تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب بهمن 1390

تفکر مثبت

یکشنبه 23 بهمن 1390  12:28 ب.ظ

نوع مطلب :رسیدن به شادکامی و لذت ،رفتار درمانی ،


ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخود آگاه سرچشمه می گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه آدمی سازنده نوع و کیفیت زندگی اوست،اندیشه زیبا و مثبت می تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه منفی و یاس آور می تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان ها همان خواهند شد که در اندیشه آنند، بنا براین آینده هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.موفق ترین انسان ها کسانی هستند که توانسته اند در ذهن خود اندیشه های مثبت داشته باشند؛آنان که می پندارند" قادرنیستند "، در واقع مثبت نگری را کنار گذاشته و در جنبه های منفی وقایع تمرکز کرده اند. خانواده کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن ا ست.


 

ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخود آگاه سرچشمه می گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه آدمی سازنده نوع و کیفیت زندگی اوست،اندیشه زیبا و مثبت می تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه منفی و یاس آور می تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان ها همان خواهند شد که در اندیشه آنند، بنا براین آینده هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است. موفق ترین انسان ها کسانی هستند که توانسته اند در ذهن خود اندیشه های مثبت داشته باشند؛آنان که می پندارند" قادرنیستند "، در واقع مثبت نگری را کنار گذاشته و در جنبه های منفی وقایع تمرکز کرده اند. خانواده کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن ا ست. در خانواده مثبت اندیش اعضای خانواده خود را قادر و توانا می دانند ونگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است.چنین خانواده هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با زیبا،مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن،موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.


تعریف تفکر مثبت

شیوه ای از فکر کردن است که فرد را قادر میسازد نسبت به رفتارها، نگرش ها، احساس ها، علایق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشند و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیریم.


افکار مثبت ومنفی

افکارمثبت، افکاری سازنده،انگیزه و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می یابد و باعث می شود ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر دراختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاریبازدارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.


ویژگی های افراد مثبت نگر


۱) با وجود تفکر درباره گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می کنند و از آن چه دارند راضی و خشنود هستند .

۲) از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می کنند و برای رد کردن نظارت نادرست حتما دلیل منطقی دارند.

۳) در گفتار خود از کلمات و عبارات مثبت و امید بخش استفاده می کنند.

۴) همیشه سعی می کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند عامل را ابتدا در خود وسپس در شرایط بیرونی جستجو می کنند.

۵) همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه با ضد و نقیض گویی می شوند.

۶) چون دارای ذهن مثبت هستند، می توانند افکار خود را کنترل کنند.

۷) اگر از آنها خواسته شود در باره موضوعی اظهار نظر کنند، با وجود تفکر در جنبه های منفی، موارد مثبت آن را بیان می کنند و موضوع را به فال نیک می گیرند به عبارت دیگر "نیمه پر لیوان را می بینند" .

۸) مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می کنند.

۹) اغلب اوقات بشاش، سر زنده، پر انرژی، توانا و خوش مشرب هستند.

۱۰) همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت بخش بوده و سعی می کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند. در ارتباط های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند(مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند


ویژگی های افراد منفی نگر

همیشه از وضعیت موجود و گذشته خود شکایت دارند و نسبت به آینده بد بین هستند.

۱) غالبا با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می کنند.

۲) در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می کنند.

۳) در بر خورد با کوچک ترین مانعی از تلاش دست می کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می دانند.

۴) تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر" اول عمل می کنند بعد فکر!

۵) چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنهاتسلط دارد.

۶) اگر از آنها خواسته شود درباره موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می کنند. " نیمه خالی لیوان را می بینند! "

۷) ز کاه کوه می سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

۸) غالباافسرده، کج خلق،بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

۹) همه چیز در نظر آنهاغم انگیزو نا امید کننده است و از آنچه دارند،هیچ لذتی نمی برند.

۱۰) در ارتباط های اجتماعی خود به همه چیز شک و سوء ظن دارندو فکر می کنند که همه علیه آنها توطئه می کنند.


راهکارهای تقویت تفکر مثبت

همانطور که گفته شد افکار از چنان قدرتی بر خوردارند که می توانند سازنده یا ویرا نگرباشند، بنابراین باید به خود وفرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابی های بزرگی دست یابیم.

۱) نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.

۲) لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راههای تقویت انها رابیابیم و تجربه کنیم.

۳- لیستی از افکار منفی خود درطی روزتهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.

۴) سعی کنیم در گفتار وبرخورد های روزانه از کلمات وجملات مثبت استفاده کنیم،مثلا در ملاقات با دیگران به جای استفاده از کلمه« خسته نباشید » که دارای بار منفی والقای حس خستگی است، بگوییم «خداقوت»،«شاد باشید» و یا «پرانرژی باشید».

۵) افکار خود را متوجه خوبیها و جنبه های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت نگر شویم.

۶) با خوش بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه های جدیدمثبت شکل گیرند.

۷) هر روز صبح که از خواب بر می خیزیم با نگاه کردن به یک منظره یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسماء الله روزخود را با نشاط و خوش بینی آغاز کنیم.

۸) از افراد منفی نگر یا موقیت هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.

۹) به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه بدی را پیش بینی نکنیم،زیرا مشکلات فقط به اندازه ای مهم هستند که ما انها را مهم می پنداریم.

۱۰) به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته خود فکر و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.

۱۱) از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیت دنبال کنیم.

۱۲) به ندای منفی درونی خود و تلقین های مخرب و نگران کننده ی دیگران بی توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.

۱۳) به قدرت بی کران خداوندایمان داشته باشیم و با خود تکرارکنیم که من لیاقت بهترین ها را دارم وبا لطف خدای بزرگ به آنها خواهیم رسید.

۱۴) از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تایید یا تکذیب دیگران نباشیم .

۱۵) در توصیف احوا ل و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.

۱۶) در تعریف ازافراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم(فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)

۱۷) از چشم و هم چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.

۱۸) هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می رسیم.

۱۹) قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز تکرارنخواهد شد.

۲۰) برای تغییر اوضاع و شرایط نا مساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می توانیم آنها را از بین ببریم.

۲۱) از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی می شود خودداری کنیم.

۲۲) خود را از قید و بند های آزار دهنده رها و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده ای داشته باشیم.

۲۳) از انزوا و گوشه گیری که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری و اوقات خود را در جمع خانواده،فامیل و دوستان سپری کنیم.

۲۴) هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان امده است، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سر گرم شویم.

۲۵) ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا خسته نشده ایم به رختخواب نرویم.

۲۶) هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.

۲۷) اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

۲۸) خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می شود تا افکار ناراحت کننده و منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهد.

اجرا راهکارهای تقویت تفکر مثبت هیچ هزینه ای ندارد و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی شود. فقط باید این شعار را فراموش نکنیم: «اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگیمان متحول می شود.»

بنابراین اجرای راهکارها را از همین حالا شروع کنیم و آن را به فردا موکول نکنیم، زیرا ممکن است فردا هرگزنیاید.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تعریف تفکر مثبت ، تفکر مثبت ، مثبت اندیشی ، مثبت اندیشیدن ، راهکارهای تقویت تفکر مثبت ،

آرامش ذهنی

یکشنبه 23 بهمن 1390  12:23 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،رسیدن به شادکامی و لذت ،

آرامش ذهنی

هر كه هستید و هر كجا زندگی می‌كنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت كنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید.اگر كلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شك این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد كرد. بخاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت‌های ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمائید. رعایت نكات زیر مقدماتی است كه به شما كمك می‌كند در این مسیر گام بردارید:

1) یاد بگیرید كه گاه مسایل را رها سازید.

بدین معنا كه به هر مسئله‌ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فكر مسایل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافه‌ای را با خود حمل می‌كنید كه این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید كه با یك ذهن رها و آزاد زندگی كنید. این امر به شما كمك می‌كند كه به هر محرك كوچك و یا مانع جزئی آشفته نشوید.


2) به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشكلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.


3) مثبت اندیش باشید.

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح درمقابل ترس و اضطراب است.


4) نسبت به انتظارات و برنامه‌ریزیهای خود واقع‌بین و منطقی باشید.

توانائیهای خود را در موقعیت‌های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائیها و ضعف‌های خود واقع‌بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسایل زندگی منطقی‌تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.


5) نسبت به انسان‌ها، عشق بی قید و شرط خود را نثار كنید.

شما می‌توانید از دوستان، هم اتاقی‌ها و كلاسیهای خود شروع كنید. یاد بگیرید كه آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعف‌های آنها صبور باشید و خطاها و اهمال كاریهایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید احساس شادی و خرسندی بیشتر را تجربه خواهید كرد.


6) معنای فداكاری را لمس كنید.

دست بخشش داشته باشید ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال كنید. به افراد بی‌پناه یتیم و فقیر كمك كنید. برای آنهایی كه خواهان یاری گرفتن از شما هستند پشت و پناه باشید و بدون آنكه منتی بر آنها نهید تكیه گاهشان باشید، هر چقدر بیشتر ببخشائید. از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.


7) افكار خود را بازسازی كنید.

در افكار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری كنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها، استعدادها و مهارت‌های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیرمنطقی كه در مورد خود دارید، كنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت كه خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.


روش‌های رشد و تقویت اعتماد به نفس

بر توانائی‌های خود تكیه كنید. برای هر كاری كه انجام می‌دهید ارزش قائل شوید و تمركز و توجه خود را معطوف كارهایی كه می‌توانید انجام بدهید بنمائید.

به خاطر تلاش‌هایی كه دارید، خودتان را تشویق كنید. بیش از فكر كردن راجع به نتیجه كارهایتان روی توانائی‌های خود تمركز نمائید چرا كه این امر به شما كمك می‌كند تا بتوانید با محدودیت‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی خود کنار بیابید.ریسك كنید. با وقایع جدید به عنوان تجربه‌ای نو روبرو شوید و از برد و باخت نهراسید. در صورتی كه اینگونه عمل كنید امكانات جدیدی برای شما فراهم می‌شود و می‌توانید حس خویشتن‌پذیری را در خود تقویت نمائید. جلوی پیشرفت شخصی خود را نگیرید.با خودتان صحبت كنید. صحبت كردن با خود، بیشتر در زمینه مقابله با فرضیات مضر مطرح می‌گردد. می‌توانید خودتان اینگونه فرض‌ها را تشخیص دهید. آنگاه به خودتان بگوئید: "این افكار را رها كن و فرضیات منطقی‌تری را جایگزین آن كن" برای مثال وقتیكامل انجام دهی فقط باید سعی و تلاش كنی كه آن را خوب انجام دهی" این افكار به شما اجازه می‌دهد كه خودتان را قبول داشته باشید و برای پیشرفت تلاش كنید.

خودتان را ارزیابی كنید. یاد بگیرید كه این ارزیابی را مستقلاً انجام دهید. به خاطر جلوگیی از احساس ناراحتی در خود، روی نقطه نظرات دیگران تأكید ننمائید. تمركز اصلی شما باید روی احساسات خودتان در مورد رفتار، كار و سایر جنبه‌های زندگی‌تان باشد. این كارها باعث قوی‌تر شدن احساس مثبت در مورد خودتان شده و از اینكه اختیارتان را بدست دیگران دهید جلوگیری به عمل می‌آورد.

تنهایی

تغییر و تحولات در دوره دانشگاه، مجموعه متنوعی از احساسات را در دانشجویان به وجود می‌آورد. علاوه بر احساس هیجان و انتظار، احساس تنهایی نیز ممكن است وجود داشته باشد. تنهایی لزوماً به معنای تنها بودن نیست، ممكن است مدت‌های طولانی تنها باشیم و به هیچ وجه احساس تنهایی نكنیم. بررسی نحوه تجربه  :تنهایی در افراد دیگر، بهترین راه برای درك تنهایی است. در شرایط زیر ممكن است احساس تنهایی كنیدوقتی تنهایید و راهی برای تنها نبودن به نظرتان نمی‌رسد.

به نظرتان می‌آید كه دلبستگی‌های پیشین را ندارید.

با تغییراتی در زندگی خود روبرویید، محل تحصیل، شهر یا شغل جدید و یا تغییراتی از این قبیل.

   به نظرتان می‌آید كه هیچ كس در زندگیتان نیست كه بتوانید

احساسات و تجارب خود را با او در میان بگذارید.

خود را غیرقابل قبول، دوست‌نداشتنی و بی‌ارزش درك می‌كنید، حتی اگر دیگران چنین دركی از شما نداشته  باشند.

 درك نادرست درباره تنهایی

تنهایی ممكن است به علت معنایی كه از آن برای خود می‌كنید، عمیق‌تر شود. بویژه دانشجویان آماده درك‌های نادرست زیر درباره تنهایی هستند:

تنهایی نشانه ضعف یا عدم بلوغ است.

اگر تنها هستم به دلیل این است كه اشكالی در من وجود دارد . این سال‌ها باید بهترین‌ سالهای زندگی من باشد.

من تنها كسی هستم كه چنین احساسی دارم.

     اگر این درك‌های نادرست را باور كنید، ممكن است به این نتیجه برسید كه تنهایی نتیجه نقصی در شخصیت شماست. پژوهشها نشان می‌دهد كه دانشجویانی كه تصور می‌كنند تنهایی نقص است مستعد مشكلات زیرند:مشكلات عمیق‌تر در پذیرفتن خطرهای اجتماعی، ابراز خود،‌آغاز روابط اجتماعی،‌معرفی خود به دیگران، مشاركت در گروهها و لذت بردن از زندگی.

مهارت كمتر در خود آشكارسازی، پاسخ دهی كمتر به دیگران، تمایل بیشتر به اینكه با بدبینی و بدگمانی به درگیری‌های اجتماعی وارد شوند.

احتمال بیشتر در ارزیابی منفی از خود و دیگران و تمایل بیشتر به انتظار طرد از جانب دیگران.

دانشجویان تنها اغلب از احساس افسردگی، خشم، ترس و سوء درك شكایت دارند. آنان ممكن است به شدت از خود انتقاد كنند، فوق‌العاده حساس یانسبت به خوددلسوز باشند، یا ممكن است از دیگران ایراد بگیرندو آنان را مقصر بدانند. وقتی این مسائل روی می‌دهد، دانشجویان تنها غالباً دست به اقداماتی می‌زنند كه این احساس را در آنان پایدار می‌سازد برای مثال، بعضی از دانشجویان دلسرد می‌شوند، میل و انگیزه خود را برای درگیر شدن در موقعیت‌های جدید از دست می‌دهند و خود را از مردم و فعالیت‌ها كنار می‌كشند.

 برخی دیگر، برای مقابله با تنهایی، خود را به سرعت و عمیقاً با مردم وفعالیت‌ها درگیر می‌كنند بدون آنكه نتایج این درگیری را ارزیابی ‌كنند. این افراد ممكن است بعدها خود را با روابط نامناسب یا تعهدات بی‌شمار نسبت به فعالیت‌های آموزشی یا فوق برنامه روبرو ببینند.

برای مقابله با احساس تنهایی چه باید كرد.

به جای آنكه احساس تنهایی را نقص یا ویژگی شخصیتی غیرقابل تغییر بدانیم، باید بپذیریم كه احساس تنهایی قابل تغییر است. هم‌چنین مهم است كه بدانیم احساس تنهایی تجربه‌ای همگانی است . براساس نتایج یك پژوهش یك چهارم همه بزرگسالان حداقل چند هفته احساس تنهایی رنج آوری را تجربه كرده‌اند و بروز آن در میان نوجوانان و دانشجویان حتی بیش از این است. احساس تنهایی به خودی خود نه پایدار است و نه بد. در عوض، احساس تنهایی را باید نشانه یا علامت نیازهای مهمی دانست كه برآورد نشده‌اند.

وقتی نیازهای مهم برآورده نشده باشند، شما یا هركس دیگری باید دست به كار شوید. با تعیین اینكه كدام نیازها در شرایط ویژه شما برآورده نشده است شروع كنید. احساس تنهایی شما مكن است ناشی از نیازهای متعددی باشد. ممكن است ناشی از نیاز به گسترش دوستی با محفلی از دوستان یا با یك دوست ویژه باشد. ممكن است نتیجه نیاز به یادگیری انجام امور برای خودتان، بدون دوستان باشد. یا مكمن است ناشی از نیاز به داشتن احساس بهتر درباره خود یا نیاز به ارتباط بیشتر با خود باشد.

گسترش دوستی‌ها

راه‌های متعددی برای برآورده ساختن نیاز به دوستی وجود دارد. راه‌های زیر را ملاحظه كنید:

به خود یادآوری كنید كه تنهایی شما همیشگی نیست.در انجام امور معمولی و روزانه خود، به دنبال راه‌هایی برای برقراری ارتباط با مردم باشید مثلاً می‌توانید:

با دیگران غذا بخورید.

در كلاس در كنار افراد جدید بنشینید.

برای مطالعه یا انجام تكالیف خود یك همراه پیدا كنید.

خود را در موقعیت‌های جدیدی قرار دهید تا افراد جدید را ملاقات كنید در فعالیت‌هایی شركت كنید كه واقعاً به آنها علاقه‌ دارید. در این صورت احتمال بیشتری وجوددارد كه با افراد مورد علاقه خود ملاقات كنید؛ افرادی كه علایق مشتركی با آنها دارید.

      از امكانات دانشگاهی استفاده كنید. سازمان‌ها و فعالیت‌های دانشگاهی را شناسایی كنید.

برای مثال باشگاه‌ها، مراكز مذهبی، كانون‌های فرهنگی و ورزشی، مشاغل نیمه وقت و كارهای داوطلبانه.

درباره برنامه‌ها از كسی كه بیش از شما در دانشگاه بوده است بپرسید.

روی رشد مهارت‌های اجتماعی خود كار كنید. روی شناخت دیگران و اجازه دادن به آنان كه شما را بشناسند، تمرین كنید.

براساس روابط پیشین، روی افراد جدید قضاوت نكنید. در عوض، سعی كنید هر فرد را از زاویه جدیدی بنگیرد.

دوستی‌های صمیمانه معمولاً بتدریج رشد می‌یابند به طوری كه افراد یاد می‌گیرند احساسات درونی خود را با هم در میان بگذارند.

     از شتاب در دوستی های صمیمانه خودداری كنید. از دیگران نیز چنین توقعی نداشته باشید. بگذارید دوستی  صمیمانه روند طبیعی خود را طی كند.

به جای آنكه معتقد باشید كه فقط رابطه دوستانه با یك نفر می‌تواند تنهایی شما را پایان بخشد برای همه دوستی‌های خود و ویژگی‌های منحصر به فرد هر یك از آنها ارزش قائل شوید.
رشد خود

خود را به صورت كل ببینید. فقط به این دلیل كه نیاز شما به دوستی یا معاشرت برآورده نشده، نیازهای دیگر خود را نادیده نگیرید.

تغذیه خوب، تمرین‌های درسی منظم و خواب كافی را دنبال كنید. نگذارید كه تحصیلات، سرگرمی‌ها و سایر علایق به حال خود رها شوند.

      از اوقات تنهایی برای شناخت خود بهره ببرید. اوقات تنهایی را فرصتی برای رشد، استقلال و آموزش برای   رسیدگی به نیازهای عاطفی خود بدانید. در اوقات تنهایی می‌توانید جنبه‌های مختلفی از خود را رشد بدهید.

به جای آنكه فقط وقتی با دیگران هستید زندگی كنید، از اوقات تنهایی خود لذت ببرید. از برخورد منفعلانه با موقعیت‌ها پرهیز كنید.

 مطمئن باشید كه راه‌های مبتكرانه و لذت‌بخش فراوانی برای بهره‌گیری از اوقات تنهایی وجود دارد.

در صورت امكان، از آنچه كه در گذشته از آن لذت برده‌اید استفاده كنید تا راه لذت بردن از اوقات تنهایی خود را انتخاب كنید.

    وسائلی را كه می‌توانید از آنها برای پر كردن اوقات تنهایی خود استفاده كنید مانند (كتاب‌ها،معماها یا موزیك) را در دسترس خود نگه دارید.

    راه‌های به تنهایی انجام دادن فعالیت‌های جمعی را كشف كنید مثلاً (سینما رفتن) . نظر خود را درباره فعالیت، از پیش تعیین نكنید.

 ذهن خود را باز بگذارید. به طور خلاصه، صرف نظر از اینكه چه احساس بدی می‌كنید، خود را فردی تنها تعریف

نكنید. وقتی توجه و انرژی خود را به نیازهایی كه معمولاً می‌توانید برآورده كنید متمركز سازید، وقتی یاد بگیرید

راه‌های جدیدی برای برآورده كردن نیازهای خود بیابید، تنهایی كاهش می‌یابید یا حتی از بین می‌رود. منتظر نمائید

تا احساستان شما را به پیش براند، حركت كنید. احساسات خوب بالاخره خود را به شما خواهند رساند.
نیاز به یاری بیشتر

اگر پس از انجام این توصیه‌ها، مشكل تنهایی هنوز باقی است، می‌توانید در فكر كمك‌های بیشتر باشید. در این باره، مشاوره‌های
مطالعه بهتر، یادگیری بهتر

گر چه خواندن، یكی از اجزای اصلی مطالعه است اما مطالعه فقط شامل خواندن متون درسی نیست. مطالعه فرآیندی هدفمند است كه برای رسیدن به مقصود و منظور معینی تدارك دیده می‌شود. مطالعه متون درسی مراحل گوناگونی دارد كه با توجه به موضوع و ماده درسی می‌تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال مطالعه برای موفقیت در امتحان معادلات دیفرانسیل با  گروهی و فردی یا حضور در كلاس‌های آزاد پیشنهاد می‌شود.

مطالعه برای موفقیت در امتحان درس معارف تفاوت دارد. بنابراین اولین نكته‌ای كه در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه برای هر ماده درسی روش مناسب مطالعه خاص آن درس را به كار ببریم. روش مناسب مطالعه، روشی است كه دانشجو را قادر سازد به آن سطح یادگیری كه برای موفقیت در ماده درسی لازم است، دست یابد.

مطالعه خود را براساس انتظارات استاد تنظیم نمائید. مطالعه شما باید به گونه‌ای باشد كه شما بتوانید در زمان لازم به اهداف از پیش تعیین شده دست یابید.

به طور كلی خواندن شفاهی به تنهایی روش كارآمدی برای مطالعه هدفمند نمی‌باشد؛ سعی كنید در زمان مطالعه از یادداشت برداری،خلاصه نویسی و فهرست‌نویسی دروس استفاده نمایید.

نخست مواد و موضوعاتی را كه در كتاب درسی آمده است، به منظور كسب یك اندیشه كلی بررسی كنید. این نگاه كلی باید شامل یادداشت كردن فصول، بخش‌ها و عناوین هر فصل باشد.

دومین گام در مطالعه، خواندن گسترده مطالب هر فصل می‌باشد. فنون زیادی ممكن است در اینجا به كار آیند كه خلاصه نویسی در هنگام مطالعه یكی از بهترین راهكارهای افزایش یادسپاری است.
خلاصه نویسی:

   برای ایجاد ساختمان ذهنی، بهتر است كه رابطه میان تز اصلی، نكات اصلی و جزئیات را به صورت یك طرح یا یك شكل مجسم كنید.

  برای مثلاً، مطالب را می‌توان به صورت طرح شاخه‌ای، هرمی، شعاعی و یا سلولی تهیه كرد. تهیه خلاصه‌ای از مطالب درسی این امكان را به خواننده می‌دهد كه به یك نقشه و كلید برای فهم مطالب دست یابد.خلاصه، مروری بر مطالبی است كه خوانده‌اید. در واقع بیان مجددی است از نكات اصلی به زبان خود شما. یك خلاصه نه تنها باید شامل نكات اصلی باشد بلكه باید بیان كننده روابط میان نكات اصلی و دلایل مؤلف در ارتباط دادن این نكات باشد و به طور منطقی نكات اصلی را به تز اصلی ربط دهد.خلاصه‌ها به سه منظور زیر نوشته می‌شود:

آنها نوعی وارسی از درك و فهم شما هستند.

آنها كار مرور كردن را آسان‌تر می‌سازند.

     آنها نگهداری مطالب را در حافظه تقویت می‌كنند. شواهد نشان می‌دهند كه یادآوری مطالب پس از یك مدت طولانی، بدون خلاصه كردن گاه به گاهی آنها میسر نیست.

سومین گام در مطالعه ارزشیابی از میزان یادگیری است. بدون ارزشیابی از میزان یادگیری هر گونه مطالعه‌ای بی‌فایده است. برای انجام این كار، در حالی كه مطالعه می‌كنید سئوالاتی را روی یك صفحه سفید یادداشت نمائید و بعد از اتمام مطالعه سعی كنید به این سؤالات پاسخ دهید. در صورتی كه نتوانستید به بیشتر سئوالات پاسخ دهید. نیاز به تكرار و تمرین بیشتری دارید.

اگر جواب را می‌دانید ولی قادر نیستند كه آن را با عبارات منطقی و منظمی بیان نمائید، از این پس بایستی مطالب را با تسلط بیشتری یاد بگیرید.

    قدرت و توانایی شرح كامل پاسخ، بهترین دلیل بر فراگیری كامل است و بهترین وسیله برای تسلط بر اضطراب امتحانات می‌باشد.
آه آرام بخش

آه كشیدن و خمیازه در خلال روز نشان آن است كه شما اكسیژن كافی در اختیار ندارید. آه اندكی از تنش شما را رها می‌سازد و می‌توان با انجام آن خود را آرام كرد. صاف بنشینید یا بایستید.

آهی عمیق بكشید. در حین اینكه هوا را به شتاب از ریه‌تان بیرون می‌فرستید، صدای رهایی عمیق از تنش را بشنوید. بگذارید هوای تازه به طور طبیعی وارد ریه‌تان شود. این كار را هشت تا دوازده بار انجام دهید و تا وقتی كه احساس می‌كنید بدان احتیاج دارید، ادامه دهید و احساس آرمیدگی را تجربه كنید.
چند توصیه ساده برای رفع مسأله بی‌خوابی

1ـ از نوشیدن قهوه. چای یا كاكائو خصوصاً به هنگام عصر و از مصرف نوشابه‌های كافئین‌دار به هنگام عصر و شب خودداری كنید.

2ـ از 2 الی 3 ساعت قبل از خواب، فعالیت‌های شدید را متوقف سازید.

3ـ از چرت زدن و خواب بین روز خودداری كنید.

4ـ هرگز قبل از خواب مبادرت به خوردن ننمائید.

5ـ سعی كنید هر شب رأس ساعت مشخصی به رختخواب بروید.

6ـ محل خواب خود را در مكانی آرام، به دور از هر گونه نور و صدا برگزینید.

     7ـ سعی كنید به هنگام رفتن به رختخواب، هر گونه فكر و خیالی را از ذهن خود پاك كنید. نگرانی‌های شغلی، عاطفی، مالی، بیماری و تحصیلی از عوامل اصلی بروز بی‌خوابی هستند می‌توانید قبل از خواب با نوشتن مسائل روز خود، آنها را از ذهن به كاغذ منتقل كرده و افكار خود را رها سازید.

نوشیدن یك لیوان شیر گرم به عنوان عامل كمك دهنده توصیه شده است.

8ـ به خاطر داشته باشید كه رختخواب، رختخواب است. آن را به محل مطالعه، دفتر كار و یا كتابخانه مبدل نسازید. بدین ترتیب عادت خواهید كرد كه به هنگام رفتن به رختخواب فقط بخوابید.

9ـ دعا و نیایش قبل از خواب نیز تأثیر بسیار مثبتی دارد.

    10ـ می‌توانید زمان قبل از خواب را به خواندن كتاب، ماساژ اعضای بدن، لم دادن در یك صندلی راحتی و یا حمام آبگرم اختصاص دهید.

11ـ نوشیدن یك لیوان شیر گرم به عنوان یك عامل كمك كننده توصیه شده است.

12ـ و بالاخره هنگامی كه به رختخواب رفتید، در آن بمانید. در صورتی كه دچار بی‌خوابی شدید، از برخواستن مجدد و دست زدن به هر گونه فعالیت فیزیكی یا فكری حتماً بپرهیزید، زیرا در آن صورت تنها بیداری و هشیاری شما تشدید می‌شود نه خواب آلودگی شما.

13ـ اما اگر با وجود رعایت توصیه‌های فوق باز هم دچار بی‌‌خوابی شدید، حتماً‌ به پزشك متخصص (روان‌پزشك) مراجعه نمائید.

 شاید مشكل شما به نحو دیگری قابل حل و فصل باشد.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:یکشنبه 23 بهمن 1390 | نظرات() 

برچسب ها: آرامش ذهنی ، مقابله با احساس تنهایی ، گسترش دوستی‌ها ، روانشناسی جوانی ، رسیدن به آرامش ، ذهن بدون دغدغه ،

چگونه انرژی مثبت پخش کنیم

شنبه 8 بهمن 1390  10:07 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،

چگونه انرژی مثبت پخش کنیم

حضرت محمد(ص) می فرمایند : "فرزندان خود را به نام های نیك خطاب كنید"آن چه می گوییم در حقیقت فكری است كه بیان می شود. كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه به زندگی و امورمان شكل می دهند.
من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم با استفاده از كلمه ها و اصطلاح های مثبت در سطی وسیع انرژی مثبت را بین همه پخش كنیم.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
برای مثال:
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت كمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم
به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم
به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای مگه مشكل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
شما هم میتوانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید...
وقتی بعد از مدتی همدیگر را میبینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آن ها مثل:
چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر میآیی؟" ، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟" ، "چرا گرفته ای ؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"، "چرا حال مرا نپرسیدی؟" و ... بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم" ، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست
بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می كند. البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم، وگرنه میشود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت با هم صحبت كنیم


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چگونه انرژی مثبت پخش کنیم ، انرژی مثبت ، تاثیر انرژی مثبت ،

چگونه آهسته آهسته عاشق شویم؟

شنبه 8 بهمن 1390  10:57 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،روانشناسی ازدواج ،

چگونه آهسته آهسته عاشق شویم؟

شاید بتوانیم از عشق به عنوان قدیمی‌ترین مفهوم بشری یاد كنیم و حتی ممكن است گاهی در حیوانات نیز رفتارهایی ببینیم كه بشود آنها را عشق تلقی كرد.


عشق از آن واژه‌هایی است كه ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن كرده‌اند. یكی از مباحثی كه با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یكی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد كه عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا كه ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند كه نسبت به آنها كشش داریم ولی لزوما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست داشتن و عشق تفاوت وجود دارد.
اصغر فروع‌الدین‌عدل، دكترای روان‌شناسی و خانواده‌درمانگر در این باره می‌گوید: عشق؛ احساس‌ یا هیجان مثبتی است كه اگر انسان تجربه‌اش كرده باشد، آن را دوست دارد. انسان‌ها هم از عاشق شدن و هم از معشوق بودن لذت می‌برند، چرا كه هیجان عشق خوشایند است. برخی عشق را یك پدیده ناسالم می‌دانند و فكر می‌كنند این مقوله فرا رفتن یا خارج شدن از هنجارهاست، اما باید گفت كه هم عشق سالم وجود دارد و هم عشق ناسالم. انسان‌ها دوست ندارند تنها باشند و این حس انسان را از تنهایی می‌رهاند، چرا كه تنهایی احساس ناامنی به ما می‌دهد، ولی با كسی بودن و حتی فكر با كسی بودن به ما آرامش می‌دهد. نیاز به صمیمیت و ارضای نیاز‌های عاطفی ما را به سمت ارتباط با افراد می‌كشاند.

عدل می‌افزاید:
بخش روانی انسان از تفكر و هیجان و رفتار تشكیل شده است و در عشق این سه با هم به شكل پیچیده‌ای تركیب شده‌اند و كار می‌كنند. هم جنبه‌های شناختی و فكری و هم جنبه‌های هیجانی و هم ابعاد رفتاری عشق بشدت این سه حوزه را درگیر می‌كند و زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

ما وقتی می‌توانیم عاشق شویم كه با احساس‌های خودشیفتگی و خودفریفتگی‌مان كنار بیاییم و بر آنها غلبه كنیم تا بتوانیم به كسی فكر كنیم و او را وارد زندگی خود كنیم. اگر می‌خواهیم عشق سالم داشته باشیم باید بتوانیم تنها هم زندگی كنیم. انسانی كه می‌تواند تنها زندگی كند و با تنهایی خود كنار بیاید، بهتر می‌تواند در روابط خود با عشق وارد شود و اگر كسی تنهایی برایش یك فاجعه باشد، ممكن است در رابطه عاشقانه‌ای ناسالم وارد شود.
دكتر عدل، عشق را قابلیت درونی اهدای بخشی از وجود خود به افراد یا حتی به عقاید و آرمان‌ها به جای خودخواهی و حفظ همه چیز برای خود می‌داند. در این تعریف عشق فراتر از انسان‌ها رفته و ممكن است انسان عاشق یك آرمان یا عقیده باشد.

جنبه‌های جذابیت
وقتی صحبت از عشق و دوست داشتن می‌شود یعنی دو نفر به طرف هم جذب می‌شوند. جذب افراد به هم دارای جنبه‌هایی است كه هر چه در انسان‌ها بیشتر باشد احتمال جذب شدن آنها به هم بیشتر خواهد بود.
عدل این جنبه‌ها را این‌گونه می‌شمرد:
 
اول، جذابیت جسمانی: دو فرد باید برای هم جذابیت ظاهری داشته باشند كه این جذابیت لزوما زیبایی نیست، ممكن است فردی كه زیبا نیست به دل فردی بنشیند و به اصطلاح دلنشین باشد. انسان‌ها به افرادی كه برایشان جذابیت جسمانی دارند بدون این‌كه اطلاعات دیگری از آنها داشته باشند، ویژگی‌های مثبت‌تری را نسبت می‌دهند و بیشتر به سمت آنها جذب می‌شوند.

دوم، مجاورت: انسان‌هایی كه در یك منطقه زندگی می‌كنند، احتمال این‌كه به هم علاقه‌مند شوند بیشتر است. اشتراك در محل زندگی، محل تحصیل، محل كار با تعداد دیدارها و برخوردها و امكان علاقه‌مند شدن رابطه مستقیم دارند. البته امروز با وجود اینترنت و... این جنبه تحت‌تاثیر قرار گرفته است اما با این حال باز هم از جنبه‌های جذابیت محسوب می‌شود.

سوم، شباهت: هرچه انسان‌ها از لحاظ جسمی، عاطفی، اخلاقی، عقیدتی، هوشی، فرهنگی و... شباهت‌های زیادی به هم داشته باشند به احتمال بیشتری جذب همدیگر خواهند شد.
جنبه‌های دیگری نیز نظیر باكفایتی، باهوشی، جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالا، طی كردن اوقات خوش با هم، داشتن مهارت‌های شنیدن، محبوبیت و دلنشینی و گاهی متفاوت بودن هم می‌تواند در جذابیت‌تاثیر داشته باشد.
 

چند نكته راجع به عشق
عشق ویژگی‌هایی دارد كه در همه مشترك است و به قول دكتر عدل این ویژگی‌ها عبارتند از:

1ـ دلبستگی و نیاز به یكدیگر (زندگی بدون او برایم سخت است).

2ـ اهمیت داشتن (حاضرم هر كاری برایش انجام دهم).

3 ـ ایجاد تحمل برای خطاهای یكدیگر (با این كه از كارش ناراحت شدم اما چون عاشقش هستم او را می‌بخشم).

4ـ اعتماد و امنیت به‌طوری كه می‌تواند رازهایش را برای او بگوید (من هر حرفی را به او می‌گویم و در كنارش احساس امنیت می‌كنم).

به گفته این روان‌شناس، اینها ویژگی‌هایی است كه وقتی عاشق می‌شویم در ما ایجاد می‌شود. اما به غیر از این ویژگی‌ها عاشق شدن در ما احساس‌های مثبت و منفی نیز ایجاد می‌كند كه می‌توان احساس‌های مثبت را مانند شادی و شور و نشاط كه معمولا در اوایل عاشق شدن اتفاق می‌افتد، تجربه كرد و احساس‌های منفی نیز مثل دلتنگی و بی‌قراری و عدم تمركز بر كار و درس و... گاهی نیز احساس‌های دوسوگرا و متناقض مثل عشق و نفرت كه بیشتر در زن‌ها پیش می‌آید اتفاق می‌افتند.
عدل می‌گوید: معمولا افراد عشقشان را به این اشكال به هم ابراز می‌كنند؛ ابراز محبت، تبادل پاداش‌ها و كارهایی كه برای هم می‌كنند، حمایت‌های عاطفی و اخلاقی و صبر و تحمل در قبال كارهای ناخوشایند طرف مقابل. با این حال با توجه به معانی و تعابیری كه ما از عشق داریم، می‌توانیم با این خطرات نیز مواجه شویم كه شامل هوس، درگیر شدن با فرد نامتناسب، ندیدن عیوب، ماجراجویی، تبدیل كردن رابطه به یك درام و ادامه دادن رابطه به رغم بدرفتاری‌های طرف مقابل می‌شود.

عشق‌های ناسالم
دكتر عدل اظهار می‌كند كه بیشتر عشق‌ها ناسالم است. به دلیل این‌كه بیشتر آدم‌ها گره‌ها و كمبودهایی در درون خود دارند كه باعث افتادن آنها در روابط ناسالم می‌شود.

در عشق‌های ناسالم ابراز عشق یا نیاز فرد نسبت به رابطه بسیار شدید است. عشق‌های زودهنگام و شدت یافته معمولا مشكل ایجاد می‌كنند.

فردی كه فكر می‌كند اگر معشوق كسی نشود، بسیار بدبخت و بیچاره است معمولا گرفتار عشق‌های ناسالم می‌شود.

فردی كه به طرف مقابلش حكم می‌كند كه تو باید فقط عاشق من باشی و نمی‌توانی حتی به اشیا یا فعالیت‌های خود عشق بورزی نیز عشقی ناسالم را تجربه خواهد كرد.

عدل همچنین ادامه می‌دهد: عشق بی‌قید و شرط به طوری كه (هر كاری كردم باید مرا دوست داشته باشی)، عكس‌العمل‌های تند در مواقعی كه با عدم عشق متقابل روبه‌رو می‌شویم، سیری ناپذیری در انتخاب عاشق و معشوق به طوری كه فرد به یك نفر اكتفا نكند، ناتوانی در عشق ورزیدن به‌طوری كه فرد به‌‌رغم داشتن عشق نتواند آن را به شكل مناسب ابراز كند، ترس از پذیرفته نشدن و این تفكر كه من ارزش عشق را ندارم، ترس از وابستگی، اجبار در عشق متقابل به این صورت كه (چون من عاشق توام پس تو نیز باید عاشق من باشی)، جلب ترحم و دلسوزی در رابطه مثلا با مریض جلوه دادن خود، توسل به تهدید در اجبار فرد به ایجاد رابطه مثل تهدید به خودكشی و... خواسته من به خواسته‌های تو و دیگران ارجحیت دارد (باید همیشه مرا در اولویت قرار دهی) و من همیشه مهم‌ترین فرد در زندگی تو هستم همه اینها از مصادیق عشق‌های ناسالم است.
این روان‌شناس، ریشه عشق‌های ناسالم را در بچگی و روابط ما با والدینمان می‌داند و اضافه می‌كند: وقتی نیاز‌های ما در رابطه با والدین بخوبی ارضا نشود و محبت كافی ندیده باشیم، به‌طور ناخودآگاه عشق به والدین را در بیرون جستجو می‌كنیم و می‌خواهیم كمبودها و معایبی كه در روابط با والدینمان داشته‌ایم، در روابط عاشقانه خود جبران كنیم. رابطه‌ بین ما و والدینمان دلبستگی است. دلبستگی یك اتفاق است كه بین كودك و مراقب مستقیمش كه معمولا مادر است، می‌افتد. این دلبستگی می‌تواند به اشكال مختلف باشد و نسبت به شكل آن در ما مشكلاتی ایجاد كند یا باعث رشد ما شود.

عدل انواع دلبستگی را این‌گونه توضیح می‌دهد:
دلبستگی ایمن: وقتی ما با والدین خود دلبستگی ایمن پیدا می‌كنیم كه محبت و مراقبت و صمیمیت و اعتماد بین ما برقرار است و والدین تمام نیاز‌های عاطفی كودك خود را ارضا می‌كنند (البته این روند در سنین مختلف متفاوت است و تقریبا تا 2 سالگی به تمام نیاز‌ها باید پاسخ مثبت داد و بعد از آن شكل پاسخ به نیاز‌ها متفاوت می‌شود) در این حالت ما در بزرگسالی به‌طور مناسبی وارد روابط می‌شویم، چرا كه با والدین خود مشكلی در زمینه دلبستگی نداریم.

دلبستگی دوری جو: اما اگر والدین پر توقع، بی‌اعتنا و عیب‌جو داشته باشیم در روابط خود نیز دچار شك و تردید به محبت و احساس افراد می‌شویم، چرا كه همواره به احساس والدین خود نیز نسبت به خودمان مشكوك بوده‌ایم.

دلبستگی مقاوم: اگر والدین غیرقابل پیش‌بینی و غیرمنصف باشند، احساس‌های شدید كه در پس آن حسادت و ترس و خشم است در بزرگسالی حاصل می‌شود.
هرگونه مشكلی در روابط ما با والدینمان در دوران بچگی روی روابط ما در بزرگسالی تاثیر می‌گذارد. اگر كسی در ارتباط عاشقانه‌اش دچار مشكل است،باید ارتباطش را با والدینش در كودكی و بزرگسالی بررسی كند و مشكلات را حل كند، حتی گاهی نیاز به روان‌درمانی و بررسی گره‌های روحی در خردسالی لازم می‌شود كه باید از یك متخصص كمك گرفت.

باورهای غلط و عشق‌های بی‌سرانجام
دكتر عدل می‌گوید: بسیاری از افراد درباره عشق اشتباه فكر می‌كنند و باورهای غلطی در مورد آن دارند كه باعث بروز مشكل در روابط آنها می‌شود كه برخی آنها عبارتند از:

1ـ عشق حقیقی بر همه چیز فائق می‌آید. (عشق كه باشد همه چیز مهیاست و هر اختلافی را می‌توان حل كرد).

2ـ عشق در نگاه اول. (من با اولین نگاه عاشق او شدم).

3ـ عشق فقط یك بار. (فقط یك فرد وجود دارد كه نیمه گمشده من است و اگر رابطه‌ام با معشوقم به هم بخورد دیگر كسی نیست كه بتوانم با او ارتباط برقرار كنم).

4ـ معشوق مسوول برآورده كردن همه نیازهاست. (معشوق من باید تمام نیازهای من را بر طرف كند و باید جای همه كس را برایم در زندگی پر كند، به‌طوری كه من دیگر نیازی به دوست و خانواده و... نداشته باشم).
5 ـ جاذبه جنسی همان عشق است.

این روان‌شناس می‌گوید: برخی عشق‌ها بی سر انجامند مثل عشق نابرابر و یكطرفه. عاشق توانایی‌های بالقوه شدن (فردی كه با هوش است ولی بیكار)، عشق به عنوان نجات طرف مقابل (عاشق افراد ناتوان شدن برای كمك به آنها مثل یك فرد معتاد)، عشق به عنوان معلم و شاگردی (یادگیری یك طرفه از یك فرد)، عشق به دلایل بیرونی (تحت فشارهای اجتماعی و خانوادگی)، عشق با حداقل تفاهم (بدون هیچ چیز مشترك)، انتخاب براساس كمبودهای روابط قبلی (مقایسه با رابطه‌های قبلی)، عشق بدون دسترسی به معشوق (عاشق كسی شدن كه در كشور دیگری زندگی می‌كند)، این عشق‌ها به احتمال زیاد به سرانجام نمی‌رسند و افراد را دچار مشكلات متعددی در روابط و زندگی می‌كنند.

وقتی به عشق فكر می‌كنیم همیشه داستان‌های زیبا و افسانه‌های عاشقانه به یادمان می‌آید، اما باید به یاد داشته باشیم كه عشق در زندگی واقعی با عشق در فیلم‌ها و داستان‌ها متفاوت است و ممكن است گاهی زندگی ما را بسیار لذت‌بخش یا بسیار زجرآور كند، پس كمی آهسته‌تر و محتاط‌تر در مسیر پر خطر عشق گام برداریم.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عاشق شدن ، عشق ، چگونه عاشق شویم ، روانشناسی عشق ،

راه رسیدن به آرامش بعد از طلاق

جمعه 7 بهمن 1390  10:55 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

راه رسیدن به آرامش بعد از طلاق

جدایی دردناك است و این یك حقیقت تلخ است. مگر این كه شخص از نظر احساسی بسیار سرد و غیرصمیمی باشد. از دست دادن عزیز همواره یكی از بدترین تجربه‌هاست. شخص دوست دارد در چنین شرایطی به گوشه‌ای برود و با خودش تنها باشد و تمام اینها پس از گریه كردن است.

شاید گریه كردن ساده‌ترین كاری باشد كه در چنین مواقعی می‌توان انجام داد.اما فرد نیاز به زمان دارد. زمانی برای سپری كردن و غلبه بر سختی و التیام نسبی زخم‌ها.


كارشناسان این زمان را زمان سوگواری می‌نامند. چنانچه شما نیز عزیزی را از دست داده‌اید و یا پس از مدتی كه در زندگی مشترك بوده‌اید از همسرتان جدا شده‌اید ، نیاز به این زمان سوگواری دارید. پس نخواهید آن را انكار كنید.

اما بهترین راه برای بهتر سپری كردن این دوران چیست؟

واقعیت این است كه پاسخ این پرسش بستگی دارد به این كه شما چه نوع شخصیتی دارید. برخی افراد خود را در كارشان غرق می‌كنند ، برخی دیگر در خانه می‌مانند و غصه می‌خورند. برخی دیگر نیز به افراط و تفریط در كارها می‌پردازند.

بهترین راه علاج آن چیزی است كه به جایگزین‌درمانی معروف است. به این معنی كه فقدان یا كمبود عشق و محبت را با فعالیت یا كار دوست‌داشتنی دیگر جایگزین كنید. برای مثال، با تغذیه مناسب و رفتن به سالن‌های ورزشی و انجام فعالیت‌های ورزشی به جسم و بدن خود محبت كنید. اما این كه چگونه كار را آغاز كنید به ترتیب زیر است:

با بخشش شروع كنید

جدایی و طلاق بسیار دردناك است و شاید زخم‌های زیادی از آن بر روح و روان طرفین مانده باشد ، اما بدانید قطعا شما نیز گفتار و كردار زیبا و دوست‌داشتنی در این باره نداشته‌اید. هر دو از هم رنجیده‌خاطر هستید ، اما مرور اتفاقات تلخ فقط حال تان را بدتر می‌كند.

پس سعی كنید با وجود مخالفت با برخی رفتارها بتوانید از آن ها بگذرید و خود را به دست پروردگار بسپارید. البته این كار ساده نیست، اما بهترین مجرا برای خروج و تخلیه ناراحتی و خشم به شمار می‌رود.

ورزش یعنی خروج از افسردگی‌

تیلور، یكی از استادان دانشگاه استانفورد معتقد است ورزش یكی از شیوه‌های موثر برای خروج از افسردگی است. تاثیرات مثبت ورزش بر بدن همواره مورد توجه قرار می‌گیرد اما تحقیقات مشخص كرده است افرادی كه ورزش می‌كنند با تقویت حافظه و روحیه احساس رضایت بیشتری از زندگی می‌كنند.

ورزش با كاهش استرس و افزایش احساس شادابی موجب احساس بهتر و رضایت بیشتر در افراد صرف‌نظر از وضعیت زندگی و مشكلات می‌شود.

متخصصان معتقدند ورزش مانند داروی ضدافسردگی عمل می‌كند و چنانچه روزانه 30‌‌دقیقه سریع راه بروند یا به طور منظم ورزش كنند ، پس از 10 روز تاثیر آن را در بهبود وضعیت روحی و شادابی خود خواهند دید.

از طرف دیگر، چنانچه ورزش به مدت طولانی در فعالیت‌های ثابت روزانه گنجانده شود ، موجب عملكرد بهتر مغز شده و مواد شیمیایی مسوول داشتن احساس بهتر و رضایت وارد خون می‌شود.

روابط دوستانه را گسترش دهید

به جای انزوا و دوری از جمع روابط دوستانه را گسترش دهید. به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌كند.

در روابط دوستانه مهر ورزیدن وجود دارد و همین امر برای تان بسیار مفید خواهد بود. حتی اگر در یك لحظه جز خودتان كس دیگری برای مهر ورزیدن وجود نداشت یا امكان مهرورزی را به شما نمی‌داد. بدانید افرادی كه نمی‌توانند خودشان را دوست داشته باشند ، هرگز قادر به محبت كردن به دیگران نیز نیستند. پس از خودتان شروع كنید. اما سعی كنید رفت و آمد با افراد گوناگون را نیز تجربه كنید. به این ترتیب حتی می‌بینید كه افراد خصوصیت‌ها و نقاط مثبت و منفی زیادی دارند و از این رو بخشیدن خود و دیگران نیز برای تان ساده‌تر می‌شود.
به یاد داشته باشید دوستی‌ها شادی‌ها را مضاعف و غم‌ها را تقسیم می‌كند.

به خودتان بیندیشید

با خواندن یك اثر یا مطلب آموزشی - ادبی یا علمی- فكر خود را دوست بدارید و به پرورش آن كمك كنید. با آرامش و پاك كردن فكر خود از مسائل نا خوشایند یا نشستن كنار رودخانه یا دریا به روح خود عشق بورزید و به شادابی آن كمك كنید. احتمالا منظور اصلی و جان مطلب را گرفتید. انتخاب فعالیت‌های انرژی‌زا و خشنودكننده می‌تواند موجب رضایت شما از خود به عنوان یك انسان مستقل شود و موجب شود تا بتوانید بهتر بر شرایط موجود غلبه كرده و آن را بپذیرید.می گویند در پس هر تاریكی روزنه‌ای برای نفوذ روشنایی است. فقط باید با پیدا‌كردن آن روزنه به قلبتان به روشنایی آن كمك كنید.

به این ترتیب در حدود 2 سال دیگر می‌توانید به حالا فكر كنید و از این كه بهترین كمك را به خود كردید ، احساس رضایت كنید و از اتفاقاتی كه برایتان افتاده خوشحال شوید یا می‌توانید وقت خود را صرفا با غصه خوردن سپری كنید. البته با انتخاب راه دوم وقتی در آینده به این لحظات می‌اندیشید جز تاسف و نارضایتی چیزی عایدتان نخواهد شد. حالا كدام راه را انتخاب می‌كنید؟!

ویلیام شكسپیر می‌گوید: افرادی كه حوصله ندارند چقدر ناتوان هستند. آنچه آسیب دیده بتدریج بهبود می‌یابد ، پس با خود مهربان باشید و بدانید غم‌ها به آرامش می‌رسند. پس انتخاب كنید كه رضایت و شادی می‌خواهید و به گذشته فكر نمی‌كنید. حالا فقط امكان حركت به آینده است. به خود فرصت بدهید با رعایت موارد فوق تجربه‌های تلخ را با افكار خوش پشت سر بگذارید.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: راه رسیدن به آرامش بعد از طلاق ، بعد از طلاق ، طلاق ، آرامش بعد از طلاق ،

همسرم یا دوستانم؟

دوشنبه 3 بهمن 1390  02:26 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،

شاید برای خیلی از شما این سوال پیش آمده باشد که بعد از ازدواج و ورود به دنیای تاهل تا چه حد می توانیم دوستی های دوران مجردی مانند رابطه با همکلاسی های دوران مدرسه، دوران دانشگاه و یا حتی یک دوست خانوادگی قدیمی را ادامه دهیم؟ آیا ادامه دادن این دوستی ها ممکن است به ضرر زندگی زناشویی ما تمام شود؟

آیا باید برای ادامه دادن این رابطه ها و دوستی های عمیق، از همسرمان اجازه بگیریم؟ دوستی های بعد از ازدواج اگر قرار بر ادامه دادن این دوستی ها بود رابطه ما باید چگونه باشد؟ ارتباط خانوادگی داشته باشیم یا به یاد دوران مجردی اوقاتی را به تنهایی با هم سپری کنیم؟ و .... البته باید توجه داشت که حفظ ارتباطات دوستانه دوران تجرد بعد از ازدواج مانند شمشیر دو لبه است و می تواند فواید و مضرات زیادی را به همراه داشته باشد. برخی از افراد این نوع دوستی ها را به طور کلی خوب و برخی بد می دانند.

برخی از دلایل افرادی که حفظ این نوع روابط را نادرست می دانند عبارتند از: ادامه دادن ارتباطات دوستانه بعد از ازدواج می تواند باعث ایجاد کدورت میان زوجین گردد. زیرا همسرتان فکرمی کند که شما بیشتر اوقات خود را با دوست تان می گذرانید و این موضوع باعث بروز مشکلات اساسی در ازدواجتان می گردد زیرا همسر شما نیاز دارد که حس کند او مقدم بر تمام دوستان و همدوره ای های شماست. همچنین ممکن است زمانی فرا برسد که همسرتان احساس کند دوست شما خواهان گذراندن اوقات بیشتری با شماست، لذا این مطلب هم باعث کینه و کشمکش میان شما و همسرتان می شود. همچنین این موضوع می تواند نشان دهنده میزان ارزش و بهای شما به زندگی تان و میزان اهمیت همسرتان در زندگی تان باشد. مشکل دیگر دوستی های بعد از ازدواج این است که بسیار دید شده که برخی از افراد به طور ناخودآگاه بیشتر به دوستان خود استناد کرده و حتی در مورد بسیاری از مشکلات و اختلافات زناشویی به دنبال کسب مشاوره با دوستان خود هستند و حتی در مواقع بروز تنش و اختلاف بیشتر برای گفتگو و همصحبتی سراغ دوستان خود می روند تا اینکه سعی در اصلاح رابطه با همسرشان داشته باشند.

در این صورت و با ادامه دادن این روال همسرتان کم کم به این نتیجه می رسد که به حال خود رها شده و مسلما به روابط دوستانه شما احساس حسادت و نفرت خواهد داشت. بنابراین چنانچه همسرتان را در روابط دوستانه خود مشارکت ندهید این دوستی ها مسلما دردسر ساز خواهد شد به خصوص هنگامی که بدون حضور همسرتان اوقاتی را با دوست مذکور بگذرانید و یا بدتر از همه اینکه روابط دوستانه و مجردی خود را دور از چشم همسرتان ادامه داده و از چشم او پنهان دارید. چنانچه فکر می کنید نیاز دارید که این روابط را به طور مخفیانه ادامه دهید باید بدانید که مشکلاتی که در زندگی تان درست خواهد کرد فراتر از چیزی است که تصور می کنید. شاید تصور کنید که این نوع دوستی ها وقت زیادی از زندگی زناشویی شما را نمی گیرد اما در صورتی که همسرتان به این روابط حساس باشد ادامه دادن این دوستی هم برای شما و هم برای همسرتان مشکل آفرین خواهد شد.

اگر رابطه دوستانه بعد از ازدواج به تازگی شروع نشده باشد بلکه مربوط به دوستی های دوران تحصیل و حتی ادامه دوستی های کودکی تان باشد احتمالا با حساسیت کمتری توام است بنابراین هرگاه حس کردید که بیش از همسرتان به دوستان دوران تجردتان وابسته شده اید و بیشتر از آنکه در کنار همسرتان باشید در کنار دوستانتان بوده و از بودن با انها بیشتر لذت می برید لازم است که احساس خطر کرده و هر چه سریع تر به این روابط دوستانه پایان داده و یا به آنها حالت اعتدلال بخشید. البته این نوع دوستی ها دارای جنبه های مثبتی نیز می باشد که عبارتند از: اگر به همان مقدار یا بیشتر از زمانی که وقت صرف دوستانتان می کنید این زمان را صرف همسرتان کنید این دوستی مشکل چندانی در زندگی زناشویی شما ایجاد نمی کند. هر دو این افراد چه دوستان و چه همسر می توانند در زندگی شما به طور همزمان حضور فعال داشته باشند اما این حضور باید حساب شده و از روی ضوابط باشد. مثلا نباید همسر شما حس کند که در اثر این روابط، حضور و اهمیت وی در زندگی شما کمرنگ شده و یا به حال خود رها شده است.

لازم است به طریقی عمل کنید که به همسرتان این اطمینان را بدهید که بیشتر توجه و تمرکز شما معطوف به زندگی زناشویی تان است نه رابطه دوستانه تان. به این طریق می توانید از بروز حسادت و کینه در همسرتان خودداری کنید. چنانچه فکر می کنید نیاز دارید که این روابط را به طور مخفیانه ادامه دهید باید بدانید که مشکلاتی که در زندگی تان درست خواهد کرد فراتر از چیزی است که تصور می کنید اگر رابطه دوستانه بعد از ازدواج به تازگی شروع نشده باشد بلکه مربوط به دوستی های دوران تحصیل و حتی ادامه دوستی های کودکی تان باشد احتمالا با حساسیت کمتری توام است.

زیرا وقتی ازدواج کردید دیگر حضور آنها کمتر جنبه افراطی خواهد داشت. هرگاه قصد داشتید با دوستان خود اوقاتی را گذرانده و به بیرون بروید لازم است که حتما این مساله را با همسرتان به مشارکت بگذارید و از مخفی کاری و پنهان کاری در این زمینه به شدت خودداری کنید زیرا این امر باعث بروز نگرانی و بروز کشمکش و درگیری در زندگی زناشویی تان می شود. در عوض هرگاه قصد داشتید با دوستانتان بیرون بروید در صورت امکان و در صورت حضور خانواده های آنها، حتما همسرتان را هم به همراه خود ببرید.

دوستی های بعد از ازدواج همچنین اگر بنا به دلایل مختلف ملزم به ادامه دادن این دوستی ها هستید(مانند دوستی هایی که ناشی از شرایط کاری ایجاد می گردد و از آنها گریزی نیست) مخفی کاری و رفت و آمد دزدکی اشتباهترین کاری است که شما می توانید انجام دهید چرا که اگر این رابطه صرفا جنبه کاری داشته باشد اصلا دلیل به پنهان کاری و مخفی کاری نیست و هیچ دلیل وجود ندارد که بخواهید این مساله را از دید همسرتان مخفی نگهدارید. البته ذکر این نکته ضروری است که منظور ما تعریف و تمجید یا نکوهش افراطی از ادامه دادن دوستی های تجرد در دوران متاهلی نیست بلکه تنها قصد داشتیم شما را متوجه حساسیت ارتباطات بعد از ازدواجتان کنیم چرا که اگر هر ارتباطی بعد از ازدواج از حد خود خارج شود حتی سازنده ترین و عمیق ترین دوستی ها هم می تواند مشکل ساز شود.

از طرف دیگر وجود یک دوست و همراه نزدیک و دلسوز در زندگی همه ما احساس می شود لذا با اتخاذ رویکردی متعادل خواهید توانست هم از دوستی های خود لذت ببرید و هم از زندگی زناشویی تان.



نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: همسرم یا دوستانم ، روانشناسی خانواده ، مشکلات خانواده ،
  • تعداد کل صفحات:2  
  • 1  
  • 2