تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب مرداد 1391

علل پیدایش خویشتن وعزت نفس

دوشنبه 30 مرداد 1391  09:25 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

بحث درباره نحوه وعلل پیدایش تصویر خود وعزت نفس را باید در رابطه فرد با جامعه اش به ویژه در دوران پراهمیت کودکی ونوجوانی به عنوان یکی از علت ها ی عمده جستجو کرد.این رابطه را می توان به چند نوع بیان نمود که عبارتند از :


- واکنش دیگران :مهم ترین منشا پیدایش تصویر خود و ارزش به خود رفتار و واکنش دیگران نسبت به فرد به خصوص کودک است.بسیاری از تحقیقات  حاکی است  که  تصویر هر فرد از خود  وابسته  به  تصویری  است که دیگران از او داشته اند وحتی درحال حاضر هم تصویردیگران از یک فرد می تواند ارزیابی و تصویری را که او از خود دارد تغییر دهد.اگر اولیاء به کودک بگویند  او باهوش و زرنگ است و امثال  آن ، این  نوع  مفاهیم  به  تدریج  قسمتی از هویت کودک می گردد ،بسیاری از روانشناسان  این  روند را " درونی کردن "  نام  نهاده اند  که  توسط  آن کودک ،نگرش ها و واکنش های دیگران را جزئی از ارزش های درونی خود می نماید.

 

- مقایسه با دیگران : تصوی از خود شامل خصوصیات عینی و قابل قیاس با دیگران است مثل  بلندی  قد یا لاغری، یکی  از منابع ایجاد  این  تصویر مقایسه ای  است که کودک در رابطه با خود  با  افرادی  مثل  برادر، خواهر یا  دوستان و دیگران انجام  می دهد.
    اگر همسایه ها   ثروتمندند   کودک خود  را  فقیر احساس می کند و اگر خواهران  و برادران باهوش وزرنگ هستند  واو دائما از آن ها عقب افتاده است خود را کم هوش تصور می نماید.

 

- همانند سازی با الگوها :کودک با یک سلسله از افراد مهم زندگی خود همانند سازی کرده آن ها را بعنوان مدل یا الگوی رفتاری خود بر می گزیند ،آن ها را می ستاید ومیل دارد شبیه آن ها گردد.والدین وآموزگاران مهم ترین این الگوها هستند ،شکل گیری خود ایده آل بر اساس درهم  آمیختن  این  مدل ها  در ذهن کودک انجام می شود ،تحقیقات نشان می دهد که همانند سازی نیز سبب تغییر تصور خود می گردد  یعنی  فرد احساس می کند  که مانند الگوی خود شده است .قسمت مهمی از خویشتن از طریق همانند سازی  کودک  با  والد هم جنس خود تعیین  می شود که  در اصل  نقش  جنسی  او را تعیین می کند ،اگر کودک دختر باشد وارتباط سالم ،صمیمی ومستمری را با مادر خود برقرار کند احساس زنانه را می آموزدواگر پسر باشد ورابطه خوبی با پدر داشته باشد نقش سالم وصحیح پدرانه را کسب می کند.


- نیاز به احساس ارزش وعزت نفس :همراه با زیستن در شرایط اجتماعی نیاز به  احساس ارزش به  نحو متعادل و سالم  آن در انسان  بوجود می آید و برای نگه داری سلامت وتعادل روانی وحتی تکامل وجودی  او بسیار ضروری  است، معمولا اگر بر این نیاز خللی  وارد  شود  احساس  حقارت و یا  خود بزرگ بینی در فرد ایجاد می شود،بدین معنی که شخص یا بسیار خود کم بین  و ناراضی از خود و متزلزل می شود  و یا بسیار خودبزرگ بین ،خودمدارو خودنما خواهد شد.هر دوی این  قطب های  احساسی  نشان دهنده این واقعیت است که فرد به علل اختلال در احساس ارزشمندی  قادر به  درک واقعیت ها و واکنش های دیگران نسبت به خود نیست.علت اصلی احساس  حقارت و خودبزرگ بینی  را می توان  در طرد  شدن مستمر و مداوم از طرف والدین ودیگران دانست لذا قسمتی از ارزش های درونی وی احساس  بی ارزشی نسبت به خود است .روانشناسان معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق  ریشه  بسیاری  از ناهنجاری های روانی است که در بین افراد دیده می شود.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عزت نفس ، روانشناسی عزت نفس ، علل پیدایش تصویر خود ، تصویر خود ، دوران کودکی ونوجوانی ، روانشناسی کودک ، روانشناسی نوجوان ،

اعتماد به نفس و روش های تقویت آن

شنبه 28 مرداد 1391  11:30 ق.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

در طول دوران كاریم بـا افـرادی كه در زنـدگـی روزمـره خـود سطح استرس بالایی داشتند، در میانشان با یك خصیصه مشترك و بـسیـار عـمـومـی مـواجـه شدم - اعتماد بنفس پایین. همچنین دریافتم كه اعتماد بنفس می تواند موجب پـدیـد آمـدن سطح بالایی از استرس، بی خوابی،اظطراب و بسیاری از علایم بیمار گونه گردد.

بدترین مورد این حالت در كسی كه عزت نفس پایین دارد تجربه كردن احساساتی ازقبیل بی ارزشی و بی لیاقـتـی و عدم تعلق میباشد كه متاسفانه میتواند مـنـجر به افكـار خودكشی گردند.

سركوب اعتماد بنفس


در تحقیقی كه چندین سال گذشته در سراسر آمریكای شمالی، شـامل كانادا و مكزیك انجام گرفت پژوهشگران دریافتند كه نرخ خود كشی ارتباط بسیار زیادی با شرایط فقر و تنگدستی، ترك خانواده (اغلب در كودكان زیر 16 سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـیـان دارد.

در خصـوص عزت نفس پایین، كودكان آسیب پذیرتر از دیگر افراد می باشند. آنها مدام از جانب همرده ها و هم سن و سالهای خود و تـوقـعات غیـر واقـعـی و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار دارند. این امر می تواند به مشكلات روانی عمده منجر گردد كه در آن كودكان احساس خواهند كرد كه زندگیشان ارزشی ندارد.


بزرگسالان نیز از آن رنج میبرند

میخواهد باورتان شود یا نه، امروزه بزرگسالان نیز چنین علایمی را تجربه می كنـنـد. ما همواره با مسائلی چون پول، عشق،خانواده، كار و غیره درحال دست و پنجه نرم كردن می باشیم. از آنجایی كه اكثر جوامع مردسالار اهمیت زیـادی بـرای موفقیت مردان قائل می باشند، برای یك مرد تحمل فشارها سخت و دشوار می باشد.

همه آن مربـوط می گردد به تئوری: بـقـای بـرازنـدگـان. مـردان تـولید كننده و زنان مصرف كننده می باشند. حتی با جنبش آزادی خواهانه زنان و فمینیسم، عـلت اصـلی از خود گذشتگی مردان كماكان بطور حتم مرتبط با این حـقـیـقت می باشـد كـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنیا را روی شانه هایشان بدوش بكشند.

احتمال دارد زنان با این گفته هم عقیده و موافق نبـاشـنـد ولـی آن واقـعیـت دارد. آخرین باری كه نامزد یا هــمسرتان و یا فرد دیگری كه برای یك امر مهم حقیقتا به شما وابسته بوده و آن كـار ( مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پیش ) را بشما واگذار كرده چه زمانی بوده است؟  این تقاضا ها معمولا با پول در ارتـبـاط است. اگرچه اكثر اوقات برای این است كه شما یك "مرد واقعی" جلوه نمایید.


آیا شما یك مرد واقعی میباشید؟

چگونه می توانید تـعـیین كنید یك مرد واقعی چگونه مردی باید باشد؟ راحت ترین كار آن است كه از نامزد، همسر، خواهر و یا مادر خود سـوال كنـیـد. امـا مـن بـه شما اطمینان می دهـم كه بـا دهها پاسخ متفاوت بمباران خواهید شد. چرا؟ به این خاطر كه هر زنی عقیده متفاوتی از آنگونه كه مرد رویـاهـایـش باید باشد دارد. هرچند كه بطور كلی شما در خواهید یافت كه مردها می بـاید تعدادی خـصیصه مشترك را برای آنكه یك مرد واقعی محسوب گردند دارا باشند.

    استقلال مالی داشته باشید: یك ثروتمند بد جنس.
    سلامت جسمانی داشته باشید: تا بتوانید فرزندانی قدرتمند همچون خودتان بوجود آورید.
    با هوش باشید: بدانید چگونه وسایل گوناگونی راباید تعمیر كنید
    مورد اعتماد و قابل اتكاء باشید:همواره بمنظور براوردن نیازهای وی در دسترس باشید
    شخصیت مستحكم و با ثبات داشته باشید:به او نشان دهید كه قادر هستید روی پاهای خودتان بایستید.

معمولا هنگامیـكـه شـما اینگونه احساس كنید كه فاقد حتی یكی از ویژگی های مذكور می باشید، اعتماد بنفس شما شروع به تنزل می كند چرا كه احساس خواهید كرد كه گویی از حداقل شرایط لازم و ضروری نیز برخوردار نیستید.

فرمول اقتدار

نگرش آرمانگرایانه به یك مرد پوچ و بی اساس میبـاشد. شمـار اندكی از مردها در عمل به آن شان و درجه از شكوه و عظمت میان دیگر مردان نایل گشته اند. به هر صورت من میتوانم چند نكته راهبردی در رابطه با آنـكه چـگونـه یك مرد شكوهمند و با اقتدار باشید ارایه دهم. مردی كه قادر باشد از میان پستی بلنـدی هـای زندگی عبور كرده و در انتها نیز كماكان با صلابت از آن بیرون آید.


نکته 1 : نپذیرفتنی را بپذیرید.

فرض می گـیـریـم شـمـا فردی 40 ساله هستید. موی سرتان كم پشت و در حال ریزش میباشد. شكمتان نمایان گشته است . چیـن و چـروك صورتتان عمیق و نا زیبا هستند. شما اساسا احساس مـی كـنـیـد انـسـانـی بی ارزش هستید. به نخستین تجلی گاه استرس یعنی همان خود انكاری قدم گذارده اید.

هنگامی كه منكر شایستگی و استعدادهای بـالقوه خود جهت مبدل شدن به كسی یا چیزی فراتر و با اهمیت تر از خویشتن كنونی خود می شوید، گـرفـتـار یـك چـرخه مخرب انزجار از خویشتن می گردید. بـه منظور رهایی یـافتن از انـكار، بـاید شـروع بـه پـذیـرش مشكلات خود نموده و همچنین اهداف آینده تان را در ذهـن مجسم كنـیـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشید شما قادر خواهید بود به درجات عالی و بزرگ دست یابید.


نکته 2 : به غیر قابل اندیشیدن بیندیشید.

با حفظ شخصیت فوق فرض میكنیم به شما (كم مو، چاق، میانسال) دائما گفتـه شـود كه قادر نخواهید بود بهیچ چیزی در زندگی خود فائق آیید. افسوس، چه سـخن نـاگوار و دلخراشی برای شخصی است كه تا پیش از این نیمی از عمرش را به پایان رسانیده است. به دومین تجلی گاه استرس یعنی انتقاد قدم گذارده اید.

شما خواهید گفت در 30 سال باقیمانده كسی قادر نخواهد بود كار زیادی انجام دهـد و یا به موفقیت چندانی دست یابد؟ در اشـتـبـاه هـستـیـد. در طـول دوران كــاری خــود بـا اشخاصی دیدار كرده ام كه تصمیم گرفتند مجددا به دانشگاه بازگردند و رشتـه تحصیلی خود را به پایان برسانند، برای خودشان كسب و كـار مسـتقل دست و پا كـنـنـد. آنـهـا از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و به جایگاه و منزلتی عالی در مـیـان اطـرافیانشان نایل گشته اند.

هیچگاه برای تعلیم و تربیت و كسب دانش و ادامه تحصیلات دیر نـمـی بـاشـد. مـی باید خارج از دایره متعارف بیاندیشید و شروع كنید به اندیشیدن به غیر قابل اندیشیدنها -كه شما در واقع مردی هستید با فرصتهای بسیار زیاد پیش رویتان.تنها كاری كه باید انجام دهید خلق و ایجاد درها و عبور از میان آنهاست.


نکته 3 : اهداف خود را تعیین کنید.

اكنون كه خود را پذیرفته اید و شروع به آن كردید كه همانند مردی با عظمت كه میـتـواند شما باشید بیاندیشید، مستلزم آن می بـاشیـد كـه تـدابـیـری را بـرای دسـت یـافتن به اهدافتان تدوین و تنظیم گردانید. تعیین اهداف برای خودتـان شـاید بزرگترین و مهم ترین هدیه ای باشد كه می تـوانـیـد به خود عطا كنید. با یادداشت كردن و مرور آنها در فواصل زمانی معین كار را شروع نمایید.

كاری كه من مایل به انـجـام آن هسـتـم ایـن اسـت كـه ابـتـدا اهـداف بـلنـد مـدت خود را یادداشت كرده و سپـس به روی اهـداف كـوتاه مـدت پـیرامون دست یابی به اهداف بلند مدت متمركز می شوم. این كار معمولا منجر به موفقیتهای واقع گرایانه میـگردد و هر بار كه شما به یكی از اهدافتان دست یافتید،احساس خیلی بهتر و خوشاینتری نسبت به خود خواهید داشت.


نکته 4 : غلبه بر موانع 
  
                                                                    
بی تردید به موانعی در راه رسیدن به اهدافتان برخورد خواهید كرد. مجددا مثل گذشتـه این مشكلات را پذیرفته و آنها را پشت سر بگذارید و به راه خود ادامه دهید. وجود آنها را انكار نكنید زیرا تا آخر عمر مكررا به سراغ شما خواهند آمد و دست بردار نخواهند بود.با عزم راسخ به جنگ تك تك مشكلات خود رفته و سـرسـخـتـانه بـر هـدف خـود پـافشاری كنید.


نکته 4 :به گذشته ننگرید
                                                                      
این احتمالا دشوارترین كاری است كه باید انجامش دهید. بـما همواره گفته شده است كه سپاسگزار توفیقات و نعمتهای زندگیمان باشیم اما برای انجام چنین كاری مجبور به تعمق در گذشته ناگوار خود می بـاشـیم. بـه مجرد آنكه شروع به یادآوری گذشته كنید، ناكامی هـا و سختـی هـا دوباره مـراجت خـواهـید كرد. یه محض آنكه به اهدافتان دست یافتید، لازم است به این كه چه كسی هستید و چه كسی مایلید باشید، تمركز كنید.


مطلب آخر

 یك بار شنیدم كه مردی بزرگ سخنی زیبا گفت:"...بودن و شدن...."

این 5 نكته برای مـن بسیار حائز اهمیت می بـاشد چـرا كه هـرگـاه احـسـاس می كـنـم اعتماد بنفسم دارد به پایین ترین سطح خود تنزل میـابـد با خود می گویم كه من خودم هستم و می خواهم فرد بهتر و كاملتری گـردم و چیزی بیش از آنچه هستم بشوم. من نیز این كلمات را به شما هدیه می دهم. آنها را در زندگی خود بكار بندید تا بـه هر آنچه آرزو دارید دست پیدا كنید.

منبع : مردمان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اعتماد به نفس و روش های تقویت آن ، اعتماد به نفس ، باور به خود ، افزایش اعتماد به نفس ، تقویت اعتماد به نفس ، عزت نفس پایین ، عزت نفس بالا ،

چگونه اعتماد به نفسمان را تقویت کنیم ؟

چهارشنبه 25 مرداد 1391  02:35 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،روانشناسی شخصیت ،

دعوا سر اسم نیست. اعتماد به نفس، خودباوری، حس اطمینان شخصی و امثال هم همگی سر و ته یک کرباس‌اند که همه‌مان کم و بیش می‌شناسیم‌اش. اگر تعریف اعتماد به نفس و خوبی‌هایش را دانسته فرض کنیم و دلایل عدم اعتماد به نفس و بدی‌هایش را هم مفروض بگیریم، آن‌وقت فقط می‌ماند یک سوال مهم: چگونه اعتماد به نفس‌مان را تقویت کنیم؟

رفقای خوب: بیشتر اوقات‌تان را با آدم‌هایی بگذرانید که اعتماد به نفس‌شان بالاست. اگر این کار برای‌تان ممکن نیست، لااقل توی برنامه هر روز‌تان مدتی را برای هم‌نشینی با افرادی اختصاص بدهید که خودباور و خودساخته‌اند. حقیقت این است که انرژی مثبت و نیروی درونی آدم‌ها تا حدی مسری است. در حضور این آدم‌ها اصلا لازم نیست کاری بکنید. کافی است کنارشان باشید و آنها حرف بزنند، رفتار کنند، زندگی کنند و شما تماشاگر باشید تا اعتماد به نفس‌شان کم‌کم به شما هم سرایت کند. ضمن این که چیزهای بسیاری را هم می‌شود از همین جماعت و با همین هم‌نشینی‌های ساده آموخت. گاهی تنها با آموختن و به کار بستن یک نکته تازه، مسیر زندگی آدم زیر و رو می‌شود.

آن یک نفر: تقریبا تمام آدم‌های موفق دنیا یک مشاور دانا و قابل اعتماد داشته‌اند. این مشاور یا معلم خوب ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست صمیمی،‌ یک معلم مدرسه و یا اصلا یک شخص غریبه و خیرخواه باشد. ممکن است توی زندگی‌تان حضور داشته باشد یا ممکن است اصلا خودش زنده نباشد و شما از طریق آثاری که از او به جا مانده،‌ از او کمک بگیرید. به هر حال، راهی که شما می‌خواهید طی کنید و هدفی که می‌خواهید به آن برسید، احتمالا پیش از شما هم دیگرانی در آن راه رفته‌اند و به آن هدف رسیده‌اند. مشورت با آن رفته‌ها و رسیده‌ها و هم‌نشینی با آن آدم‌ها، اعتماد به نفس‌تان را برای رفتن و رسیدن تقویت می‌کند؛ ضمن این که سرعتِ رفتن و رسیدن‌تان را هم چند برابر می‌کند.

این حس‌ دوست‌داشتنی : سعی کنید این را بفهمید که اعتماد به نفس فقط یک حس است. تا به حال برای‌تان پیش نیامده که در یک موقعیت خاص، این حس را تجربه کرده باشید؟ ‌اگر قبلا توانسته باشید این حس را حتی برای یک بار تجربه کنید، قطعا باز هم می‌توانید. چگونه؟ با فراهم آوردن مقدمات پدید آمدن آن حس. این همان چیزی است که ارزش تمرین هر روزه دارد. لااقل ۱۵ دقیقه از هر روزتان را اختصاص بدهید به تجسم همان شرایطی که در آن، با حس اعتماد به نفس رفتار کرده‌اید. آن شرایط را با جزییات دقیق توی ذهن‌تان مرور کنید و به حس‌تان در آن لحظه توجه کنید. پس از مدتی، همراه داشتن این احساس برای‌تان به شکل یک عادت درمی‌آید.

از مهارت تا اطمینان: پاواروتی سرشناس‌ترین خواننده اپرای دنیاست. چندی پیش، او در مصاحبه‌ای با یک روزنامه ایتالیایی گفته بود که هر روز لااقل ۶ ساعت تمرین می‌کند و هنوز هم احساس می‌کند که هر روز، چیز تازه‌ای درباره صدا و موسیقی یاد می‌گیرد. این تمرین و تمرین و تمرین که منجر به مهارت بیشتر می‌شود، یکی از لازمه‌های اعتماد به نفس است. در یک مهارت یا توانایی ویژه‌ای که حس می‌کنید علاقه‌ و اشتیاق‌تان برای آموختن‌اش بیشتر است، سرمایه‌گذری کنید و بکوشید تا هر روز چیز تازه‌ای در همان زمینه یاد بگیرید.

در جستجوی ارزش‌های از دست نرفته: اگر توی زندگی‌تان ارزش‌های قطعی و شناخته شده‌ای هست که واقعا باورشان دارید و می‌خواهید به‌شان عمل کنید، خوب بشناسیدشان و مراقب باشید که ازشان تخطی نکنید. تخطی از این ارزش‌ها به ویژه در آنهایی که زندگی آگاهانه را انتخاب کرده‌اند، موجب شعله‌ور شدن حس گناه و در هم شکسته شدن خانه اعتماد به نفس می‌شود. می‌توانید این ارزش‌های شخصی یا اعتقادی را فهرست کنید و زیر میز تحریرتان یا گوشه و کنار اتاق منزل یا اتاق کارتان نصب کنید تا ملکه ذهن‌تان شود. این پایبندی، پایه‌های عزت نفس و اعتماد به نفس‌تان را محکم می‌کند.

از تو می‌پرسم خودم را: توی زندگی‌تان چه کسی یا چه کسانی را تحسین می‌کنید؟ چرا؟ به خاطر کدام ویژگی یا کدام ویژگی‌های‌شان؟ پاسخ به این پرسش‌ها را به دقت یادداشت کنید و فهرستی تهیه کنید تا ویژگی‌های مورد علاقه‌تان همیشه جلوی چشم‌تان باشد. هر روز برای رسیدن و نزدیک‌تر شدن به این ویژگی‌ها تلاش کنید.

فهرست‌های به‌دردبخور : چرا باید اعتماد به نفس داشته باشید؟ دلایل‌تان را فهرست کنید. در تهیه این فهرست، سخت‌گیر نباشید. اگر همه آدم‌ها بخواهند مته به خشخاش بگذارند و مو را از ماست بکشند، هیچ کس هیچ دلیل موجهی برای اعتماد به نفس نخواهد داشت. یک فهرست هم از آدم‌هایی تهیه کنید که به دلایلی در زمان گذشته یا حال، از خصوصیات خوب شما حرف زده‌اند. حرف‌های آنها را هم تا آنجا که یادتان هست، در فهرست‌تان بگنجانید و هر از گاهی به این دست‌نوشته‌های‌تان نگاهی بیندازید.

حرمت نگه دارید: تا حالا کسی یا کسانی به‌تان بی‌احترامی کرده‌اند؟ آیا این اتفاق، زیاد تکرار می‌شود یا به ندرت برای‌تان اتفاق می‌افتد؟ اگر میزان تکرار این اتفاق، زیاد است و اگر نمی‌توانید شخص یا اشخاصی را که به‌تان بی‌احترامی می‌کنند به رفتار صحیح مجاب کنید، از آنها دور شوید. آن روی این سکه هم در تقویت اعتماد به نفس حقیقی، موثر است. یعنی خودتان هم نباید به کسی بی‌احترامی کنید. حتی با کسانی که از آنها خوش‌تان نمی‌آید با مهربانی رفتار کنید و این را برای خودتان به شکل یک عادت در بیاورید تا تاثیرش را در جذب دیگران و تقویت اعتماد به نفس خودتان مشاهده کنید.

روزی یک کار ترسناک: هر روز یکی از کارهایی را که همیشه ازشان واهمه داشتید و دارید، انجام بدهید. خیلی از ترس‌هایی که در زندگی ما وجود دارند و با ما زندگی می‌کنند، اجازه نمی‌دهند که ما قابلیت‌های‌مان را بروز بدهیم. خودتان را مقید کنید که هر روز لااقل یک قدم از محدوده تنگ و تاریک این مرزها فراتر بروید و یکی از این حصارهای ترس را بشکنید. هر چه از این ترس‌ها بیشتر فاصله بگیرید و بیشتر ازشان دوری کنید، ترسناک‌تر به نظر می‌رسند. در عوض، هر چه به آنها نزدیک‌تر شوید و بیشتر با آنها مواجه شوید، می‌بینید که چقدر راحت‌ می‌شود از آن مرزهای خیالی رد شد.

در ستایش دانستن : با این همه کتاب و کتابخانه و شبکه‌های اطلاع‌رسانی، دیگر هیچ دلیل موجهی برای بی‌اطلاعی وجود ندارد. اگر بر حسب شرایط کار و زندگی‌تان احتیاج دارید که از چیزی یا چیزهایی سر در بیاورید، کوتاهی نکنید. خودتان را مجهز کنید به دانستن و بیشتر دانستن. به مطالعه منابع مختلف عادت کنید. تسلط و اطلاع کافی در زمینه شغلی منجر به افزایش اعتماد به نفس در محیط کار می‌شود. پس از کسب این تسلط، کم‌کم به سمت علایق و سلایق شخصی‌تان بروید و درباره آنها هم بیشتر و بیشتر بدانید تا پایه‌های خودباوری‌تان محکم شود.

ببخشید :خودتان را ببخشید. خب، هر کسی ممکن است هر از گاهی در طول زندگی‌اش به کارهای اشتباه و حتی احمقانه‌ای دست بزند. سخت نگیرید. بگذارید دست درمان‌گرِ بخشش و بخشایش به شانه‌تان بخورد. باور کنید و ایمان داشته باشید که این نواقص هم جزو زندگی است و ما حتی برای اصلاح این نواقص هم به اعتماد به نفس احتیاج داریم.

از خدا جوییم توفیق ادب : حتی اگر خودتان هم جزو این آدم‌ها نباشید، لابد دیده‌اید آدم‌هایی را که تا دست از پا خطا می‌کنند یا اتفاق بدی برای‌شان می‌افتد، شروع می‌کنند به سرزنش خود و طوری با خودشان حرف می‌زنند که فقط بوی تحقیر از آن می‌آید. این کار، اعتماد به نفس را ویران می‌کند. اگر تا به حال هم این‌گونه بوده‌اید؛ دیگر تمامش کنید. تمرین‌اش آسان است. وقتی خودتان را مخاطب می‌کنید، حرمت خودتان را حفظ کنید. خودتان را در مقام کسی مورد خطاب قرار بدهید که ارزش عشق و ملاطفت و خوش‌رفتاری دارد. طوری با خودتان حرف بزنید که با عزیزترین عزیزان‌تان توی این دنیا. با خودتان مودب باشید تا بقیه هم حرمت‌تان را نشکنند و ادبِ حضورتان را حفظ کنند.

شروع از نقطه نهایی :اعتماد به نفس از بیرون به درون نمی‌آید. این حس، یک حس کاملا درونی است که البته آثار و برکاتش در بیرون از وجودتان هم ظاهر می شود. وقتی می خواهید کاری انجام بدهید یا به هدف خاصی برسید، همیشه از انتها شروع کنید. مثلا امروز یا فردا می‌خواهید چه کار کنید؟ کجا بروید؟ به چه هدفی برسید؟ چطور باشید؟ چگونه حرف بزنید؟ و . . . پس از پاسخ به این سوال‌ها، یک لحظه چشمان‌تان را ببندید و توی ذهن‌تان سعی کنید خودتان را رسیده به آن نقطه هدف فرض کنید: در حال سخنرانی به همان نحو دلخواه، در حال رانندگی بدون اشتباه، در حال هم‌کلامی بدون عصبانیت و . . . تصویر دلخواه‌تان را با تمام جرییات‌اش در ذهن‌تان بسازید و دایما آن را پررنگ‌تر و پررنگ‌تر کنید تا لوازم و لواحق ذهنی‌اش هم برای‌تان ایجاد شود. این تصویر می‌شود عصای دست‌تان برای رسیدن به آنجا و آن شرایطی که دلتان می‌خواهد. مطمئن باشید.

مثبت باشید: مثبت باشید اما کمال‌گرا نه. مثبت بودن منجر به افزایش جاذبه‌‌های درونی و بیرونی می‌شود، در حالی که کمال‌گرایی افراطی، آدم را فلج می‌کند و باعث می‌شود آدم به خیلی از هدف‌های دیگرش در زندگی نرسد. با مثبت بودن، هم در وجود خودتان احساس ارزشمندتری را تجربه می‌کنید، هم دیگران نسبت به شما این حس را پیدا می‌کنند. البته برای مثبت بودن، هیچ الزامی به انجام کارهای فوق العاده نیست. کافی است خوبی‌های دیگران را سرمش زندگی خودتان کنید و تا آنجایی که از دست‌تان برمی‌آید، خیرخواه و یاری‌رسان باشید.

ظاهر از باطن پیروی می‌کند: نسبت به ظاهرتان بی‌توجه نباشید. آراستگی ظاهری یک از لازمه‌های رسیدن به اعتماد به نفس حقیقی است. سعی کنید حتی در روزهایی که حس و حال چندان خوبی هم ندارید، باز هم ظاهرتان مرتب باشد و آراسته باشید. اتفاقا آن روزهایی که بی‌حوصله‌ترید، بیشتر باید به این نکته توجه کنید. این کار هم باید به شکل یک عادت دربیاید و البته این عادت هم از آن عاد‌ت‌هایی است که شمشیر دولبه است. یعنی با افراط در آن، از آن سوی بام اعتماد به نفس می‌افتید وباز هم خودباوری‌تان ضربه می‌خورد. پس برای این آراستگی، حد و مرز روشنی تعریف کنید.

انرژی تولید کنید: از انرژی درونی‌تان غافل نشوید. هر روز لااقل یک کار مثبت انجام بدهید که حس خوبی در درون‌تان ایجاد کند و در رابطه با این کار هم با هیچ‌کسی حرف نزنید. این حس و انرژی مثبت درونی را فقط و فقط برای خودتان نگه دارید. این تمرین واقعا اثربخش است.

سلامت باشی:د به سلامت‌تان توجه داشته باشید. نرمش یا ورزش روزانه و منظم حتی در حد پیاده روی روزانه، دویدن، شنا و . . . کمک‌کننده است. این طوری واقعا احساس می‌کنید که به جسم‌تان تسلط بیشتری دارید و این حس می‌تواند اعتماد به نفس‌تان را هم تا حدی تقویت کند. هر روز، زمانی را برای گوش کردن به موزیک دلخواه‌تان کنار بگذارید و توی آن مدت، ذهن‌تان آزاد کنید تا پرواز کند و رویاهای‌تان را بازسازی کند.

تا پخته شود خامی :سفر چیز خوبی است، خصوصا برای شما که می خواهید اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنید. وقتی از محیط آشنای‌تان جدا می‌شوید و از آن فاصله می‌گیرید، دست‌‌تان برای رها شدن و افزایش اعتماد به نفس بازتر می‌شود چون در بسیاری از اوقات مجبور می شوید به نوعی با خودتان درگیر شوید و نیازهای معمول‌تان را مرتفع کنید. از این درگیری نترسید. نتیجه‌اش مثبت است.

دیدن نور در ظلمات :در هر محیط تاریکی لااقل می‌شود یک نقطه روشن پیدا کرد. اگر عادت کنید، می‌توانید همیشه و در هر محیط تاریکی با دیدن آن نقطه، روشن و دلگرم باشید. این طوری، روحیه‌تان شاداب‌تر می‌شود و انگیزه‌تان برای تلاش، بیشتر. سعی کنید منفی‌ها را گذرا و ناپایدار ببینید و مثبت‌ها را پایدار و ماندنی. اگر کسی به‌ سلام‌تان جواب نداد، همیشه این احتمال را در نظر بگیرید که شاید سلام‌تان را نشنیده یا ذهن‌اش آن‌قدر مشغول بوده که متوجه سلام‌تان نشده است، کما این که در بیشتر مواقع هم همین طور است. با پاسخ‌گویی دقیق به ۱۸ سوال زیر می‌توانید حد و حدود اعتماد به نفس‌تان را تعیین کنید.

برگرفته از : سایت کیاسالار


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: مثبت باشید ، دید مثبت داشتن ، اعتماد به نفس ، خودباوری ، حس اطمینان شخصی ، دلایل عدم اعتماد به نفس ، تقویت اعتماد به نفس ،

خودکشی در مدارس

سه شنبه 24 مرداد 1391  01:39 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

خودکشی و سعی در خودکشی در نزد کودکان و نوجوانان – پیشگیری در مدرسه
مقدمه : خودکشی و سعی در خودکشی
لغت خودکشی از لاتین نو گرفته شده suicidium که چیزی بنام قتل است . خودکشی یک تصمیم برای ترک از زندگی کردن و اراده محکم . که می خواهند از اجتماع خذف بشوند .
در خودکشی اغلب برنامه ریزی می شود و انتخاب وسیله آن هم معلوم و همچنین محل آن راهم همراه از قبل برنامه ریزی می کنند و حتی برای لحظه ای هم یاد آوری می کنند .با این سعی در خودکشی این شخص تمایل دارد از این شرایط غیر قابل تحمل فرار کند . این آخرین سعی او است که با ناامیدی توجه کسی را جلب کند و ارین طریق بتواند تاثیر بر تغییرات بگذارد .


سعی در خودکشی میتواند قتل عمد و متنوع باشد .هر خودکشی حداقل با یک و یا چند سعی در خودکشی امتحان می شود . خودکشی و سعی در خودکشی .وقتی که تمام راه حل های مکانیزمی به هیچ موفقیتی نرسد با نامیدی سعی در غلبه بر کشمکش می کنند.
خودکشی در مدرسه
سالانه بالای صد کودک و نوجوان زندگی شان گرفته می شود ارقام سعی در خودکشی 10 برابر بالاست و تعداد بیشماری هنور وارد نشده است . در نزد تمام والدین مبتلایان – خواهرو برادران – وابستگان – دوستان – همکلاسیان و معلمان این عمل سعی کردن یک شوک و هر کدام خودشان را خیلی زیاد ملامت می کنند.
کودکان و نوجوانان که اغلب وقتشان در مدرسه هستند برخورد می کنند با مشکلات ، مشکلاتی که شروع آن در مدرسه است و در راس آن چنین مشکلاتی هستند سانسور بد و مدرک تحصیلی . عدم جابجایی ، عوض کردن مدرسه . نگوهش . و دیگر نظم مقررات . اینگونه ولی بتنهایی هیچ علتی برای حل خودکشی ویا سعی در خودکشی نمی باشد . قانونا" حادثه های نامبرده بالا بر دانش آموزان دختر و پسر غلبه نمی شود بدون اینکه خودکشی و سعی در خودکشی روی ندهد.
ولی علتهای آن می تواند عمل ناگهانی و خودبخودی باشد . در حالی که طرح آن مدتی است که برنامه ریزی شده است . والدین هم یک نقش بزرگی در تحریمها دارند مانند مانع شدن از عاشقی که در مدرسه میتواند یک حادثه ای را بدنبال داشته باشد . وقتی که یک استرس مدرسه یا زیاده خواهی ایجاد شود می تواند صبر لبریز شود و درموقع اتفاق خودکشی صورت می گیرد .
براساس H.Brundel در مدرسه عا ملهای دشوار کننده در مدرسه وجود دارد . مانند گمنامی – تعداد زیاد دانش آموز– فرکوئنس شدید کلاس – نا مرتب بودن مدرسه و سازماندهی تدریس.
بیش از درس را گنجا ندن – سختی خواستن راندمان . خیلی از دانش آموزان دحتر و پسر از معلمشان احساس می کنند که آنها را تنها گذاشتند و ناامید هستند . بدین جهت بایستی میان دانش آموز و معلم کار بشود . مدرسه همیشه یک فشاری برای کودکان و نوجوانان می باشد و تا جایی که امکان دارد از آن امتناع فروان می کنند . در صورتی که تربیت کننده کودکان و نوجوانان بایستی به آنها کمک کنند پیشگیری از خودکشی باید قسمتی از وظایف مدرسه باشد .
برنامه پیشگیری در مدرسه
متاسفانه در کشور آلمان موضوع خودکشی همیشه یک موضوع تابو است در آمریکا و کانادا برنامه های پیشگیری در مدارس یکی از بخشهای مهم و ثابت بشمار می آید و لی در آلمان اینگونه نمی باشد
اما متناسب با مدرسه یک امکانات خوبی بوجود آمده است که پیشگیری خودکشی را با نتیجه خوبی می توان انجام داد.دانش آموزان دختر و پسر اغلب اوقات در مدرسه بسر می برند اغلب علامت خطر و تقاضای کمک از مدرسه فرستاده می شود و می توانداز آنجا احساس شود . برای مثال در نزد یک اتفاق خودکشی . سعی در خودکشی معمولا" خیلی از دیگران تقلید می شود و اثر آن هم خیلی بالا میباشد . برنامه های پیشگیری اجازه می دهند که از این توانایی خودکشی جلوگیری و گاسته شود .
چنین برنامه ای نه وسیله نیاز دارد برای تشخیص بیماری و جز برنامه تراپی هم نمی باشد در اینجا فقط از معلم ودانش آموزان بیشتر از توانا یی شان کار کشیده می شود. معلمان زن و مرد اغلب احتمالا" در مقابل رفتارپیشگیری و چنین برنامه ای ترس دارند . آنها از این وحشت دارند که با صحبت کردن راجع رفتار خودکشی آن را نتوانند حل کنند.
همچنین مدیر هم یک برداشت دفایی از یک خودکشی را دارد . اگر یک خودکشی در مدرسه روخ بدهد . سپس عکس العمل نشان می دهند و خودش را در این برنامه دخالت می دهد . نقش مهمی را که چنین برنامه پیشگری ایفا می کند تلاش اضافه معلمان زن و مرد است که آنها بر این عقیده هستند که به اندازه کافی وقت در اختیارشان نبوده است .
در نزد برنامه پیشگیری از نظر جنسیتی متفاوت می باشد دختران قبلا" نشانه هایی در مورد خودکشی دارند . دختران بیشتر کمک می گیرند و آماده هستند را جع احساس شان صحبت بکنند .
برنامه خودکشی پیشگری از خودکشی بایستی مداخله و پیشگیری را میسر بسازد .
جلوگیری
در نزد جلوگیری بایستی بنامه درسی متناسب باشد که آنها بتوانند برای دانش آموزان توانایی کاراسترتژی و مشکل غلبه کردن بر فشار روحی را تشریح کنند . و بایستی در مدرسه یک حال و هوای خوب با اتمسفر خوشایند ی بوجود آید. و در احساسشان سوالات زیر لمس شود :
چه کاری می توانی انجام بدهی وقتی که ملاحضه کردی دوست دختر و پسر خودت افکار خودکشی را دارد ؟ چگونه با او صحبت می کنی ؟ از چه کسی تقاضای کمک می کنی؟
اطلاعات معلمان زن و مرد بایستی همچنین بالا برود چونکه آنها فقط از طریق تئوری یاد می گیرند . بایستی شرایط موجود را بشناسند و در پیرامون خطرات خودکشی کودکان و نوجوانان آموزش ببیند
مداخله
شرط مداخله این است که دانش آموزان و معلمان شنات زوتری از خودکشی خطرناک کودکان و نوجوانان را داشته باشند دانش آموزی که در خطر است بایستی فورا" برایش مشاوره گذاشته شود . در اینجا نبایستی تمام معلمان در مدرسه یک دوره کامل بینند یک معلم می تواند کاملا" دوره آموزشی را ببیند و به دیگر معلمان پوشش بدهد بایستی یک تا بلو نوشته در اطاق معلمان نصب کنند با کاتالوگ نوشته شده و اینگونه می توان پی برد که چه کسی چه چیزی را برای حمایت کردن بیان بکند .
قبل از آن معلمان بایستی توانایی دقت کردن را داشته باشند در بحرانها و خطراتی که برای خودکشی ایجاد میشود را بطور مستقیم بتوانند راجع شان صحبت کنند .
معلمان زن و مرد نبایستی ازاین که ازیک عملی که نتوانستند آن را حل کنند وحشت کنند.
در یک گفتگو با یک شخص پر خطر بایستی این مطالب بدون هیچ قید و شرطی اجتناب شود :
خودش را شوکه نشان دادن – احساس مقصررا برانگیختن – با اعمال زور "سلاح" یا با چیزهای دیگری برداشتن – بطور کل اعتماد و اطمینان دادن اگر نمی توان آن راانجام داد.
دلیل های عقلانی در مخالف خودکشی را به اطلاع رساندن . اگر مشکل را کم شماردید شخص را تنها بگذارید .
با کمک یک قرارداد ضد خود کشی می توان شخصی که دچار خطر خودکشی شده است از حرکت باز دارد .
متن قرارداد:
من ...... دانش آموز درمدرسه .......مسئولیت را برای خودم قبول می کنم . من وظیفه دارم که کاری نکنم چیزی که برایم آسیب رسا ن می تواند باشد . من آماده هستم خانم / آقای در روانشناسی مدرسه –روانکار را تلفن بکنم شماره تلفن و آنها را جستجو کنم اگر من افکار خودکشی داشته باشم .
اگر من به او (زن و مرد ) نتوانم دسترس پیدابکنم . مراجعه می کنم به یک مرکز مشاوره- تلفن...
برگزیده ای از برنامه پیشگیری
برنامه پیشگری زیر درمدارس آمریکا و کانادا انجام می شود .
Adolescent Suicid Awareness Programm (ASAP)
Lifeline- Program
SCCOPE-Proram
که من ASAP را بطور دقیق شرح می دهم .
ASAP
با کمک ASAP بایستی کودکان و نوجوانان شناختی از اجتماع مدرسه راجع افسردگی و خودازبین بردن را برای خودشان بدست بیاوند و کمک بگیرند . آنها حتی بایستی تجربه داشته باشند به چه کسی بتواند مراجعه کنند . هدف این است که اعضا ء مدرسه راجع به تمام اتفا ق خودکشی و را جع به شناساندن یک خطر خودکشی توضیح بدهند. اداره سلامت و مدرسه و تمام مکانهای مشاوره بایستی همکاری نزدیک را داشته باشند . معلم بایستی بیشتر در مقام یک شخص قابل اعتماد و یک شریک موثر برای دانش آموزان دختر و پسر باشد و آن را به پیش ببردکه دانش آموزان بتوانند در شرایط بحرانی به آنها مراجع کنند.
گروه ضربتی ASAP معلمان هستند -والدین و دانش آموزان در حالی که یک آموزش برای بزرگسالان هم قبلا" لازم است که با کودکان و نوجوان کار بکنند . آموزش درگروه کتبی و با دستگاهای نظر سنجی تشکیل می شود . برای شما چند نکته ذکر شده که کارمندان مدرسه در نزد کودکان و نوجوانان دقت کنند.
1 تغییر رفتار در کلاس درس -2 افت راندمان -3 اجتناب از مدرسه -4 بی دقتی در درس -5 مشغول کردن افکار با مرک و کشیدن آن در نقاشی -6 تغییر رفتار اجتماعی -7 عقب نشینی در رفتار – 8 از بین بردن دوستی -9 نا مرتبی -10 اظهار بی توجهی کردن -11 اضافه وزن –کم وزنی .
قابل توجه است که اگر یکی از این علامتها را مشاهده کردید دلیلی بر خودکشی کردن نمی باشد چنانچه بیشتر مشاهده کردید علامت خطر می باشد .
کسی که در خطر خودکشی است اغلب برای تقاضای کمک می تواند اینگونه باشد :
1 من دیگر هیچ اشتباه ندارم -2 هرچه می خواهی انجام بده به من ربطی ندارد- 3 شما مرا از دست نمی دهید .
این پیش آمد برای کسی که تحت فشار است و حودش را حمایت میکند تا بتواند خودکشی را برای خودش حل بکند .
ناامید – 2 امتناع از نتیجه -3 تماس با پلیس -4 از دست دادن دوست دختر و پسر -5 مرک -6 جدایی از خانواده -7 طلاق .
والدین بایستی تهدید به خودکشی و تماه خبر های در رابطه با آن را جدی بگیرند والدین بایستی تماس با کودکان و نوجوانان را حفظ بکنند.
فرستنده مقاله:مسعود رجایی(مترجم زبان آلمانی)

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: خودکشی در مدارس ، خودکشی ، روانشناسی خودکشی ، چرا خودکشی ، سعی در خودکشی ، خودکشی کودک و نوجوان ، علت خودکشی ،

چرا مردم خودکشی می کنند ؟

دوشنبه 23 مرداد 1391  12:08 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

پیش گیری از خود کشی ، چرا مردم خودکشی می کنند ؟

 

خصوصیت مشترك ما بین افرادی كه اقدام به خودكشی می كنند داشتن این باور است كه خود كشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .كشش خودكشی دراین است كه نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد .درتراژدی خودكشی ،آشفتگی ومشكلات عاطفی به حدی شدید می گردند كه فرد را دریافتن راه- های مختلف حل مشكل خود ناتوان می سازند. رحالی كه راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.

همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی كسی ونا امیدی را تجربه می -كنیم .مرگ یكی از اعضای خانواده وشكست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما  بوجود می -آورند.ورشكستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشكلات عمده‌ای هستند كه بعضی از ما در طول زندگی كم و بیش با آن مواجه می‌گردیم.  از آنجائی كه ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هركدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .

درتشخیص  این كه آیا واقعا ٌفردی قصد خودكشی دارد لازم است این موقعیت بحرانی ،از دیدفردمورد ارزیابی قرارگیرد، چرا كه ممكن است موضوعی كه از دید شما از اهمیت كمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای كه شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت كننده و مهم تلقی گردد.

بدون توجه به ماهیت بحران ،اگر كسی احساس می كند كه دیگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.

 

                        
علائم خطر

حداقل 70 درصد كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند قبل از اقدام ،به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند .آگاهی از این نشانه‌ها وحاد بودن مشكلات فرد میتواند د ر پیشگیری از چنین تراژدیهایی كمك كننده باشد. اگر شما فردی  را می شناسید كه در برقراری یك ارتباط هدفمند ویا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شكست درامتحان دچار مشكل می‌باشد لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآئید.

بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون " دلم می خواهد خودم را بكشم   "یا  " نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها ومشكلات را تحمل كنم " ،یا اینكه "من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام كه كارها واقعا بدتر گردد" ی" اخیرا طوری رانندگی می كنم گوئی واقعا برایم اهمیت نداردچه اتفاقی برایم پیش بیاید." دیگران را مستقیما از برنامه خود كشی خود مطلع میگردانند.بطور كلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،تنهایی ونا امیدی شدید می تواند بیانگر افكار منجر به خودكشی درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهای فرد كه نشانة درخواست كمك از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا كه معمولا این گونه صحبتها تلاش نا امیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت كمك و درك مشكلاتش توسط دیگران می باشد.

بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی كه به فكر خودكشی می افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممكن است با بخشیدن اموال قیمتی خود ومرتب كردن كارهایشان خود را برای مرگ آماده كنند .آنها همچنین ممكن است از اطرافیان خود كناره گیری نموده الگوی خواب و خوراك خود را تغییر دهند ویا علاقه‌أشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات  گذشته‌اشان از دست بدهند.

چنین تغییرات ناگهانی وشدید می تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد چرا كه با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می بیند كه بزودی مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

 

                             
باورهای غلط وحقایقی راجع به خودكشی

باور غلط : فرد باید دیوانه باشد كه حتی فكر خودكشی به سرش بزند .

حقیقت : بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود درمورد خودكشی فكر كرده‌اند. بسیاری از افرادی كه خودكشی می‌كنند ویا اقدام به خود كشی حقیقت : اغلب مواقع عكس قضیه درست است ،كسانی كه اقدام‌های قبلی خودكشی داشته‌اند بیشتر در معرض خطر خودكشی قرار دارند.برای بعضی از این افراد، خودكشی دردفعات دوم  و سوم آسانتر می‌باشد.

باور غلط :كسانی كه قصد جدی خودكشی دارند هیچ كاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد .

حقیقت :بیشتر بحرانها ی منجر به خودكشی ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فته‌لند .كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند به نحوی قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالی كه آنها می‌باید مستقیما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فكر كنند.

باور غلط: صحبت راجع به خودكشی می تواند ایده خودكشی را در فرد بوجود آورد.

حقیقت :بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ،فكر راجع  به خود كشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است .علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودكشی ،این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشكلات خود را تجربه نماید كه این امر می‌تواند منجر به كاهش اضطراب در وی گردد.این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی كه قصد خودكشی دارد كمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته واحتمالا برای وی تسكین دهنده نیز باشد.

 

                          
چگونه میتوان به فردی كه قصد خودكشی دارد كمك نمود:

اغلب خودكشی ها را می توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راكه قصد خودكشی دارد می شناسید لازم است اقدامات زیر را انجام دهید :

 خونسرد باشید:دربیشتر موارد عجله‌ای دركار نیست .بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید وضمن درك،حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

بطور مستقیم راجع به خودكشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هرنوع كمكی هستند . از صحبت یا سؤال مستقیم راجع به خودكشی ،ترس و وحشتی بخود راه ندهید.

فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله واقدامات مثبت تشویق وترغیب نمائید بخاطر داشته باشید فردی كه در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد نمی تواند منطقی ودقیق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدی وتصمیمات غیر قابل برگشت درموقعیت بحران باز دارید وراجع به تغییرات مثبتی كه امید به زندگی را در وی افزایش می دهد بحث وگفتگو نمائید.

از دیگر افراد كمك بگیرید.علیرغم اینكه شما قصد كمك را دارید،سعی نكنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید .درجستجوی افرادی كه بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما كمك كنند برآیید ،حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهید فرد مشكل دار بفهمد كه شما برای وی اهمیت قائلید ونسبت به او چنان علاقمندید كه قصد گرفتن كمك از دیگران جهت رفع مشكلات وی را دارید.

 

                    
اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمودكه:

بحران منجر به خودكشی موقتی است .غیر قابل تحمل ترین دردها و ناراحتی ها نیز می توانند تحمل گردند .كمك همیشه در دسترس شماست .

كرده‌اند افراد با هوشی بوده‌اند كه در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته وموقتا دچار آشفتگی وپریشانی احوال شده‌اند .

باور غلط : كسا نی كه یك بار اقدام جدی برای خودكشی داشته‌لند رغبتی برای اقدام مجدد ندارند .

 

ترجمه : نسرین مصباح


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چرا مردم خودکشی می کنند ، خودکشی ، روانشناسی خودکشی ، خودکشی کردن ، پیش گیری از خود کشی ،

اعتیاد خرج کردن - از کجا بفهمیم مبتلا هستیم؟

یکشنبه 22 مرداد 1391  10:44 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

"کاری را که می دانستی چطور انجام بدهی، آنطور انجام دادی. وقتی بهتر دانستی، بهتر هم انجام دادی."

مایا آنجلو

لغت نامه "اعتیاد" را راهی برای وقف کردن و رها کردن خود به چیزی از روی عادت و میل شدید، رفتاری که عملکرد یک عمل حیاتی را خراب می کند، و پیشرفت مضر تعریف می کند. اعتیاد باعث می شود حس توازن و عقلانیت خود را از دست بدهید. در همه نوع اعتیاد، اشتیاق و میل شدید برای  لذت و خشنودی آنیبرای رسیدن به احساس لذت، قدرت، و رها شدن از مشکلاتو پافشاری بر نادیده گرفتن نشانه های رفتاری دراز مدت و خودویرانگر.


اگر دچار اعتیاد خرج کردن هستید، کنترل خرید کردن برای شما کاری دشوار است و هرچقدر هم که خرید کنید باز هم برایتان کافی نیست. فروشگاه ها و مراکز خرید یک جذابیت آهن ربایی برایتان دارند. همیشه گرانترین هدیه ها را می دهید. خریدهایتان نشان می دهد که چقدر درمورد همه برندهای و مارک های اجناس مختلف اطلاعات دارید. وقتی با دوستانتان برای غذا خوردن به رستوران می روید، این شما هستید که همیشه برای حساب کردن صورتحساب اصرار دارید، چه بتوانید از عهده آن بربیایید، چه نتوانید.

باوجود عواقب منفی که این مشکل برای شما داردمثل احساس گناه، قرض یا احساس خجالت درمورد خریدهایتانباز هم دست از اینکار برنمی دارید و خود را در مرکز خرید دیگری مشغول خریدن چیزهایی که واقعاً به آن نیاز ندارید می یابید. معمولاً درمورد اینکه چقدر خرج کرده اید دروغ می گویید (به خودتان و نزدیکانتان)، برچسب های قیمت را از روی اجناسی که خریده اید می کنید و همیشه برای راست و ریست کردن هزینه های ماهانه تان مشکل دارید.اعتیاد خرج کردن تلاشی برای خریدن "خوشبختی" استبرای مورد تحسین قرار گرفتن، احساس قدرت کردن، دور کردن احساسات مشکل دار مثل شک به خود یا ناامیدی ازخودو می توانند به خراب کردن هر چیزی که برایتان عزیز بود منجر شود.

چطور به یک رفتار معتاد می شویم؟

فرستنده های شیمیایی هستند که انتقال دهنده های عصبی یا نوراترانسمیتر نامیده می شوند و کارشان انتقال ارتباط بین مغز و سایر قسمت های بدن است. وقتی عصبی، مضطرب و نگران  هستید، جریانی از اپینفرین که تحریک کننده ترس است در بدنتان تولید می شود. وقتی اتفاقی می افتد که حس خوبی به شما می دهد (مثلاً وقتی چیزی می خرید) جریانی از نوروترانسمیترهایی که سروتونین نامیده می شوند در شما پیدا شده و احساسی خوب به شما می دهند.

اعتیاد خرج کردن رفتاری در شما ایجاد می کند که یگدفعه باید همان لحظه چیزی بخرید. پرداخت پول برای خرید یک جنس احساسی بسیار خوب به شما می دهد و  باعث می شود مقدار کافی از آن سروتونین در بدنتان تولید شود. یک خرید هیچوقت برای شما کافی نیست. می خواهید آن احساس سرخوشی را دوباره و دوباره تجربه کنید، به همین خاطر باز بیرون می روید و چیزی می خرید.

با رفتار خودتان مسموم شده اید. تنها چیزی که در دنیا برایتان مهم است این است که بتوانید به این خرج کردن هایتان ادامه دهید. چون خریدن چیزهای جدید احساس خیلی خوبی نسبت به خودتان، زندگیتان و همه چیز در شما ایجاد می کند. درست همانطور که تعریف اعتیاد می گوید، شما خودتان را وقف رفتاری کرده اید که از روی عادت و میل شدید انجام می شود و عملکردهای حیاتی را تخریب می کند.

چرا اعتیاد به خرج کردن؟

اعتیاد به خرج کردن یک نشانه یا بهتر بگوییم، یک چراغ قرمز هشدار از احساسات بسیار عمیقی در شماست که سعی در پنهان کردن آن دارید. افراط در خرید به شما کمک می کند آن احساسات مشکل ساز حداقل برای مدتی روی نشوند. هربار که سعی می کنید این رفتار اعتیادآمیز خود را کنار بگذارید، یا حسی ناخوشایند و ترس مواجه می شوید. بااینکه به خودتان قول داده اید که باید خرج کردن هایتان را کمتر کنید، اما برای از بین بردن آن حس ناخوشایند محبور می شوید باز چیز دیگری بخرید.

اما چه احساساتی است که اینقدر بد است که شما را به خودویرانگری می رساند؟ شاید از این می ترسید که به آن اندازه ای که می خواهید جذاب یا موفق به نظر نرسید. احتمال این وجود دارد که ترس شما از این ناشی می شود که فکر می کنید خودِ واقعیتان موجودی دوست داشتنی نیست. یااز این می ترسید که ظاهرتان که اینقدر برای زیباییش تلاش کرده اید، از بین برود و دیگران ببینند که پشت آن ظاهر زیبا چه در فکر شماست: اینکه شما یک فرد متظاهر و شکست خورده اید.

وقتی دچار اعتیاد خرج کردن باشید، آنچه که واقعاً می خواهید بخرید این است که مورد علاقه و توجه دیگران قرار بگیرید و اسیر آن حس شک و ناامیدی به خود نشوید. مهم نیست که چقدر پول داشته باشید چقدر موفق باشید یا چه موقعیت احتماعی داشته باشید، این درون شماست که احساس خالی بودن و پوچی می کند. وقتی پول خرج می کنید، آن دره خالی و عمیق درونتان کمی پر می شود و حتی به مدتی خیلی کوتاه احساس می کنید که در اوج دنیا هستید.

از کجا بدانید که دچار اعتیاد خرج کردن هستید؟

انکار یکی از مولفه های اعتیاد است. برای اینکه بفهمید دچار اعتیاد خرج کردن هستید یا نه  باید عادت های خرید خود را صادقانه بررسی کنید: چقدر و چند مدت یکبار خرید می کنید؟ خرید کردن های شما چه خسارتی به حساب پس اندازتان، کارتان، خانواده تان، و زندگی شخصی خودتان وارد می کند؟ و مهم تر اینکه، چه احساسات ترس یا ناامنی را می خواهید با خرید کردن بپوشانید؟

تشخیص اینکه به این اعتیاد دچار هستید اولین و بزرگترین قدم برای بهبودی است. اگر احساس می کنید که خرج کردن مشکلاتی برای شما ایجاد می کند، می توانید نزد مشاور روانشناس رفته و با او مشورت کنید. به همراه مشاور می توانید ببینید چه چیزی شما را به خرید کردن ترغیب می کند و چطور عادت های خرید شما بر کیفیت زندگیتان تاثیر می گذارد و روابط شما را با نزدیکانتان شکل می دهد و درمورد خودتان چه احساسی پیدا می کنید.

رفتاری های اعتیادآور قابل درمان هستند. اگر واقعاً می خواهید عادت خرید کردن خود را متوقف کنید، مشاوره و روانشناسی بیشتری کمک را به شما می کند و به شما یاد می دهد که چه رفتارهایی را جایگزین آن کنید و مهارت های کنار آمدن با این مشکل رانیز به شما معرفی می کند.

مردمان


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اعتیاد خرج کردن ، اعتیاد خرید کردن ، روانشناسی خرید کردن ، اعتیاد ،
  • تعداد کل صفحات:3  
  • 1  
  • 2  
  • 3