تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب روانشناسی اجتماعی

۴ روش مفید برای آشتی کردن

یکشنبه 8 مرداد 1391  10:51 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

باز مرتکب اشتباه شدید. روز تولدش یا سالروز ازدواجـتـان را فراموش کردید. درحال برانداز کردن دختران دیگر، گیرتان انداخته است. او را به خاطر خرابی اتومبیل و یا فراموشی قـرار، روی پـا مـنـتظر نگهداشته اید. جرمتان هر چه باشـد باید چاره ای بیندیشید. چـند وقـتـی اسـت مـورد بـی اعـتنایی قرار گرفته اید و این وضـعـیت در حـال طـولانی شـدن اسـت.

چگونه می توانید اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آورید؟ فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگی الفبا می باشـد. ایـن مـراحـل آسـان را طـی نموده و هر قدم اشتباهی کـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانید.


 

باز مرتکب اشتباه شدید. روز تولدش یا سالروز ازدواجـتـان را فراموش کردید. درحال برانداز کردن دختران دیگر، گیرتان انداخته است. او را به خاطر خرابی اتومبیل و یا فراموشی قـرار، روی پـا مـنـتظر نگهداشته اید. جرمتان هر چه باشـد باید چاره ای بیندیشید. چـند وقـتـی اسـت مـورد بـی اعـتنایی قرار گرفته اید و این وضـعـیت در حـال طـولانی شـدن اسـت.

چگونه می توانید اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آورید؟ فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگی الفبا می باشـد. ایـن مـراحـل آسـان را طـی نموده و هر قدم اشتباهی کـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانید.


۱) قبول کنید که اشتباه کرده اید زمانیکه به طور شفاف مشخص گردید که مرتکب اشتباه شده اید و مـطـلقا راه گریزی از پیامدهای حاصله از خطاکاری و جرمتان وجود نداشت،شما نیز باید گناه خود را بپذیریـد. برای جبران خرابکاری و رسیدگی کردن به موقـــیعت ایـجـاد شده پیش بروید.

اگـر در این مـرحله در بیان جزئیات متوسل به دروغ شوید، احتمال اینکه او احساس کند که به طـور کـامـل بـا وی صـادق نـیستـید زیاد می شود و یا ممکن است داستان شما را به صـورت متفاوتی از شخصی دیگر بشنود. بنابراین مثلا اگر او شایعه ای را مبنی براینکه شما را درحال خوش و بش کردن صمیمی با یکی از همکارانتان دیده اند، شنید، و اگر میـدانیـد ایـن داستان تا حدی حقیقت دارد، بیـدرنـگ شـروع به انکار و حاشا نکنید. برای سرپوش گذاشتن بر خطا خیلی دیر اسـت. رو راست باشید.

قبول کنید که آن قضیه ممکن است اینگونه بـنظر دیـگران رسیده باشد که شما در حال صحبتهای عاشقانه با هـمـکارتـان بـوده اید، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگویید: " فقط هـمیـن یـک بـار بـود و پـشـیـمـانـم. ابـدا علاقه ای به او ندارم" و یا چیزی مشابه این. رو راست و مستقیم باشید، اما کار غیر عاقلانه انجام ندهید. تا میـتوانید اشتباه خود را بی اهمیت جلوه دهید. هـمسر شـما شـدیدا مـی خواهد باور کند که شما قصد اذیت و آزار او را نداشته اید بنابراین تمام تلاش خود را برای پاک کردن ذهـن او بکار ببندید.

حتی اگر یک عذر و بهانه به نظر شما ناکار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد کننده ای آنرا بیان کنید باز وی خریدارش خواهد بود. در چنین شرایطی صداقت بیش از حد، ممکن است صدمه بزند. برای مثال در حالی کـه قطعا باید بپذیرید که از حد و حدود خود هنگاه صحبت کردن با همکارتان تجاوز کرده ایـد، لزومی ندارد به او بگویید که همیشه از دیــدن او خوشحال میـشدیـد و یا به چشم شما فرد جذابی بنظر می رسیده است.

کنترل خسارت یعنی به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمایی کـردن آن بـوسیله دادن اطلاعاتی او واقعا نیازی به دانستنشان ندارد.


۲) بی ریا و صادق باشید هنگام تــلاش برای برگرداندن یک رابطه به حالت قبل، می تـوانـیـد هـمـه چـیز را به دلیل عذرخواهی کردن سرد و بی تـفاوت خراب کنید. خـالـص بـاشـیـد. از طـریق لـحن صـدا و صحبتهای خود به او نشان دهید که حـقیقتا از اشتباهتان متاسف هستید و اینکه دیگر هرگز درآینده تکرارش نخواهید کرد. برای او روشن کنید که از گناه خود پشیمانید ( حتی اگر فکر نمی کنید که آنقدر ها هم مهم بوده باشند ). حقیقت امر این است که یک زن وقتی یک مرد دلشـکسته و پـشیمان بنظر برسد بسیار راحـت او را مورد پذیرش و عفو قرار میدهد. در واقع این بـخـشـی از غـرایـز طبـیـعی زنان محسوب می گردد. بـنابراین اگر روز تولد همسرتان را فراموش کرده ایـد و او به دلیل این اشتباه احساس سرشکستگی می کند، اشـتـباه خـود را با شـانه بالا انداختن و گفتن عباراتی مانند " خوب متاسفم، حالا که اتفاقی نیفتاده" از سـر باز نکنید. کمی جدی تر و بـا احـساس تـر عـمـل کنید.

اگـر در ایـن مرحـله حالتـی بــی تفاوت و بی اعتنا به خود بگیرید، احتمال طولانی تر شدن حل مشکل بیشتر خواهد شد.


۳) اشتباه خود را جبران کنید با این کـه ممکن است اندکی شـفاف به نـظر بـرسد کـه می توان رفتارهای اشتباه را با هـدایا و نیکی های بخصوص جبران کرد، اما اگر این عمل با دقت و با سلیقه انجام گیرد، بهترین روش برای ابقا و تجدید یک رابطه خواهد بود. در ایـنـجا نـیـز کلید موفقیت همانند همیشه ابراز و بیـان احـساسات می باشد. به او نشان دهید که تا چه حد اندیشمند و با مـلاحظه هستید. گردنبـندی را که هـمسرتان هـمـیشه چـشـمش بـه دنـبـال آن بــود خریداری نموده و به او هدیه دهید. یک شـب به دل او بـاشید و کـاری را بـکـنـیـد کـه وقف مرادش باشد. گذراندن یک شب در یک سینما یا تئاتر موزیکال چیزی را از شما کم نکرده و در حقیقت یک فداکاری کوچک برای نگهداری یک رابطه بزرگ بشمار می رود. لازم نیست برای اینکه دل او را دوباره به دست آورید، حساب بانکی خود را خالی کـنید.

زنها دیوانه هدیه ای هستند که بدانند شـما برای خشنود ساختن آنها با وقت گذاشتن و سعی و تلاش خود تهیه نموده اید. یک نـسخه از کـتـاب مـورد عـلاقه دوران کـودکــی او می تواند هدیه ای رومانتیک و شیرین برایش باشد. از طرف دیگر خریدن یک پخش کننده DVD ، با اینکه مفید است، اما ایده خوبی نبـوده و نشانگر این خواهد بود که شما برای از سر باز کردن آن مشکل، پـول خرج کرده اید. هـدایـای جبـرانـی خـود را عاقلانه انتخاب کنید.


۴) اشتباه خود را تکرار نکنید حتی اگر مراحل ۱ و۲ و۳ را بـا مـوفـقیت طی کنید، با تکرار اشتباه خود می توانید دوباره همه چیز را بر هم بزنید. با سعی و تلاش برای انجام ندادن مجدد اشتباه خود در آینده، ثابت کنیـد کـه "درستان را خوب یاد گرفته اید". برای مثال اگر انجام دادن کارها باعث حواس پرتی و فراموشی قرار ملاقات با همسرتان می شود، ساعت یا موبایل خود را تنظیم کنید تا سر زمان مقرر شـما را با خـبـر کـنـد - هر آنچه که باعث تغییر رفتارهای منفی در شما می شود را انجام دهید.

همچنین رهایی وبیرون جستن ازموقیعتی که بدلیل تکرار یک اشتباه ایجادشده، بسیار دشوار تر خواهد بود. اگر اشتباه خود را مرتبا تکرار کـنـید، هـمسر شـما باور نخواهد کرد که واقعا از کرده خود متاسف و پشیمان هستید. اعتبار شما از دسـت مـی رود و بـعد از آن، چـیـز دومـی که از دست خواهد رفت رابطه تان خواهد بود. هدف این است که بـه او نشان دهید اشتباه شما فقط یـک بی عقلی یـک بـاره بـوده، نـه یـک جریان شـخـصـیتی مداوم و پایدار. و در انتها... علاوه بر نـکاتی کـه در بالا ذکر شد، به خاطر داشته باشید که وقت طلا است.

بعد از یک انـفـجـار مـجـبـوریـد بـرای کـاهـش دادن خسارات سریع عـمل نمایید. به او وقت عـمـیـق انـدیشـیـدن در مـورد خـطای خـود را نـداده و نـگذارید عصـبانیتش افزایش یابد.

وقفه زیاد پیش از آغاز مراحل بازیافت رابطه، همچنین احتمال مشورت او بـا دوسـتانش را افزایش می دهد که هرگز چیز خوبی نیست ( معمولا آنها طرف او را گرفته و تشویقش میکنـنـد که کوتاه نیاید ).

بـنابراین فورا اشتباه خود را پـذیـرفته و با خلوص کامل از او عـذر خـواهـی نـمـوده و دیـگر خطای خود را تکرار نکنید.


نگارش یافته توسط محمود قوچانی

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: آشتی کردن ، چگونه آشتی کنیم ، روش های آشتی کردن ، آشتی ، بخشش ،

چطور رفتارهای غلط همدیگر را تحمل كنیم؟

جمعه 6 مرداد 1391  10:38 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

چند بار بگویم وقتی دست و صورتت را می‌شویی، حوله خیست را نینداز روی تخت؟

وای. . . دوباره جوراب‌هایت را پرت كردی گوشه اتاق؟ نمی‌توانی وقتی داری دست و صورتت را می‌شویی یك آبی هم به جورابت بزنی؟ چند بار به شما بگویم من‌این رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهی نداری؟ موقعی كه حرف می‌زنم حواست كجاست؟

بله بله، گفتم برایت ماشین ظرفشویی می‌خرم، اما الان نه، تا كی باید ظرف‌ها توی دستشویی بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار باید این را تكرار كنم.
اینها جملاتی است كه ممكن است بین هر زن و شوهری رد و بدل شود. گاهی‌این‌قدر از دست همدیگر عصبانی می‌شوند كه اصلا یادشان می‌رود گذشته‌ها، شاید هم یك روز قبل چه خاطرات خوبی با هم داشتند.
كارهای پیش پا افتاده روزمره گاهی آنقدر زن و شوهر را از هم دور می‌كند كه باعث می‌شود حتی حرف‌هایی به یكدیگر بزنند كه روز اول آشنایی حتی به خواب هم نمی‌دیدند طرفش بروند. در زندگی مشترك روزمره، چیزهایی فراموش می‌شود كه روزی برایشان باارزش‌ترین چیزهای دنیا بود.
خستگی، بی‌حوصلگی و سختی‌های زندگی، گاهی باعث می‌شود هر كدام از زوج‌ها نتوانند
آن طور كه باید وظایف خود را در خانه انجام بدهند و ‌این، ممكن است باعث عصبانیت هر كدام از آنها شود.
ضمن‌ اینكه تا وقتی با یك نفر زیر یك سقف زندگی نكرده‌ای، خیلی از‌این خصوصیات و بد و خوب‌ها را نمی‌فهمی. به قول معروف، دیكته ننوشته، غلط ندارد.
بنابراین، چه خوب است در‌این مواقع به جای تمركز روی ضعف‌ها و اشتباهات همدیگر، كمی به خودمان فكر كنیم كه اگر ما جای همسرمان بودیم، چه كار می‌كردیم. راه‌های زیادی برای استحكام و پایدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد كه اگر هر از گاهی آنها را یادآوری كنیم، زندگی‌مان زیبا می‌شود درست مثل روزهای اول؛ شیرین.
به جای نشستن و فكر كردن به كارهایی كه شما را ناراحت می‌كند، چه خوب است كمی به اشتباهاتتان فكر كنید.

چند تمرین
با انجام‌این تمرین‌ها و با افكار مثبت، می‌توانید روابط خود و همسرتان را مثل روزهای شیرین زندگی تغییر دهید.

بنشین و با خودت كمی فكر كن
به ‌این سؤالات كمی فكر كنید و با خودتان صادق باشید؛ وقتی از همسرتان هدیه می‌گیرید در ازای آن برای همسرتان چه كرده‌اید؟
سعی كنید بیشتر از آنكه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید.
اگر هدف شما ‌ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید، فرصت‌های بی‌شماری برای رسیدن به اهداف پیدا خواهید كرد. در این صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. چون آدم‌ها همواره سعی می‌كنند خوبی‌های دیگران را جبران كنند.

در ذهنتان خیال‌پردازی كنید
این به معنی خیالبافی و ساختن چیزی دور از ذهن نیست. در ذهن خود تجسم كنید اگر‌این كار را برای همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد یا اگر آن كار را انجام ندهم او بیشتر خوشحال می‌شود.
 از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می‌تواند از بروز بسیاری از درگیری‌ها، عصبانیت‌ها و سرخوردگی‌ها جلوگیری كند. او را با خواسته‌ها و دستورهای خود اسیر نكنید. وقتی كاری از او می‌خواهید، خودتان هم در عوض، كاری كه او دوست دارد، برایش انجام دهید.

سرزنش نكنید
هرگز همسر خود را سرزنش نكنید و متلك‌بارانش نكنید. حتی نگاه سنگین به او نكنید. مواقعی را به خاطر آورید كه او شما را یاری می‌كرد و در سختی‌ها همراهتان بود.
هنگام بروز اشتباهی از جانب همسر خود، سعی كنید روشی را در پیش بگیرید كه از تكرار‌این اشتباهات جلوگیری كند.

كلمات زیبا به هم بگویید
سعی كنید به گفتن كلمات زیبا به همسر خود عادت كنید. هر زمان كه همسر شما كاری برایتان انجام داد، حتما با احساس از او تشكر كنید.

سعی كنید از كلمات و جملاتی به غیر از متشكرم استفاده كنید.
مثلا جملاتی مثل تو من را غافلگیر كردی، خیلی خوشحالم از ‌اینكه به فكرم هستی، ازت متشكرم. البته تشكر كردن با جملات ساده تاثیر مثبتی دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌های تازه می‌تواند روح تازه‌ای به حال و هوای شما بدهد.
به راه‌هایی فكر كنید كه می‌توانید همسرتان را نسبت به انجام كارهایی كه دوست دارید، ترغیب كنید. اگر ‌این روش مؤثر نبود روش‌های دیگر را آزمایش كنید و به یاد داشته باشید كه تحسین و تعریف و تشكر به‌موقع، در همسر تان یك انگیزه قوی ایجاد می‌كند.

حرف بزنید
در مورد روزهای اول آشنایی‌تان و ویژگی‌هایی كه سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شوید، حرف بزنید. دقت كنید كه اگر ویژگی‌های خوب خود مثلا ویژگی‌های ظاهری تان را از دست داده‌اید، در مورد آنها با هم حرف نزنید.
به جای آن، سعی كنید صادقانه درباره ویژگی‌های مثبت روحی و شخصیتی خود با هم گفت‌وگو كنید. زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهید؛ به پارك بروید و هیچ‌كدام از فرزندانتان را با خود نبرید.
هیچ وقت احترام گذاشتن نسبت به یكدیگر را فراموش نكنید. احترام به افكار، عقاید و دیدگاه همسرتان باعث می‌شود او هم همین احساسات را نسبت به شما پیدا كند. درست است كه نظر‌ها و سلیقه‌های شما با هم فرق دارد، اما هیچ‌گاه نباید اجازه بدهید‌این اختلافات روی عشق و احساسات شما تاثیر بگذارد.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: رفتار های غلط ، رفتار نادرست ، رفتار کردن ،

توازن بین کار و زندگی

دوشنبه 2 مرداد 1391  12:12 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

این چک ‌لیست، شیوه‌ هایی را پیشنهاد می‌ کند که مدیران می‌ توانند به کمک آنها توازن میان کار و زندگی کارکنانشان را افزایش دهند. این شیوه ارزشیابی نیازهای کارکنان، توازن برنامه کار - زندگی و سیستم پرداخت مزایا را ایجاد می ‌کند.

● تعریف

توازن بین کار و زندگی یکی از نیازهای اساسی سازمان ‌ها و خانواده‌ های کسانی است که در این سازمان‌‌ ها کار می‌ کنند. اگر کسب و کارها بتوانند فشارهای خانواده و دیگر فشارهای وارده بر کارکنان را درک کنند، این امر هم به نفع خودشان است و هم کارمندان را قادر می ‌سازد تا از عهده‌ این فشارها برآیند. معمولاً این توازن مرتبط با ساعات کاری انعطاف ‌پذیر، اوقات کاری و شیوه‌ های مرتبط کاری است.

پیشرفت توازن بین کار و زندگی، اهمیت زیادی برای تمامی کارکنان دارد، نه فقط کسانی که دارای فرزندان کوچک هستند. 


● مزایا

اگر کارمندان بتوانند توازن خوبی بین کار و زندگی خانوادگی خود ایجاد کنند، مزایای زیر حاصل خواهند شد:

▪ عملکرد بهتر کارکنان و افزایش بهره‌ وری آنان

▪ انگیزش بیشتر و چرخش کمتر کارکنان

▪ غیبت کمتر و کاهش میزان بیماری کارمندان

▪ کاهش فشار و استرس

▪ استخدام و حفظ بهتر کارمندان

▪ بهبود تصویر بهتر سازمان در جامعه 


● معایب

▪ نماد پیدا کردن بهبود عملکرد سازمانی فرآیندی زمان‌ بر است و به تلاش و زمان زیادی نیاز دارد.

▪ در شرکت‌ های کوچک شده و تؤام با تعدیل نیرو، شرایط انعطاف‌ پذیر کاری باعث خواهد شد که برخی کارمندان کار بیشتری و برخی دیگر کار کمتری انجام دهند

▪ اگر عدالت رعایت نشود، ممکن است برخی کارمندان باعث رنجش برخی دیگر شوند.

▪ احتمال دارد شرایط انعطاف‌ پذیر کاری برای حفظ ساختار و فرهنگ سازمان مشکل ‌ساز باشد.

▪ وقتی سیاستی اعلام شد، تغییر آن بسیار دشوار می ‌شود حتی اگر شرکت با مشکلاتی جدی روبرو شود. 


● چک لیست عملی

۱) نیازهای کارکنان را در یابید و ببینید کدام یک از آنها هنوز مرتفع نشده‌ اند

نخست ببینید، کارمندان در زمینه‌ توازن بین کار و زندگی با چه تضادهایی مواجه هستند. شما می ‌توانید وضعیت خانواده (مانند تعداد فرزندان یا افراد مسن همراه آنها) و نتایج تعهدات خانوادگی آنها (مانند حجم فزاینده‌ اضافه کاری یا تعداد روزهایی که فرد نمی‌ تواند سر کارش حاضر شود) را ارزیابی نمایید. از طریق انجام مصاحبه، ببینید چه تعداد از کارکنان می‌ خواهند کارشان را به دلیل موضوعات خانوادگی رها کنند.

از نتایج حاصله برای بهبود توازن بین کار و زندگی استفاده نمایید. آن را با برون ‌دادهای اصلی شرکت مقایسه و نتیجه را به اطلاع تأثیرگذارترین افراد سازمان و همچنین گروه‌ های علاقه ‌مند مانند اتحادیه‌ های کارگری برسانید.

قبل از پردازش نتایج، مهم است که منابع مالی و پرسنل کلیدی را برای اجرا و حفظ این فرآیند مشخص نمایید. 


۲) بر فرهنگ سازمان تمرکز نمایید

باید فرهنگ و فضای سازمان مساعد برای انعطاف‌ پذیری باشد، در این خصوص ترغیب روش ‌های کاری اعطای اختیارات به کارکنان در دستور کار قرار گیرد. این عنصری حیاتی است.

نه تنها مدیران می باید نتایج حاصل از انعطاف ‌پذیری سازمان برای جلوگیری از سوءاستفاده را تضمین نمایند ، بلکه کارمندان نیز نباید احساس وفاداری خود را از دست بدهند یا کسانی که عملکرد ضعیفی دارند، آن را یک مزیت تلقی کنند. به جای تأکید بر حضور افراد، باید آن را بر تأکید بر عملکرد و نتایج تغییر داد.

با نگاهی به ساختار سازمان ببینید آیا این امر باعث توازن بین کار و زندگی می‌ شود یا آن را محدود می‌کند. سلسله مراتب موجود در رویکرد فرمان و کنترل، برای اجرای اثربخش معیارهای جدید مناسب نیستند. یک سازمان انعطاف ‌پذیرتر که در آن کارمندان در قالب تیم‌ کار می ‌کنند و از اختیارات کافی برخوردارند، اجرای چنین فرآیندی ساده ‌تر است. نکته‌ حائز اهمیت تبدیل مدیران به مثال ‌هایی خوب است، تا توازن بین کار و زندگی به بخشی از فرهنگ سازمان در تمامی سطوح آن تبدیل شود. 


۳) اثربخشی فردی و سازمانی را افزایش دهید

یک بخش مهم از تحقق توازن بین کار و زندگی، تضمین این امر است که در این معادله، کار به اندازه‌ کافی مورد توجه قرار گیرد. مدیریت زمان، اعطای اختیارات، تعیین اولویت ‌ها و پردازش اطلاعات برای اجتناب از حجم اضافی کار، مهارت ‌هایی هستند که ساعات کار و استرس را کاهش داده و در عین حال سطح یکسانی از بهره‌ وری را حفظ می ‌کنند. مثلاً این امر می ‌تواند بر زندگی خانوادگی تأثیر بگذارد یا اینکه کارمندان را شب‌ ها که به خانه می ‌روند، خسته و مضطرب باقی بگذارد.

شیوه ‌هایی را در نظر بگیرید که به کمک آنها بتوان فعالیت‌ های سازمان را توسعه و زندگی کارمندان برای اجتناب از استرس و خستگی بیشتر را افزایش داد. 


۴) برنامه های مدون توازن کار و زندگی و مزایای آن را مشخص کنید

هیچ رویکرد واحدی ایجاد توازن وجود ندارد: باید مجموعه‌ای انعطاف ‌پذیر از برنامه های مدون به کار گرفته شوند در این مورد، موارد زیر را در نظر بگیرید:

▪ ساعات انعطاف ‌پذیر کاری: به کارکنان اجازه دهید، ساعات کاری را منطبق با ابعاد مهم زندگی خانوادگی آنها تنظیم کنند.

▪ فهرست شخصی کارها: این فهرست در مورد کارکنان و در قالب تیم ‌ها کاربرد دارد و می ‌تواند شرایط کاری خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.

▪ سیستم پوششی: کارکنان را طوری تقسیم کنید که بتوانند کار یکدیگر را پوشش دهند و در صورت لزوم برخی آنها به مرخصی بروند و در عین حال از مسئولیت‌ ها و وظایف یکدیگر مطلع باشند.

▪ محیط کار انعطاف ‌پذیر: کار در دفاتر مختلف یا از طریق خانه، به صورت دایمی یا مقطعی، می‌ تواند به کارکنان کمک نماید تا هم مسئولیت های خانوادگی خود را انجام و زمان رفت و برگشت خود به محل کار را کاهش دهند.

▪ مرخصی‌های ویژه: هر ساله مرخصی‌ها با حقوق یا بدون حقوق را برای کارکنان در نظر بگیرید و به کارمندان اجازه دهید بدون اینکه از مرخصی‌ های معمول خود استفاده نمایند، اقدام به حل مشکلات شخصی خود نمایند

▪ استراحت‌های شغلی: این نوع مرخصی ‌ها می ‌توانند زمان های گوناگونی داشته باشند و از آنها برای تحصیل، سفر، تربیت کودکان، انجام کارهای داوطلبانه یا بسیاری دیگر از فعالیت ‌ها که می‌ توانند زندگی شغلی و خانوادگی افراد را بهبود بخشند، استفاده می ‌شود.

▪ مشاوره، راهنمایی و منابع اطلاعاتی: نه تنها درباره‌ موضوعات کاری بلکه در مورد موضوعات خانوادگی همچون تربیت کودکان، موضوعات مالی، موضوعات پزشکی و غیره به افراد خود راهنمایی و مشاوره بدهید.

▪ کمک هزینه‌ مراقبت از کودکان و سالخوردگان: ممکن است همیشه نتوان از مهدکودک استفاده کرد اما پرداخت کمک هزینه‌ مهدکودک یا هزینه‌ استخدام پرستار در منزل می ‌تواند یک گزینه‌ مفید باشد.

▪ خدمات سرایداری: به کمک این روش، کارمندان، بهتر و ساده ‌تر مسئولیت ‌های خانوادگی خود را بر عهده می گیرند.

مسلماً بکارگیری همه‌ این روش‌ ها میسر نیست. باید فهرستی از چنین مزایایی تعیین شوند و کارکنان نیز ضمن دریافت کمک هزینه، خودشان نیز بخشی از هزینه‌ ها را قبول کنند. مسلماً می ‌توان چنین هزینه‌ هایی را با شرایطی ساده، از حقوق ماهیانه‌ افراد کسر کرد. 


۵) مدیران را مطلع و به آنان آموزش دهید

رشدِ توازن بین کار و زندگی نه تنها به نوع برنامه انتخابی بلکه به اجرای آنها بستگی دارد. این امر باید در کل سازمان اجرا شود. مدیران باید در مورد مزایای موجود و همچنین ارایه‌ مشاوره به کارکنان، آموزش ببینند. می ‌توان موضوعات مرتبط با توازن بین کار و زندگی را با طرح ‌های آموزش سالانه‌ کارکنان و ارزیابی ‌های عملکرد تلفیق کرد. بدون شک، کاهش استرس افراد از طریق برنامه‌های انعطاف پذیر بر ارتقای افراد و استفاده‌ آنها از فرصت‌های شغلی تأثیر می گذارد. 


۶) برنامه ها و مزایای آنها را اعلام کنید

گزینه ‌های موجود را به اطلاع افراد برسانید. سعی کنید این اطلاعات را به نحوی ارایه کنید که به راحتی برای آنها قابل درک باشد. دقت نمایید، همه‌ کارکنان چه به صورت مکتوب و چه به صورت الکترونیکی، به این اطلاعات دسترسی داشته باشند. 


۷) با سنجش میزان رضایت کارکنان و مشتریان، موفقیت توازن بین کار و زندگی را ارزیابی نمایید

مهم است با روزآمد کردن برنامه‌ ها ایجاد توازن بین کار و زندگی، مزایای آنها را حفظ و توسعه دهید. با سنجش رضایت و عملکرد کارکنان و بررسی عواملی همچون نرخ حفظ کارمندان، می ‌توان کارآیی این برنامه ‌ها را سنجید. به طور مستمر بر بازخورد ها نظارت کنید، آیا برنامه ها و اجرای آنها به درستی انجام می ‌شود.

● برای توازن بین کار و زندگی

▪ بایدها

ـ مطمئن شوید که برنامه توازن بین کار و زندگی شما جامع است و همگان می‌ توانند از آن منتفع شوند.

ـ عنوانی جذاب را برای برنامه توازن بین کار و زندگی خود انتخاب نمایید.

ـ مطمئن شوید که مدیرانتان از شما حمایت می‌ کنند و دیگر کارمندان را از انعطاف‌ پذیری در کار مأیوس نمی‌ کنند.

ـ تشریفات اداری را به حداقل برسانید و شرایط ایجاد توازن بین کار و زندگی را ساده و سریع سازید. 


▪ نبایدها

ـ سعی نکنید توازن بین کار و زندگی را بر دیگران تحمیل نمایید یا آن را بدون مشاوره و همکاری دیگران ارایه نمایید

ـ فرض نکنید که فقط باید والدین و سالخوردگان همراه کارکنان خود را هدف قرار دهید.

ـ فکر نکنید انعطاف ‌پذیری تنها برای محیط ‌های کاری خاصی مناسب است.

▪ پرسش ‌های مهم

ـ آیا می‌ دانید میزان مرخصی ‌های استعلاجی در سازمانتان چقدر است؟

ـ اگر فردی مرتباً تأخیر ‌کند، علت آن را می ‌دانید؟

ـ اگر در مورد تعهدات کار و زندگی بحث کنید، احساس می ‌کنید که وفاداریتان زیر سؤال خواهد رفت؟


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: توازن بین کار و زندگی ، اعتدال ،

احترام؛ چیزی که این روزها کمتر می‌بینید

پنجشنبه 11 خرداد 1391  06:33 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،


ساده است؛ آن قدر ساده که دیگر دارد پیش پا افتاده می‌شود. آن‌قدر پیش پا افتاده که دیگر دلمان نمی‌خواهد راجع به آن حرف بزنیم.
به همدیگر احترام نمی‌‌گذاریم واقعا نمی‌گذاریم. از خودمان نمی‌پرسیم، چرا به همدیگر احترام نمی‌گذاریم؟ در واقع دیگر به زمانی که بی‌اهمیت بشود،‌نزدیک شده‌ایم.
وقتی پای حرف موسفیدها می‌نشینیم هنوز می‌شنویم که؛ ما در مقابل پدر و مادرمان، پایمان را دراز نمی‌کردیم. ما در مقابل پدر و مادرمان با صدای بلند حرف نمی‌زدیم. با آنها یک و دو نمی‌کردیم.
به آنها احترام می‌گذاشتیم. جالب است که نسل فعلی یا لااقل تعداد زیادی از بچه‌های نسل سوم، وقتی چنین حرف‌هایی را می‌شنوند فقط به همدیگر نگاه می‌کنند و در کمال متانت و ادب پوزخند می‌زنند.
بچه‌های جوان و نوجوان، بارها این قصه و حکایت‌های تکراری مثل این را از دهان امثال من و شما شنیده‌اند. دیگر به نظرشان این قصه‌ها کهنه و قدیمی شده است. آنها جوانند و می‌خواهند چیزهای جدید و نو بشنوند.

دیگر الان همه می‌دانند که در دوره «گذار» هستیم. داریم از «سنت» به طرف «مدرنیته» حرکت می‌کنیم و در واقع زندگی‌هایمان ملغمه‌ای از سنت و مدرنیته است. شاید این زندگی قاطی‌پاطی شده ما،‌مال این باشد که تکلیفمان با خودمان روشن نیست. نمی‌دانیم که دلمان می‌خواهد سنتی باشیم یا مدرن بودن را می‌پسندیم؟ جالب است که هر دو بخش، جذابیت‌هایی دارند.
می‌خواهیم با افکار سنتی، زندگی مدرن و لوکس داشته باشیم و حتی برعکس با افکار مدرن،‌دو دستی به سنت‌هایی چسبیده‌ایم که برای بعضی‌هایش هیچ توجیهی نداریم و نمی‌دانیم برای چه به آنها چسبیده‌ایم؟ چند مثال، موضوع احترام گذاشتن را روشن می‌‌کند. دلمان می‌خواهد همیشه احترام ببینیم.
گمان می‌بریم که به دیگران احترام می‌گذاریم. وقتی در یک هوای سرد پاییزی که آفتاب کمرنگی، سوز هوا را می‌شکست به یک بیمارستان بزرگ مجهز و معروف تهران رفتم با انواع احترام گذاشتن و بی‌احترامی مواجه شدم. می‌خواستم نزد پزشک عمومی بروم جهت معاینه و مشاوره باید در صف طویلی می‌ایستادم که خب، ماها بعد از این همه سال اگر در کاری حرفه‌ای شده باشیم!‌آن هم ایستادن توی صف است! ایستادم.
اما جالب است که به نظر می‌آمد، فقط به نظر می‌آمد که چند نفری بیشتر جلوی من نیستند تا به مقصد برسم. چون مدام آدم‌هایی می‌آمدند و می‌ایستادند و می‌گفتند: من اینجا بودم یا من اینجا جا گرفتم یا این آقا پشت سر من بود یا من جلوی این خانم ایستاده بودم و... وای به حال آنکه پیر بود دردمند یا جوان بود، و رنجور. چون بعد از تمام این مکالمات و مکاشفه تعیین جای هر کس! بالاخره به این بحث می‌رسیدیم که؛جوان‌های امروزی اصلا نمی‌دانند احترام گذاشتن یعنی چه؟
بزرگتری و کوچکتری یعنی چه؟و... بحث در زمینه احترام گذاشتن بالا می‌گرفت تا اینکه همه با هم در یک نقطه مشترک، متحد می‌شدند و آن هم این بود که مسئول پذیرش و تعیین وقت، مقصر است.
چون به جای اینکه پاسخگوی مردم دردمندی باشد که مدتی است توی صف ایستاده‌اند، به همکارانش وقت می‌دهد که دفترچه‌های بیمه را مدام زیر دستش سر می‌دهند که لابد برای آشنایان و اقوام و بستگان وقت بگیرند! نکته جالب این است که در قسمت‌های مختلف بیمارستان، روی در و دیوار،‌اعلامیه‌هایی چسبانده‌اند مبنی بر اینکه پرسنل نباید برای فک و فامیل‌هایشان پارتی بازی کنند وگرنه توسط مدیریت توبیخ می‌شوند.
جالب‌تر اینکه مدیریت اصلا به هیچ اعتراضی توجهی نمی‌کندو هیچ آدم معترضی را به محل کارش راه نمی‌دهد! اینجاست که باید بپرسیم پس موضوع «طرح تکریم ارباب رجوع» یعنی چه؟ باور کنید بنده در سازمانها و ادارات مختلف، این کاغذ را که به دیوار چسبانده‌اند آن هم با گل و بته کامپیوتری دیده‌ام اما به غیر از مخلصم‌ یا چاکرم چیزی نشنیده‌ام و همیشه هم گفته‌ام که ای کاش مخلصان و چاکران، کمی احترام می‌دیدند تا احترام می‌گذاشتند.
در همان بیمارستان کذایی، وقتی نوبت ویزیت به خانمی همراه دخترش رسید و به داخل هدایت شد، اول یک نفر از پرسنل بیمارستان همراه یک بیمار - لابد فامیلش بود- داخل مطب دکتر رفت و برگشت، آن خانم و دخترش هم چنان منتظر بودند تا بتوانند به دکتر بگویند چه بیماری دارند، پرستاری همراه ۳ نفر بیمار که یکی از آنها یک آقای سر حال بود که سرم به دست داشت وارد اتاق شدند.
گویا صبر خانم لبریز شد که اعتراض کرد و صدای بد و بیراه گفتن بلند شد. خانم پرستار یک سیلی به دختر آن خانم زد و با خونسردی آمد بیرون و مامور انتظامات را صدا کرد.خانم بیمار معترض شد که این چه وضعی است که در مقابل اعتراض، به ما سیلی هم می‌زنند، مامور هم می‌آید که ما را بیرون کند؟! او نرفت که نرفت.
مدام دست‌هایش را مشت کرد و به هم می‌چسباند و می‌گفت: با دستبند ببریدم، نمی‌آیم،‌بیمارم، باید معاینه بشوم، منتظر مانده‌ام و حالا هم نوبتم است. حقم ضایع شده حالا باید تاوان پارتی بازی پرستار را هم من بدهم!!
بالاخره با پادرمیانی پلیس ، او را به اتاق مدیریت هدایت کردند، از آنچه بعداً بر او گذاشت اطلاعی در دست نیست چون وقایع پرهیجانی را پیش‌رو داشتیم. بعد از پایان این غائله، آقای دکتر بعد از ۴۵دقیقه معطل نگهداشتن خلایق بیمار، کیفش را برداشت و موقع بیرون رفتن از اتاق گفت: این خانم به من بی‌احترامی کرده. دیگر نمی‌توانم تحمل کنم! به همین راحتی، نتوانست بی‌احترامی را تحمل کند و گذاشت و رفت.
باور کنید به همین راحتی به حدود ۱۵ نفر بیمار منتظر را که چند نفرشان واقعا حال بدی داشتند و حتی یک نفر که روی برانکار دراز کشیده بود، بی‌احترامی کرد و رفت. باور کنید به همین راحتی این کار را کرد.
هرچه منتظر ماندیم دکتر از قهر بیاید بیرون نیامد. بعد هم یکی از خدمه را دیدیم که یک سینی غذا همراه نوشابه برای آقای دکتر برد که لااقل حالا که قهر کرده ضعف نکند!
سرتان را درد نیاورم دکتر آنقدر از اعتراض بی‌احترام آن بیمار ناراحت شده بود که حاضر نشد لااقل به خودش احترام بگذارد و بپذیرد او مقصر است که به مریض منتظرش احترام نگذاشته و حرف همکارش را پذیرفته است، بپذیرد که اگر بلد بود به خودش احترام بگذارد یا به حرفه‌اش یا لااقل به لباسی که پوشیده، باید به آن همه بیمار که منتظر بودند هم احترام بگذارد و کارش را ادامه دهد و واقعا اگر آن دکتر از آن خانم پرستار،‌ احترام دیده بود به یاد می‌آورد که این شغل ، از آن شغل‌های بسیار محترم است که یک سرش به مردم وصل است؛ همان مردمی که بیمارند، رنجورند و متاسفانه حضورشان در چنین بیمارستان‌هایی، نشانه بی‌پول بودنشان هم هست و اینها همان مردمی هستند که به امثال او نه فقط با دیده احترام می‌نگرند بلکه در عمل نیز با احترام رفتار می‌کنند اگر واقعا بلد بودند که به خودشان احترام بگذارند بدون شک می‌فهمیدند که مردم با آنها همچنان با احترام رفتار خواهند کرد و در نهایت آن که با خودشان آشتی می‌کردند.
صدیقه خانم یکی از همسایگان بسیار قدیمی و میانسالی است که هرازگاهی با قلب پرمهرش با چشمانی پراشک منزل ما را مزین به قدم‌های خسته‌ای می‌کند که گواهی از قلب شکسته نازکش می‌دهند.
هروقت از او می‌پرسم! حال شما چطور است؟ اشک می‌ریزد اما با لبخند می‌گوید: آمدم از بی‌احترامی بچه‌ها درد دل بکنم و شروع می‌کند به گفتن حرف‌هایی که خیلی قشنگ نیست؛ قصه‌ای تکراری که شنیدنش زجرآور و تکرارش ملال‌آور است.
اما هربار چنان با دقت گوش می‌کنم که گویی اولین بار است قصه بی‌احترامی بچه‌هایی را می‌شنوم که حالا دیگر خودشان پدر و مادر شده‌اند و به اصطلاح پا به سن گذاشته‌اند. قصه دختری که از بیمار بودن طولانی پدرش خسته شده و زیر لب گفته! پس چرا نمی‌میری؟ حکایت پسری که مدام به مادرش می‌گوید: فکر کردید کی هستید؟ برای ما چه کار کرده‌اید؟ اول اینکه هر کاری کرده‌اید وظیفه‌تان بوده، دوم اینکه وظیفه‌تان را هم درست انجام نمی‌دهید!
البته بی‌احترامی کردن فقط خاص رفتارهای افراد درون خانواده با همدیگر نیست. شاید اعضای خانواده، هر کدام به شکل متفاوتی محق باشند. شاید یکی از دلایل را بتوان ظرفیت‌های متفاوت افراد دانست. شاید زیاد احترام گذاشتن قشنگ نیست، شاید نوع احترام گذاشتن را در رفتارهایمان مشخص نکرده‌ایم.
مادری را می‌شناسم که مدام فرزند کوچکش را با القاب بی‌عرضه، تنبل و... صدا می‌زند، اما از اعضای فامیل انتظار دارد که به پسر کوچکش احترام بگذارند و شخصیت او را نادیده نگیرند.
کودک هم هاج و واج مانده که مفهوم احترام گذاشتن یعنی چه؟ وقتی که مدام موردهجوم بی‌احترامی است! وقتی سؤال می‌کند احترام گذاشتن چگونه است؟ و به چه کسی باید احترام بگذارد؟ جواب شایسته‌ای دریافت نمی‌کند؛ چون در خانواده‌ای که اعضای آن با تظاهر به دیگران می‌خواهند بگویند رفتاری محترمانه و محبت‌آمیز نسبت به یکدیگر دارند، اما این فقط ظاهر و رویه زندگی است و نه آنچه باید باشد، کودک ما چگونه می‌تواند درک صحیحی از معنای احترام داشته باشد؟!
در یک میهمانی فامیلی و یا دوستانه که همه به لطف محبت میزبان دور هم جمع شده‌اند بیش از آنکه صدای گفت‌وگو شنیده شود، صدای زنگ‌های متنوع موبایل و ارسال S.M.S و جوک برای همدیگر که فضا را اشغال کرده ، شنیده می‌شود. یک روز نوجوانی پرسید: وقتی شما جوان بودید و ما الان قصه‌اش را می‌شنویم میهمانی‌ها چگونه بود؟
واقعا تکنولوژی باعث شده آدم‌ها از همدیگر دور بشوند؟ این جواب را شنید؛ مردم در گذشته به همدیگر قلبا احترام می‌گذاشتند و از بودن با همدیگر لذت می‌بردند، الان به لطف تکنولوژی، زندگی کردن را فراموش کرده‌ایم. یادمان رفته است چگونه باید با یکدیگر رفتار کنیم. اما همه‌اش تقصیر تکنولوژی نیست. دلمان خواست زندگی‌ای را که غربی‌‌ها سال‌هاست می‌خواهند کنار بگذارند، تجربه کنیم، از همدیگر دور شویم و رفتارهایی را که سابقاً مهم وحتی قشنگ و بامعنی بود با رفتارهایی عوض کنیم که بعد با حسرت از آن یاد کنیم.
دیشب توی شیرینی فروشی، آقایی ناگهان پرسید: چرا بچه‌های ما به ما مدام بی‌احترامی می‌کنند؟ اگر در مقابل خواسته غیر منطقی‌شان مقاومت کنیم کم مانده است دست‌رویمان بلند کنند.
پسرم به من می‌گوید: به تو احترام می‌گذارم که نمی‌زنمت وگرنه حقت است! من مانده‌ام که چی حقم است؟ چرا
نسل من که حتی هنوز با بزرگان و پدر و مادرش با احترام حرف می‌زند و با احترام رفتار می‌کند باید از جوانانی که نسل فعلی هستند، مدام بی‌احترامی ببیند. شیرینی فروش می‌گفت: چون به بچه‌هایمان زیاد بها داد‌ه‌ایم


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چرا به همدیگر احترام نمی‌گذاریم؟ ، احترام چیست ، احترام گذاشتن ، اهمیت احترام ، روانشناسی احترام گذاشتن ،

راه رسیدن به آرامش بعد از طلاق

جمعه 7 بهمن 1390  10:55 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

راه رسیدن به آرامش بعد از طلاق

جدایی دردناك است و این یك حقیقت تلخ است. مگر این كه شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. از دست دادن عزیز همواره یكی از بدترین تجربه‌هاست. شخص دوست دارد در چنین شرایطی به گوشه‌ای برود و با خودش تنها باشد و تمام اینها پس از گریه كردن است.

شاید گریه كردن ساده‌ترین كاری باشد كه در چنین مواقعی می‌توان انجام داد.اما فرد نیاز به زمان دارد. زمانی برای سپری كردن و غلبه بر سختی و التیام نسبی زخم‌ها.


كارشناسان این زمان را زمان سوگواری می‌نامند. چنانچه شما نیز عزیزی را از دست داده‌اید و یا پس از مدتی كه در زندگی مشترك بوده‌اید از همسرتان جدا شده‌اید ، نیاز به این زمان سوگواری دارید. پس نخواهید آن را انكار كنید.

اما بهترین راه برای بهتر سپری كردن این دوران چیست؟

واقعیت این است كه پاسخ این پرسش بستگی دارد به این كه شما چه نوع شخصیتی دارید. برخی افراد خود را در كارشان غرق می‌كنند ، برخی دیگر در خانه می‌مانند و غصه می‌خورند. برخی دیگر نیز به افراط و تفریط در كارها می‌پردازند.

بهترین راه علاج آن چیزی است كه به جایگزین‌درمانی معروف است. به این معنی كه فقدان یا كمبود عشق و محبت را با فعالیت یا كار دوست‌داشتنی دیگر جایگزین كنید. برای مثال، با تغذیه مناسب و رفتن به سالن‌های ورزشی و انجام فعالیت‌های ورزشی به جسم و بدن خود محبت كنید. اما این كه چگونه كار را آغاز كنید به ترتیب زیر است:

با بخشش شروع كنید

جدایی و طلاق بسیار دردناك است و شاید زخم‌های زیادی از آن بر روح و روان طرفین مانده باشد ، اما بدانید قطعا شما نیز گفتار و كردار زیبا و دوست‌داشتنی در این باره نداشته‌اید. هر دو از هم رنجیده‌خاطر هستید ، اما مرور اتفاقات تلخ فقط حال تان را بدتر می‌كند.

پس سعی كنید با وجود مخالفت با برخی رفتارها بتوانید از آن ها بگذرید و خود را به دست پروردگار بسپارید. البته این كار ساده نیست، اما بهترین مجرا برای خروج و تخلیه ناراحتی و خشم به شمار می‌رود.

ورزش یعنی خروج از افسردگی‌

تیلور، یكی از استادان دانشگاه استانفورد معتقد است ورزش یكی از شیوه‌های موثر برای خروج از افسردگی است. تاثیرات مثبت ورزش بر بدن همواره مورد توجه قرار می‌گیرد اما تحقیقات مشخص كرده است افرادی كه ورزش می‌كنند با تقویت حافظه و روحیه احساس رضایت بیشتری از زندگی می‌كنند.

ورزش با كاهش استرس و افزایش احساس شادابی موجب احساس بهتر و رضایت بیشتر در افراد صرف‌نظر از وضعیت زندگی و مشكلات می‌شود.

متخصصان معتقدند ورزش مانند داروی ضدافسردگی عمل می‌كند و چنانچه روزانه 30‌‌دقیقه سریع راه بروند یا به طور منظم ورزش كنند ، پس از 10 روز تاثیر آن را در بهبود وضعیت روحی و شادابی خود خواهند دید.

از طرف دیگر، چنانچه ورزش به مدت طولانی در فعالیت‌های ثابت روزانه گنجانده شود ، موجب عملكرد بهتر مغز شده و مواد شیمیایی مسوول داشتن احساس بهتر و رضایت وارد خون می‌شود.

روابط دوستانه را گسترش دهید

به جای انزوا و دوری از جمع روابط دوستانه را گسترش دهید. به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌كند.

در روابط دوستانه مهر ورزیدن وجود دارد و همین امر برای تان بسیار مفید خواهد بود. حتی اگر در یك لحظه جز خودتان كس دیگری برای مهر ورزیدن وجود نداشت یا امكان مهرورزی را به شما نمی‌داد. بدانید افرادی كه نمی‌توانند خودشان را دوست داشته باشند ، هرگز قادر به محبت كردن به دیگران نیز نیستند. پس از خودتان شروع كنید. اما سعی كنید رفت و آمد با افراد گوناگون را نیز تجربه كنید. به این ترتیب حتی می‌بینید كه افراد خصوصیت‌ها و نقاط مثبت و منفی زیادی دارند و از این رو بخشیدن خود و دیگران نیز برای تان ساده‌تر می‌شود.
به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌كند.

به خودتان بیندیشید

با خواندن یك اثر یا مطلب آموزشی - ادبی یا علمی- فكر خود را دوست بدارید و به پرورش آن كمك كنید. با آرامش و پاك كردن فكر خود از مسائل نا خوشایند یا نشستن كنار رودخانه یا دریا به روح خود عشق بورزید و به شادابی آن كمك كنید. احتمالا منظور اصلی و جان مطلب را گرفتید. انتخاب فعالیت‌های انرژی‌زا و خشنودكننده می‌تواند موجب رضایت شما از خود به عنوان یك انسان مستقل شود و موجب شود تا بتوانید بهتر بر شرایط موجود غلبه كرده و آن را بپذیرید.می گویند در پس هر تاریكی روزنه‌ای برای نفوذ روشنایی است. فقط باید با پیدا‌كردن آن روزنه به قلبتان به روشنایی آن كمك كنید.

به این ترتیب در حدود 2 سال دیگر می‌توانید به حالا فكر كنید و از این كه بهترین كمك را به خود كردید ، احساس رضایت كنید و از اتفاقاتی كه برایتان افتاده خوشحال شوید یا می‌توانید وقت خود را صرفا با غصه خوردن سپری كنید. البته با انتخاب راه دوم وقتی در آینده به این لحظات می‌اندیشید جز تاسف و نارضایتی چیزی عایدتان نخواهد شد. حالا كدام راه را انتخاب می‌كنید؟!

ویلیام شكسپیر می‌گوید: افرادی كه حوصله ندارند چقدر ناتوان هستند. آنچه آسیب دیده بتدریج بهبود می‌یابد ، پس با خود مهربان باشید و بدانید غم‌ها به آرامش می‌رسند. پس انتخاب كنید كه رضایت و شادی می‌خواهید و به گذشته فكر نمی‌كنید. حالا فقط امكان حركت به آینده است. به خود فرصت بدهید با رعایت موارد فوق تجربه‌های تلخ را با افكار خوش پشت سر بگذارید.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: راه رسیدن به آرامش بعد از طلاق ، بعد از طلاق ، طلاق ، آرامش بعد از طلاق ،

افزایش یا کاهش عملکرد در حضور دیگران

شنبه 28 آبان 1390  02:55 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

افزایش یا کاهش عملکرد در حضور دیگران

طبق نظر نورمن تریپلت همه افراد وقتی در حضور دیگران واقع شوند افزایش عملکرد پیدا می کنند: اما آیا واقعاً چنین است ؟ پژوهش های بسیاری که بعد ها در زمینه تسهیل اجتماعی یا آسان سازی اجتماعی انجام شد از جمله پژوهش های انجام شده توسط فلوید آلپورت و زایونک ،  نظر تریپلت را تایید نکرد . همانطور که در موقعیت های یکسان و مشابه افراد واکنش ها و رفتارهای متفاوت و مختلفی از خود نشان می دهند ، در این زمینه نیز چنین بنظر می رسد . در پژوهش های نورمن تریپلت فاکتورها و عوامل بسیاری مغفول مانده است .

آیا عملکرد یک فرد برونگرا و یک فرد درونگرا در حضور دیگران افزایش می یابد یا کاهش ؟ و یا یکی افزایش و دیگری کاهش ؟ آیا می توان گفت عملکرد فردی که از سطحی از اضطراب اجتماعی رنج
می برد و یک فرد ضد اجتماعی و یک فرد نمایشی همگی در حضور دیگران افزایش می یابد؟ آیا میتوان انتظار داشت عملکرد فردی که از کمبود اعتماد به نفس و خود باوری رنج می برد و فردی که نیاز شدید به قدرت و یا توجه طلبی افراطی دارد همگی در حضور دیگران افزایش می یابد؟ آیا می توان انتظار داشت که عملکرد فرد جدی از احساس وی نسبت به چگونگی ارزیابی دیگران از رفتار و عملکردش در حضور دیگران دیگران افزایش یابد؟ پاسخ به همه سوالات فوق نمی تواند مثبت باشد. بظر می رسد احساسی که فرد نسبت به دیدگاه دیگران در مورد خودش یا عملکردش دارد و یا انتظاری که از نوع فیدبک دیگران در مورد خود دارد، یا تیپ و ویژگی های شخصیتی در افزایش یا کاهش عملکرد وی بسیار مهم است.

فردی که نیاز بالایی به قدرت یا توجه دیگران دارد در حضور دیگران احتمال افزایش عملکردش حتی اگر این عملکرد از جانب دیگران منفی تلقی شود وجود دارد. فردی که خشم سرکوب شده دارد و تا حدی از ویژگیهای ضد اجتماعی و نمایشی نیز برخوردار است احتمال بسیار بیشتری دارد که در حضور دیگران عملکردش افزایش یابد حتی اگر این عملکرد توهین و ضرب و شتم و کشتار دیگران باشد . چنین فردی است که به اصطلاح اگر ماموریت داشته باشد کلاه بیاورد، با افزایش عملکرد، سر می آورد. چنین افرادی هستند که جلوی دیدگان هزاران نفر عملکرد خشونت ورزی اشان افزایش می یابد.

بطور خلاصه می توان گفت افراد با توجه به تیپ شخصیتی که در آن قرار می گیرند و میزان نیازهای اساسی که دارند در حضور دیگران می توانند از خود افزایش عملکرد نشان دهند یا کاهش .


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تسهیل اجتماعی ، آسان سازی اجتماعی ،
  • تعداد کل صفحات:3  
  • 1  
  • 2  
  • 3