تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب ابر اعتماد به نفس در کودکان

آیا اعتماد به نفس ارثی است ؟!

پنجشنبه 27 مهر 1391  04:13 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

زمانی كه كودكی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران كاری را آغاز كند و بكوشد تا آن را به اتمام برساند ، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد. كودك از همان ابتدا كه شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌كند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.

هنگامی كه كودك به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد كه بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود ، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد كه قادر به انجام كارهای بی‌شماری است.


یكی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی كه اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر كودك ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی كسب كند، ترسو، كم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت.

گاهی والدین با توجهات افراطی خود ، مانع از رشد عاطفی و شناختی كودك می‌شوند.

 از آنجایی كه مادر و یا مربی كودك، تماس بیش‌تری با نیازهای جسمی ـ روانی او دارد ، می‌تواند تأثیر بیش‌تری در خوی و منش وی بگذارد. مادرانی كه بیش از اندازه به فرزندان خود توجه می‌كنند و انجام وظایف كودك را به عهده می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند كه او در حد توان خود مسئولیت بپذیرد ، فرزندان آن هادر آینده احتمالاً دچار مشكلات و مسائل گوناگون خواهند شد. در این باره، لویی (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسیم می‌كند:

 

الف) مادرانی كه فرزندان خود را بسیار نازپرورده بار می‌آورند و هیچ محدودیتی برای آنان قائل نمی‌شوند، هیچ كنترلی نیز بر خواسته‌ها و انتظارات كودك نخواهند داشت. این دسته از كودكان تصور می‌كنند كه هر چه بخواهند باید به سرعت مهیا شود و همه را در خدمت نیازهای خود می‌دانند. به طور كلی توجه و وابستگی بیش از اندازه‌ی مادر می‌تواند موجب كاهش اعتماد به نفس كودك شود. ویژگی‌های این دسته از كودكان، تندخویی، پرخاشگری، پرتوقعی و جنجالی بودن آن‌هاست.

ب) گروه دوم، مادرانی هستند كه از شدت كنترل، اجازه‌ی هیچ‌گونه عمل و تصمیم‌گیری به فرزندان خود نمی‌دهند. این دسته از كودكان نیز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بی‌كفایتی و عدم شایستگی می‌كنند. این گروه فرمانبردار، ‌مطیع و منفعل هستند.

اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

به طور كلی، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار كاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمی‌توانند ارتباطات اجتماعی مناسبی با سایرین برقرار كنند. اریك فروم یكی از روانشناسان معاصر معتقد است، «میزان ارتباط والدین با كودك اهمیت چندانی ندارد، آن چه مهم است كیفیت روابط است».

برای داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نكات زیر توجه كنند:

1ـ پیش‌بینی‌های منفی

 اگر والدین معتقد باشند كه فرزندشان توانایی انجام تكلیفی را ندارد و حتماً نیازمند كمك آنهاست، به طور یقین این طرز نگرش آن ها، بر عملكردِ فرزندشان تأثیر می‌گذارد و به تدریج باعث می‌شود كه فرزندشان نسبت به توانایی‌ها و استعدادهای خود شك كرده و مدام به شكست بیاندیشد.

2ـ توقعات نامعقول بیش از اندازه

 بعضی از والدین توقعات و خواسته‌هایی بیش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهی فراموش می‌كنند كه معیارهای بزرگسالان با كودكان تفاوت دارد. در صورتی كه خوب است والدین معیارهای خود را براساس توانایی‌های فرزندانشان پایه‌ریزی كنند.

3ـ هیچ‌گاه فرزندانتان را بر یكدیگر ترجیح ندهید

 كودكان با یكدیگر متفاوتند و شكی در تفاوت بین آنها نیست؛ اما بین آنها تبعیض قائل نشوید و یكی را بر دیگری ارجح ندانید. برای مثال، زمانی كه یكی از فرزندانتان موفقیتی كسب می‌كند و دیگری شكست می‌خورد ، دلیل نمی‌شود كه موفقیت او را دائم به رخ فرزند دیگرتان بكشید؛ زیرا این كار موجب دلسردی، سرشكستگی و كاهش اعتماد به نفس او می‌شود.

4ـ منطقی باشید

بسیاری از والدین بهترین امكانات و شرایط را نه تنها برای خود ، بلكه برای فرزندانشان نیز می‌خواهند و توقع دارند كه كودكان، بر پایه‌ی خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتی كه بهتر است این نحوه‌ی نگرش خود را تغییر داده و به كودك بگویند: «مهم این است كه نهایت سعی خود را بكنی. موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست، بلكه تلاش و سعی تو در راه رسیدن به هدف مهم است.»

5ـ توقعات دو طرفه

 شعار بسیاری از والدین این است «آن كاری كه می‌گویم بكن، نه آن كاری كه می‌كنم»، برای نمونه، مادری از فرزندش می‌خواهد كه وسایلش را جمع كرده، ‌اتاق نشیمن را شلوغ نكند؛ در حالی كه لباس‌ها و وسایل خودش گوشه‌ی اتاق ریخته است. در چنین شرایطی كودك احساس می‌كند كه ارزش او در خانواده كم‌تر از دیگران است. پس اول خودتان عمل کنید و بعد از فرزندتان بخواهید.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: آیا اعتماد به نفس ارثی است ، اعتماد به نفس ، روانشناسی کودک ، اعتماد به نفس در کودکان ، نیازهای جسمی ـ روانی ،

چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

سه شنبه 14 شهریور 1391  05:23 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،


چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

اعتماد به نفس (Self - esteem ) زره  و سلاح كودك در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم كردن او با مسائل و مشكلات آن است . كودكانی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این كودكان واقع گرا  و خوش بین هستد . در مقابل ، كودكانی كه اعتماد به نفس كمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشكلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناكامی آنهاست .


كودكانی كه تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشكلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افكار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا «  من نمی توانم هیچ كاری را درست انجام دهم »  شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای  جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است.

بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین كودك ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس »  در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد.
 
 "اعتماد به نفس"  چیست ؟

برای تجهیز كودكتان به ابزاری كه به تقویت اعتماد به نفس او كمك كند ، قبل از هر چیز لازم است واژه « اعتماد به نفس»  را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می كند :
«  اعتماد به نفس »  مجموعه ای از باورها و احساسات است كه ما درباره خود داریم .
 

تعریفی كه ما از خود داریم ، با همان مقدار و كیفیت  بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن 3 یا 4 سالگی شكل می گیرند . كودكان در این سن در حال كشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند كه در همان سنین شروع به شكل گرفتن و تثبیت شدن می كند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی كه یك نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس كمالی را تجربه می كند كه تكیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .

 زمانی كه كودك پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یك حس توانستن را تجربه می كند ؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی .

همچنان كه كودك تلاش می كند ، شكست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ،  بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شكل دادن افكاری در باره « خودش »  می شود.

 این همان عاملی است كه نقش كلیدی والدین را در كمك به شكل گیری سالم و درست «  ادراك از خود »  كودك نشان می دهد .

اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان تركیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . كودكی كه با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی كند ، نهایتا" ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند . كودكی كه مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممكن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود كه بین این دو ،  یک تعادل درست حاصل شود. .

علائم و نشانه های اعتماد به نفس

همچنانكه كودك رشد می كند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود  چرا كه این روند ، از طریق تجربیات و ادراكات كودك شكل می گیرد .

كودكی كه اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به كار می برد : « من احمقم » ،  « من هرگز این  كار را یاد نمی گیرم » و یا « كسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناكامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است  كسی به او كمك كند و كارش را انجام دهد . این گونه كودكان موانع و شكستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است .

كودكی كه اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال كسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینكه بگوید : « من یك كودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته  آنرا می پذیرد . در این گونه كودكان ، حس خوش بینی غالب است .

اما نقش والدین در كمك به این كودكان چیست ؟

1- بدانید چه می گویید : كودكان به كلمات و گفته های والدین بسیار حساس هستند . فرزندتان را نه فقط برای نتیجه خوب یك كار ، بلكه برای همت و تلاشش ، ستایش و تمجید كنید ، اما صادق باشید . برای مثال اگر فرزند شما نتوانست عضو تیم فوتبال شود یا بازی خوبی ارائه نداد ، از گفتن چنین عبارتی خودداری كنید : " دفعه بعد بیشتر تلاش كن تا موفق شوی » و به جای آن بگویید « تو موفق نشدی ، اما واقعا" تلاش تو در این راه قابل ستایش بود » . تلاش و به اتمام رساندن كار او را به جای نتیجه كارش مورد تشویق قراردهید.  به جای تاكید بر نتیجه كار ، تلاش و سعی او را تشویق كنید .


2 - برای او یك الگوی مثبت باشید : اگر شما فردی تند ، خشن و بدبین هستید و نسبت به توانمندیها و محدودیت های  خود واقع بین نیستید ، فرزند شما آئینه تمام نمای شما خواهد بود . اعتماد به نفس خودرا پرورش دهید تا فرزند شما یك الگوی خوب داشته باشد .
 

3 - باورهای نادرست فرزندتان را تشخیص داده و او را هدایت كنید : یك گام مهم والدین ،  شناختن باورهای غیر منطقی كودكان در باره خودشان است . این باورها در باره كمال ، جذابیت ،  توانمندیها و هر چیز دیگر كه باشد ، می تواند ریشه گرفته  ، پابرجا شود و برای كودك جایگزین حقیقت مثلا كودكی درمدرسه دانش آموز خوبی است ، اما با درس ریاضی مشكل دارد ، او ممكن است با خود بگوید : « من نمی توانم درس ریاضی را خوب یاد بگیرم ، پس یك دانش آموز بد هستم » . و این یك تعمیم غلط است كه می تواند او را مستعد شكست سازد .فرزند خود را تشویق كنید كه به موقعیت ها با دید بهتری بنگرد . یك پاسخ سودمند شاید این باشد : « تو دانش آموز خوب و كوشایی هستی و در مدرسه هم كارهایت را خوب انجام می دهی . ریاضی فقط یك درس از چندین درست  است كه نیاز به صرف وقت بیشتری دارد . ما با هم  روی آن كار می كنیم . »
 

4 - با فرزند خود راحت ، خونگرم و مهربان باشید :

عشق شما به فرزندتان اعتماد به نفس او را افزایش می دهد . او رادر آغوش بگیرید . به او بگویید مایه افتخارشماست . او را صادقانه ، با رعایت اعتدال و بدون افراط تحسین كنید . كودكان می دانند كه قلب شما چه می گوید.

5 - پسخوراند دقیق و مثبت به او بدهید :

عباراتی نظیر : « تو همیشه اینطوری آشفته میشوی » سبب می شود در كودك شما عقایدی رشد كند دال بر اینكه او بر هیجانات و خشم خود كنترلی ندارد ،  جمله بهتر می تواند این باشد : « تو ازدست برادرت خیلی عصبانی شدی ، اما کاری خوبی کردی که سر فریاد نزدی یا برادرت را  كتك نزدی :» این اعتراف همراه با تشكر ضمنی ، انتخابی را كه انجام داده ، تقویت می كند . او را تشویق كنید تا باردیگر گزینه بهتر و درست تری را انتخاب كند .
 

6 - محیط خانه را امن و محل پرورش و آرامش او قراردهید : كودكی كه احساس امنیت نمی كند یا نسبت  به او بدرفتاری می شود ، بی اندازه دچار عدم اعتماد به نفس خواهدشد . كودكی كه در محیط پر از بحث و جدل و نزاع مكرر والدین قراردارد ، كودكی افسرده و منزوی می شود. همیشه به خاطر داشته باشید كه از كودك خودحمایت كنید و به او احترام بگذارید. محیط خانه خود را برای اعضای خانواده پناهگاه امنی قراردهید . مراقب بد رفتاری دیگران با او ، مسائل مدرسه ، مشكلات و درگیری های او با همسالانش ودیگر عواملی كه بالقوه می تواند به اعتماد به نفس او خلل وارد كند ، باشید .
 

7 - به فرزندتان كمك كنید كه تا در تجربیات سازنده شركت كند :  فعالیتهایی را تشویق كنیدكه همكاری و تعاون در آن باشد و حس اعتماد به نفس را پرورش دهد نه فعالیت هایی كه حس چشم و همچشمی و رقابت ناسالم را در به وجود آورد . برای مثال فعالیت هایی كه در آن بزرگترها  به كوچكترها كمك می كنند تاخواندن چیزی را یاد بگیرند که می تواند برای هردوی آنها جذاب باشد .


منبع : تبیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟ ، اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس کودکان ، روانشناسی کودک و نوجوان ، اعتماد به نفس ، کودک و نوجوان ، خانواده و کودک ،