگی یا غمگینی
    بی‌حوصلگی
    رخوت و خواب‌آلودگی
    کاهش دمای بدن
    خوابیدن به مقدار زیاد
    کناره‌جوئی از فعالیت‌های اجتماعی

اختلال عاطفی فصلی چگونه تشخیص داده می‌شود؟
نشانه‌ها و عوارض ذکر شده، پایه‌های اصلی تشخیص اختلال عاطفی فصلی را تشکیل می‌دهند. این اختلال مشابه افسردگی بالینی نیست. افسردگی، نوسان فصلی ندارد.


روش‌های درمان اختلال عاطفی فصلی چیست؟

    1-  نوردرمانی
    درمان اولیه اختلال عاطفی فصلی، نوردرمانی است. این روش هم توسط انجمن پزشکی آمریکا و هم انجمن روان‌پزشکی آمریکا توصیه شده است. نوردرمانی یعنی افزودن نور بیشتر به محیط.

    نوردرمانی باید از اواسط شهریور و پیش از شروع نشانه‌ها و عوارض آغاز گردد. نوردرمانی معمولاً هر روز صبح و درست پس از بیدار شدن از خواب باید صورت گیرد. پژوهش‌ها نشان داده است که بهترین مقدار مصرف، 10000 لوکس به مدّت 30 دقیقه است. برای بعضی‌ها یک جلسه نوردرمانی دیگر در بعدازظهر نیز ممکن است لازم باشد.

    معمولاً از دستگاهی به نام «جعبه نور» برای این کار استفاده می‌شود. این جعبه حاوی لامپ‌های فلورسنت است و به سادگی قابل حمل می‌باشد. فرد می‌تواند آن را در هر مکانی که مناسب تشخیص می‌دهد، مانند روی پاتختی، روی میز کار و یا روی میز آشپزخانه، قرار دهد. نباید به طور مستقیم به نور نگاه کرد. یک جلسه نوردرمانی می‌تواند بین 15 دقیقه تا 3 ساعت طول بکشد و میزان تابش نور نیز بسته به هر فرد متفاوت است. امّا همان گونه که گفته شد، بهترین مقدار مصرف 10000 لوکس برای 30 دقیقه است. بنابراین اگر جعبه نور شما 2500 لوکس نور ساطع می‌کند باید مدّت نوردرمانی را نیز متناسب با آن، چهاربرابر یا 2 ساعت در نظر بگیرید.

    نوردرمانی ممکن است اثرات جانبی نیز همراه داشته باشد، هر چند گزارش مهمی در این مورد داده نشده است. برخی از اثرات جانبی عبارتند از:

          مشکل در خوابیدن
          خستگی در چشم‌ها
          احساس بی‌تابی
          سردرد
          بی‌حوصلگی
          تهوّع


    2-  داروهای ضدافسردگی
    داروهای ضدافسردگی نیز در درمان اختلال عاطفی فصلی به کار می‌روند. برخی از داروهایی که مانع از جذب دوباره سروتونین می‌شوند (SSRI‌ها) مانند زولافت، پروزاک و پاکسیل نیز می‌توانند به همراه نوردرمانی برای درمان عوارض این اختلال مصرف شوند.


    3-  سایر ایده‌های خود درمانی

        مصرف کمتر کربوهیدرات‌ها
        مدیریت استرس
        ورزش کردن بیشتر
        افزودن نور به محیط کار و زندگی، با افزودن لامپ یا کنار زدن پرده‌ها یا قطع شاخ و برگ‌های درخت‌هایی که مانع از رسیدن نور خورشید هستند.
        داشتن یک برنامه خواب ثابت
        نشستن کنار پنجره، در صورت امکان
        راه رفتن در روزهای آفتابی، حتی روزهای سرد زمستان
        مسافرت رفتن به مکان‌های گرم و آفتابی، به هنگام تعطیلات


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اختلال عاطفی فصلی ، اختلال عاطفی فصلی چیست ، احساس خستگی ، بی‌حوصلگی ، افسردگی ، نشانه‌های اختلال عاطفی ، روش‌های درمان اختلال عاطفی ،

آنچه باعث افسردگى مى شود

چهارشنبه 3 آبان 1391  01:26 ب.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد:

1- وراثت 2- ساختار بیوشیمیایى بدن 3- ساختار روان شناختى 4- حوادث زندگى پر استرس 5- نوسان میزان هورمون ها 6- عوامل دیگر مانند بیمارى ها و درمان هاى خاص.

وراثت

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا اختلال خلقی دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرضابتلا به افسردگى قرار دارند.


ساختار بیوشیمیایى

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد.
مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند.
اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد.
ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد.

ساختار روان شناختى

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد.
محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد.


حوادث زندگى پراسترس
واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق 4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى.

نوسان میزان هورمون ها
در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش واضطراب است.
افسردگى پس از باردارى (زایمان)
این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد.

افسردگى در دوران یائسگى
ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند.

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: افسردگی ، آنچه باعث افسردگى مى شود ، علت دقیق افسردگى ، ابتلا به افسردگى ، ساختار روان شناختى ، مقاله افسردگی ،

اختلال افسردگی ماژور (عمده)

یکشنبه 30 مهر 1391  09:54 ق.ظ

نوع مطلب :افسردگی و اضطراب ،

اختلالات خلقی :

اختلالات خلقی گروه وسیعی از اختلالاتی را شامل می شوند كه خلق مرضی (پاتولوژیك ) و آشفتگی های مرتبط با آن، نمای بالینی غالب آنها را تشكیل می دهد.
در بیمارانی كه خلق بالایی دارند (یعنی درمانیا)، گشاده خویی، پرش افكار، كاهش خواب، افزایش اعتماد به نفس و افكار خود بزرگ بینانه دیده می شود. در بیمارانی كه خلق افسرده ای دارند، از دست دادن انرژی و علاقه، احساس گناه، دشوار شدن تمركز، از دست دادن اشتها و افكار مرگ یا خودكشی وجود دارد. دیگر نشانه ها و علایم اختلالات خلقی عبارت است از تغییراتی در سطح فعالیت، توانایی های شناختی، تكلم و كاركردهای نباتی (از قبیل خواب، فعالیت جنسی و سایر نظمهای زیستی). این تغییرات تقریباً همیشه موجب مختل شدن كاركردهای بین فردی، اجتماعی و شغلی بیمار می شود.
اختلالات عمده در این گروه عبارتند از: اختلال افسردگی عمده (ماژور)، اختلال خلقی دوقطبی، اختلال خلقی با سیكل های سریع، افسردگی های فصلی، اختلال ویس تایمیك (كج خلقی)، اختلال سیكلوتایمیك (خلق دوره ای).  

اختلال افسردگی ماژور (عمده):

افسردگی ماژور طیف وسیعی از اختلالات گوناگون را دربرمی گیرد كه تنها تشابه و نكته مشترك آنها خلق افسرده است.
حمله افسردگی ماژور حداقل باید دو هفته طول بكشد و دست كم چهار علامت از علایم تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت ها، فقدان انرژی، احساس گناه، مشكل در تفكر و تصمیم گیری، افكار عود كننده مرگ یا خودكشی را به همراه لااقل یكی از دو علامت خلق افسرده یا كاهش علائق و لذت، داشته باشد.
خلق افسرده و بی علاقگی یا بی لذتی علایم كلیدی افسردگی است. بیمار ممكن است بگوید احساس اندوه، نومیدی، غمگینی یا بی ارزشی می كند. این بیماران اغلب كیفیتی غیرقابل وصف، اما مشخص برای حالت مرضی خود قایل اند. بیماران اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می كنند. گاه از اینكه نمی توانند گریه كنند، شكایت می كنند.
حدود 3/2 این بیماران به فكر خودكشی می افتند.
10 الی 15% آنان دست به خودكشی می زنند. درعین حال برخی بیماران از افسردگی خود خبر ندارند ولو اینكه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی كه سابقاً مورد علاقه شان بود، كناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97%) از كاهش انرژی كه موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و .. می شود، شكایت دارند. حدود 80% بیماران از اشكال در خواب، بویژه سحرخیزی (بی خوابی انتهایی)، بیدارشدن های مكرر در طول شب كه طی آن دایم به مشكلات خود فكر می كنند، شاكی هستند.
بسیاری از بیماران دچار كاهش اشتها و وزن می شوند اما برخی افزایش اشتهاو وزن و افزایش خواب پیدا می كنند.
غیرطبیعی بودن قاعدگی و كاهش علاقه و عملكرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود 50% بیماران می گویند كه علایمشان در طول روز تغییر می كند. طوری كه شدت آن در صبح بیشتر و هرچه رو به غروب می روند، كمتر می شود. علایم شناختی افسردگی عبارت است از: احساس ذهنی ضعف تمركز و مختل شدن تفكر.
افسردگی در كودكان و نوجوانان ممكن است بصورت هراس از مدرسه و چسبیدن بیش از حد به والدین بروز كند.
تقریباً در سراسر جهان شیوع اختلال افسردگی ماژور در زنان 2 برابر مردان است. متوسط سن شروع اختلال افسردگی ماژور حدود 40 سالگی است و در حدود 50% از كل این افراد بیماریشان در سنین 20 تا 25 سالگی شروع می شود.
   

روشهای درمان بیماری
روان درمانی

روان درمانی صرفنظر از نوع و شدت افسردگی، راه اساسی در درمان افسردگی است. از جمله روش های روان درمانی؛ روش های روان پویایی، شناختی- رفتاری، بین فردی و خانواده درمانی می باشند.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:یکشنبه 30 مهر 1391 | نظرات() 

برچسب ها: اختلال افسردگی ماژور ، اختلال افسردگی ، افسردگی ماژور ، افسردگی ، اختلالات خلقی ، روان درمانی ، درمان افسردگی ،

جای خودت باش

چهارشنبه 9 فروردین 1391  08:40 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

مدتی بود دچار بحران شده بودم. دیگر به توانایی‌هایم اعتقادی نداشتم و دلم نمی‌خواست جای خودم باشم! به نظرم موجودی ضعیف و نحیف بودم در برابر غول استعدادهای دیگران!

یک روز که مثل همیشه داشتم از عدم توانایی‌ام در ورزش بسکتبال شکایت می‌کردم و این‌که من اصلا در یادگیری این بازی به خوبی برادرم نیستم و... مادرم با جدیت تمام از من پرسید: «اگر برادرت یک خال گوشتی بزرگ روی بینی‌اش داشت، باز هم دلت می‌خواست جای او باشی؟!»

منظور مادرم را فهمیدم. من و برادرم متفاوت خلق شده‌ایم و هر کدام استعدادهای ویژه و خاص خودمان را داریم. در حالی که بازی بسکتبال برای او به سادگی آب خوردن است، نوشتن انشا برایش دردناک و عذاب‌آور است در حالی که این کار برای من لذت‌بخش و آسان است. مدتی بعد مطلبی به دستم رسید که برایم روشن ساخت سر‌چشمه این تفاوت‌ها از کجاست و چگونه بر اساس این تفاوت‌های ذاتی، شیوه یادگیری افراد با هم متفاوت است. شما هم به این سئوالات نگاهی بیندازید و خودتان را بهتر بشناسید.


● کشف‌ها و سرنخ‌ها

از دست‌هایتان موقع صحبت کردن زیاد استفاده می‌کنید؟

برای این‌که بفهمید وسایل دور و برتان چطور کار می‌کنند، آنها را باز می‌کنید یا به اصطلاح دل و روده‌شان را بیرون می‌ریزید؟

آیا دوست دارید چیزها و وسایل را بدون نگاه کردن به بروشور یا دفترچه راهنما، سر هم کنید؟ موقع صحبت کردن با تلفن یا تشریح مطلبی برای دیگران، ترجیح می‌دهید راه بروید؟

هنگام خرید لباس تحت تاثیر جنس و احساسی که از لمس کردن پارچه آن به شما دست می‌دهد قرار می‌گیرید؟

اگر جواب شما به تعدادی از این سئوال‌ها بله بود، احتمالا از آن دسته افرادی هستید که متخصص‌ها به آنها «فراگیرندگان حرکتی» می‌گویند و به قول ساده‌تر شما جزو «لمسی»‌ها هستید!

تحقیقات نشان داده که برای «لمسی»‌ها مشغول نگه داشتن دست‌ و پاها تاثیرات اثبات‌شده‌ای در روند به خاطرسپاری موضوعات دارد. به عبارتی برای بالا بردن راندمان یادگیری شما، لمس کردن و انجام دادن عملی کارها بسیار مهم است. پس اگر خواندن دروس تئوری مثل زیست‌شناسی یا زمین شناسی برایتان شبیه قرص خواب‌آور عمل می‌کند لازم است به طریقی دست و پاهایتان را هم در عملیات یادگیری سهیم کنید. مثلا می‌توانید کتاب‌تان را روی یک دوچرخه ثابت سوار کنید و در حالی که پا می‌زنید و با دست‌هایتان هم فرمان دوچرخه را نگه داشته‌اید، به مطالعه بپردازید. راه‌های مشابه این را هم می‌توانید خودتان پیدا کنید.

حواستان در هنگام صحبت کردن با تلفن یا گوش دادن به صدای دیگری پرت می‌شود؟

موقع رانندگی بیل‌بوردهای تبلیغاتی در خیابان‌ها را می‌خوانید؟

برای خودتان لیست برنامه‌ریزی هفتگی تهیه می‌کنید؟

از قدرت تصویرسازی و تجسم بالایی برخوردارید؟

اگر شما به چند تا از این سئوالات پاسخ مثبت داده‌اید، احتمالا جزو بصری‌ها هستید. خواندن و مطالعه یکی از معمولی‌ترین روش‌های آموختن و یادگیری است. برای شما فقط کافی است که یک قدم اجرایی دیگر هم به آن اضافه کنید. نوشتن یک خلاصه از رئوس مطالب یا تصویر‌سازی در رابطه با آن چه که می‌خوانید. هر وقت لازم بود چیزی را حفظ کنید، چند بار آن را در جایی یادداشت کنید یا می‌توانید موضوع را در ذهن خود ببینید و در موردش داستان‌سرایی کنید. برای یادسپاری کلمات سعی کنید شکل کلمه را چند بار در ذهن‌تان ببینید و بنویسید.از آن جایی که دیدن در یادگیری شما نقش بسیار مهمی را دارد از قلم‌های رنگی یا علائم تصویری یا کدهای گرافیکی و یا حتی نقاشی کردن در کنار مطالبی که در حال خواندن آنها هستید نیز می‌توانید استفاده کنید. علائمی مثل ستاره، گل، آدمک و... الگوسازی کنید و قدرت تشبیه و تخیل‌تان را هم خیلی بیکار نگذارید.


● خب، می‌رسیم به معرفی اعضای دسته‌ آخر

با خودتان زیاد حرف می‌زنید؟

موقع دوش گرفتن آواز می‌خوانید؟

گوش دادن به موسیقی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین سرگرمی‌ها‌یتان محسوب می‌شود؟

دوست دارید که همیشه کسی باشد تا برایتان با صدای بلند دستورالعمل‌ها را بخواند، به جای این‌که خودتان آنها را یکی‌یکی مطالعه کنید؟

برای این‌که اسامی یادتان بماند از ریتم، آهنگ یا کلماتی هم‌آوا استفاده می کنید. (دان/ دون) (دی/ جی)؟!

احساس می‌کنید که شنونده خوبی برای درد‌دل‌ کردن‌های دیگران هستید؟

اگر این‌طور است احتمالا شما جزو «شنونده‌های» خوب هستید؛ یعنی افراد «سمعی». کسانی که بهترین و بیشترین یادگیری را از طریق اصوات و صحبت کردن و با به‌کارگیری حس شنوایی دارند.

موقع یادگیری، هر وسیله‌ای را که سر و صدایش می‌تواند تمرکزتان را بر هم بریزد، خاموش کنید. بهتر است تنها صدایی که می‌شنوید در ارتباط با موضوعی باشد که در حال کار کردن بر روی آن هستید. می‌توانید از نوارهای ضبط شده با صدای خودتان و اگر دانشجو هستید از نوارهای ضبط شده در سر کلاس استفاده کنید. مواردی را که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید، چند بار با صدای بلند برای خودتان تکرار کنید و در مورد موضوعی که قرار است آن را فراگیرید زیاد صحبت کنید. از کسی بخواهید تا با سئوال - جواب کردن از شما، آنچه را که آموخته‌اید مورد ارزیابی قرار دهد.اگر شما از انواع سمعی‌های دوآتیشه باشید، اغلب در هنگام حل تمرینات محاسباتی؛ مثلا ریاضی مشکل‌دار می‌شوید و به تمرکز زیادتری نیاز دارید، آنقدر زیاد که کمتر پیش می‌آید راحت ریاضی حل‌ کنید! بهترین شیوه برای شما، صحبت کردن با خودتان (البته با صدای بلند) در هنگام محاسبات است.

و توصیه آخر اینکه یادتان نرود که بدون توجه به اینکه شما در کدام یک از این گروه‌ها هستید، همه این سرنخ‌ها می‌تواند به یادگیری شما کمک کرده و شما را مستعدتر کند و مطمئنا استفاده از دو روش دیگر هم می‌تواند کارایی شما را بالا ببرد.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عدم توانایی ، احساس بد ، احساس افسردگی ، احساس بیهوده گی ، روانشناسی افسردگی ، افسردگی ،