تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب جرات آموزی و کم رویی

آموزش مهارت ، جرات ورزی و اعتماد به نفس به نابینا

چهارشنبه 8 شهریور 1391  03:45 ب.ظ

نوع مطلب :جرات آموزی و کم رویی ،

مقدمه

واقعیت این است که با وجود گسترش خدمات بهداشتی و درمانی بهبود وضع تغذیه و سطح زندگی جوامع هنوز تعداد زیادی از افراد جامعه دارای معلولیت هستند و با توجه به تمامی پیشرفت ها، معلولیت به عنوان یک واقعیت همچنان وجود داشته و خواهد داشت.

بیان مساله

ده سال تحصیلی افتخار خدمت و حضور در کنار دانش آموزان نابینا و نیمه بینا را داشته ام در خلال تجربیاتی که در طی سالهای آموزش به دانش آموزان با نقص بینایی داشتم، احساس مس کردم در کنار عشق و علاقه ای که این دانش آموزان به زندگی مستقل و آزاد و حضور در مدارس عادی دارند از یک مشکل جدی رنج می برند و این همان داشتن مهارت جرات ورزی و اعتماد به نفس برای برقراری ارتباط با همتایان بینای خود بود.

از آنجا که یکی از مناسب ترین انواع آموزش برای افراد با نقص بینایی ، ادامه تحصیل آنان همراه با کودکان عادی است. در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان این نوع آموزش رو به ازدیاد گذارده است. هیچکدام از گروه های استنایی غیر از معلولان این نوع آموزش برای نابینایان نمی توانند از این نوع آموزش بهره کافی ببرند.

این نوع آموزش برای نابینایان و نیمه بینایان بسیار ایده آل است و به سرعت آنان را به طریقه زندگی و مراوده عادی با جامعه نزدیک می سازد. اما متاسفانه در ایران به این امر کمتر بها داده شده، بی رغبتی به حضور در مدارس عادی و قبول انزوا و گوشه گیری در مدارس عادی از سوی این دانش آموزان مرا بر ان داشت تا دلایل را بررسی کنم. لازم به ذکر است بین علاقه و انگیزه برای حضور در مدارس عادی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مستقیم دارد. به نحوی که دانش آموزانی که داوطلبانه به مدارس عادی می روند از نظر تحصیلی پیشرفت چشمگیری دارند.

تلاش خود را آغاز کردم تا شاید بتوانم گامی هر چند کوچک در جهت پیشرفت بیشتر دانش آموزانم بردارم.  

نتیجه گیری


خوشبختانه گام هر چند کوچک و کوتاه من در مورد شاگردانم نتیجه داد، آنان بسیار شادتر از گذشته بودند، دانش آموزان تلفیقی به راحتی در برنامه های مدرسه شرکت می کردند، در کلاس حضور فعال داشتند و به راحتی خواسته های خود را مطرح می کردند از نظر تحصیلی هم بسیار پیشرفت کردند به طوریکه دانش آموز (دنیا) سال سوم راهنمایی به روابط بسیار معقول و خوبی با معلمان و دوستانش دست یافت معدل درسی اش به طور قابل ملاحظه افزایش یافت که قابل مقایسه با سال قبل نبود و مدیر خوب مدرسه اش طی مراسمی در مقابل همه دانش آموزان و معلمانش از او تقدیر و تشکر کرد و او ا الگوی خوب اخلاقی و رفتاری و درسی برای دوستانش معرفی کرد.

دانش آموز هانی و الهام هم با آگاهی وعلاقه حاضر به ادامه تحصیل در مدارس عادی شدند به امید آنکه آینده ای روشن را با افزایش تحصیلات و معلوماتشان برای خود بسازند، بقیه دانش آموزانم نیز رفتارشان بسیار رضایت بخشتر از گذشته شده بود این تغییر مثبت در رفتارشان مرا مصمم ساخت تا با توان و انرژی بیشتر به آنان در آموزش سایر مهارت های اساسی زندگی کمک کنم به امید روزی که آنان را فردی مفید و موثر برای خودشان و جامعه ببینیم.

رویا سلیمانی 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: جرات ورزی ، اعتماد به نفس ، نابینا ، مهارت های نابینا ،

می خواهم بگویم نه !

جمعه 19 خرداد 1391  02:50 ب.ظ

نوع مطلب :جرات آموزی و کم رویی ،

برای دفاع از حق خویش، پیش از هر چیز، باید حقوق خود را بشناسید و آن گاه چگونگی اِعمالش را یاد بگیرید. در هر منازعه، انسان علاوه بر روش جنگ یا گریز، می‏تواند از شیوه نیرومند گفت‏وگو استفاده کند. همه چیز به این بستگی دارد که بتواند قاطعانه صحبت کند؛ صرف آشنایی با حقوق ویژه کافی نیست و برای این منظور، آشنایی با پاره‏ای از مهارت‏های کلامی لازم است با برخی از این مهارت‏ها، بیشتر آشنا می‏شویم:

۱) پافشاری در بیان خواسته

این روش معمولاً اولین روشی است که آموزش داده می‏شود. افراد معمولاً پس از بیان درخواست خود و شنیدن «نه»، سکوت می‏کنند و تسلیم می‏شوند. باید توجه داشته باشید که طرف مقابل شما، مثل بقیه، بیش از چند «نه» در ذخیره ندارد و شما به کمی مقاومت احتیاج دارید. یکی از مهم‏ترین جنبه‏های قاطعیت در گفت‏وگو، استقامت و روی حرف خود ایستادن است. شما باید یاد بگیرید که بدون عصبانیت و بی آن که کنترل خود را از دست بدهید، روی حرف خود بمانید و استقامت به خرج دهید. بیشتر اوقات برای آن که در برخوردها و درگیری‏ها پیروز شوید، باید استقامت به خرج دهید و روی حرفتان بمانید.

شخص بی‏قاطعیت، در برابر کمترین مقاومت طرف مقابل و در برابر اولین چرا و با شنیدن نخستین استدلالی که شخص مقابل در حمایت از نظرش می‏کند، تسلیم می‏شود و میدان را خالی می‏کند. شخص بی‏قاطعیت، برای تجهیز شدن به سلاح پایداری، نباید در جواب «چراها»، به عذر و بهانه متوسل شود؛ مهم این است که چیزی را می‏خواهد و باید سرزنش‏های دیگران را فراموش کند.

به طور خلاصه، برای پیدا کردن قاطعیت کلامی، یک راه این است که بی‏توجه به گوشزدهای دیگران، موضوعی را تکرار کنیم. در این روش، بی آن که تحت تأثیر گفته سایرین قرار بگیرید، خونسرد و محترمانه روی حرف خود بایستید و نظر خود را به طرف مقابل بقبولانید. هدف، تکرار یک جمله و عبارت نیست؛ منظور این است که در هر عبارتی که انتخاب می‏کنید، درس مقاومت و پایداری یاد بگیرید.

۲) پافشاری در «نه» گفتن

پافشاری در «نه» گفتن، شکلی از پافشاری در بیان خواسته است. در این روش، فرد در برابر سماجت دیگران، برای قبولاندن یک نظر - برای مثال به فروش رساندن یک کالا یا دست‏یابی به یک وسیله - روی گفتن «نه»، پافشاری می‏کند.

البته می‏توان از کلمات دیگری استفاده کرد یا شکل رد و انکار را به گونه‏های مختلف بیان داشت؛ ولی جوهر پیام، باید عدم قبول را در برداشته باشد. برای این کار، از عباراتی نظیر علاقه‏ای به این کار ندارم، نه نمی‏توانم و...، استفاده کنید.

فرد بدون توجه به سؤال و گفته‏های دیگران، حرف خودش را می‏زند. ما عادت کرده‏ایم که به پرسش دیگران پاسخ دهیم؛ زیرا خیال می‏کنیم که وقتی کسی با ما صحبت می‏کند، باید حتما جوابی داشته باشیم و باید نسبت به هر آن چه می‏گوید، واکنشی نشان دهیم. برای رهایی از شر سلطه‏جویی، به تمرین در «نه» گفتن نیاز است.

۳) توافق

خیلی‏ها می‏پرسند که اگر طرف مقابل در برابر قاطعیت‏ها تسلیم نشد، آن گاه چه کنیم؟ جواب این است که عزت نفس، نسبت به هر چیز دیگر مقدم است. در نتیجه، اگر عزت نفس خود را در جریان اِعمال حق خود محترم شمردید و رعایتش کردید، حتی اگر بی‏درنگ به خواسته خود نرسید، احساس خوبی خواهید داشت. در این گونه مواقع، شما می‏توانید به مصالحه عملی و مؤثری برسید؛ برای مثال، می‏توانید با رعایت نظر طرف مقابل، فرصتی برای تعمیر یا تعویض کالایتان تعیین کنید؛ البته اگر این مصالحه به قیمت زیر پاگذاشتن عزت نفس باشد، توصیه نمی‏شود. در واقع، باید ببینیم در کجا باید دست به مصالحه بزنیم و از قاطعیت کلامی بپرهیزیم.

مواردی پیش می‏آید که به خرج دادن قاطعیت، عاقلانه نیست؛ یکی از آنها هنگامی است که بروز حوادث، دور از کنترل شماست. در این مواقع، قاطعیت به خرج دادن، احمقانه و چه بسا خطرناک است. در درگیری‏های حقوقی و یا در مواردی که احتمال آسیب‏های جسمی وجود دارد، باید حتی‏المقدور از موضع خود عدول یا سکوت کنید و حرفی نزنید؛ بلکه باید به گونه‏ای عمل کنید که با حفظ مصالحه، به عزت نفس شما آسیب وارد نشود.

۴) توسعه روابط اجتماعی

برای ایجاد روابط اجتماعی، توجه و گوش فرا دادن به افکار و احساسات دیگران، اهمیت اساسی دارد. مردم معمولاً به طور غیرمستقیم اطلاعات خویش را ارائه می‏دهند که می‏توان از آنها به عنوان سرنخ برای ایجاد ارتباط مناسب استفاده کرد. مهارت لازم دیگر، ارتباط مؤثر و شناساندن خود است. وقتی از تمایلات و خواسته‏های خود صحبت می‏کنید و دیدگاه‏ها و واکنش‏های خود را عیان می‏سازید، ارتباط بهتری ایجاد می‏شود. اگر تنها به گفته‏های طرف مقابل توجه کنید و از خود مایه‏ای نگذارید، چه بسا هم‏صحبت شما نیز به تدریج سکوت کند. باید نظرتان را با صراحت مطرح کنید و از احساساتتان با دیگران صحبت کنید. این بیان، هم شامل احساسات مثبت و هم منفی می‏شود. اگر مایل نیستید وسیله‏ای را در اختیار دوست خود بگذارید، صراحتا آن را بیان کنید و از احساس خود نیز بگویید؛ مثلاً بگویید: «از در اختیار گذاردن اتومبیل معذورم؛ زیرا احساس نگرانی شدیدی پیدا می‏کنم». اگر دوست در مقام نصیحت و پاسخ‏گویی، بی‏مورد بودن طرز فکر و احساستان را پیش کشید، می‏توانید خیلی ساده بگویید: «بله، شاید حق با شما باشد؛ اما به هر صورت، چیزی است که وجود دارد و احساسی است که فعلاً دارم». وقتی با دوست خود صحبت می‏کنید، تا می‏توانید در چشمان او نگاه کنید؛ زیرا نگاه نکردن، به چشم مخاطب از مهم‏ترین نشانه‏های تشویش و اضطراب است.

۵) خود را به خنگی زدن

این روش به خصوص در برخورد با انتقاد، خیلی مؤثر است. در روبه‏رو شدن قاطع با انتقاد سلطه‏جویانه، لازم نیست منکر انتقاد شوید یا موضع تدافعی بگیرید و انتقاد را با انتقاد جواب دهید. در این صورت، لازم است کارهای زیر را انجام دهید:

الف) حقیقت انتقاد دیگران را بپذیرید؛ برای مثال، دختری که مادر سخت‏گیرش یک لحظه از دخالت در کار او دست بر نمی‏دارد، می‏تواند خودش را به خنگی بزند و خیلی راحت با آن برخورد کند:

مادر: «باز که تا دیروقت بیرون بودی»؟

دختر: «درست است؛ دیشب باز هم تا دیروقت بیرون بودم».

ب) درستی احتمالی گفته‏های انتقادآمیز دیگران را بپذیریم (پذیرش اشتباه). در مورد مثال بالا، اگر مادر، دختر را صریحا به اشتباه‏کاری متهم کند، دختر باز هم می‏تواند از روش فوق استفاده کند و از معرکه نجات یابد. به مثال زیر دقت کنید:

مادر: «اگر بخواهی شب‏ها دیر به منزل بیایی، ممکن است دوباره مریض شوی».

دختر: «مادر! شاید حق با شما باشد» یا «احتمالاً درست می‏گویید» یا «قبول دارم؛ اگر تا دیروقت بیرون نمی‏ماندم، احتمالاً بیشتر می‏خوابیدم».

ج) می‏توانیم واقعیات موجود در گفته‏های منطقی را که مردم از آن برای سلطه‏جویی بر ما استفاده می‏کنند، قبول کنیم (توافق با اصول).

به طور کلی، در این روش، فرد در برابر انتقاد سلطه‏جویانه، با پذیرفتن واقعیت، پذیرفتن اصول یا پذیرفتن اشتباه روبه‏رو می‏شود. برای این منظور، می‏توان از فردی خواست تا درصدد انتقاد از پوشش، نحوه غذا خوردن، خصوصیات اخلاقی و... ما برآید و ما با همین روش با او برخورد کنیم. در واقع، در این گونه تمرینات، شما یاد می‏گیرید که دقیقا روی حرف انتقاد کننده فکر کنید و یاد می‏گیرید که شنونده خوبی باشید و به جای پیشداوری نسبت به کلمات انتقاد کننده، به آنها آن طور که هست توجه کنید.

۶) تأیید منفی

برای نشان دادن قاطعیت بیشتر در زندگی با دیگران، باید بتوانیم با انتقاد دیگران روبه‏رو شویم. گاهی ممکن است اشتباهاتی از ما سر بزند. برای برخورد درست با اشتباهاتی که می‏کنید، باید به روشی تجهیز شوید و بدانید که اشتباه، تقصیر نیست. اگر در مواجهه با اشتباه، به شیوه قاطعیت مجهز نباشید، تحت تأثیر احساس تقصیر و اضطراب از ناحیه دیگران، زیر سلطه می‏روید و یا حالت تدافعی می‏گیرد و منکر اشتباه خود می‏شوید و به اصطلاح، برای عقب نماندن، شما هم از انتقاد کننده، انتقاد می‏کنید و در هر حال، حال و روزتان از آن چه هست، بدتر می‏شود.

واکنش درست در برابر اشتباه چیست؟ خیلی ساده است؛ اشتباه، جز اشتباه، چیز دیگری نیست و باید آن را به همین شکل بپذیرید. نام این روش، «تأیید منفی» است و برای مواجهه حساب شده با اشتباه، می‏توان از آن استفاده کرد. اگر اشتباهی مرتکب شده، با عکس‏العمل خصمانه‏ای روبه‏رو شدید، خیلی ساده آن را قبول کرده، انتقاد کننده را تأیید کنید؛ مثلاً اگر کسی گفت: «خوب پیشرفت نمی‏کنی»، در پاسخ بگویید: «بله، حق با شماست؛ جدیت لازم را به خرج ندادم» (تأیید منفی).

در انتقاد به شایستگی‏ها، عادت‏ها و یا وضع ظاهرمان هم می‏توانیم با این روش مواجهه شویم. به مثال زیر دقت کنید:

انتقاد کننده: «علی! درست نیست آدمی با شخصیت تو، این طوری راه برود».

علی: «بله، خودم هم متوجه شده‏ام که بدجوری راه می‏روم» (تأیید منفی).

انتقاد کننده: «چرا موهای سرت را زیاد کوتاه کردی؟ اصلاً بهت نمی‏آید».

شما: «بله، کار مضحکی کردم؛ خودم هم خوشم نمی‏آید». (تأیید منفی).

نکته مهمی که باید متذکر شد، این است که در مسائل حقوقی و جسمانی، از این روش استفاده نکنید. اگر کسی به شما بگوید: «چرخ اتومبیل شما از روی پایم گذشت»، واکنش مناسب این نیست که بگویید: «بله، موافقم چه کار مضحکی کردم»؛ بلکه بهتر است بگویید: «بفرمایید برای معالجه پایتان چه کار می‏توانم انجام دهم».

۷) پرس‏وجوی منفی

در مواجهه با کسانی که با آنها صمیمی نیستید و روابط رسمی دارید، روش «خود را به خنگی زدن»، مفید و مناسب است؛ اما اگر شخص انتقادکننده، کسی است که با او در تماس دائم هستید، باید کاری کنید که او هم درس قاطعیت را بیاموزد و میل سلطه‏جویی‏اش کاهش یابد. برای این هدف، روش «پرس‏وجوی منفی» را توصیه می‏کنیم. در این روش نیز انتقاد، انکار نمی‏شود و شما نباید موضع تدافعی بگیرید و مقابله به مثل کنید و به جای همه این کارها، باید اطلاعات بیشتری از او بگیرید و کاری کنید که او توضیح بیشتری بدهد و انتقادش را بشکافد.

برای درک مفهوم «پرس‏وجوی منفی»، به تفاوت میان دو جمله شبیه به هم که در جواب یک انتقاد واحد داده شده، توجه کنید؛ فرض کنید همسرتان از رفتن شما به یک میهمانی، دل‏گیر است و دل‏گیری خود را بیان می‏کند. شما به دو شکل می‏توانید واکنش نشان دهید:

۱) نمی‏فهمم میهمانی رفتن من، چه اشکالی دارد؟

۲) حالا چطور شده که از میهمانی رفتن من دل‏گیر شده‏ای؟

جمله اول، واکنشی صریح و غیرتدافعی است که شما با روش «پرس‏وجوی منفی»، با همسرتان برخورد کرده‏اید و با لحنی ملایم، خواستار توضیح بیشتری هستید تا نظرش را با شما در میان بگذارد؛ اما جمله دوم، کاملاً تدافعی است و لبه تیغ حمله را متوجه همسرتان می‏کند. در شکل دوم، همسرتان، پاسخ شما را به دل می‏گیرد و آن را علیه خود تفسیر می‏کند.

در روش پرس‏وجوی منفی، شما می‏توانید هر پاسخ از طرف مقابل را با روش پرس‏وجوی منفی، بیشتر بکاوید تا به جایی برسید که علت اصلی ناراحتی و ناخرسندی فرد را بیابید. مسائلی چون سر وقت حاضر شدن، وقت اختصاص دادن، طرز لباس پوشیدن، آراستگی، نظافت، پول دادن، پول گرفتن، تقسیم کارها، قبول مسئولیت در قبال بچه‏ها و چیزهایی از این قبیل، از مسائل معمولی مورد اختلاف زوجین می‏باشند. با روش پرس‏وجوی منفی در هر یک از زمینه‏های فوق، می‏توان به درک ناراحتی‏های فرد مقابل رسید و از طریق صحبت و مذاکره، توافقی میان خواسته‏های طرفین به وجود آورد.

نکته آخری که تذکر آن لازم است، این است که در روابط متقابل و پیچیده زندگی روزمره، به منظور اعمال قاطعیت و شهامت روزافزون، آشنایی بیشتر با حقوق پایه و نیز به کار بستن مستمر روش‏های مقابله‏ای شجاعانه، لازم است. در یک رابطه زنده، این روش‏ها می‏باید با هم و با توجه به شرایط، استفاده شوند.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: دفاع از حق خویش ، پافشاری در بیان خواسته ، توسعه روابط اجتماعی ، روابط اجتماعی ، قاطعیت و شهامت ،

یادگیری جرأتمندی

یکشنبه 24 اردیبهشت 1391  01:35 ب.ظ

نوع مطلب :جرات آموزی و کم رویی ،


جراتمند بودن چیست ؟

دفاع از حقوق خود و اجازه بهره‌جوئی از این حقوق را ندادن، یك تعریف جرأتمند بودن است. جراتمندی همچنین به معنی انتقال روشن آنچه در واقع می‌خواهید ،احترام گذاردن به حقوق و احساسات خود و احترام گذاردن به حقوق و احساسات دیگران است جراتمندی  ابراز صادقانه ومناسب احساسات ،عقاید و نیازهای شخص است.جراتمندیاتخاذ موضع خود تحلیلی و سپس عمل است آنگاه نتایج ارزشمند حاصل می آید.


چگونه جراتمندی از پرخاشگری تفاوت مییابد؟

پرخاشگر بودن به معنی حمایت از خود به شیوه‌ای است كه در آن به حقوق دیگران تجاوز می‌شود. رفتار پرخاشگرانه نو‌‌عا تنبیه‌گرانه، خصمانه ،سرزنش آمیز و تحكم جویانه است. پرخاشگری می‌تواند تهدید، توهین و حتی تنبیه بدنی را شامل شود. پرخاشگری می‌تواند شامل ریشخند، عبارت طعنه آمیز، غیبت و ...."لغزش زبانی "شود.


 چه چیزی باعث می شود مردم از جراتمند بودن اجتناب ورزند ؟

اكثر مردم به دلیل ترس از ناراحتی دیگران و از دست دادن  دوستی آنها، از جراتمندی دست می‌شویند. معهذا هر چند ممكن است شما با كنار گذاردن جراتمندی ا ز ناخرسندیهای فوری و بلافصل پرهیز كنید ولی چنین كاری در درازمدت رابطه را به مخاطره می‌افكند و آنگاه احساس شما این خواهد بود كه مرتب بهره‌هایی را از دست می‌دهید.


 شما از چه میزان جراتمندی برخوردارید؟

 از خودتان سؤالات زیر را بپرسید:

آیا شما احساسات و ترجیحات خود را به روشنی به دیگران بیان می‌كنید؟

آیا شما در صورت نیاز، از دیگران كمك درخواست می‌كنید؟

آیا شما خشم و عصبانیت را به نحو مناسب ابراز می‌دارید؟

آیا وقتی گیج می‌شوید سؤال می‌پرسید؟

آیا وقتی متفاوت از دیگران فكرو احساس می‌كنید ، عقاید خود را داوطلبانه بیان می‌دارید؟

آیا شما وقتی نمی‌خواهید كاری انجام دهید می‌توانید "نه "بگوئید.

آیا شما در مجموع  به شیو ه اعتماد آمیز، با قدرت و صلابت صحبت می‌كنید ؟

آیا وقتی با مردم حرف می‌زنید به آنها نگاه می‌كنید ؟


 چهار نوع جراتمندی


جراتمندی اساسی

این نوع جراتمندی، ابراز ساده و مستقیم باورها، احساسات یاعقاید شما است.

این نوع جراتمندی معمولا از طریق عبارات ساده‌ای چون "من می خواهم " یا "من احساس می‌كنم " ابراز می‌شود .


جراتمندی قوی

این نوع جراتمندی ،انتقال حساسیتها به شخص دیگر است.این نوع جراتمندی معمولا شامل دو بخش می‌شود.

بازشناسی موقعیت یا احساسات شخص دیگر كه بدنبال آن اظهار نظری صورت می‌گیرد كه در آن شما از حقوق خاص خود حمایت می‌كنید .

"من می دانم كه شما واقعا سرتان شلوغ بوده است ولی من می‌خواهم احساس كنم كه رابطه‌ها برای شما مهم است .می‌خواهم شما به من و ما زمانی را اختصاص دهید."


جراتمند ی فزاینده

این نو ع جراتمندی زمانی به وقوع می‌پیوندد كه شخص دیگری در واكنش به جراتمندی اساسی شما شكست می‌خورد و به تجاوز علیه حقوق شما ادامه می‌دهد.  در نتیجه شما بتدریج جراتمند ی را گسترش می‌دهید و به نحو فزاینده‌ای بر رای خود محكم‌تر تاكید می‌ورزید.

در این گونه جراتمندی حتی ممكن است شما به پاره‌ای از اعمال اشاره كنید كه درصورت ادامه رفتار طرف مقابل، از شما به عنوان نتیجه بروز كند ولی اشاره به اعمال تنها پس از چند عبارت جراتمندانه اساسی و پایه ارائه می‌شود. برای مثال اگر شما تا پنج بعد از ظهر فردا كارتان را روی ماشین من تمام نكنید من مجبور می‌شوم به فلان یا بهمان دفتر تجاری زنگ بزنم .


  جراتمندی از طریق گفتار با "من " آغاز شونده

این نوع جراتمندی خصوصا برای بیان احساسات منفی مفید است .این نوع جراتمندی یك اظهار نظر سه بخشی را شامل می‌شود:

وقتی شما چنین و چنان كردید....(رفتار را توصیف كنید.)

اثرات عبارت هستند از ...(این موضوع را كه چگونه رفتار به نحو عینی و ملموس بر شما اثر می‌گذارد، توصیف كنید )

(من احساس می‌كنم كه)عبارت اول شخص مفرد را به كار ببرید: "من احساس می كنم كه "بجای " شما فلان یا بهمان هستید ."

تمركز اصلی دراظهار نظرهای با "من" آغاز شونده، روی بخش ( من احساس می‌كنم)،"من می خواهم"می‌باشد. به هنگام ابراز خشم، تمایل غالبا بر سرزنش شخص دیگر، از كوره در رفتن و اختیار هیجان را از كف دادن است .

جراتمندی از طریق گفتار با "من "آغاز شونده، می‌تواند به شما كمك كند به نحو سازنده بر خشم متمركز شوید و در ارتباط با احساسات خودتان موضع روشنی بگیرید.


یادگیری جراتمند بودن به شیو ه‌ای مثبت

  چگونه شروع كنیم:

یك نظام اعتقادی و ارزشی را قبول كنید كه به شما رخصت ابراز وجود بدهد .این گام، دشوارترین گام است. بدین معنی كه چنین نظامی است كه به شما اجازه می‌دهد خشمگین شوید، " نه " بگوئید، درخواست كمك كنید و خطا كردن را قبول كنید

 یادگیری مهارتهای جراتمندی

این مهارتها عبارتند از جراتمندی اساسی‌، جراتمندی قوی، جراتمندی فزاینده از طریق گفتار با "من)"آغاز شونده

 از بهترین مهارتهای ارتباطی خود استفاده كنید . تماس چشمی مستقیم بر قرار كنید:وضع بدنی مناسب به خود بگیرید،حالات چهره خود را مناسب با پیام انتخاب كنید ،سطح و آهنگ مناسب صدای خود را حفظ كنید،زمانی مناسبی را برای جراتمندی انتخاب كنید .

  تمرین ،تمرین ،تمرین

به صرف خواندن یك جزوه نمی توانید جراتمند بودن را یاد بگیرید . اگر امكان آن فراهم است به گروه مهارتهای جراتمندی یا گروه مهارتهای ارتباطی بپیوندید .

شما می توانید در ارتباطی كه با دوستان و اعضای خانواده خود برقرار می‌كنید این مهارتها را تمرین كنید ولی به آنها ابتدا بگوئید كه مشغول چه كاری هستید! روی كمك آنها می‌توانید حساب باز كنید، در مورد چگونگی انجام مهارتها‌، از این افراد باز خورد دریافت كنید. ارتباط صادقانه در درازمدت به روابط شما یاری می‌رساند. در آغاز سعی نكنید رفتارتان را در مورد موقعیتهای دشوار و فشار آور تغییر دهید. ابتدا در موقعیتهای كه كمترین احتمال خطر را دارد، تمرین كنید .

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: یادگیری جرأتمندی ، جرأتمندی ، چگونه باجرات باشیم ،

كمرویی چیست؟

پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391  11:45 ق.ظ

نوع مطلب :جرات آموزی و کم رویی ،


كمرویی مقوله ای است كه هرچه بیشتر بدان بپردازیم ، تنوع بیشتری را در آن مشاهده می كنیم. بنابراین قبل از آنكه حتی بتوانیم درباره ی نحوه ی مقابله با آن فكر كنیم، می باید از مضمون كمرویی شناخت بیشتری داشته باشیم. فرهنگ لغت انگلیسی آكسفورد می گوید كه اولین استفاده ی ثبت شده از این لغت در یك شعر آنگلوساكسون بوده است كه حدود هزار سال بعد از میلاد مسیح سروده شده است . در آن شعر معنی این لغت " به سهولت ترسانده شده " است. " كمروبودن " نشانگر صفت فردی است كه " به خاطر ترسویی ، احتیاط كاری و بی اطمینانی ، نزدیك شدن به او مشكل است . " فرد كمرو" هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهایی مشخص یا انجام كاری همراه آنان بیزار است. " در گفتار یا كردار خود ملاحظه كار است ، از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسو است. ممكن است فرد كمرو " كناره گیر یا بی اعتماد باشد و یا شخصیتی پرسش انگیز ، بی اعتماد و مشكوك داشته باشد." فرهنگ لغت و " بستر "  كمرویی را به عنوان " ناراحت بودن در حضور دیگران " تعریف می كند.

كمرویی  در میان دانش آموزان خردسال شایعتر از بزرگسالان است . بسیاری از بزرگسالانی كه خود را غیر كمرو می بینند با برنامه ریزی ، بر كمرویی دوران كودكی خود غلبه كرده اند ، معهذا تحقیق ما مؤكداً این باور را كه كمرویی فقط عارضه ی دوران كودكی است ، رد می كند. ممكن است این پدیده در میان كودكان آشكارتر باشد ، زیرا آنان عموماً نسبت به بزرگسالان در معرض بررسی دقیق تر روزانه اعمالشان قرار دارند. اما كمرویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگسالان ادامه می یابد.

كمرویی چگونه بر افراد تأثیر می گذارد

كمرویی پیوستار روانی گسترده ای را در بر می گیرد : می تواند از احساس عدم كفایت در حضور دیگران تا حوادث آسیب زای ناشی از اضطراب -  كه كاملاً زندگی یك فرد را ویران می كند -  را در برگیرد. به نظر می رسد كمرو بودن اسلوب ترجیحی برخی افراد در زندگی است ؛ اما برای دیگران به منزله ی محكومیت تحمیلی زندگی بدون احتمال وجود عفو می باشد.

در انتهای این پیوستار افرادی قرار دارند كه با كتاب خواندن ، فكر كردن و كاركردن با اشیاء یا حضور در طبیعت ، احساس راحتی بیشتری می كنند تا معاشرت با افراد دیگر. نویسندگان ، دانشمندان ، مخترعین ، جنگلبانان و مكتشفین احتمالاً شیوه ای از زندگی را برگزیده اند كه آنان را قادر می سازد بیشتر وقت خود را در دنیایی بگذرانند كه انسانها فقط به طور پراكنده در آن حضور دارند. آنان بسیار درون گرا هستند و همراهی با دیگران در مقایسه با نیاز آنان به تنهایی و داشتن خلوت ، جذابیت محدودی دارد.

در حقیقت امروزه افراد بسیاری جذابیت زندگی تنها در جزیره ای دور افتاده را دوباره در می یابند . اما حتی در درجاتی از این بخش كوچك از پیوستار كمرویی ، افرادی جای گرفته اند كه می توانند به آسانی هر زمان كه لازم باشد با دیگران ارتباط برقرار كنند ؛ یا افرادی كه به دلیل عدم توانایی در پیشبرد یك گفتگوی ساده ، كنش متقابل را دشوار می یابند می توانند گروهی از مردم را مخاطب قرار دهند یا یك میهمانی رسمی را در كمال آرامش برگزار كنند.


طیف میانی پیوستار كمرویی شامل بخش اعظم افراد كمرو است ،  یعنی كسانی كه در موقعیت های مشخص با افراد خاصی احساس بی كفایتی و ترس می كنند. ناراحتی آنان آنقدر شدید است كه به زندگی اجتماعی آنان آسیب وارد شده و عملكرد آنان مختل می گردد، و ابراز این مطلب كه چه فكر می كنند و دوست دارند چه كار كنند را دشوار یا غیر ممكن می سازد.

از آنجا كه منبع واحدی از كمرویی - ترس از مردم - موجب بروز واكنش های مختلف می شود ، رفتار بیرونی یك فرد همیشه شاخص قابل اطمینانی برای تعیین میزان كمرویی واقعی او به شمار نمی رود. كمرویی همیشه بر طرز رفتار ما تأثیر می گذارد اما لزوماً این تأثیر گذاری آشكار یا مستقیم نیست. در نهایت می توان گفت اگر شما فكر می كنید خجالتی هستید پس هستید ، بدون در نظر گرفتن این كه در انظار چگونه رفتار می كنید.

افرادی كه در پیوستار كمرویی در طیف میانی قرار دارند عموماً به خاطر عدم تسلط بر مهارت های اجتماعی و یا فقدان اعتماد به نفس ، كمرو هستند . برخی افراد بر مهارت های اجتماعی لازم جهت تداوم بخشیدن به حركت نرم و روان ماشین ارتباطات بشری تسلط ندارند. آنان نمی دانند كه یك گفتگو را چگونه آغاز كنند یا در كلاس درس چگونه از سخنران بخواهند كه بلندتر صحبت كند . بقیه هم برای انجام كاری كه می دانند صحیح است اطمینان لازم را ندارند.

در انتهای پیوستار كمرویی افرادی قرار دارند كه ترس آنان از افراد دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد : افراد مطلقاً كمرو. این افراد هر زمان كه برای انجام كاری در حضور مردم صدا زده می شود بینهایت می ترسند و به قدری به واسطه اضطراب پدید آمده احساس ناامیدی می كنند كه تنها راه را فرار و پنهان شدن می یابند. این پیامد حاكی از عدم صلاحیت ، كه در افراد بی نهایت كمرو پدید می آید به افراد جوان یا دانش آموزان محدود نمی گردد ، و حتی بر اثر مرور زمان نیز ناپدید نمی گردد.

در بدترین حالت ، كمرویی می تواند به روان رنجوری حاد مبدل گردد، یك بیماری ذهنی كه می تواند موجب افسردگی شده و حتی در نهایت تأثیر بسیاری در اقدام به خودكشی داشته باشد.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: كمرویی چیست؟ ، دستپاچگی ، کمرویی ، خجالت کشیدن ، خجالتی بودن ، کمرو بودن ، روانشناسی کمرویی ،