تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب موضوعات متفرقه

زبان بدن

جمعه 3 شهریور 1391  09:23 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

از دیرباز، كف دست باز نشانه‎‎ی حقیقت، صداقت، بیعت و تسلیم بوده است. بسیاری از سوگندها با قرار دادن كف دست بر روی قلب صورت می‎گیرد و زمانی كه شخصی در حال ادای شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمایان می‎كند؛ كتاب مقدس را در دست چپ می‎گیرد و كف دست راست را برای مشاهده‎ی حضار بالا می‎برد.
در برخوردهای روزمره، مردم از دو حالت اساسی كف دست استفاده می‎كنند. در حالت اول، كف دست رو به بالا می‎باشد كه علامت گدایی برای پول یا غذا است. در حالت دوم، كف دست رو به پایین قرار می‎گیرد، انگار چیزی را پایین نگه داشته یا از بالا آمدنش ممانعت می‎كند.
یكی از معتبرترین روش‎ها در تشخیص این كه شخصی صادق و شریف است یا خیر‌، مشاهده‎ی حالات كف دست است. همان طور كه یك سگ برای اظهار تسلیم و سلطه‎پذیری، گردن خود را جلو می‎آورد، انسان هم از كف دست‎هایش برای اظهار همین رفتار یا احساس استفاده می‎كند. به عنوان مثال، زمانی كه شخصی می‎خواهد كاملاً صادق و رك باشد، یك یا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمایان می‎كند و احتمالاً می‎گوید، «بگذار كاملاً رك باشم» زمانی كه شخصی رفتاری صادقانه در پیش می‎گیرد و یا شروع به گفتن حقیقت می‎كند كف دست‎هایش یا بخشی از آن‎ها را برای طرف مقابل نمایان می‎كند. همانند اكثر حركات بدن، این حركت كاملاً ناآگاهانه انجام می‎شود، و بدین ترتیب شما را متوجه صداقت شخص دیگر می‎كند. كودك هنگام دروغ‎گویی یا پنهان كردن یك چیز، كف دست‎هایش را پشت خود قایم می‎كند. هم چنین، شوهری كه می‎خواهد به همسر خود دروغ بگوید، دست‎هایش را در جیب خود می‎گذارد یا دست به سینه می‎شود و این حركت، همسر وی را متوجه كتمان حقیقت می‎كند.
اغلب به فروشنده‎ها می‎آموزند، چنان چه مشتری دلیلی برای نخریدن محصول آن‎ها ارائه می‎كند، به كف دست‎هایش نگاه كنند، زیرا دلایل معتبر فقط با كف دست‎های نمایان همراه است.

استفاده‎ی عمدی از كف دست برای فریب دادن

این سوال شاید به ذهن خواننده برسد كه «اگر كف دست‎هایم به هنگام دروغ‎گویی نمایان باشد، مردم گفته‎ی مرا باور خواهند كرد؟» پاسخ به این سوال آری و خیر است. اگر یك دروغ آشكارا با كف دست‎های نمایان همراه كنید، شاید برای شنوندگان خود ریاكار به نظر برسید، زیرا خیلی دیگر از حركاتی كه باید به هنگام صداقت نمایان باشند، وجود ندارند و حركات منفی كه هنگام دروغ‎گویی استفاده می‎شوند، با كف دست‎های باز متناقض است.
همان طور كه قبلاً ذكر شد، كلاهبردارها و دروغ‎گوهای حرفه‎‎ای كسانی هستند كه می‎توانند دروغ‎های خود را هنرمندانه با علائم غیر كلامی تكمیل كنند. هر چه استفاده‎ی كلاهبردار از رفتار غیر كلامی حاكی از صداقت به هنگام دروغ‎گویی ماهرانه‎تر باشد، حرفه‎ی او بهتر انجام می‎شود.
البته می‎توانید هنگام برقراری ارتباط با دیگران، باز كردن كف دست‎ها را تمرین نمایید و خود را محق‎تر جلوه دهید؛ از طرفی، هر قدر كه حركات كف دست‎های باز تبدیل به یك عادت شود، تمایل به دروغ‎گویی نیز كمتر می‎شود. نكته‎ی جالب این جاست كه اكثر مردم به سختی می‎توانند با كف دست‎های باز دروغ بگویند و در واقع استفاده از این حركت، شاید بر كاهش دروغ‎گویی تأثیر داشته باشد و مردم را تشویق كند كه با شما صادق باشند.

قدرت كف دست

یكی از اشارات غیر كلامی كه كمترین توجه را به خود معطوف داشته اما از بیشترین قدرت برخوردار است، توسط كف دست انسان ارائه می‎شود؛ و زمانی كه به نحو صحیح مورد استفاده قرار گیرد توشه‎ای از اقتدار برای استفاده‎كننده‎اش فراهم می‎كند و قدرت صدور فرمان سكوت به دیگران را می‎دهد.
در حركات كف دست، سه حالت اصلی وجود دارد: كف دست رو به بالا، كف دست رو به پایین و كف دست بسته با یك انگشت به حالت اشاره. تفاوت بین این سه حالت، با یك مثال مشخص می‎شود: فرض كنیم كه از شخصی درخواست می‎كنید كه جعبه‎ای را بلند كند و به نقطه‎ی دیگری در همان اتاق حمل كند. فرض را بر این می‎گذاریم كه شما از یك نوع آهنگ صدا، كلمات و حالت چهره استفاده می‎كنید و فقط حالت كف دست‎های خود را تغییر می‎دهید. حالت كف دست رو به بالا به عنوان یك حركت غیر تهدید آمیز و سلطه‎پذیر استفاده می‎شود كه یادآور التماس گدای خیابانی است. شخصی كه از او درخواست حركت دادن جعبه شده است، احساس نمی‎كند كه درخواست همراه با فشار است و در یك وضعیت معمولی مافوق یا زیر دست، از این درخواست احساس تهدیدشدگی نمی‎كند. زمانی كه كف دست برگشته و به سمت پایین است، بلافاصله اقتدار را تداعی می‎كند. شخصی كه از او چنین درخواستی شده، احساس می‎كند كه برداشتن جعبه یك فرمان است و شاید نسبت به شما احساس دشمنی بكند، كه این بستگی به نوع ارتباط شما با او دارد.
به عنوان مثال، اگر شخصی كه از او این درخواست را نموده‎اید، همكار هم تراز شما است، می‎تواند درخواست شما را كه با كف دست رو به پایین همراه بوده رد كند؛ اگر كف دست شما به سمت بالا باشد، تمایل بیشتری به پذیرفتن درخواست شما نشان می‎دهد. اگر شخصی كه این درخواست از او می‎شود، زیر دست شما باشد، این حركت قابل قبول است زیرا شما از اقتدار لازم برای استفاده از آن برخوردار می‎باشید.
استفاده از انگشت اشاره یكی از ناراحت كننده‎ترین اشاراتی است كه یك شخص می‎تواند در حین صحبت كردن به كار ببرد، به خصوص موقعی كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به این كار دارید، توجه خود را به حركات كف دست رو به پایین و بالا معطوف نمایید. به زودی در می‎یابید كه رفتار راحت‎تری توسط شما ایجاد می‎شود و اثر مثبت‎تری بر دیگران می‎گذارید.

مصاحفه (دست دادن)

مصاحفه یادگاری از زمان انسان غارنشین است. هر زمانی كه انسان‎های غارنشین با هم ملاقات می‎كردند، دست‎های خود را به هوا می‎بردند و كف دست را نمایان می‎كردند تا مشخص شود كه هیچ گونه سلاحی در دست ندارند یا پنهان نكرده‎اند. با گذشت قرن‎ها، حركت «كف دست در هوا» اصلاح شد و به كف دست روی قلب و انواع دیگر حركات تغییر یافت. نوع امروزی این رسم قدیمی برای ادای احترام،‌ قفل كردن كف دست‎ها درهم و دست دادن است كه در اغلب كشورهای انگلیسی زبان، به هنگام شروع ملاقات و نیز خاتمه‎ی آن، اجرا می‎شود. دست‎ها معمولاً بین پنج تا هفت بار حركت داده می‎شوند.

دست دادن سلطه‎پذیر و سلطه‎گر

با توجه به مطالبی كه درباره‎ی تأثیر فرمان دادن با كف دست رو به بالا و یا رو به پایین گفتیم، حال اجازه دهید اهمیت این دو حالت كف دست را به هنگام دست دادن بررسی نماییم.
فرض كنید برای اولین بار با شخصی آشنا شده‎اید و طبق رسم همیشگی برای ادای احترام با یكدیگر دست می‎دهید. با این كار یكی از سه نگرش اساسی از طریق دست دادن انتقال پیدا می‎كند كه عبارتند از سلطه‎گرانه: «این شخص سعی می‎كند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»، تسلیم آمیز: «من می‎توانم بر این شخص مسلط باشم. او طبق خواسته‎ی من عمل می‎كند»، و برابر: «من این شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهیم بود». این سه نگرش می‎تواند ناآگاهانه انتقال پیدا كند و یا تمرین و كاربری آگاهانه‎ی روش‎های دست دادن كه در زیر آمده می‎تواند یك اثر فوری بر شخص داشته باشد. اطلاعات این بخش نمایان‎گر گوشه‎ای از نتایج مطالعات مستند روش‎های كنترلی دست دادن است. نگرش سلطه‎گرانه، با برگرداندن دست، به طوری كه در هنگام دست دادن، كف دست به سمت پایین باشد انتقال پیدا می‎كند. نیازی نیست كه كف دست مستقیماً رو به زمین باشد، اما نسبت به كف دست شخص، می‎باید به سمت پایین باشد و این برای او بدین معنی خواهد بود كه شما مایلید در رابطه‎تان كنترل و سلطه داشته باشید. مطالعات انجام شده روی پنجاه و چهار مدیر ارشد موفق نشان داد كه نه تنها 42 نفر آن‎ها آغازگر دست دادن بودند، بلكه از روش سلطه‎گرانه نیز استفاده نمودند.
همان طور كه یك سگ برای نشان دادن حالت تسلیم به پشت غلت می‎خورد یا گردن خود را جلو می‎آورد، انسان از كف دستی كه رو به بالا است، برای نشان دادن تسلیم به دیگران استفاده می‎كند. این حركت به خصوص زمانی مهم است كه می‎خواهید طرف مقابل كنترل داشته باشد یا احساس كند كه بر وضعیت مسلط است.
البته، با این كه دست دادن با كف دست رو به بالا نشان‎گر تسلیم است، موقعیت‎های متعادل‎تری نیز شاید وجود داشته باشد كه باید آن‎ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال، شخصی كه از آرتروز دست رنج می‎برد، ناچار است به علت وضعیتش كمتر فشار بیاورد، لذا برگرداندن كف دست او به حالت تسلیم،‌ بسیار آسان است. افرادی كه در حرفه‎ی خود از دست‎هایشان استفاده می‎كنند، مانند جراحان و هنرمندان و نوازندگان نیز شاید در دست دادن كمتر فشار بیاورند و این فقط به خاطر مراقبت از دست‎هایشان است. اشارات و حركاتی كه پس از دست دادن دنبال می‎شوند، راهنمایی‎های بیشتری برای سنجش شخص ارائه می‎دهد ـ شخص مطیع از علائم سلطه‎پذیر استفاده می‎كند و شخص سلطه‎گر علائم پرخاشگرانه‎تری به كار می‎برد.
زمانی كه دو شخص سلطه‎گر با یكدیگر دست می‎دهند، یك مبارزه‎ی نمادین روی می‎دهد؛ در حالی كه هر یك سعی می‎كند كف دست دیگری را به حالت تسلیم برگرداند، كف دست هر دو در یك حالت عمودی قرار می‎گیرد و هر دو در یك حالت عمودی قرار می‎گیرد و هر یك حس احترام و تفاهم را به دیگری انتقال می‎دهد. این روش گرفتن دست به طور عمودی، روشی است كه یك پدر زمانی كه می‎خواهد به پسرش «دست دادن مثل یك مرد» را یاد بدهد، از آن استفاده می‎كند.
زمانی كه با یك شخص سلطه‎گر روبه‎رو می‎شوید، نه تنها مشكل می‎توان كف دست او را به حالت تسلیم برگرداند، بلكه انجام این عمل بسیار واضح است. روش ساده‎ای برای خنثی كردن دست دادن سلطه‎گرانه وجود دارد كه علاوه بر برگرداندن كنترل به سمت شما، با تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، او را ناراحت می‎كند. برای آموختن این روش «خلع سلاح» باید به تمرین جلو آوردن پای چپ خود در حالی كه دست خود را برای دست دادن جلو می‎آورید، بپردازید. سپس پای راست خود را به جلو بیاورید. و روبه‎روی او به سمت چپ حركت كنید و وارد حریم شخصی‎اش شوید. حال،‌پای چپ خود را به طرف پای راست بیاورد تا این حركت كامل شود؛ سپس با او دست بدهید.
این شیوه باعث می‎شود كه حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسلیم برگردد. هم چنین باعث می‎شود كه با ورود به حریم خصوصی او، كنترل به دست شما بیفتد. شیوه‎ی دست دادن خود را بررسی نمایید و مشخص نمایید كه هنگام دست دادن، با پای چپ به جلو می‎روید یا با پای راست. اكثر مردم راست پا هستند؛ از این رو زمانی كه با شخصی سلطه‎گر رو به رو می‎شوند، در وضعیت نامطلوبی قرار می‎گیرند زیرا انعطاف كم یا فضای اندكی برای حركت كردن در قلمرو مصافحه دارند، لذا شخص دیگر كنترل را به دست می‎گیرد. به تمرین دست دادن با جلو گذاشتن پای چپ بپردازید؛ متوجه می‎شوید كه خنثی كردن یك شخص سلطه‎گر و در دست گرفتن كنترل، نسبتاً ساده است.

چه كسی اول دست جلو می‎برد؟

با این كه دست دادن به هنگام آشنایی با شخصی برای اولین بار، عموماً یك رسم قابل قبول است، در بعضی موقعیت‎ها، شاید صحیح نباشد كه شما آغازگر دست دادن باشید. نظر به این كه دست دادن یك علامت خوش آمدگویی است، قبل از شروع دست دادن، مهم است كه چند سوال را از خود بپرسید: آیا از من استقبال می‎شود؟ آیا این شخص از ملاقات با من خوشحال است؟ فروشنده‎ها می‎آموزند كه اگر با خریداری كه بدون خبر و بدون دعوت به ملاقاتش رفته‎اند، اول دست بدهند، ممكن است پیامدی منفی به وجود بیاید، زیرا خریدار شاید مایل به استقبال از آن‎ها نباشد و بدین ترتیب مجبور به انجام كاری شود كه دوست ندارد. هم چنین، كسانی كه دچار آرتروز می‎باشند یا آن‎هایی كه دست‎هایشان ابزار حرفه‎ی آنان است، شاید اگر مجبور به دست دادن شوند، حالت تدافعی بگیرند. به فروشنده‎های كارآموز آموخته می‎شود كه در چنین موقعیت‎هایی بهتر است كه منتظر شوند تا طرف مقابل پیش دستی كند و اگر نكرد، سر خود را به علامت سلام تكان دهند.

روش‎های دست دادن

در دست دادن، فشار آوردن با كف دست به سمت پایین به طور حتم پرخاشگرانه‎ترین روش است زیرا فرصت كمی به دریافت كننده برای تعیین یك ارتباط برابر می‎دهد. این نوع دست دادن مختص اشخاص سلطه‎گر و پرخاشگری است كه همیشه آغازگر نیز هستند. محكم دست دادن با كف دست رو به پایین، دریافت كننده را مجبور می‎كند كه به یك حالت سلطه‎پذیر درآید زیرا او ناچار است در پاسخ، كف دست را رو به بالا بگیرد.
چندین روش جهت خنثی كردن «فشار با كف دست به سمت پایین» وجود دارد. شما می‎توانید از شیوه‎ی قدم به راست استفاده نمایید، اما گاهی اوقات این كار دشوار است زیرا دست شخصی كه آغاز كننده‎ی دست دادن است، اغلب سفت و كشیده است و مانع از اجرای این شیوه می‎شود. یك حركت ساده، گرفتن بالای دست طرف مقابل قبل از دست دادن با وی است. چنین شیوه‎ای، شما را تبدیل به طرف سلطه‎گر می‎كند زیرا نه تنها كنترل را به دست دارید، بلكه دست شما در وضعیت برتر و روی دست او قرار گرفته، در حالی كه كف دست شما نیز رو به پایین است. از آن جایی كه این برخورد می‎تواند برای مهاجم خجل كننده و آزار دهنده باشد، پیشنهاد می‎گردد با مراقبت و احتیاط به كار گرفته شود.
مصافحه‎ی «دستكشی» گاهی اوقات مصافحه‎ی سیاستمداران نیز نامیده می‎شود. در این نوع دست دادن،‌شخص آغاز كننده یك فرد قابل اعتماد و صادق را در ذهن شخص مقابل تداعی می‎كند، اما چنان چه این شیوه برای شخصی كه به تازگی با او آشنا شده‎اید به كار برود، تأثیر معكوس می‎گذارد و شخص مقابل (دریافت كننده‎ی مصافحه) در مورد قصد و نیت احساس تردید می‎كند. روش دست‎كشی باید فقط برای اشخاصی كه آشنایی كامل با آغاز كننده‎ی مصافحه دارند، به كار برود.
تنها تعداد معدودی از مصافحه‎ها به اندازه‎ی مصافحه‎ی «ماهی مرده» غیر قابل پذیرش هستند، به خصوص اگر دست سرد یا نوچ باشد. حس نرمی و بی‎روحی مصافحه‎ی «ماهی مرده» آن را به عنوان یك روش غیر دوستانه در سراسر جهان شناسانده و اغلب مردم آن را به افرادی كه از نظر شخصیت ضعیف هستند نسبت می‎دهند كه دلیل عمده‎ی آن برگرداندن راحت كف دست به سمت بالا است. نكته‎ی جالب این است كه بسیاری از مردمی كه از این روش استفاده می‎كنند، از عمل خودناآگاه می‎باشند،‌ بنابراین بهتر است قبل از این كه راجع به روش مورد نظر مصافحه‎ی خود در آینده تصمیم گیری نمایید، از دوستان خود راجع به روشتان در دست دادن نظر خواهی كنید.
روش «خرد كننده‎ی انگشتان» علامت انحصاری تیپ پرخاشگر است. متأسفانه، هیچ راه موثری برای بر طرف كردن آن وجود ندارد. مگر توهین كلامی یا یك حركت فیزیكی مانند كوبیدن مشت به بینی طرف!
روش «دست سفت و كشیده» نیز همانند روش فشار آوردن با كف دست رو به پایین،‌ معمولاً توسط افراد پرخاشگر استفاده می‎شود كه هدف اصلی آن حفظ فاصله و جلوگیری از ورود شما به حریم خصوصی (صمیمی) آغاز كننده‎ی مصافحه است. این روش هم چنین توسط افرادی كه در روستا بزرگ شده‎اند و از حریم خصوصی بزرگ‎تری برخوردارند، جهت حمایت از این حریم استفاده می‎شود. روستاییان البته، هنگام دست دادن به این روش معمولاً به سمت جلو خم می‎شود یا حتی روی یك پا می‎ایستند.
روش «گرفتن نوك انگشتان» مانند روش «فشاری» است؛ فقط مسئله اصلی فراموش شده است ـ شخص استفاده كننده از این روش، اشتباهاً انگشتان طرف مقابل را در دست می‎گیرد. در این روش با این كه آغاز كننده‎ی عمل دست دادن به ظاهر رفتاری علاقه‎مند نسبت به طرف مقابل دارد، اما در واقع فاقد اعتماد به نفس است. همانند روش «فشاری» هدف اصلی از گرفتن نوك انگشتان، حفظ فاصله‎ی فیزیكی مناسب و راحت است.
روش «كشیدن طرف مقابل» (دریافت كننده‎ی مصافحه) به داخل حریم خود، یكی از دو تعبیر زیر را دارد: اول، آغاز كننده دارای شخصیتی نامطمئن است كه فقط در حریم شخصی خود احساس امنیت می‎كند؛ دوم، آغاز كننده از فرهنگی برخوردار است كه حریم خصوصی (صمیمی) كوچكی دارد و بنابراین رفتار او طبیعی است.
مقصود از مصافحه‎ی دو دستی نشان دادن صداقت،‌ اعتماد یا عمق احساسات نسبت به طرف مقابل (دریافت كننده‎ی مصافحه) است. در این جا دو عامل مهم باید در نظر گرفته شود. اول، دست چپ برای منتقل ساختن احساسات اضافی كه آغاز كننده مایل است انتقال دهد، مورد استفاده قرار می‎گیرد و میزان آن وابسته به مسافتی است كه دست چپ آغاز كننده بر روی دست راست دریافت كننده به سمت بالا حركت می‎كند. به عنوان مثال، گرفتن آرنج، به معنای انتقال احساسات بیشتری نسبت به گرفتن مچ دست می‎باشد و گرفتن شانه، بیش از گرفتن بالای دست انتقال می‎دهد. دوم این كه دست چپ آغاز كننده عامل نفوذ به حریم خصوصی و یا بسیار خصوصی دریافت كننده است.
به طور كلی،‌ در دست گرفتن مچ و آرنج تنها بین دوستان نزدیك یا خویشاوندان قابل قبول است و در این موارد دست چپ آغاز كننده‎ی مصافحه فقط به حریم خصوصی (صمیمی) گیرنده‎ی مصافحه نفوذ می‎كند. در دست گرفتن شانه و بالای دست به معنای ورود به حریم بسیار خصوصی است كه حتی ممكن است شامل تماس بدنی نیز بشود. این روش‎ها می‎باید فقط در افرادی كه یك پیوند نزدیك احساسی دارند به كار رود. اگر آغاز كننده‎ی مصافحه دلیل خوبی برای مصافحه‎ی دو دستی نداشته باشد، گیرنده‎ی مصافحه بدگمان می‎شود و به نیت آغاز كننده اعتماد نمی‎كند. این امری عادی است كه سیاستمداران هنگام ملاقات با رأی دهندگان و فروشنده‎ها در ملاقات با مشتریان جدید، مصافحه‎ی دو دستی به كار ببرند بدون این كه متوجه باشند این عمل یك نوع خودكشی اجتماعی است و اثری منفی بر دریافت كننده می‎گذارد.

نویسنده: آلن پیز

مترجم: سعیده زنگنه


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: زبان بدن ، حرکت های بدن ، اهمیت دست دادن ، روش‎های دست دادن ، روانشناسی حرکات بدن ،

اعتیاد خرج کردن - از کجا بفهمیم مبتلا هستیم؟

یکشنبه 22 مرداد 1391  09:44 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

"کاری را که می دانستی چطور انجام بدهی، آنطور انجام دادی. وقتی بهتر دانستی، بهتر هم انجام دادی."

مایا آنجلو

لغت نامه "اعتیاد" را راهی برای وقف کردن و رها کردن خود به چیزی از روی عادت و میل شدید، رفتاری که عملکرد یک عمل حیاتی را خراب می کند، و پیشرفت مضر تعریف می کند. اعتیاد باعث می شود حس توازن و عقلانیت خود را از دست بدهید. در همه نوع اعتیاد، اشتیاق و میل شدید برای  لذت و خشنودی آنیبرای رسیدن به احساس لذت، قدرت، و رها شدن از مشکلاتو پافشاری بر نادیده گرفتن نشانه های رفتاری دراز مدت و خودویرانگر.


اگر دچار اعتیاد خرج کردن هستید، کنترل خرید کردن برای شما کاری دشوار است و هرچقدر هم که خرید کنید باز هم برایتان کافی نیست. فروشگاه ها و مراکز خرید یک جذابیت آهن ربایی برایتان دارند. همیشه گرانترین هدیه ها را می دهید. خریدهایتان نشان می دهد که چقدر درمورد همه برندهای و مارک های اجناس مختلف اطلاعات دارید. وقتی با دوستانتان برای غذا خوردن به رستوران می روید، این شما هستید که همیشه برای حساب کردن صورتحساب اصرار دارید، چه بتوانید از عهده آن بربیایید، چه نتوانید.

باوجود عواقب منفی که این مشکل برای شما داردمثل احساس گناه، قرض یا احساس خجالت درمورد خریدهایتانباز هم دست از اینکار برنمی دارید و خود را در مرکز خرید دیگری مشغول خریدن چیزهایی که واقعاً به آن نیاز ندارید می یابید. معمولاً درمورد اینکه چقدر خرج کرده اید دروغ می گویید (به خودتان و نزدیکانتان)، برچسب های قیمت را از روی اجناسی که خریده اید می کنید و همیشه برای راست و ریست کردن هزینه های ماهانه تان مشکل دارید.اعتیاد خرج کردن تلاشی برای خریدن "خوشبختی" استبرای مورد تحسین قرار گرفتن، احساس قدرت کردن، دور کردن احساسات مشکل دار مثل شک به خود یا ناامیدی ازخودو می توانند به خراب کردن هر چیزی که برایتان عزیز بود منجر شود.

چطور به یک رفتار معتاد می شویم؟

فرستنده های شیمیایی هستند که انتقال دهنده های عصبی یا نوراترانسمیتر نامیده می شوند و کارشان انتقال ارتباط بین مغز و سایر قسمت های بدن است. وقتی عصبی، مضطرب و نگران  هستید، جریانی از اپینفرین که تحریک کننده ترس است در بدنتان تولید می شود. وقتی اتفاقی می افتد که حس خوبی به شما می دهد (مثلاً وقتی چیزی می خرید) جریانی از نوروترانسمیترهایی که سروتونین نامیده می شوند در شما پیدا شده و احساسی خوب به شما می دهند.

اعتیاد خرج کردن رفتاری در شما ایجاد می کند که یگدفعه باید همان لحظه چیزی بخرید. پرداخت پول برای خرید یک جنس احساسی بسیار خوب به شما می دهد و  باعث می شود مقدار کافی از آن سروتونین در بدنتان تولید شود. یک خرید هیچوقت برای شما کافی نیست. می خواهید آن احساس سرخوشی را دوباره و دوباره تجربه کنید، به همین خاطر باز بیرون می روید و چیزی می خرید.

با رفتار خودتان مسموم شده اید. تنها چیزی که در دنیا برایتان مهم است این است که بتوانید به این خرج کردن هایتان ادامه دهید. چون خریدن چیزهای جدید احساس خیلی خوبی نسبت به خودتان، زندگیتان و همه چیز در شما ایجاد می کند. درست همانطور که تعریف اعتیاد می گوید، شما خودتان را وقف رفتاری کرده اید که از روی عادت و میل شدید انجام می شود و عملکردهای حیاتی را تخریب می کند.

چرا اعتیاد به خرج کردن؟

اعتیاد به خرج کردن یک نشانه یا بهتر بگوییم، یک چراغ قرمز هشدار از احساسات بسیار عمیقی در شماست که سعی در پنهان کردن آن دارید. افراط در خرید به شما کمک می کند آن احساسات مشکل ساز حداقل برای مدتی روی نشوند. هربار که سعی می کنید این رفتار اعتیادآمیز خود را کنار بگذارید، یا حسی ناخوشایند و ترس مواجه می شوید. بااینکه به خودتان قول داده اید که باید خرج کردن هایتان را کمتر کنید، اما برای از بین بردن آن حس ناخوشایند محبور می شوید باز چیز دیگری بخرید.

اما چه احساساتی است که اینقدر بد است که شما را به خودویرانگری می رساند؟ شاید از این می ترسید که به آن اندازه ای که می خواهید جذاب یا موفق به نظر نرسید. احتمال این وجود دارد که ترس شما از این ناشی می شود که فکر می کنید خودِ واقعیتان موجودی دوست داشتنی نیست. یااز این می ترسید که ظاهرتان که اینقدر برای زیباییش تلاش کرده اید، از بین برود و دیگران ببینند که پشت آن ظاهر زیبا چه در فکر شماست: اینکه شما یک فرد متظاهر و شکست خورده اید.

وقتی دچار اعتیاد خرج کردن باشید، آنچه که واقعاً می خواهید بخرید این است که مورد علاقه و توجه دیگران قرار بگیرید و اسیر آن حس شک و ناامیدی به خود نشوید. مهم نیست که چقدر پول داشته باشید چقدر موفق باشید یا چه موقعیت احتماعی داشته باشید، این درون شماست که احساس خالی بودن و پوچی می کند. وقتی پول خرج می کنید، آن دره خالی و عمیق درونتان کمی پر می شود و حتی به مدتی خیلی کوتاه احساس می کنید که در اوج دنیا هستید.

از کجا بدانید که دچار اعتیاد خرج کردن هستید؟

انکار یکی از مولفه های اعتیاد است. برای اینکه بفهمید دچار اعتیاد خرج کردن هستید یا نه  باید عادت های خرید خود را صادقانه بررسی کنید: چقدر و چند مدت یکبار خرید می کنید؟ خرید کردن های شما چه خسارتی به حساب پس اندازتان، کارتان، خانواده تان، و زندگی شخصی خودتان وارد می کند؟ و مهم تر اینکه، چه احساسات ترس یا ناامنی را می خواهید با خرید کردن بپوشانید؟

تشخیص اینکه به این اعتیاد دچار هستید اولین و بزرگترین قدم برای بهبودی است. اگر احساس می کنید که خرج کردن مشکلاتی برای شما ایجاد می کند، می توانید نزد مشاور روانشناس رفته و با او مشورت کنید. به همراه مشاور می توانید ببینید چه چیزی شما را به خرید کردن ترغیب می کند و چطور عادت های خرید شما بر کیفیت زندگیتان تاثیر می گذارد و روابط شما را با نزدیکانتان شکل می دهد و درمورد خودتان چه احساسی پیدا می کنید.

رفتاری های اعتیادآور قابل درمان هستند. اگر واقعاً می خواهید عادت خرید کردن خود را متوقف کنید، مشاوره و روانشناسی بیشتری کمک را به شما می کند و به شما یاد می دهد که چه رفتارهایی را جایگزین آن کنید و مهارت های کنار آمدن با این مشکل رانیز به شما معرفی می کند.

مردمان


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اعتیاد خرج کردن ، اعتیاد خرید کردن ، روانشناسی خرید کردن ، اعتیاد ،

دروغ گفتن دشمن سلامتی است

یکشنبه 15 مرداد 1391  07:31 ب.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

روانپزشکان در یک مطالعه جدید تاکید کردند انسان هرچه کمتر دروغ بگوید به همان اندازه از سلامتی بیشتری برخوردار خواهد بود.

متخصصان روانپزشکی در نشست سالانه انجمن روانشناسی آمریکا که در اورلاندو برگزار شد تاکید کردند به همان اندازه که خوردن میوه‌ها و سبزی‌ها و ورزش و تحرک منظم به بهبود سلامتی انسان کمک می‌کند، کنترل زبان و پرهیز از دروغگویی نیز در حفظ سلامت بدن موثر است.

  این روانپزشکان امیدوار هستند که اثبات این توصیه برای کنترل زبان و خودداری از دروغگویی بر اساس مطالعات و یافته‌های پزشکی به انسان‌ها کمک می‌کند که در آینده اهمیت بیشتری به راست‌گویی بدهند و آن را در زندگی خود به کار گیرند
.

روانپزشکان تاکید دارند: بهره مندی از سلامت جسمی و روانی در بین افرادی که از دروغ گفتن در زندگی روزمره خود تا حد زیادی پرهیز می‌کنند، به مراتب بیشتر است.

نتایج آزمایشات روی 110 داوطلب نشان داد افرادی که از گفتن دروغ های واقعی یا حتی دروغ‌های مصلحت آمیز خودداری کردند در مقایسه با گروهی که به راحتی دروغ می‌گفتند در پایان کمتر از انواع سردرد،‌ گلودرد،‌ اضطراب و سایر ناراحتی‌های جسمی و روانی شکایت داشتند.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: دروغ گفتن ، روانشناسی دروغ گفتن ، چرا دروغ ،

مهارت های ده گانه زندگی

چهارشنبه 11 مرداد 1391  11:46 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

 ارتباط مؤثر

این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 روابط بین فردی

این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

 تصمیم گیری

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 تفکر خلاق

این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

 تفکر انتقادی

تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  توانایی حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.


 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

 خودآگاهی

  • آگاهی از نقاط قوت
  • آگاهی از نقاط ضعف
  • تصویر خود واقع بینانه
  • آگاهی از حقوق و مسئولیت ها
  • توضیح ارزشها
  • انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی

  • ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر
  • ابراز وجود
  • مذاکره
  • امتناع
  • غلبه بر خجالت
  • گوش دادن

 همدلی

  • علاقه داشتن به دیگران
  • تحمل افراد مختلف
  • رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر
  • دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)
  • احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی

  • همکاری و مشارکت
  • اعتماد به گروه
  • تشخیص مرزهای بین فردی مناسب
  • دوستیابی
  • شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله

  • تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق
  • درخواست کمک
  • مصالحه (برای حل تعارض)
  • آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات
  • تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق

  • تفکر مثبت
  • یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )
  • ابراز خود
  • تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )
  • تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات

  • شناخت هیجان های خود و دیگران
  • ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار
  • مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب
  • مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری

  • تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.
  • تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها
  • تعیین اهداف واقع بینانه
  • برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود
  • آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید

 مهارتهای تفکر انتقادی

  • ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار
  • آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها
  • واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند
  • آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس

  • مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند
  • استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)
  • مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد
  • آرام ماندن در شرایط فشار
  • تنظیم وقت

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: مهارت های زندگی ، مهارت زندگی ، مهارت های ده گانه زندگی ، خودآگاهی ، همدلی ،

دزدان زمان

پنجشنبه 5 مرداد 1391  10:30 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

بسیاری از ما پس از پایان روز با نگاه مختصری که به فعالیت های روزانه خود می اندازیم مشاهده می کنیم که علیرغم گذراندن ساعت ها، کار خاصی انجام نداده ایم. اصطلاح نه چندان درستی که بنام مدیرت زمان جا افتاده به ما یاد می دهد که چگونه بهترین استفاده را از وقت و زندگی خود بعمل آوریم. چرا این اصطلاح خیلی درست نیست؟ زیرا زمان متغیری نیست که قابل مدیریت باشد بلکه این ما هستیم که باید رفتارهای روزانه خود را مدیریت کنیم. 
در هر صورت برای مدیریت بهتر فعالیت ها در طول روز باید نسبت به آنها شناخت کامل داشته باشیم، همانطور که یک مربی تیم فوتبال برای مدیریت تیم خود باید نسبت به افراد تیم و بسیاری موارد دیگر شناخت حاصل کند. یکی از قسمت هایی که باید از آن شناخت کافی داشته باشیم، مواردی است که باعث اتلاف وقت ما طی روز می شود. با شناخت از آنها می توانیم آنها را از فعالیت روزانه حذف و یا به گونه ای مدیریت کنیم که کمترین وقت را از ما بگیرند.
به مسائل زیر دقت کنید، بسیار از مدیران به آنها "دزدان زمان" می گویند : 

1- افرادی که بصورت وقفه در حین انجام کار وارد معرکه می شوند و کار شما را متوقف می کنند. 

2- جلسات غیر ضروری. 

3- کارهایی که می توانید به دیگران محول کنید ولی با کمال تعجب اینکار را نمی کنید.

4- شک و دو دلی در اتخاذ تصمیم و ایجاد یک مشغولیت ذهنی برای اینکار. 

5- تمام نکردن کارها بصورت کامل و سر و کله زدن با تعداد زیادی کار نا تمام. 

6- صحب کردن با گروه برای به تفاهم رسیدن در حالی که می توان با نمایند آن گروه به تنهایی صحبت کرد و به تفاهم رسید.

7- ادامه دادن صحبت هایی که به نتیجه خاصی منجر نمی شوند. 

8- نداشتن برنامه کاری روزانه. 

9- دخالت در کارهای فنی در حالی که آگاهی فنی لازم را ندارید.
 
10- خسته بودن و استرس داشتن. 

11- نا توانی در "نه" گفتن.

12- میز و محیط کاری شلوغ داشتن. 

شما با کمی دقت به مواردی که در بالا به آنها اشاره شد بسادگی خواهید دید که به چه سادگی می توانید نکات بالا را مدیریت کنید. اگر دقت کنید بسیاری از موارد مطرح شده، خود از جمله کلید هایی برای رفع مشکلات دیگر می باشند، بعنوان مثال تلفن برای ایجاد ارتباط سریع راه دور می باشد، ورود افراد به اتاق شما یا برگزاری جلسات عموما" برای هماهنگی انجام کارها می باشد و ... که به دلیل عدم استفاده صحیح نه تنها کمکی در حل مشکلات ما نخواهند کرد بلکه خود برای ما مشکل جدیدی خواهند آفرید. 
برخی دیگر از موارد ذکر شده به ضعف برنامه ریزی و توانایی های شخصی خودمان برمی گردد، مانند عدم توانایی "نه" گفتن، نداشتن برنامه کاری، محیط کاری شلوغ و کثیف، ناتوانی در به نتیجه رساندن بحث ها و ... که همه و همه به محدودیت توانایی ما برمی گردد. 
راه حل بسیار ساده می باشد، از یکطرف باید توانایی های خود را بشناسیم و در حد خودمان از توانایی هایمان استفاده کنیم و از طرف دیگر باید در رودربایستی را کنار بگذاریم. باید تمرین کنیم که "نه" بگویم، وارد هر کاری نشویم، اگر سرگرم انجام کار مهمی هستیم تلفن های غیر ضروری را جواب ندهیم یا افراد متفرقه را به حضور نپذیریم و .... 
مشاهده می کنید که موضوع آنقدرها هم پیچیده یا دشوار نیست و شما با کمی سعی و اراده خواهید توانست بهترین استفاده را از وقت خود بکنید. 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: دزدان زمان ، مدیرت زمان ، بهترین استفاده از وقت ، چطور از برنامه ها عقب نیوفتیم ، زمانبندی ، سر وقت بودن ،

با ذهنتان شوخی کنید

سه شنبه 20 تیر 1391  01:39 ب.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

آیا دوست دارید با ذهنتان شوخی كنید؟ اگر موافق هستید به سوالات زیر پاسخ دهید .این كار نه تنها برای روحتان مناسب است، بلكه خستگی تان را نیز بر طرف می كند . از جواب دادن به این سوالات لذت ببرید و پاسخهایتان را با جوابهای داده شده مقایسه كنید.
1. یك فروند هواپیما در مرز آمریكا و كانادا سقوط می كند . بازماندگان از سقوط را در كجا دفن می كنند؟

كانادا آمریكا هیچ كدام 

2.یك خروس در بام یك خانه كه شیب 2 طرفه دارد تخم می گذارد .این تخم از كدام طرف می افتد ؟

شمال جنوب هیچ كدام 

3.خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایلس به رنگ قرمز می باشد . او در یك آپارتمان یك طبقه كه قرمز رنگ است زندگی میكند. صندلی و میز او قرمز رنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمز رنگ هستند .كفپوش آپارتمان و فرشها نیز قرمز رنگ هستند .تلویزیون هم قرمز رنگ هستند .سریع پاسخ دهید كه پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟

قرمز آبی هیچ كدام 

4.پدر و پسری را كه در حادثه رانندگی مجروح شده بودند ، به بیمارستان می برند .پدر در راه بیمارستان فوت می كند ولی پسر را به اتاق عمل می برند .بعد از مدتی دكتر می گوید من نمی تانم این شخص را عمل كنم ، بخاطر اینكه او پسر من است .آیا به نظر شما این داستان صحت می تواند صحت داشته باشد؟

آری خیر هیچ كدام 

5.اگر چهار تخم مرغ ، آرد ، وانیل ، شكر ، نمك و بیكینگ پودر را با همدیگر مخلوط كنید آیا كیك خواهید داشت؟

آری خیر هیچ كدام 

6.آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش كنید ؟

آری خیر هیچ كدام 

7.در یك مجلس عقد مادر داماد داماد را می بوسد ، چه موقع مادر داماد شخصی را كه حلقه گل می آورد ،
می بوسد ؟

قبل از عقد بعد از عقد هیچ كدام 


8.. یك كیلو گرم آهن چند گرم سنگین تر ا ز یك كیلو گرم پنبه می باشد؟

1 گرم 100گرم هیچ كدام 

9.مردی به طرف یك پلیس كه در حال جریمه كردن اتومبیل بود میرود و التماس می كند كه پلیس جریمه نكند ، ولی آقای پلیس قبول نمی كند .به پلیس نه یكبار بلكه هشت بار بد دهنی می كند .جواب دهید كه این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

8 بار 9بار هیچ كدام 

10.اگر تمام رنگها را با هم مخلوط كنید ، آیا رنگین كمان خواهیم داشت ؟

آری خیر هیچ كدام 

11.گرگی به بالای كوه می رود تا غرش شبانه اش را آغاز كند .چه مدت طول می كشد تا به بالای كوه برسد؟

دو شب پنج شب هیچ كدام 

12.اگر به طور اتفاقی وارد كودكستان دوران كودكیتان شوید ، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود ؟ 

آری خیر هیچ كدام 

13.آیا امكان دارد یك نفر سریعتر از رودخانه می سی سی پی شنا كند ؟

آری خیر هیچ كدام 

14.آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می گیرند .بعد از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می گیرد .با این حال ، بعد از پنج سال با اینكه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است ، دوباره خانم ژانت اسمیت می شود. آیا این قضیه امكان پذیر است؟

آری خیر هیچ كدام 

15.آقای جیم كوك مشكوك به قتل است ولی وقتی كه پلیس از او سوال می كند كه در موقع قتل كجا بوده است ، آقای جیم می گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام .حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می دهد .آیا این موضوع ثابت می كندكه آقای جیم ب گناه است ؟

آری خیر هیچ كدام 

16.یك شتر مرغ تصمیم می گیرد كه به وطنش بازگردد.چه موقع باری پرواز او به جنوب مناسب است ؟

بهار پاییز هیچ كدام 

17.جمله ی بعدی صحت دارد .جمله قبلی غلط است .آیا این قضیه منطقی است؟
آری خیر هیچ كدام 

18.آیا امكان دراد كه یك اختراع قدیمی قادر باشد كه پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

آری خیر هیچ كدام 

19.اگر بخواهید یك نامه به معشوقتان بنویسید ترجیح می دهید با شكم پر یا با شكم خالی بنویسید ؟
پر خالی هیچ كدام



===========================================

نتیجه 
حال نتایج تست را مورد بررسی قرار دهید و تعداد جوابها ی صحیح را جمع بزنید .
اگر تعداد جوابهای صحیح بین 5-0 بود اشكالی ندارد.شاید اینگونه تستها نظر شما را جلب نمی كنند ، ولی به شما تبریك می گوییم كه با حوصله این تست را انجام دادید قبل از اینكه جوابهای تست را بخوانید! اگر تعداد جوابهای درست بین 10-6 بود ، نسبتاً بد نیست .اگر چه كه این نشان می دهد كه به ندرت به جزئیات توجه می كنید ولی با این حال به مسائلی توجه می كنید كه بقیه به آنها توجه نمی كنند .اگر تعداد جوابهای درست شما ین 15-11 بود، بسیار خوب است.شما به جزییات توجه می كنید و در عین حال منطق به شما اجازه می دهد كه به تصویر بزرگتری نگاه كنید .اگر تعداد جوابهای صحیح بین 19-16 بود شما جزء مردمان نادری هستید كه بیشتر اوقات به جزییات توجه می كنید و به طور منطقی فكر می كنید.شما به طور حتم یك شرلوك هولمز هستید.(شرلوك هولمز یك شخصیت داستانی است كه به طور منطقی فكر می كند و معروف است كه به جزییات هر حادثه ای خیلی توجه دارد.)

پاسخ سوالات 

1.هیچ كدام .اجساد تمام بازماندگان متلاشی شده است و جسدی برای دفن كردن باقی نمانده است!

2.هیچ كدام.خروس كه تخم نمی گذارد!

3.هیچ كدام .آپارتمان یك طبقه كه راه پله ندارد!

4.آری . اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید وای بر شما .دكتر یك خانم جراح است.یعنی این شخص مادر پسر
می باشد!

5.خیر ، شما قبل از اینكه كیك داشته باشید باید آنرا بپزید !

6.آری .بپرید و ببینید كه خانه شما چقدر می پرد!

7.هیچ كدام .مرسوم نیست كه مادر داماد شخصی را كه حلقه را می آورد ببوسد.

8. هیچ كدام .1كیلو گرم آهن با 1كیلوگرم پنبه دقیقاً برابر هستند.

9. هیچ كدام .اتومبیل به آن مرد تعلق ندارد.

10. خیر .رنگ خاكستری خواهید داشت.

11. هیچ كدام .گرگ قبلاً بالای كوه است.

12. آری ، شما فقط از كودكستان دیدن می كنید و با همین شرایطی كه الان دارید فقط وارد كودكستان شد ه اید!

13. آری ، چونكه رودخانه ها كه قادر به شنا كردن نیستند!

14.آری ژانت با یك آقای دیگر كه فامیلش اسمیت بوده است ازدواج كرده است.

15.خیر .چونكه ممكن است این سریال تكراری باشد و او قبلاً این سریال را دیده است.

16. هیچ كدام .شتر مرغ كه قادر به پرواز نیست.

17. هیچ كدام .چونكه جملات متضاد هم هستند .

18.آری .پنجره یك اختراع قدیمی است كه بوسیله آن می توان پشت دیوار را مشاهده نمود!

19.هیچ كدام .بهتر است كه یك نامه عاشقانه را با قلم و كاغذ بنویسید و با شكم نمی توان نامه نوشت!
 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: با ذهنتان شوخی کنید ، شوخی ، متلک ، شوخی کردن ، فواید شوخی ،
  • تعداد کل صفحات:6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6