تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب تیر 1391

مدیریت زمان

پنجشنبه 29 تیر 1391  05:39 ب.ظ

چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم. 


از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:
۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می گیرد.
۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می اندازند.
۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.
۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:
۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید
۲- کارها را اولویت بندی کنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:
۱- صحبتهای کم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط کاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری 
۸- دوباره کاری 
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته‌های نابجا 
۱۰ - نداشتن تمرکز حواس 
۱۱- عادت امروز و فردا کردن
 ۱۲- ترس از شکست 

راههای ایجاد وقت: 
۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می گذرد و ... ) 
2- انجام کارها به طور همزمان 
3- تنظیم کردن وقت خواب 
4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست‌های غیر مهم 
6- عقب انداختن کارهای غیر مهم

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: مدیریت زمان ، زمان بندی ،

آموزش مهارت های زندگی ( ویژه جوانان و نوجوانان)

پنجشنبه 29 تیر 1391  05:31 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم كه اگر به درستی عمل نكنیم سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موقعیت ها مختلف هستند . مثلاً چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار كنیم ؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟ چگونه مشكلاتمان را حل كنیم ؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناكامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله كنیم؟
مهارت های زندگی :
(مهارت های زندگی) توانایی هایی هستند كه به ما كمك می كنند با موقعیت های زندگی - بخصوص موقعیت های پر خطر - به طور صحیح برخورد كنیم . وقتی این مهارت ها را كسب كردیم می توانیم در ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل كنیم و بدون توسل به اعمالی كه به خودمان یا دیگران صدمه می زند مشكلات را حل كنیم .
این مهارت ها چه مهارت هایی هستند؟
مهارت های زندگی شامل ده توانایی كلی به شرح زیر است . برای زندگی بهتر لازم است این مهارت ها را تمرین كنیم تا كمتر دچار آسیب های روانی و اجتماعی  شویم :
1 - توانایی حل مسئله
ما در زندگی به طور مداوم در حال حل مسئله هستیم . برخی از این مسائل ساده هستند ولی برخی دیگر به فعالیت های فكری پیچیده ای نیاز دارند. توانایی حل مسئله به ما كمك می كند مسائل زندگیمان را به نحو مطلوب حل كنیم . اگر مسائل مهم زندگی ما حل نشده باقی بماند با فشار روانی روبرو می شویم و سلامت روانی و جسمانی ما تهدید می شود.
2 - توانایی تصمیم گیری
اگر چه همه ما تصمیم می گیریم ولی همیشه تصمیم های هوشمندانه نمی گیریم . برخی از تصمیم گیری های غلط منجر به به پیامدهای ناخوشایند می شوند. مهارت تصمیم گیری به ما كمك می كند كه به طور صحیح در مورد اعمالمان تصمیم بگیریم و جوانب مختلف انتخاب ها و پیامدهای مثبت و منفی هر یك از آنها را در نظر بگیریم . تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی ما می شود.
3 - توانایی تفكر خلاق
این نوع تفكر به ما كمك می كند مسائل را از زوایای مختلف دریابیم و راه حل های مختلف مسئله و پیامدهای آن را ارزیابی كنیم و بالاخره راه حل های تازه ای برای مشكلاتمان پیدا كنیم . با استفاده از این مهارت ؛ تصمیم گیری های ما مناسب تر انجام می شوند و مسائل به طور عملی تر حل می شوند.
 4 - توانایی تفكر انتقادی
با استفاده از این مهارت به بررسی و تجزیه و تحلیل افكار خود و دیگران می پردازیم و به فهم و درك روشن تر دست می یابیم . این توانایی كمك می كند تا اطلاعات و تجاربی را كه به ما می رسد تجزیه و تحلیل كرده و در مقابل ارزش ها و فشارهایی كه به ما تحمیل می شود مقاومت كنیم و بدانیم كه رفتار دیگران همیشه درست نیست . 

5 - توانایی ارتباطی
ما بخش اعظم هر روز را به ارتباط برقرار كردن با دیگران می گذرانیم تا هر چه بیشتر بتوانیم نیازهای خود را بیان نماییم و نیازهای دیگران را درك كنیم . توانایی ارتباطی به ما كمك می كند تا با دیگران ارتباط كلامی و غیر كلامی مؤثرتری داشته باشیم و با غلبه بر خجالت ، نظرات خود را برای دیگران ابراز كنیم . اگر این مهارت را كسب كرده باشیم در موقع لزوم می توانیم  با تقاضاهای نامناسب دیگران مخالفت كنیم .
6 - توانایی روابط بین فردی
توانایی روابط بین فردی به ما كمك می كند با دیگران همكاری و مشاركت بهتری داشته باشیم . به آنها اعتماد كنیم. مرزهای روابط با دیگران را تشخیص دهیم .  دوستی های مطلوب را حفظ كنیم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور مؤثرتری رفتار كنیم .
7 - توانایی خودآگاهی
یعنی توانایی شناخت خود و آگاهی از نقاط  ضعف و قوت خواسته ها، ترس ها ، رغبت ها و تمایلات خود؛ این توانایی به ما كمك می كند تصویر واقع بینانه ای از خود داشته باشیم و حقوق و مسئولیت هایمان را بهتر بشناسیم .
8 - توانایی همدلی
توانایی همدلی یعنی این كه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی كه در آن شرایط قرار ندارد ، درك كند . همدلی به ما كمك می كند تا انسان های دیگر را وقتی با ما متفاوت هستند بپذیریم و به آنها احترام بگذاریم . كسانی كه همدلی بیشتری دارند، به دیگران علاقه مندند؛ افراد مختلف را تحمل می كنند؛ پرخاشگری كمتری دارند و دوست داشتنی ترند. این مهارت روابط اجتماعی را بهبود می بخشد.
9 - توانایی مقابله با هیجان
این مهارت شامل توانایی شناسایی هیجانات خود و دیگران ، و نیز شناخت تأثیر هیجانات بر رفتار است . این مهارت به ما كمك می كند كه در مواقع ناكامی ، خشم ، افسردگی و  اضطراب ، واكنش های مناسبی نشان دهیم .
10 - توانایی مقابله با فشارهای روانی ( استرس)
این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آن بر رفتار است و ما را قادر می سازد كه منابع فشار روانی را در زندگی خود بشناسیم و راه های صحیح كاهش فشار را دنبال كنیم .

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: آموزش مهارت های زندگی ، مهارت های زندگی ، موقعیت های پر خطر ، توانایی حل مسئله ،

شکستن قالب‌های عادت‌

چهارشنبه 21 تیر 1391  02:42 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

خلاقیت را تکانه‌ ذهنی برای رام کردن تنش‌های درونی دانسته‌اند شما هم می‌توانید همین الان توان فوری و آنی ذهن خودتان را آزمایش کنید.‌آیا قادرید با یک تکانه‌ ذهنی، خودتان را از قالب‌های عادت بیرون بیاورید و به درون خلاقتان نیرو واردکنید؟ قلم و کاغذ آماده کنید و از سر کلمه‌ای که فوراً به ذهنتان می‌رسد یک استعاره یا تشبیه بسازید. جمله‌هایی می‌توانند قالب شکن باشند که با پیوند این سه عنصر نامأنوس، ایده‌ای نو و تازه بیان کنند. این در حالی است که می‌دانیم هیچ یک از این سه عنصر به تنهایی پدیده‌های نو و تازه‌ای نیستند.

هرکس توانسته باشد قالب‌های مأنوس را با تشبیه‌سازی یا استعاره سازی خود بیشتر بشکند، توان بیشتری برای آفرینشگری دارد. فرض کنیم شما باید مانند آن شاعر هنرمندی باشید که گفت: <مه با پاهای کوچک گربه به داخل می‌زند. اگر شما هم نظیر چنین جمله‌ای گفته‌اید، قالب شکن بوده اید. چون همه قالب‌های ذهنی پیشین را در هم ریخته‌اید. اما مطمئن باشید به عنوان آفرینشگر شناخته نخواهید شد. تازه گرفتاری‌های ناخواسته‌ شما شروع می‌شود، زیرا پذیرش آفرینشگر برای اکثر انسان‌ها که در قالب‌های موجود محصورند سخت دشوار است.

کشمکش بین فرهنگ روز و فرد خلاق تمام نشدنی است تاریخ، این حقیقت را ثابت کرده است. کپرنیک و گالیله به عنوان کافر تقبیح شدند. چون در آن زمان ذهن خلاق آنان شناسایی نشده بود. رنج بردن از شک‌گرایی و ناباوری، یا واکنش زیانبار هم عصران آفرینشگر، بهایی است که افراد خلاق پرداخته‌اند و هنوز هم می‌پردازند. از این رو، اغلب نوآوران تا آخر عمر خویش ناشناخته باقی می‌مانند ولی بعداز مرگ به شکوفایی و زندگی دوباره می‌رسند. (کاکیا، ۱۳۷۸) افراد خلاق همان مردم کوچه و بازارند اما با این تفاوت که فکری کاملاً متفاوت با مرم کوچه و بازار دارند زیرا از شخصیت ممتازی برخوردارند بعضی از ویژگیهای این افراد به قرار زیر است:


 

۱) هوشمند بودن‌

هرچند بهره‌ هوشی شرط کافی برای آفرینش‌گری و خلاقیت نیست، اما شرط لازم است، زیرا همواره همبستگی مثبتی بین نمرات آزمون هوش و آزمون خلاقیت دیده می شود یعنی فراگیرانی که نمره‌های آزمون هوش آنها بالاتر از عادی است، معمولاً در آزمون خلاقیت هم نمره‌های بالایی می‌گیرند. البته همه‌ صاحب نظران در این زمینه موضع قاطعی ندارند برای مثال تورنس‌‌ ‌‌(Torens) رابطه‌ هوش و خلاقیت را براساس نظریه‌ آستانه‌ای تعیین می‌کند <این نظریه چنین است>: وقتی بهره‌ هوشی پائین‌تر از حد معینی باشد خلاقیت نیز محدود است اما اگر بهره هوشی فراتر از حد باشد (۱۲۰ - ۱۱۵) خلاقیت به عنوان بعدی مستقل در می‌آید و شکوفا می‌شود.


۲) آگاهی و حساسیت نسبت به محیط‌

افراد خلاق نسبت به محیط خویش بیش از حد معمول حساس هستند آنان در رنگ و بافت اشیاء و واکنشهای افراد، نسبت به نوشته‌ها و خواندنی‌ها یا چیزهایی که دیگران متوجه آن نمی‌شوند، توجه خاص دارد. از طرفی افراد خلاق چون بیش از دیگران دست به تجربه می‌زنند و نیازمند کسب آگاهی بیشتر در مورد کشف محیط اطراف هستند، همان طور که رشد می‌کنند آگاهی وحساسیت خود را نسبت به موارد مورد نظر معطوف کرده تا شناخت آنها کامل‌تر شود.


۳) توانایی انعطاف‌پذیری و قدرت ابتکار

فرد خلاق همواره راه‌های گوناگون و نو را می‌پذیرد و می‌آزماید. مثلاً اگر آجری را به او نشان دهیم می‌تواند کاربردهای مختلف برای آن ارائه دهد مثلاً برای آسیاب کردن، برای نگهداشتن در، مهر و موم کردن مغازه‌ها و... یعنی کاربردهایی را که یک فرد خلاق برمی‌شمارد. غالباً کاربردهای غیرمعمول هستند زیرا ابتکار و نوآوری از مهمترین ویژگیهای یک فرد خلاق است در صورتی که پاسخهای یک فرد عادی چنین نیست.

افرادعادی چنین می‌گویند: ساختن اتاق، ساختن خانه، ساختن طویله، ساختن دیوار و....


۴) شک‌گرایی و پایداری‌

نتیجه: گناه تمام مردم جهان به گردن تعصب و خودرائی است تعصب نوعی جمود روانی است. افراد خلاق و آفرینشگر همواره امور مختلف را با تردید می‌نگرند و حتی نسبت به ایده‌های پذیرفته شده نیز مشکوک هستند زیرا فرد خلاق می‌خواهد همواره جنبه منطقی امور را وارسی کنند و آنچه را که منطقی و معقول است از پی، پایه و اساس جداسازد و نابود کند.


۵) بازیگوشی فکری و شوخ طبعی‌

فرد خلاق یا آفرینش‌گر با ایده‌های تازه‌ای که پیدا می‌نماید به بازی می‌پردازد و با اندیشه‌های تازه خود سرگرم بازی می‌شود.‌

زیرا با این کار می‌خواهد ببیند به کجا می‌تواند برسد،‌ ابداعی، اختراعی و یا کشفی بکند. فرد خلاق معمولاً شوخ طبع نیز است و در برابر ناسازگاری‌ها به گونه‌ای خودجوش واکنش طنزآمیز از خود نشان می‌دهد. معمولاً اکثر این واکنشها در غیر عادی بودن بسیار زیرکانه هستند.‌


۶) نا همنوایی و اعتماد به نفس‌

فرد خلاق از اعتماد به نفس، اراده‌ قوی و تجربی و قدرت رهبری قابل توجهی برخوردار است و از اینکه همنوا با دیگران نباشند ناراحت نیست. او نسبت به کارها و فعالیت‌های خود محکم و مقاوم است و اگر به کارش مطمئن باشد، برای اثبات آن کوتاهی نمی‌کند او دارای اراده‌ای خلل ناپذیر است.


۷) دوست داشتن زندگی‌

در بین افراد خلاق بر طبق پژوهش‌های انجام شده خودکشی، افسردگی و تارک دنیایی مشاهده نمی‌شود آنان به زندگی عشق می‌ورزند، به ادامه‌ آن علاقه‌مند هستند و برای زندگی بهتر تلاش می‌کنند. آنان معتقدند تا <شقایق هست زندگی باید کرد>.


۸) کنجکاو بودن‌

افراد خلاق کنجکاو، دقیق و جستجوگر هستند. آنان به دلیل و علل مسائل می‌اندیشند. نسبت به کوچکترین مجهول از خود کنجکاوی نشان می‌دهند آن بسیار دقیق و نکته‌سنج هستند و نسبت به انواع رویکردها، عکس‌العمل‌های متعدد از خود نشان می‌دهند.


۹) دوست داشتن خود

افراد خلاق چون زندگی را دوست دارند، به دیگران احترام می‌گذارند، با هم مهربان هستند و به یکدیگر کمک می‌کنند، انسان‌های خلاق و کاوشگر چون دیگران را دوست دارند پس برای خودشان هم ارزش قائلند و خود را دوست دارند و همین دوست داشتن خود موجب تلاش بیشتر برای زندگی و کوشش فزون‌تر برای بهبود زندگی می‌شود.


۱۰) نترسیدن از شکست‌

فرد خلاق از شکست نمی‌هراسد. او با شکست مبارزه می‌کند. او معتقد است که هیچ چیز ترس ندارد و ترس زائیده تفکر خود فرد است. فرد خلاق سعی در جبران شکست می‌نماید و هر شکست را راهی برای رسیدن به کامیابی و موفقیت می‌پندارند.‌


۱۱) داشتن انرژی فراوان‌

انسان خلاق از انرژی بالایی برخوردار است او از انرژی به صورت مثبت استفاده می‌کند. او بعلت داشتن درک بالا و فهم زیاد عکس‌العمل‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهد، بی‌قرار است و پر انرژی و از انرژی خود برای نیل به اهدافش بهره می‌برد.


۱۲) آشفته نبودن فکر

فرد خلاق فکر خود را آشفته نمی‌کند بلکه فکر خود را معطوف به مسائل مثبت و راه‌حل‌های منطقی می‌کند. او با آشفتگی فکر نمی‌تواند گامی مثبت در راه پیشبرد اهدافش بردارد، پس فکر خود را از مسائل پیش پا افتاده تهی می‌سازد تا پیشرفت فکری نماید.‌


۱۳) زندگی کردن در زمان حال‌

تعدادی از مردم با گذشته‌ خود زندگی می‌کنند و برای آنچه از دست داده‌اند یا گذشته است حسرت می‌خورند، تعدادی از آنها با آینده سر می‌کنند و به فکر روزهای آتی هستند و تعدادی هم به حال می‌نگرند و در حال زندگی می‌کنند انسان‌های خلاق در زمره‌ دسته سوم هستند. آنان برای آنچه گذشته حسرت نمی‌خورند بلکه از گذشته درس عبرت می‌گیرند و برای آنچه نیامده زندگی نمی‌کنند بلکه برای رسیدن به آینده تلاش می‌کنند و درحال، زندگی می‌کنند.


۱۴) عدم نیاز به تأیید دیگران‌

افراد خلاق از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند بنابراین نیاز به تأیید دیگران را در خود احساس نمی‌کنند اگر کاری یا فعالیتی را مثبت و خوب ببینند،‌ ادامه می‌دهند و اگر انجام کاری را منفی بنگارند از انجام و ادامه‌ آن سر باز می‌زنند. آنان نیازی به تعریف و تمجید دیگران ندارند.


۱۵) مستقل بودن‌

فرد خلاق مستقل بسر می‌برد. احساس نیاز به دیگران در او خیلی کم است، او خودش کارهایش را انجام می‌دهدو از اینکه به کسی متکی باشد،‌ احساس ناخشنودی دارد.


۱۶) خنده‌رو و شاد بودن‌

یک انسان خلاق به مردم نمی‌خندد بلکه با مردم می‌خندد. فرد خلاق فردی سخت و جدی نیست تا با سختی و یا حالتی خشک و عبوس چاره‌ زندگی را بپیماید. بنابراین علاقه و اصرار ندارد که هر کاری را حتماً در جای خود و زمان خاص خود انجام دهد. برعکس همواره ناهماهنگی را دوست دارد. شوخی‌هایش معمولاً غیرخصمانه و غیرکینه‌توزانه است و هرگز با شوخی و خنده کسی را مورد تمسخر قرار نمی‌دهد زیرا فرد خلاق همواره با مردم می‌خندد و نه به مردم.


۱۷) داشتن بصیرت نسبت به رفتار دیگران‌

یکی از مشخصه‌های انسان خلاق داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران است. به‌طوری که هرآنچه برای دیگران پیچیده و غیرقابل فهم و درک است، برای فرد خلاق کاملاً روشن و قابل درک و فهم است. انسان خلاق با دیگران درگیری ندارد و همین عدم درگیری عاطفی او را برای غلبه بر موانعی که سر راهش قرار دارند، توانمند و با بصیرت می‌کند.‌


۱۸) ارج نهادن به طبیعت‌

فرد خلاق گردش در طبیعت را دوست دارد و این دوست داشتن بدون تظاهر صورت می‌گیرد. یعنی فرد خلاق با طبیعت دست نخورده و جهانی که به دست بشر ساخته شده و رو به نابودی می‌رود، آشتی است و به راحتی قادر است برای همه‌ چیزهایی که در طبیعت وجود دارد، ارج بگذارد.


۱۹) مثبت و سازنده بودن‌

خصوصیت دیگر فرد خلاق این است که فردی کاملاً مثبت و خوش‌بین و صادق و سازنده است. هیچ‌گاه پاسخ‌های طفره‌آمیز نمی‌دهد. دروغ نمی‌گوید و تظاهر نمی‌کند. زیرا دروغ گفتن و تحریف شخصیت دیگران در اصل نفی شخصیت خویش است، بنابراین با آن مخالف است. بنابراین همواره واقعیت را بیان می‌کند و مکر و ریا در زندگی او جایی ندارد.


۲۰) قهرمان پرست نبودن‌

فرد خلاق قهرمان‌پرست نیست و برای خود از کاهی بُت چون کوه نمی‌سازد. او همه کس را به دیده‌ برابری می‌نگرد و اگر کسی امتیازات بیشتری نسبت به او داشت، غم و اندوه به خود راه نمی‌دهد و هنگامی که با رقیبی رقابت می‌کند دلش می‌خواهد او نیز عالی بازی کند تا خود برنده‌ میدان باشد. از کسب موفقیت نیز مغرور نمی‌شود و به خود نمی‌بالد.‌


۲۱) تعلق به بشریت‌

ارزشهای مورد توجه فرد خلاق منطبق با کل بشریت است و تنها خود را متعلق به خانواده، محله، استان و شهرستان ویژه نمی‌داند بلکه خود را متعلق به کل بشریت می‌داند و از نظر او بیکار شدن یک ایرانی بدتر از یک تُرک،‌ عرب و یا اروپایی نیست زیرا به مرزهای خصا متکی نیست و خود را جزئی از کل بشریت می‌داند. بنابراین فرد خلاق همواره از محدودیتهای سنتّی فراتر رفته و به دنبال کمال است.


۲۲) برخورد صحیح با مشکلات‌

میزان سلامتی فرد خلاق در این نیست که آیا اشتباه دارد یا خیر بلکه در این است که در برابر اشتباه چه بر خوردی می‌کند فرد خلاق با بسیاری ویژگیهای مثبت دارای چنان شخصیتی است که از لحظه لحظه زندگی در سایه‌ خود شکوفایی و سازندگی بهره گرفته و در برابر مشکلات قد علم کرده و آنها را چون موم نرم کرده و از عهده‌ آنها برمی‌آید.


۲۳) سلامت روانی و کلامی‌

افراد خلاق از بیان زیبایی روانی و کلامی بهره‌مند هستند. آنان بلیغ سخن می‌گویند و در صحبت کردن حدود را در نظر می‌گیرند.‌ اول فکر می‌کنند و بعد سخن می‌گویند،‌ اول می‌اندیشند و بعد آنچه فکر کرده‌اند را به زبان می‌آورند.‌


۲۴) خودانضباطی‌

افراد خلاق از نظم و انضباط خاصی برخوردارند. آنان نیازی ندارند که دیگران به آنان در مورد انضباط تذکر دهند آنان خود ذاتاً منضبط و مرتب هستند و این ویژگی از خصیصه‌های ذاتی آنان شده است.


۲۵) ترجیح دادن فعالیت‌های تخیلی به رویدادهای واقعی‌

آنان به داستانها، فیلمها و موضوعات تخیلی علاقه‌ وافر دارند و تخیلات را بر موضوعات واقعی ترجیح می‌دهند آنان قادرند داستانهای تخیلی زیبایی بسازند.


۲۶) صراحت و قاطعیت‌

افراد خلاق صراحت و قاطعیت دارند و بدون شبهه و تکلیف، استوار و صریح هستند. آنان حرفشان را محکم می‌زنند و ذره‌ای شک و شبهه به خود راه نمی‌دهند و البته حرمت کلام را حفظ کنند ولی با متانت و وقار حرف خودرا می‌زنند. بدیهی است هر فرد خلاق لزوماً همه‌ ویژگی‌های فوق‌الذکر را ندارد، اما همه‌ این ویژگیها در افراد خلاق به نسبتی قابل مشاهده است. آنچه مهم است، شناخت و پرورش چنین استعدادهای برجسته‌ای است و بالطبع در این کار بیشترین مسئولیت برعهده‌ خود فرد جوان و نوجوان و بعضاً خانواده‌ آنها است.‌


‌‌حمیدرضا کاظم‌زاده‌، کارشناس تعلیم و تربیت‌

روزنامه اطلاعات


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: شکستن قالب‌های عادت‌ ، عادت ، ترک عادت ، شکستن عادت ، عادت کردن ،

با ذهنتان شوخی کنید

سه شنبه 20 تیر 1391  02:39 ب.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

آیا دوست دارید با ذهنتان شوخی كنید؟ اگر موافق هستید به سوالات زیر پاسخ دهید .این كار نه تنها برای روحتان مناسب است، بلكه خستگی تان را نیز بر طرف می كند . از جواب دادن به این سوالات لذت ببرید و پاسخهایتان را با جوابهای داده شده مقایسه كنید.
1. یك فروند هواپیما در مرز آمریكا و كانادا سقوط می كند . بازماندگان از سقوط را در كجا دفن می كنند؟

كانادا آمریكا هیچ كدام 

2.یك خروس در بام یك خانه كه شیب 2 طرفه دارد تخم می گذارد .این تخم از كدام طرف می افتد ؟

شمال جنوب هیچ كدام 

3.خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایلس به رنگ قرمز می باشد . او در یك آپارتمان یك طبقه كه قرمز رنگ است زندگی میكند. صندلی و میز او قرمز رنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمز رنگ هستند .كفپوش آپارتمان و فرشها نیز قرمز رنگ هستند .تلویزیون هم قرمز رنگ هستند .سریع پاسخ دهید كه پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟

قرمز آبی هیچ كدام 

4.پدر و پسری را كه در حادثه رانندگی مجروح شده بودند ، به بیمارستان می برند .پدر در راه بیمارستان فوت می كند ولی پسر را به اتاق عمل می برند .بعد از مدتی دكتر می گوید من نمی تانم این شخص را عمل كنم ، بخاطر اینكه او پسر من است .آیا به نظر شما این داستان صحت می تواند صحت داشته باشد؟

آری خیر هیچ كدام 

5.اگر چهار تخم مرغ ، آرد ، وانیل ، شكر ، نمك و بیكینگ پودر را با همدیگر مخلوط كنید آیا كیك خواهید داشت؟

آری خیر هیچ كدام 

6.آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش كنید ؟

آری خیر هیچ كدام 

7.در یك مجلس عقد مادر داماد داماد را می بوسد ، چه موقع مادر داماد شخصی را كه حلقه گل می آورد ،
می بوسد ؟

قبل از عقد بعد از عقد هیچ كدام 


8.. یك كیلو گرم آهن چند گرم سنگین تر ا ز یك كیلو گرم پنبه می باشد؟

1 گرم 100گرم هیچ كدام 

9.مردی به طرف یك پلیس كه در حال جریمه كردن اتومبیل بود میرود و التماس می كند كه پلیس جریمه نكند ، ولی آقای پلیس قبول نمی كند .به پلیس نه یكبار بلكه هشت بار بد دهنی می كند .جواب دهید كه این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

8 بار 9بار هیچ كدام 

10.اگر تمام رنگها را با هم مخلوط كنید ، آیا رنگین كمان خواهیم داشت ؟

آری خیر هیچ كدام 

11.گرگی به بالای كوه می رود تا غرش شبانه اش را آغاز كند .چه مدت طول می كشد تا به بالای كوه برسد؟

دو شب پنج شب هیچ كدام 

12.اگر به طور اتفاقی وارد كودكستان دوران كودكیتان شوید ، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود ؟ 

آری خیر هیچ كدام 

13.آیا امكان دارد یك نفر سریعتر از رودخانه می سی سی پی شنا كند ؟

آری خیر هیچ كدام 

14.آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می گیرند .بعد از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می گیرد .با این حال ، بعد از پنج سال با اینكه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است ، دوباره خانم ژانت اسمیت می شود. آیا این قضیه امكان پذیر است؟

آری خیر هیچ كدام 

15.آقای جیم كوك مشكوك به قتل است ولی وقتی كه پلیس از او سوال می كند كه در موقع قتل كجا بوده است ، آقای جیم می گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام .حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می دهد .آیا این موضوع ثابت می كندكه آقای جیم ب گناه است ؟

آری خیر هیچ كدام 

16.یك شتر مرغ تصمیم می گیرد كه به وطنش بازگردد.چه موقع باری پرواز او به جنوب مناسب است ؟

بهار پاییز هیچ كدام 

17.جمله ی بعدی صحت دارد .جمله قبلی غلط است .آیا این قضیه منطقی است؟
آری خیر هیچ كدام 

18.آیا امكان دراد كه یك اختراع قدیمی قادر باشد كه پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

آری خیر هیچ كدام 

19.اگر بخواهید یك نامه به معشوقتان بنویسید ترجیح می دهید با شكم پر یا با شكم خالی بنویسید ؟
پر خالی هیچ كدام



===========================================

نتیجه 
حال نتایج تست را مورد بررسی قرار دهید و تعداد جوابها ی صحیح را جمع بزنید .
اگر تعداد جوابهای صحیح بین 5-0 بود اشكالی ندارد.شاید اینگونه تستها نظر شما را جلب نمی كنند ، ولی به شما تبریك می گوییم كه با حوصله این تست را انجام دادید قبل از اینكه جوابهای تست را بخوانید! اگر تعداد جوابهای درست بین 10-6 بود ، نسبتاً بد نیست .اگر چه كه این نشان می دهد كه به ندرت به جزئیات توجه می كنید ولی با این حال به مسائلی توجه می كنید كه بقیه به آنها توجه نمی كنند .اگر تعداد جوابهای درست شما ین 15-11 بود، بسیار خوب است.شما به جزییات توجه می كنید و در عین حال منطق به شما اجازه می دهد كه به تصویر بزرگتری نگاه كنید .اگر تعداد جوابهای صحیح بین 19-16 بود شما جزء مردمان نادری هستید كه بیشتر اوقات به جزییات توجه می كنید و به طور منطقی فكر می كنید.شما به طور حتم یك شرلوك هولمز هستید.(شرلوك هولمز یك شخصیت داستانی است كه به طور منطقی فكر می كند و معروف است كه به جزییات هر حادثه ای خیلی توجه دارد.)

پاسخ سوالات 

1.هیچ كدام .اجساد تمام بازماندگان متلاشی شده است و جسدی برای دفن كردن باقی نمانده است!

2.هیچ كدام.خروس كه تخم نمی گذارد!

3.هیچ كدام .آپارتمان یك طبقه كه راه پله ندارد!

4.آری . اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید وای بر شما .دكتر یك خانم جراح است.یعنی این شخص مادر پسر
می باشد!

5.خیر ، شما قبل از اینكه كیك داشته باشید باید آنرا بپزید !

6.آری .بپرید و ببینید كه خانه شما چقدر می پرد!

7.هیچ كدام .مرسوم نیست كه مادر داماد شخصی را كه حلقه را می آورد ببوسد.

8. هیچ كدام .1كیلو گرم آهن با 1كیلوگرم پنبه دقیقاً برابر هستند.

9. هیچ كدام .اتومبیل به آن مرد تعلق ندارد.

10. خیر .رنگ خاكستری خواهید داشت.

11. هیچ كدام .گرگ قبلاً بالای كوه است.

12. آری ، شما فقط از كودكستان دیدن می كنید و با همین شرایطی كه الان دارید فقط وارد كودكستان شد ه اید!

13. آری ، چونكه رودخانه ها كه قادر به شنا كردن نیستند!

14.آری ژانت با یك آقای دیگر كه فامیلش اسمیت بوده است ازدواج كرده است.

15.خیر .چونكه ممكن است این سریال تكراری باشد و او قبلاً این سریال را دیده است.

16. هیچ كدام .شتر مرغ كه قادر به پرواز نیست.

17. هیچ كدام .چونكه جملات متضاد هم هستند .

18.آری .پنجره یك اختراع قدیمی است كه بوسیله آن می توان پشت دیوار را مشاهده نمود!

19.هیچ كدام .بهتر است كه یك نامه عاشقانه را با قلم و كاغذ بنویسید و با شكم نمی توان نامه نوشت!
 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: با ذهنتان شوخی کنید ، شوخی ، متلک ، شوخی کردن ، فواید شوخی ،

تمرین خودشناسی

سه شنبه 20 تیر 1391  02:33 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،

شخصیت شامل ویژگی ها و مختصاتی است كه هر فرد را از سایرین متمایز می كند. شخصیت، سبك زندگی هر فرد را می سازد، مجموعه باورها و اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد را شكل می دهد و نحوه برقراری ارتباط او را با خود، دیگران و هستی تعیین می كند. شیوه ادراك، تجربه اندوزی، تفاهم، ارزیابی، نحوه واكنش و برخورد با مسائل و مشكلات، اجزاء شخصیت افراد را روشن می كند. 

شخصیت شامل ویژگی ها و مختصاتی است كه هر فرد را از سایرین متمایز می كند. شخصیت، سبك زندگی هر فرد را می سازد، مجموعه باورها و اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد را شكل می دهد و نحوه برقراری ارتباط او را با خود، دیگران و هستی تعیین می كند. شیوه ادراك، تجربه اندوزی، تفاهم، ارزیابی، نحوه واكنش و برخورد با مسائل و مشكلات، اجزاء شخصیت افراد را روشن می كند. شخصیت دو وجه دارد: یك وجه آن درونی است و یك وجه بیرونی كه از آن محافظت می كند(مانند جمجمه كه از مغز در برابر آسیب ها و لطمات و صدمات خارجی محافظت می كند.) شخصیت ظاهری (بیرونی) پوششی است برای شخصیت باطنی(درونی) از ضربه های روحی و روانی. هر فرد دارای سه مركز یا غریزه است كه به وی كمك می كند تا به زندگی خود ادامه دهد:

۱- غریزه صیانت ذات: در ناحیه شكم واقع شده است. كار اساسی آن آگاه ساختن ما از نیازهایمان است. هنگامی كه این غریزه بیمار می شود، احساس ناامنی می كنیم.

۲- غریزه ارتباطات: در ناحیه قلب قرار دارد و احساسات عاطفی و هیجانی شخص را تولید می كند. هنگامی كه این غریزه خوب كار نكند، دچار احساس تنهایی، ملال و افسردگی می شویم.

۳- غریزه جهت یابی كه در مركز سر قرار دارد و احساس هویت و بودن ما را ایجاد می كند: این كه ما چه كسی هستیم، از كجا آمده ایم و به كجا خواهیم رفت. این غریزه كمك می كند تا هدف و مقصود و مقصد و مفهوم زندگی خویش را بشناسیم. هنگامی كه این غریزه آسیب می بیند، احساس بیهودگی و پوچی می كنیم. در طبیعت و سرشت انسان ها وجوه مشترك فراوانی وجود دارد.
افراد دارای رنگ های گوناگون شخصیتی هستند، اما در هر فرد یك رنگ می تواند بر سایر رنگ های برتری و تفوق داشته باشد كه دیگر رنگ ها را تحت الشعاع خود قرار دهد. در واقع این رنگ غالب، رنگ قوی تر شخصیت آن فرد را تشكیل می دهد. این سه مركز، كانون هایی برای استنتاج و ارزیابی و كسب اطلاعات است، مثلاً افرادی كه ناحیه شكمی را ترجیح می دهند، تیپ های خوب، مقتدر و مسالمت جو هستند و افرادی كه ناحیه قلب در آنها برتری دارد، تیپ های دوست داشتنی، اهل عمل و مبتكر هستند و افرادی كه مركز سر در آنها غالب است، تیپ های دانا، صادق و وفادار، شاد و مسرور هستند. هنگامی كه یك مركز بر آن می شود تا وظایف سایر مراكز را انجام دهد آنگاه شاهد اختلالاتی چون عدم تعادل می شویم و یا سرسخت و لجباز افراطی می شویم و یا احساساتی و زودرنج، ولی وقتی كه هر سه مركز به گونه ای آزاد و هماهنگ عمل می كنند احساس رهایی ،اعتدال و آرامش می كنیم. 

اگر می خواهیم به تكامل برسیم باید تمام جنبه های متضاد وجود خود را كشف كنیم و تمام آنها را مشخص سازیم و تنها به شناخت شماری از آنها اكتفا نكنیم. با معرفتی كه از قطب های متضاد وجود خود پیدا می كنیم، انروی و نیروی لازم را در خویش بوجود خواهیم آورد، حال آن كه اگر تنها به یك قطب بپردازیم توان دلخواه را از دست می دهیم. صفاتی كه برای شما قابل قبول است، در باطن شما جایگاه خاصی دارد و مشخص و معلوم است، اما صفاتی را كه از دایره شخصیت خود بیرون كرده اید چه بسا به صورت رؤیا و كابوس به خوابتان می آیند و یا آنها را به سوی دیگران فرافكنی می كنید. به همین علت است كه در بعضی اشخاص صفات خوشایند و یا ناخوشایند می یابید. انجام تمرین های زیر به خودشناسی شما كمك می كند. در مورد پرسش های زیر خوب بیندیشید و با دقت پاسخ دهید:

۱- آیا به وضعیت فیزیكی (جسمی) خود رسیدگی می كنید تا بتوانید آن را شاداب و با نشاط نگه دارید؟

۲- آیا با حالات جسمانی خود مثل خستگی و بیماری كنار می آیید؟

۳- وضعیت عاطفی و هیجانی شما چگونه است؟ آیا آنها را ابراز می كنید یا به احساسی مخالف با احساسی كه دارید، تظاهر می كنید؟

۴- عشق خود را چگونه اظهار می كنید؟

۵- خشم خود را چگونه اظهار می كنید؟ 

۶- آیا عواطف شما جسمتان را تحت تأثیر قرار می دهد؟

۷- آیا می توانید با دیگران برخورد مناسب و همراه با مسالمت و مدارا داشته باشید؟ آیا با دیگران با گرمی و صمیمیت، رفتار می كنید؟ آیا به موقع می توانید خود را از مردم كنار بكشید و در صورت ضرورت از ایشان دور نمایید؟

۸- آیا خود را آسیب پذیر و ضعیف نشان می دهید؟ آیا برای آزاد ساختن هیجانات خود نیاز به روان درمانی، رفتار درمانی و یا گروه درمانی احساس می كنید؟

۹- آیا احساسات شما تابع شماست و یا شما تابع احساسات خود؟ آیا احساساتتان آشفته و ناگهانی هستند؟ با احساسات خود چگونه كنار می آیید؟

۱۰- آیا قواعد ذهنی شما با واقعیت های موجود توافق و هماهنگی دارد؟ آیا نقشه هایی را كه در ذهنتان می پرورید، مبهم و غیر حقیقی می انگارید؟ آیا نیاز دارید كه نقشه های ذهنی خود را با شرایط و اوضاع كنونی وقف دهید؟ 

۱۱- آیا افكار آزاردهنده دارید و یا مسائل و مشكلات را كوچك و بی اهمیت تلقی می كنید و خود را به تغافل و بی خبری می زنید؟

۱۲- آیا می توانید روی موضوع خاصی متمركز شوید و یا در دور باطلی قرار می گیرید؟ آیا نیاز به شناخت درمانی دارید تا افكاری روشن، متمركز و منطبق با حقیقت داشته باشید؟

۱۳- در تصمیم گیری كدام مركز را برای مشورت انتخاب می كنید و به آن اطمینان دارید؟ تصمیم های عجولانه و شتابزده می گیرید و یا با هیجانات و احساسات خود مشورت می كنید و یا عقل و منطق را ترجیح می دهید(یعنی نظریات مختلف را جمع آوری می كنید تا بتوانید آنها را مورد استفاده قرار دهید)؟ 

۱۴- تصمیم های مهم زندگی خود را بنویسید و كانون تصمیم گیری خود را در هر یك مشخص كنید و بالاخره كانون ارجح را پیدا كنید كه جسمتان است یا قلبتان و یا ذهنتان؟

۱۵- هنگامی كه حال خوش و آرامی دارید چه احساس و تفكری نسبت به خود و دیگران و نحوه ارتباط با آنها دارید و اصولاً چه تفاوتی با زمانی كه ناراحت و كج خلق و دلواپس هستید دارید؟ مثلاً قادر به انجام چه كارهایی می شوید كه در موقع بد حالی از عهده آنها برنمی آیید؟

۱۶- احساسات، اندیشه ها و رفتارهای خود را در زمانی كه حس می كنید، دارید از هم می پاشید و توان مقابله با مشكلات را از دست داده اید، شرح دهید. ۱۷- با موقعیت های تنش زا چگونه برخورد می كنید و چگونه می كوشید تا با پیدا كردن موقعیت مناسب، خود را از این وضع رها كنید؟ آیا برای رهایی از مشكلی كه آزارتان می دهد به روش های نومیدكننده و بی اثر متوسل می شوید؟

۱۸- چه چیزهایی مانع از آن می شود تا نتوانید كار دلخواه خود را انجام دهید و یا آنچه را در دل دارید به زبان نیاورید؟
ادامه مطلب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تمرین خودشناسی ، خودشناسی ، انسان شناسی ، رفتار شناسی ، روان شناسی ،

چطور از شر تنبلی خلاص شویم ؟

یکشنبه 11 تیر 1391  10:08 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

چند تا جمعه به خاطر ۲ ساعت خواب بیشتر، برنامه کوهنوردی‌تان را به‌هم زده‌اید؟ چند تا ایده و فکر بکر داشته‌اید که به خاطر بی‌حوصلگی‌تان به دست فراموشی سپرده شده‌اند و فرصت نکرده‌اند به عمل تبدیل شوند؟ در دنیای اسرارآمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر می‌رسد ما آدم‌ها شاگرد اول‌های کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسل‌های قبل کار می‌کنید اما واقعیت این است که تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دوره‌های قبل گریبان آدم‌ها را گرفته است. در زمان‌های قدیم و قبل از اینکه تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت کند، برای بیشتر انسان‌ها منابع محدود و غیرقابل پیش‌بینی بوده است. آنها سعی می‌کردند تا جایی که ممکن است انرژی را ذخیره کنند. محرک‌های بیرونی قوی و اجبارکننده بودند. گرسنگی و تشنگی تهدیدهای اصلی بودند. برای آنها خیلی حیاتی بوده است که انرژی را ذخیره کنند.

آنها گاهی با کم تلاش کردن این کار را انجام می‌دادند. این روزها خیلی چیزها عوض شده است. ما با انرژی بیشتر و انگیزه‌های مستقیم، کمتر سر و کار داریم. بین آرزوها و عمل نیاکان ما فاصله کمی بود؛ تشنه می‌شدند، به دنبال آب می‌رفتند، با گرسنگی دنبال غذا می‌رفتند، برای رفتارهایشان لازم نبود ازماه‌ها قبل برنامه‌ریزی کنند؛ رفتارهایی که باعث بقای آنها می‌شد، نتایج کوتاه‌مدت داشت و در دنیای بدون دارو، بانک و حتی یخچال آن موقع لازم نبوده خیلی به آینده فکر کرد. تنبلی از کجا شروع می‌شود؟ روان شناسان معتقدند تنبلی وقتی به وجود می‌آید که امکان برنامه‌ریزی برای آینده وجود داشته باشد. آن چیزی که باعث می‌شود بدون اینکه نیازهای آنی‌مان ارضا شود و به انجام کار ادامه دهیم، آینده‌نگری است. بعضی آدم‌ها آینده‌نگرترند. آنها بدون اینکه گرسنه یا تشنه باشند، با انگیزه زیادی کار می‌کنند. این آدم‌ها به بقیه می‌گویند تنبل. این روزها ما برای رسیدن به اهداف بلند مدت‌مان گاهی مجبور می‌شویم از لذت‌های ساده روزانه‌مان بگذریم؛ آن وقت است که احساس می‌کنیم مورد ظلم واقع شده‌ایم چون ذهن ما به انگیزه‌های آنی پاسخ می‌دهد. خوابیدن، کار نکردن، نشستن و تماشای برنامه‌های تلویزیون برای ما خوشایند‌تر از کارهایی هستند که قرار است چند ماه یا چند سال بعد نتیجه‌شان را ببینیم. تنبلی آسیب نیست؛ در واقع یک حس عدم تمایل به مصرف انرژی وجود دارد.

اما در دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم و لازم است کارایی‌مان بالا باشد، تنبلی باعث آسیب و ناراحتی می‌شود. چرا از انجام کار طفره می‌رویم؟ طفره رفتن و از زیر کار در رفتن وقتی پیش می‌آید که تصور کنیم کارها خیلی سخت و دشوار است؛ آن وقت است که با خودمان می‌گوییم بهتر است این کار را فردا انجام دهیم. بعضی روان‌شناسان می‌گویند این مشکل بعد از انقلاب صنعتی - که نیاز به برنامه‌ریزی بیشتر شد - به وجود آمده است. کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند ما کارهایی را که زودتر جواب می‌دهند ترجیح می‌دهیم. درس خواندن برای امتحانی که ماه‌ها بعد قرار است برگزار شود، به اندازه بازی شطرنج برای ما لذت‌بخش نیست. ما نمی‌توانیم درباره آینده بازخورد آنی داشته باشیم چون ممکن است اطمینان‌مان را نسبت به توانایی انجام کار از دست بدهیم، احساس ‌کنیم تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت کاری سخت و غیرقابل تحمل است و بعد هم فکر ‌کنیم بد نیست زندگی عادی‌مان را ادامه دهیم. در واقع همین تمایل ما به سکون باعث می‌شود تصور کنیم این کار، کارسخت و دشواری است و نمی‌توانیم از عهده آن بر بیاییم. اما این روزها انجام کار به این معنی است که بر لذت‌ها و پاداش‌های آنی غلبه کنید و بدانید هدفی که شما لحظات‌تان را برای رسیدن به آن صرف می‌کنید، ارزش‌اش را دارد.

در دنیای امروز اگر بخواهید طبق الگوی ذهنی منتظر پاداش آنی باشید و تنبلی کنید ضرر زیادی خواهید کرد. نگران نباشید؛ همیشه می‌شود کار را شروع کرد. چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟ الگوی ذهنی ما طوری شکل گرفته که مغزمان پاداش‌های آنی و نتایج کوتاه‌مدت را ترجیح می‌دهد. اما ما وقتی از عهده کارهای ناخوشایند بربیاییم، بیشتر از خودمان رضایت داریم. برای مقابله با تنبلی توصیه‌های زیر می‌تواند مفید باشد.

▪ از کم شروع کنید: از خودتان بپرسید انجام این کار به مدت ۱۵دقیقه واقعا خیلی سخت و دشوار است؟ با کمی دقت متوجه می‌شوید که این‌طور نیست. با این روش مشاهده خواهید کرد بعد از مدتی از انجام همان کارها لذت خواهید برد.

▪ در برابر افکار منفی و پیش‌فرض‌هایتان مقاومت کنید: حتی تصور نتوانستن را از خودتان دور کنید. ما بیشتر مواقع با آزمون و خطا یاد می‌گیریم. اگر دید وسیع‌تری داشته باشید می‌توانید از عهده کارهای بزرگ بربیایید.

▪ برنامه‌ریزی داشته باشید: هر روز اهداف‌تان را بنویسید. با این کار احتمال اینکه از هدفتان دور نشوید و طی روز کارهایی انجام دهید که شما را به هدف نزدیک‌تر کند، بیشتر است.

▪ از دیگران کمک بگیرید: برای انجام کامل یک کار از دیگران کمک بگیرید. موضوع را با آنها در میان بگذارید. انگیزه‌های خارجی حس انجام وظیفه شما را بر می‌انگیزد و شما را به انجام کار تشویق می‌کند.

▪ قبول کنید که برای پیشرفت باید صبر و تحمل داشت: این تصور را که برای انجام هر کار باید سریع پاداش بگیرید، از خودتان دور کنید. این طرز فکر باعث می‌شود نتوانید به اهداف بلند مدت‌تان برسید.

▪ به خودتان پاداش بدهید: استراحت با تنبلی فرق دارد. بعد از اینکه یک کار را به طور کامل به اتمام رساندید، به عنوان پاداش به خودتان استراحت بدهید. شما بعد از یک دوره تلاش به استراحت نیاز دارید.

نگارش یافته توسط ابوالفضل قوچانی

ایران سهراب


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تنبلی ، جلوگیری از تنبلی ، غلبه بر تنبلی ، تنبلی چیست؟ ،