تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب شهریور 1391

نظریه های عزت نفس

سه شنبه 21 شهریور 1391  06:11 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

- نظریه مازلو:

 

مازلو در ساسله مراتب نیازها ودر سطح سوم احترام به خود یا عزت نفس را قرار می دهد که
 
مشتمل بر تمایل  به شایستگی ، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت،اطمینان ،استقلال و آزادی

است .زمانی که این  نیازها  ارضاء  شود  فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمرثمر
 
بودن و اطمینان  می کند  و چنانچه  این نیاز ها برآورده نشود  فرد احساس حقارت، درماندگی

،ضعف ودلسردی و نا امیدی می کند (مفتاح،1381 ).

 

 

 

- نظریه راجرز :

 
راجرزعزت نفس را ارزیابی  مداوم  شخص از ارزشمندی  خویشتن خود و یا  نوعی قضاوت

نسبت به ارزشمندی وجودی خود تعریف کرده است.

او معتقد است این صفت در انسا ن حا لت عمومی دارد ومحدود و زودگذر نیست ،برطبق نظر

راجرز عزت نفس در اثرنیاز به توجه مثبت دیگران بوجود می آید .نیاز به توجه مثبت دیگران

شامل بازخوردها ،برخورد گرم و محبت آمیز ،صمیمیت وپذیرش ومهربانی واز طرف محیط

به خصوص اولیاء کودک است.

 

 

- نظریه کوپر اسمیت :

 

 عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می داند که عمولا با توجه به خویشتن حفظ می شود.

کوپراسمیت چهار عامل اسنادی  را  برای  رشد عزت نفس  بیان می کند ،نخستین آن ومقدم بر

تمام عوامل  میزان احترام، پذیرش وعلاقمندی است که یک فرد دریافت می کند ،دومین عامل

تجارب و موفقیت هایمان در زندگی وسومین عامل ارزش ها وانتظاراتی است که بر مبنای آن

تجارب را موردتفسیر قرار می دهیم وچهارمین عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش

می باشد (مفتاح،1381).

 

 

 

- نظریه اریکسون :

 

به عقیده اریکسون والدینی که به کودکان خود اجازه بروز ابتکار وخلاقیت نمی دهند باعث می

شوند  که  در آن ها  احسا س گناه ، کم  ارزشی  و گوشه گیری   بوجود   آید ، این  کودکان از

ابراز وجود  می ترسند  و ضمن  اتکاء  شدید به بزرگسالان در گروه ها بصورت فعال شرکت

نمی کنند آن ها بی هدف  می شوند و یا  جرات این که به دنبال هدف بروند را نخواهند داشت .

 

 

 

- نظریه فروید :

 
فروید  معتقد  است  رفتار ،روان  یا  شخصیت  انسان همیشه  محصول  ارتباط  متقابل تعاملی

و تعارضی  نهاد ،خود و فراخود می باشد. فراخود  نمودار ارزش های  دیرین و کمال مطلوب

اجتماع است ، فراخود به سوی  کمال می گراید ونه به سوی لذت وخوشی ،به تشخیص درست

از نادرست و مطابقت  با  موازین  و اصول  اخلاقی  که در اجتماع مورد قبول هستند توجهش

معطوف است.

 

بنابراین هرگاه فرد متوجه عمل خیر شود و به آن عمل کند  احساس غرور، رضایتمندی ولذت

معنوی به او دست می دهد وچنانچه به سوی بدی گراید وبه آن عمل کند احساس حقارت وخفت

به او دست داده وخود را مستوجب ملامت و سرزنش می نماید.

فروید همچنین اعتقاد داشت که  ارضاء  یا  محرومیت  بیش از حد در هر یک از مراحل رشد

روانی جنسی ویا به عبارت دیگر تثبیت در هریک از این مراحل در عزت نفس فرد تاثیر دارد

مثلا محرومیت  بیش از حد  در مرحله دهانی رشد روانی-جنسی سبب می شود که فرد درآینده

عزت نفس پایین داشته باشد چنین فردی به دیگران وابسته بوده وبه توانایی خوداطمینان ندارد.

از طرف  دیگر ارضای دهانی بیش از حد باعث ایجاد عزت نفس  کاذب و غیر واقعی در این

افراد می شود ،چنین افرادی دچار عقده خود بزرگ بینی می باشند ،یعنی یک نظرعالی نسبت

به خود داشته و خود را بیش از حد بزرگ جلوه می دهند .

بنابراین در نظر فروید انسان  متعارف کسی است که مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت

گذرانده باشد ودر هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد.

 

 

 

- نظریه  آلبرت الیس :

 

 به اعتقاد الیس انسان تما یل به عشق ومحبت ، توجه ،مراقبت  ونیل به آرزوها دارد واز مورد

تنفر قرار گرفتن ،بی توجهی  وناکامی  دوری می جوید ،به عقیده الیس عزت نفس واعتماد به

خود بر اساس  پیشرفت ها  ودستاورد های  شخصی  در فرد بوجود  می آید  یعنی  وقتی  فرد

کارهایش را  به  خوبی انجام می دهد در نتیجه آن عزت نفس بیشتری را پیدا می کند ،حال اگر

عزت نفس  یک  شخص  در نتیجه عملکرد خوبی داشته باشد افزایش پیدا کرد در این صورت

چنان که عزت نفس خود را در نتیجه شکست از د ست بدهد رنج می برد.بدین طریق حتی اگر

فرد چنان زندگی  کند  که  کمتر با شکست مواجه شود اما همیشه  این امکان وجود دارد که در

آینده دچار شکست شود وهمراه با آن عزت نفس او نیز کاهش یابد.

الیس بر مفهوم " خویشتن پذیری غیر شرطی " صحه می گذارد ومعنی این اصطلاح این است

که:شخص خویشتن،وجود یا بودن خود را بدون الزامات یا شرایط دیگری می پذیرد.

البته الیس افراط در کسب ارزشمندی را یک فکر غیرمنطقی می دانست که منجر به اضطراب

و اختلالات  رفتاری  می گردد  ، اعتقاد  به  اینکه  لازمه  احساس  ارزشمندی  وجود  حداکثر

لیاقت، کمال و فعالیت  شدید است ،این تصور امکان پذیر نیست وتلاش و وسواس در کسب آن

فرد را به اضطراب وبیماری های روانی  مبتلا می سازد و منجر به احساس حقارت و ناتوانی

در وی می گردد.

الیس حتی برای افزایش عزت نفس راهبردها و تکنیک های ویژه ای را پیشنهاد نموده است از

جمله آن  موارد در آموزش ابراز وجود است که  یک  رویکرد  رفتاری  می باشد ودر فضای

گروهی به کار گرفته می شود و تاکید  دارد  که  به  مراجعان بیاموزد که بدون زیر پا گزاردن

حقوق دیگران از خود دفاع کنند.

رفتار ابراز آمیز شامل بیان افکار واحساسات  به  شیوه مستقیم، صادقانه ومناسب است.افرادی

که یاد گرفته اند  که وجود  خود را ابراز کنند  معمولا در مورد خودشان احساس خوبی دارند.

 

- نظریه ویلیام گلاسر :

در واقعیت درمانی گلاسر وازه شخصیت با واژه هویت تقریبا مترادف به حساب آمده است

که از دو جزء  " هویت توفیق " و " هویت شکست "  تشکیل  یافته  است ، گلاسر معتقد است

که هر  فرد  یک  تصور دارد و بدان وسیله  احساس  موفقیت یا عدم موفقیت نسبی می کند ،او

هویت را تصوری می داند  که  فرد از خودش  دارد و این  تصور ممکن است با تصوراتی که

دیگران از او دارند هماهنگ ویکسان یا با آن ها کاملا متفاوت باشد.

افراد ناموفق تنهایی و بی کسی را به شدید ترین وجه ممکن احساس می کنند ،در حل مشکلات

ومعضلات  زندگی  خود  دشواری هایی  دارند و از مواجه شدن با واقعیت ناراحت،مضطرب

واندوهگین می شوند ،در مقابل  افرادی که هویت موفق دارند یا اصلا احساس تنهایی نمی کنند

ویا آن را کمتر احساس می کنند ،بعلاوه این گروه به نحو سازنده ای با واقعیت ومشکلات خود

درگیر می شوند واحساس ارزشمندی و عشق می کنند.

بنابراین  به نظر گلاسر افراد  موفق  دو  خصیصه  دارند  یکی  اینکه  مطمئن هستند که

شخص دیگری در این دنیا آن ها را آنطوری که  هستند وبه دلیل خصوصیاتی که دارند دوست
 
دارد و  آن ها  نیز  فرد  دیگری  را در زندگی دارند که نسبت به او عشق ومحبت می ورزند .

دوم اینکه آن ها این درک واحساس را دارند که آن ها انسان های با ارزشی هستند وحداقل یک

نیروی  دیگری در این  دنیا آن ها  را با ارزش  می انگارد.از دیدگاه گلاسر ارزشمندی از راه

انجام کارهای توام با موفقیت حاصل می شود.

گلاسر در مبحث نیازها چهار نیاز روانی برای افراد قائل است که یکی از آن ها نیاز به

قدرت است  که  این نیز شامل عزت نفس،بازشناسی و رقابت می باشد که به نظر وی هنگامی

شخص می تواند حداکثر کنترل خود را بر زندگی اش داشته باشد که بین این چهار نیاز روانی

نوعی تعادل متقابل و دقیق برقرار سازد.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:سه شنبه 21 شهریور 1391 | نظرات() 

برچسب ها: نظریه های عزت نفس ، عزت نفس ، عزت نفس چیست ،

چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

سه شنبه 14 شهریور 1391  06:23 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،


چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

اعتماد به نفس (Self - esteem ) زره  و سلاح كودك در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم كردن او با مسائل و مشكلات آن است . كودكانی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این كودكان واقع گرا  و خوش بین هستد . در مقابل ، كودكانی كه اعتماد به نفس كمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشكلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناكامی آنهاست .


كودكانی كه تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشكلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افكار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا «  من نمی توانم هیچ كاری را درست انجام دهم »  شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای  جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است.

بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین كودك ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس »  در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد.
 
 "اعتماد به نفس"  چیست ؟

برای تجهیز كودكتان به ابزاری كه به تقویت اعتماد به نفس او كمك كند ، قبل از هر چیز لازم است واژه « اعتماد به نفس»  را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می كند :
«  اعتماد به نفس »  مجموعه ای از باورها و احساسات است كه ما درباره خود داریم .
 

تعریفی كه ما از خود داریم ، با همان مقدار و كیفیت  بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن 3 یا 4 سالگی شكل می گیرند . كودكان در این سن در حال كشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند كه در همان سنین شروع به شكل گرفتن و تثبیت شدن می كند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی كه یك نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس كمالی را تجربه می كند كه تكیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .

 زمانی كه كودك پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یك حس توانستن را تجربه می كند ؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی .

همچنان كه كودك تلاش می كند ، شكست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ،  بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شكل دادن افكاری در باره « خودش »  می شود.

 این همان عاملی است كه نقش كلیدی والدین را در كمك به شكل گیری سالم و درست «  ادراك از خود »  كودك نشان می دهد .

اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان تركیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . كودكی كه با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی كند ، نهایتا" ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند . كودكی كه مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممكن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود كه بین این دو ،  یک تعادل درست حاصل شود. .

علائم و نشانه های اعتماد به نفس

همچنانكه كودك رشد می كند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود  چرا كه این روند ، از طریق تجربیات و ادراكات كودك شكل می گیرد .

كودكی كه اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به كار می برد : « من احمقم » ،  « من هرگز این  كار را یاد نمی گیرم » و یا « كسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناكامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است  كسی به او كمك كند و كارش را انجام دهد . این گونه كودكان موانع و شكستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است .

كودكی كه اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال كسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینكه بگوید : « من یك كودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته  آنرا می پذیرد . در این گونه كودكان ، حس خوش بینی غالب است .

اما نقش والدین در كمك به این كودكان چیست ؟

1- بدانید چه می گویید : كودكان به كلمات و گفته های والدین بسیار حساس هستند . فرزندتان را نه فقط برای نتیجه خوب یك كار ، بلكه برای همت و تلاشش ، ستایش و تمجید كنید ، اما صادق باشید . برای مثال اگر فرزند شما نتوانست عضو تیم فوتبال شود یا بازی خوبی ارائه نداد ، از گفتن چنین عبارتی خودداری كنید : " دفعه بعد بیشتر تلاش كن تا موفق شوی » و به جای آن بگویید « تو موفق نشدی ، اما واقعا" تلاش تو در این راه قابل ستایش بود » . تلاش و به اتمام رساندن كار او را به جای نتیجه كارش مورد تشویق قراردهید.  به جای تاكید بر نتیجه كار ، تلاش و سعی او را تشویق كنید .


2 - برای او یك الگوی مثبت باشید : اگر شما فردی تند ، خشن و بدبین هستید و نسبت به توانمندیها و محدودیت های  خود واقع بین نیستید ، فرزند شما آئینه تمام نمای شما خواهد بود . اعتماد به نفس خودرا پرورش دهید تا فرزند شما یك الگوی خوب داشته باشد .
 

3 - باورهای نادرست فرزندتان را تشخیص داده و او را هدایت كنید : یك گام مهم والدین ،  شناختن باورهای غیر منطقی كودكان در باره خودشان است . این باورها در باره كمال ، جذابیت ،  توانمندیها و هر چیز دیگر كه باشد ، می تواند ریشه گرفته  ، پابرجا شود و برای كودك جایگزین حقیقت مثلا كودكی درمدرسه دانش آموز خوبی است ، اما با درس ریاضی مشكل دارد ، او ممكن است با خود بگوید : « من نمی توانم درس ریاضی را خوب یاد بگیرم ، پس یك دانش آموز بد هستم » . و این یك تعمیم غلط است كه می تواند او را مستعد شكست سازد .فرزند خود را تشویق كنید كه به موقعیت ها با دید بهتری بنگرد . یك پاسخ سودمند شاید این باشد : « تو دانش آموز خوب و كوشایی هستی و در مدرسه هم كارهایت را خوب انجام می دهی . ریاضی فقط یك درس از چندین درست  است كه نیاز به صرف وقت بیشتری دارد . ما با هم  روی آن كار می كنیم . »
 

4 - با فرزند خود راحت ، خونگرم و مهربان باشید :

عشق شما به فرزندتان اعتماد به نفس او را افزایش می دهد . او رادر آغوش بگیرید . به او بگویید مایه افتخارشماست . او را صادقانه ، با رعایت اعتدال و بدون افراط تحسین كنید . كودكان می دانند كه قلب شما چه می گوید.

5 - پسخوراند دقیق و مثبت به او بدهید :

عباراتی نظیر : « تو همیشه اینطوری آشفته میشوی » سبب می شود در كودك شما عقایدی رشد كند دال بر اینكه او بر هیجانات و خشم خود كنترلی ندارد ،  جمله بهتر می تواند این باشد : « تو ازدست برادرت خیلی عصبانی شدی ، اما کاری خوبی کردی که سر فریاد نزدی یا برادرت را  كتك نزدی :» این اعتراف همراه با تشكر ضمنی ، انتخابی را كه انجام داده ، تقویت می كند . او را تشویق كنید تا باردیگر گزینه بهتر و درست تری را انتخاب كند .
 

6 - محیط خانه را امن و محل پرورش و آرامش او قراردهید : كودكی كه احساس امنیت نمی كند یا نسبت  به او بدرفتاری می شود ، بی اندازه دچار عدم اعتماد به نفس خواهدشد . كودكی كه در محیط پر از بحث و جدل و نزاع مكرر والدین قراردارد ، كودكی افسرده و منزوی می شود. همیشه به خاطر داشته باشید كه از كودك خودحمایت كنید و به او احترام بگذارید. محیط خانه خود را برای اعضای خانواده پناهگاه امنی قراردهید . مراقب بد رفتاری دیگران با او ، مسائل مدرسه ، مشكلات و درگیری های او با همسالانش ودیگر عواملی كه بالقوه می تواند به اعتماد به نفس او خلل وارد كند ، باشید .
 

7 - به فرزندتان كمك كنید كه تا در تجربیات سازنده شركت كند :  فعالیتهایی را تشویق كنیدكه همكاری و تعاون در آن باشد و حس اعتماد به نفس را پرورش دهد نه فعالیت هایی كه حس چشم و همچشمی و رقابت ناسالم را در به وجود آورد . برای مثال فعالیت هایی كه در آن بزرگترها  به كوچكترها كمك می كنند تاخواندن چیزی را یاد بگیرند که می تواند برای هردوی آنها جذاب باشد .


منبع : تبیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟ ، اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس کودکان ، روانشناسی کودک و نوجوان ، اعتماد به نفس ، کودک و نوجوان ، خانواده و کودک ،

آموزش مهارت ، جرات ورزی و اعتماد به نفس به نابینا

چهارشنبه 8 شهریور 1391  03:45 ب.ظ

نوع مطلب :جرات آموزی و کم رویی ،

مقدمه

واقعیت این است که با وجود گسترش خدمات بهداشتی و درمانی بهبود وضع تغذیه و سطح زندگی جوامع هنوز تعداد زیادی از افراد جامعه دارای معلولیت هستند و با توجه به تمامی پیشرفت ها، معلولیت به عنوان یک واقعیت همچنان وجود داشته و خواهد داشت.

بیان مساله

ده سال تحصیلی افتخار خدمت و حضور در کنار دانش آموزان نابینا و نیمه بینا را داشته ام در خلال تجربیاتی که در طی سالهای آموزش به دانش آموزان با نقص بینایی داشتم، احساس مس کردم در کنار عشق و علاقه ای که این دانش آموزان به زندگی مستقل و آزاد و حضور در مدارس عادی دارند از یک مشکل جدی رنج می برند و این همان داشتن مهارت جرات ورزی و اعتماد به نفس برای برقراری ارتباط با همتایان بینای خود بود.

از آنجا که یکی از مناسب ترین انواع آموزش برای افراد با نقص بینایی ، ادامه تحصیل آنان همراه با کودکان عادی است. در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان این نوع آموزش رو به ازدیاد گذارده است. هیچکدام از گروه های استنایی غیر از معلولان این نوع آموزش برای نابینایان نمی توانند از این نوع آموزش بهره کافی ببرند.

این نوع آموزش برای نابینایان و نیمه بینایان بسیار ایده آل است و به سرعت آنان را به طریقه زندگی و مراوده عادی با جامعه نزدیک می سازد. اما متاسفانه در ایران به این امر کمتر بها داده شده، بی رغبتی به حضور در مدارس عادی و قبول انزوا و گوشه گیری در مدارس عادی از سوی این دانش آموزان مرا بر ان داشت تا دلایل را بررسی کنم. لازم به ذکر است بین علاقه و انگیزه برای حضور در مدارس عادی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مستقیم دارد. به نحوی که دانش آموزانی که داوطلبانه به مدارس عادی می روند از نظر تحصیلی پیشرفت چشمگیری دارند.

تلاش خود را آغاز کردم تا شاید بتوانم گامی هر چند کوچک در جهت پیشرفت بیشتر دانش آموزانم بردارم.  

نتیجه گیری


خوشبختانه گام هر چند کوچک و کوتاه من در مورد شاگردانم نتیجه داد، آنان بسیار شادتر از گذشته بودند، دانش آموزان تلفیقی به راحتی در برنامه های مدرسه شرکت می کردند، در کلاس حضور فعال داشتند و به راحتی خواسته های خود را مطرح می کردند از نظر تحصیلی هم بسیار پیشرفت کردند به طوریکه دانش آموز (دنیا) سال سوم راهنمایی به روابط بسیار معقول و خوبی با معلمان و دوستانش دست یافت معدل درسی اش به طور قابل ملاحظه افزایش یافت که قابل مقایسه با سال قبل نبود و مدیر خوب مدرسه اش طی مراسمی در مقابل همه دانش آموزان و معلمانش از او تقدیر و تشکر کرد و او ا الگوی خوب اخلاقی و رفتاری و درسی برای دوستانش معرفی کرد.

دانش آموز هانی و الهام هم با آگاهی وعلاقه حاضر به ادامه تحصیل در مدارس عادی شدند به امید آنکه آینده ای روشن را با افزایش تحصیلات و معلوماتشان برای خود بسازند، بقیه دانش آموزانم نیز رفتارشان بسیار رضایت بخشتر از گذشته شده بود این تغییر مثبت در رفتارشان مرا مصمم ساخت تا با توان و انرژی بیشتر به آنان در آموزش سایر مهارت های اساسی زندگی کمک کنم به امید روزی که آنان را فردی مفید و موثر برای خودشان و جامعه ببینیم.

رویا سلیمانی 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: جرات ورزی ، اعتماد به نفس ، نابینا ، مهارت های نابینا ،

کسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس در پنج گام آسان

چهارشنبه 8 شهریور 1391  12:42 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

همه ما می‌خواهیم كه اعتمادبه‌نفس بیشتر و احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم در این صورت می‌توانیم به بهترین نحو زندگی كنیم. در اینجا راه‌هایی برای كسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس معرفی شده است:

۱) كاری انجام دهید كه مستلزم تصمیم‌گیری و به سامان رساندن آن باشد.


 

آیا تاكنون نوشتن نامه به یكی از بستگان نزدیك خود (مثلا‌ خاله یا عمه) را به تعویق انداخته‌اید؟ آیا دوستی هست كه می‌خواستید با او تماس بگیرید؟ ماشین را بشویید، باغ را مرتب یا خانه را تمیز كنید. شما با انتخاب هدف‌های خود (هر چند كوچك) و دنبال كردن آنها اعتماد به نفس به دست می‌آورید.

۲) از خوب انجام دادن كارهایتان لذت ببرید.

آیا هیچ سرگرمی‌یا ورزشی هست كه از انجام آن لذت ببرید؟ چیزهایی مانند شنا، نقاشی یا نوشتن می‌توانند توجه شما را جلب كرده و ذهن شما را مشغول كنند. زمانی كه ذهن شما مشغول است چیزهایی دیگر را فراموش می‌كنید.سپس احساس می‌كنید كه ماهر و توانا شده‌اید. این روش شیوه بسیار خوبی برای بالا‌ بردن عزت نفس است. اگر از هیچ سرگرمی‌یا تفریح خاصی لذت نمی‌برید، تلا‌ش كنید تا چیزی را امتحان كنید كه همواره دوست داشته‌اید.خودتان را در حال انجام آن كار مجسم كنید و سپس امتحان كنید؟ نیازی نیست كه حتما كار بزرگی باشد و می‌تواند به سادگی پیوستن به گروهی برای پیاده‌روی باشد.

متوجه خواهید شد كه اگر حداقل هفته‌ای یك بار كاری انجام دهید كه ذهن شما را مشغول كند، حواس جمع‌تر و شادتر هستید.

۳) مركز توجه خود را تغییر دهید.

اثبات شده است كه در افرادی كه توجه زیادی به خود می‌كنند عزت نفس پایین است. شما می‌توانید از طریق انجام كاری كه به شخص یا حتی چیز دیگری توجه می‌كند، اعتماد به نفس كسب كنید.

متوجه خواهید شد كه در هنگام ملا‌قات افراد جدید، با توجه كردن به شخص مقابل فورا اضطراب شما كاهش می‌یابد.

در پایان روز شما با دیگران ارتباط برقرار كرده‌اید و سبك‌تر شده‌اید.

۴) قبلا‌ استراحت كنید!

یادگیری روش‌های آرام بخش باعث بهتر شدن كیفیت زندگی می‌شود. افراد آرام‌تر مشكلا‌ت كمتری با حافظه خود دارند و احتمالا‌ ناهمواری‌های زندگی را راحت می‌پذیرند.

۵) از هر كاری كه به اتمام رسانیده‌اید فهرستی تهیه كنید.

هدف‌های كوتاه‌مدت برای خود انتخاب كنید. چیزهایی كه می‌توانید در فهرست خود قرار دهید عبارتند از: قبول شدن در امتحان رانندگی و گرفتن گواهینامه، گل زدن در هنگام بازی مثلا هاكی روی یخ، پس‌انداز كردن پول كافی برای سفر و غیره.

این‌ها فقط چندین طرح است كه شما می‌توانید برای كسب اعتمادبه‌نفس و افزایش عزت نفس از آنها استفاده كنید. این طرح‌ها را به عنوان نكات اساسی در نظر بگیرید و این كارها را دائما در زندگی خود اضافه كنید.

به یاد داشته باشید كه مردم با عزت نفس بالا‌ به دنیا نیامده‌اند و اغلب آن را تقویت كرده‌اند. عزت‌نفس ناشی از طرز تفكر شما و انجام كارهای روزمره‌ای است كه به شما احساس خوبی می‌دهند.

نویسنده: پیتر مورفی
ترجمه: لیلا‌ عسكری

روزنامه حیات نو

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: کسب اعتماد به نفس ، افزایش عزت نفس ، عزت نفس ، اعتماد به نفس ، موضوعات روانشناسی ،

عزت نفس داشته باشید

سه شنبه 7 شهریور 1391  03:09 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

کمبود عزت نفس یعنی توانائی‌های خود را ناچیز انگاشتن، برخورد تحقیرآمیز با خود و داشتن تصویر ذهنی منفی نسبت به خویشتن. کسانی‌که از خود بیزار هستند به‌ندرت می‌توانند روابط سالمی با دیگران برقرار کنند و ارتباط موفقی با آنها داشته باشند آنها از بودن با دیگران برقرار کنند و ارتباط موفقی با آنها داشته باشند آنها از بودن با دیگران احساس ناراحتی می‌کنند به‌خصوص وقتی‌که در یک گروه به خود نگاه می‌کنند این حس در ایشان تشدید می‌شود. از آنجائی که این افراد دید بدی نسبت به خود دارند. از ترس قرار گرفتن در معرض دیگران، عزلت اختیار می‌کنند. با ادامه این روند گرایش‌هائی در فرد شکل می‌گیرد که متناقض با علایق شخصی او است.

افرادی که دچار کمبود عزت نفس هستند، زندگی غیرمفرح و پیش پا افتاده‌ای دارند چرا که سعی دارند طوری زندگی کنند که از ترس‌ها و هیجانات به دور باشند و به همین جهت بسیاری از فرصت‌های موجود برای نیل به موفقیت و رضایت‌ خاطر در زندگی را از دست می‌دهند. تصمیمات آنها بیشتر بر مبنای حفاظت از خود و راضی نگاه داشتن دیگران است و این فرآیندی است که بدبختی‌های بیشتری برای آنها به ارمغان می‌آورد.

اگر از مبتلایان به این عارضه هستید ناامید نشوید. پیشنهادهای زیر می‌تواند کارگشا باشد:


 

۱) اعمال و رفتار خود را به دقت تحت نظر بگیرید تا متوجه شوید چه چیزی شما را برمی‌انگیزد.

اگر دچار وسواس برای جلب رضایت و تصدیق دیگران هستید و خود را تحت کنترل نیروهای خارجی قرار داده‌اید، اگر بیش از حد نسبت به نظرات دیگران و اینکه در مورد شما چه فکری می‌کنند حساس شده‌اید، اگر خیال می‌کنید هر جا می‌روید همه دارند شما را نگاه می‌کنند و وقتی در جمعی حضور ندارید همه پشت سر شما حرف می‌زنند و اگر خنده‌های دیگران را به این حساب می‌گذارید که دارند شما را دست می‌اندازند و به شما می‌خندند، زمان آن فرا رسیده که این‌ طرز تفکر غیرمنطقی را در بوته آزمایش قرار دهید و تلاشی جدی را برای در اختیار گرفتن زندگیتان آغاز نمائید. شروع به انجام کارهائی کنید که دوست دارید، تصمیمات مستقلی بگیرید که به‌نظرتان درست و در راستای علایقتان هستند. اگر لازم بود همیشه می‌توان نظر یا کمک دیگران و یا حتی تصدیق آنها را جویا شد ولی شما باید یاد بگیرید خودتان باشید و بتوانید تصمیماتی بگیرید که با شرایطتان سنخیت داشته باشد.


۲) قدر خودتان را بدانید.

احتمالاً سالیان سال آنچنان خود را دست کم گرفته‌اید که ارزش حقیقی خود را به‌عنوان عضو مهمی از خانواده، گروه یا مؤسسه‌ای که به آن تعلق دارید فراموش کرده‌اید. امروز نگاه تازه‌ای به خود بیندازید تا متوجه شوید چه چیزی شما را در این دنیا منحصربه‌فرد ساخته است. به این فکر کنید که از چه راه‌هائی در موفقیت، آسایش و نشاط دیگران مؤثر بوده‌اید. ممکن است یک خانم خانه‌دار ساده باشید و یا شغلی پیش پا افتاده داشته باشید ولی اینها نباید روی ارزشگذاری فردی شما اثر سوء داشته باشد زیرا اگر خوب دقت کنید، دارید روی زندگی دیگران تأثیر باارزشی می‌گذارید. درک این مسئله اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد زیرا انسان‌های خود کم‌بین، خود را مسئول شکست‌ها و ناکامی‌هایشان می‌دانند در صورتی‌که موفقیت‌هایشان را به دیگران و یا خوش‌شانسی در یک سری جریانات نسبت می‌دهند و حتی اگر به موفقیت بزرگی نیز دست پیدا کنند از موفقیتشان آن‌طور که باید و شاید لذت نمی‌برند چون فکر می‌کنند در واقع لیاقت آن موفقیت را نداشته‌اند.


۳) بدون قید و شرط خود را ببخشید.

اگر گذشته‌تان برایتان آزاردهنده است و اگر احساس گناه راحتتان نمی‌گذارد، لازم است خودتان را ببخشید و تنها راهش این است که خود را بدون قید و شرط دوست داشته باشید، خود را همان‌قدر که عزیزترین فرد زندگیتان را دوست دارید، دوست بدارید. به درون خود ارتباط برقرار کنید و بگذارید تمام احساسات خوب از آنجا به ضمیر ناخودآگاهتان جریان پیدا کند. اگر خود را بی‌قید و شرط دوست بدارید، اگر از صمیم قلب خود را قبول کنید و اگر قضاوت نابه‌جا در مورد خود را کنار بگذارید دیگر احساس ناراحتی نخواهی کرد. رمز و راز کار در این است که باید نگاه منفی، نق زدن‌ها، تریدها و قضاوت‌ها و انتقادات بی‌اساس در مورد خود را کنار بگذارید. اگر توانستید این‌کار را انجام دهید، قادر به پذیرش خود و کنار آمدن با گذشته و حال خود خواهید شد و به این ترتیب نقاط ضعف و قوت خود را بخشی از روند تکاملی خود به حساب می‌آورید و خود را از شر حس وابستگی که شما را ملزم به جلب تصدیق و تعریف دیگران می‌کند، رهائی می‌بخشید و از این پس تصمیمات را براساس قضاوت خود اتخاذ می‌کنید و مسئولیت تمامی اعمال و رفتار خود را پذیرا می‌شوید.


۴) با ترس‌های خود کنار بیائید.

اغلب اوقات ترس و اضطراب مانند خوره به جان آدم می‌افتند و مانع اتخاذ تصمیمات صحیح و عقلانی می‌شوند. اگر نگاه دقیقی به شرایط خود بیندازید خواهید دید بیشتر ترس‌هایتان خیالی هستندودر مورد آنها اغراق کرده‌اید. با سلاح دلیل و منطق به چنگ ترس‌هی نامعقول خود بروید آنها را با واقعیت‌های امروز یعنی همین روزی که در آن به سر می‌پرید محک بزنید. آنها را با حقایق و شهود به چالش بکشید تا بتوانید به‌تدریج بر عقاید غیرمنطقی که اینگونه ترس‌ها را تغذیه می‌کنند و آنها را زنده نگاه می‌دارند، غالب شوید. حق با شماست! کار آسانی نیست اما اگر مصمم و در پناه دلیل و منطق باشید، دغدغه‌های واقعی زندگی را از ترس‌های بی‌پایه تمیز خواهید داد و شیوه مؤثرتری برای برخورد با آنها اتخاذ خواهید کرد.


۵) آنچه را که از آن واهمه دارید انجام دهید.

لیستی از کارهائی را که به خاطر ترس از شکست یا اظهارنظرهای دیگران، در انجامشان تعلل می‌کرده‌اید تهیه کنید. از آن کارهائی که پیش از همه از انجامش می‌ترسیده‌اید شروع نمائید و برای خود دلیل بیاورید که چرا می‌توانید انجامش دهید به یاد داشته باشید مادامی که عملتان منافاتی با قانون نداشته باشد، حقوق دیگران را پایمان نکند و به خودتان با دیگران لطمه جسمی یا روانی وارد نکند، دلیلی وجود ندارد بخواهید مانع تحقق آن شوید.


۶) یاد بگیرید چگونه باید با شکست کنار آمد.

اینکه بخشی از تلاش‌های آدمی با شکست مواجه شود امری است کاملاً طبیعی. زمانی که در حال انجام کاری هستیم به‌ندرت در وهله نخست موفق می‌شویم. شکست یادآوری‌کننده این مطلب است که به‌عنوان یک انسان جز در سایه اراده راستین، استقامت و میل به یادگیری به موفقیت حقیقی دست بیازیم. شکست پل پیروزی است. راه موفقیت، از گذرگاه آزمایش و تجربه می‌گذرد و اگر شکستی وجود نداشت واژه "تجربه" بی‌معنا می‌نمود. شکست را به‌عنوان یک ابزار آموزشی بپذیرید و آن را گزاره‌ای علیه روش‌ها و راهکارهای عملی‌تان بدانید و نه علیه خود و توانائی‌هایتان.


۷) انتقادپذیر باشید.

گفته‌ها و نظرات دیگران در مورد خودتان را فرصتی برای شناخت و ارتقاء خود بدانید. دیگران تنها قسمت‌های کوچکی از شخصیت شما را می‌بینند که شما در معرض دید آنها قرار می‌دهید. بخش عمده‌ای از شخصیت شما برای عموم نامعلوم است. حتی خودتان نیز از برخی ابعاد وجودیتان بی‌خبر هستید چرا که قسمت قابل توجهی از شخصیت شما در ضمیر ناخودآگاهتان واقع شده است که برای قسمت خودآگاه وجودتان ناشناخته است. با توجه به اینکه از برخی جهات برای خود و دیگران یک راز هستید، اطلاعاتی را که از دیگران در مورد خود کسب می‌کنید، برای بسط آگاهی و درک هر چه بیشتر از خود به کار ببندید.


۸) تمرین جسارت کنید.

یاد بگیرید از نظرات، عقاید و اعمال خود دفاع کنید. می‌توانید از ارزش‌ها و علایق خود سخن برانید و پاسدار حقوق خود نیز باشید بدون آنکه پرخاشگر و گستاخ جلوه کنید. جسارت خود را به‌کار بیندازید تا از خودخواهی‌ها و خودحوری‌های دیگران در امان بمانید. اگر قرار است با کسی مذاکره داشته باشید به‌جای ترس و اضطراب ذهن خود را روی وضعیت منصفانه برد - برد متمرکز کنید. اگر لازم شد آمادگی آن را داشته باشید که مذاکرات را تا نیل به اهداف موردنظرتان به درازا بکشانید.


۹) خود را با جملات مثبت تشویق کنید.

در خلال روز گاه و بیگاه از جملات مثبت تأکیدی استفاده کنید تا به خود یادآوری کرده باشید قصد دارید به چه اهدافی دست پیدا کنید و دوست دارید چطور آدمی باشید. به یاد داشته باشید که شما همانی خواهید شد که همواره فکرش را می‌کنید و با تغییر افکار و عقاید می‌توان زندگی را برای همیشه متحول کرد. بهترین هدیه‌ای که می‌توانید در طول روز به خود بدهید یک نگرش مثبت روانی است که روحیه شما را قتویت کرده و دستاوردهای بیشتری با خود به همراه می‌آورد.


۱۰) تنها با مثبت‌اندیشی مقایسه کنید.

از مقایسه برای تعیین جایگاه خود در میدان مسابقه بهره ببرید اما در استفاده از آن عاقلانه رفتار کنید. تفاوت‌های موجود در شرایط و موقعیت‌ها را در نظر بگیرید. اگر در شرایط برابر، دیگران از شما جلوتر هستند دلیل بر بی‌کفایتی شما نیست این تنها بدین معنا است که شما باید برای رسیدن به آنها تلاش بیشتری به خرج دهید. مشکل را ریشه‌یابی و برایش راه‌حل مناسب پیدا کنید. اگر لازم بود از کسانی‌که بهتر از شما عمل می‌کنند راهنمائی و مشاوره بخواهید. آنها را در مسیر پیشرفت و ترقی همراه خود سازید و از بینش و دانش آنها بهره ببرید.


۱۱) تجسم‌سازی کنید.
 از تصور، تجسم و قدرت ناخودآگاه ذهن برای تغییر نگرش و رفتار خود استفاده کنید. موقعیت‌هائی را مجسم کنید که ناراحتتان می‌کنند، موقعیت‌های تحقیرکننده یا شرایطی که بدترین ترس‌ها را به جانتان می‌اندازند. سپس تصور کنید چگونه باید با آنها در زندگی حقیقی کنار آمد. اگر بتوانید با موفقیت تمرین تجسم‌سازی را انجام دهید، برخورد با شرابط مشابه در زندگی واقعی به مراتب آسان‌تر خواهد شد.


۱۲) آنچه را بیشتر دوست دارید انجام دهید.

دنبال رؤیاهایتان باشید، اهدافتان را بازنگری کنید تا ببینید آیا متأثر از ترس‌ها و کمبود اعتمادبه‌نفس هستند یا خیر. احتمال دارد برخی اهداف و یا حتی شغلی خاص را براساس تفکرات و تصورات نامعقول و یا برای جلب‌نظر دیگران انتخاب کرده باشید. در انتخاب‌ها به دنبال رضایت قلبی واقعی خود باشید.


۱۳) برخورد مثبت یا خشم را فرا بگیرید.

افرادی که دارای عزت‌نفس کم هستند دوست دارند رفتارهایشان خوشایند دیگران باشد و چه‌بسا در این میان بسیاری از هیجانات خود از قبیل خشم را فرو می‌خورند. این عمل ممکن است در کوتاه‌مدت نتیجه موردنظر شخص را تأمین کند ولی در درازمدت به خودی خود ناراحتی‌ها و ناکامی‌های بیشتری به بار می‌آورد. عصبانیت از هیجانات فطری بشر است و یقیناً اگر به‌صورت کنترل‌نشده و مداوم ابراز شود مضر خواهد بود لیکن فرو خوردن آن نیز به همان میزان اشتباه و مضر است. بهترین راه ممکن خارج کردن خشم از وجودتان بدون آسیب وارد کردن به خودتان یا دیگران است.


۱۴) به سلامت جسمانی خود بهاء بدهید.

اگر از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردار بوده و بدن روی فرم و آماده‌ای داشته باشید، این امر به شما کمک می‌کند نگرش مثبتی نسبت به خود پیدا کنید ضمن اینکه فعالیت‌های ورزشی که در این راستا انجام می‌دهید نیز موجب نشاط روحی‌تان می‌شود. اگر تاکنون به ظاهر خود اهمیت نمی‌دادید پیشنهاد می‌شود در نحوه لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت خود هم تجدیدنظر کنید و اثرات این آراستگی را با چشمان خود مشاهده کنید.

ممکن است حتی پس از اعمال بسیاری از این موارد نیز آنچنان که باید و شاید احساس رضایت نکنید، توجه داشته باشید که خاطرات تلنبار شده در ذهنتان همچنان آزاردهنده هستند و نمی‌توان توقع داشت این خاطرات و احساساتی که از یادآوریشان (ولو به‌صورت ناخودآگاه) بروز می‌کنند به یک باره از بایگانی مغزتان رخت بربندند. سعی کنید در موقعیت‌هائی که قرار می‌گیرید به ناکامی‌های گذشته رجوع نکنید و با توجه به مواردی که مطرح کردیم از موقعیت پیش آمده برای خود موفقیت بسازید. به خودتان فرصت بدهید مطمئن باشید اندک اندک خاطره دستاوردهای اخیرتان روی تجربیات تلخ گذشته را می‌پوشاند و زندگی جدیدی را برایتان رقم می‌زند.

حمیدرضا بهلولی

مقالات ارسالی به آفتاب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عزت نفس ، داشتن عزت نفس ، اعتماد به نفس ، کمبود عزت نفس ، تصویر ذهنی منفی ،

آیا اعتماد به نفس ارثی است ؟!

دوشنبه 6 شهریور 1391  02:01 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

زمانی كه كودكی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران كاری را آغاز كند و بكوشد تا آن را به اتمام برساند ، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد.

كودك از همان ابتدا كه شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌كند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.

هنگامی كه كودك به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد كه بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود ، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد كه قادر به انجام كارهای بی‌شماری است.


یكی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی كه اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر كودك ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی كسب كند، ترسو، كم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت.
گاهی والدین با توجهات افراطی خود ، مانع از رشد عاطفی و شناختی كودك می‌شوند.

 از آنجایی كه مادر و یا مربی كودك، تماس بیش‌تری با نیازهای جسمی ـ روانی او دارد ، می‌تواند تأثیر بیش‌تری در خوی و منش وی بگذارد. مادرانی كه بیش از اندازه به فرزندان خود توجه می‌كنند و انجام وظایف كودك را به عهده می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند كه او در حد توان خود مسئولیت بپذیرد ، فرزندان آن هادر آینده احتمالاً دچار مشكلات و مسائل گوناگون خواهند شد.
 در این باره، لویی (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسیم می‌كند:

 

الف) مادرانی كه فرزندان خود را بسیار نازپرورده بار می‌آورند و هیچ محدودیتی برای آنان قائل نمی‌شوند، هیچ كنترلی نیز بر خواسته‌ها و انتظارات كودك نخواهند داشت. این دسته از كودكان تصور می‌كنند كه هر چه بخواهند باید به سرعت مهیا شود و همه را در خدمت نیازهای خود می‌دانند. به طور كلی توجه و وابستگی بیش از اندازه‌ی مادر می‌تواند موجب كاهش اعتماد به نفس كودك شود. ویژگی‌های این دسته از كودكان، تندخویی، پرخاشگری، پرتوقعی و جنجالی بودن آن‌هاست.

ب) گروه دوم، مادرانی هستند كه از شدت كنترل، اجازه‌ی هیچ‌گونه عمل و تصمیم‌گیری به فرزندان خود نمی‌دهند. این دسته از كودكان نیز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بی‌كفایتی و عدم شایستگی می‌كنند. این گروه فرمانبردار، ‌مطیع و منفعل هستند.

اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

به طور كلی، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار كاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمی‌توانند ارتباطات اجتماعی مناسبی با سایرین برقرار كنند. اریك فروم یكی از روانشناسان معاصر معتقد است، «میزان ارتباط والدین با كودك اهمیت چندانی ندارد، آن چه مهم است كیفیت روابط است».

برای داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نكات زیر توجه كنند:

1ـ پیش‌بینی‌های منفی

 اگر والدین معتقد باشند كه فرزندشان توانایی انجام تكلیفی را ندارد و حتماً نیازمند كمك آنهاست، به طور یقین این طرز نگرش آن ها، بر عملكردِ فرزندشان تأثیر می‌گذارد و به تدریج باعث می‌شود كه فرزندشان نسبت به توانایی‌ها و استعدادهای خود شك كرده و مدام به شكست بیاندیشد.

2ـ توقعات نامعقول بیش از اندازه

 بعضی از والدین توقعات و خواسته‌هایی بیش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهی فراموش می‌كنند كه معیارهای بزرگسالان با كودكان تفاوت دارد. در صورتی كه خوب است والدین معیارهای خود را براساس توانایی‌های فرزندانشان پایه‌ریزی كنند.

3ـ هیچ‌گاه فرزندانتان را بر یكدیگر ترجیح ندهید

 كودكان با یكدیگر متفاوتند و شكی در تفاوت بین آنها نیست؛ اما بین آنها تبعیض قائل نشوید و یكی را بر دیگری ارجح ندانید. برای مثال، زمانی كه یكی از فرزندانتان موفقیتی كسب می‌كند و دیگری شكست می‌خورد ، دلیل نمی‌شود كه موفقیت او را دائم به رخ فرزند دیگرتان بكشید؛ زیرا این كار موجب دلسردی، سرشكستگی و كاهش اعتماد به نفس او می‌شود.

4ـ منطقی باشید

بسیاری از والدین بهترین امكانات و شرایط را نه تنها برای خود ، بلكه برای فرزندانشان نیز می‌خواهند و توقع دارند كه كودكان، بر پایه‌ی خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتی كه بهتر است این نحوه‌ی نگرش خود را تغییر داده و به كودك بگویند: «مهم این است كه نهایت سعی خود را بكنی. موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست، بلكه تلاش و سعی تو در راه رسیدن به هدف مهم است.»

5ـ توقعات دو طرفه

 شعار بسیاری از والدین این است «آن كاری كه می‌گویم بكن، نه آن كاری كه می‌كنم»، برای نمونه، مادری از فرزندش می‌خواهد كه وسایلش را جمع كرده، ‌اتاق نشیمن را شلوغ نكند؛ در حالی كه لباس‌ها و وسایل خودش گوشه‌ی اتاق ریخته است. در چنین شرایطی كودك احساس می‌كند كه ارزش او در خانواده كم‌تر از دیگران است. پس اول خودتان عمل کنید و بعد از فرزندتان بخواهید.

منبع : وبسایت تبیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اعتماد به نفس ، آیا اعتماد به نفس ارثی است ، كودك ، اعتماد به نفس كودكان ،
  • تعداد کل صفحات:2  
  • 1  
  • 2