تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - مطالب آبان 1388

10 قدم به سمت خوش‌اخلا‌ق شدن - روانشناسی رفتار درمانی

جمعه 29 آبان 1388  01:53 ق.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

محققان دانشگاه میشیگان اظهار می‌دارند كه خلق و خوی بد به‌طور متوسط سه روز در هر 10 روز به سراغ ما می‌آیند و در حدود 2 درصد مردم تقریبا هر روز شاد هستند و در حدود 5 درصد افراد، خلق و خوی بد را در چهار روز از هر پنج روز دارند. بیش از یك دوجین از آزمایشگاه‌های تحقیقاتی كه در حال مطالعه نوروبیولوژی و تنظیم و تعدیل خلق و خو و حالات افراد هستند، متوجه شده‌اند كه مردم به‌صورت‌های مختلف و در كشورهای متفاوت، روش‌هایی را برای تغییر حالات‌شان به كار می‌برند: گوش‌دادن به موزیك، صحبت با یك دوست، پیاد‌ه‌روی، سرگرم‌كردن خود، تلاش برای رفع مشكل، خوردن، عبادت، نماز و خرید.

تفاوت‌های جنسیتی در مدیریت حالات درونی وجود دارند. مردان به‌طور معمول سعی می‌كنند خودشان را از این كار باز دارند (تقریبا راهكاری موفقیت‌آمیز است) یا از سیگار استفاده می‌كنند. زنان بیشتر به صحبت با فردی كه بتواند به آنها كمك كند می‌پردازند یا به فكر می‌افتند كه چرا این حس بد را دارند (كه كمك نمی‌كند.) یادگیری روش‌های موثر تقویت حالات درونی و تنظیم خلق و خو می‌تواند به مردان و زنان كمك كند تا خود را از این ورطه بیرون كشند.

روش‌های مشكل‌نگر

موثرترین روش برای دوركردن حالت بدخلقی و یا غم، در درجه اول تغییر علت به وجود آورنده آن است البته به شرطی كه بدانید چه چیز شما را ناراحت كرده و چرا. بسیاری از حالات بد به دلیل از دست دادن یا شكست در كار یا ارتباطات صمیمانه است و محققان، سوالاتی را كه باید پرسیده شود. شامل این موارد می‌دانند: <چه كار می‌توانم انجام دهم كه شكست را جبران كنم؟ برای جبران از دست دادن یك ثروت یا دوست، چه كار می‌توانم انجام دهم؟ اگر امكان دارد، اقدام كرده و آن را حل كنید.> گزارش را دوباره بنویسید. از دوستی كه احساسات او را جریحه‌دار كرده‌اید، عذرخواهی كنید. به والدین‌تان بگویید كه در مورد دعوایی كه داشتید، احساس بدی دارید. اگر نمی‌توانید كاری انجام دهید، در این صورت آنچه اتفاق افتاده را بپذیرید و به كارهایی توجه داشته باشید كه دفعه بعد به شیوه دیگری انجام خواهید داد.

روش‌های مبتنی بر احساسات و عواطف

اگر نمی‌توانید مشكل مربوط به احساس ترس را حل كرده یا آن را تشخیص دهید، در این صورت بهترین راه‌حل، تمركز بر تغییر احساسات منفی‌تان است. به‌طور مثال سعی كنید كه یك هدف به سرعت قابل دسترس را تعیین كنید كه بتواند موجب تقویت روح‌تان با یك موفقیت كوچك باشد. تمیزكردن كمد و قفسه‌ها، جمع و جوركردن وسایل و فایل‌های روی میزتان و یا نوشتن نامه به كسانی كه خیلی وقت است از آنها خبر ندارید. انتخاب بعدی می‌تواند تحرك و فعالیت باشد. در مطالعات مربوط به تعدیل و تنظیم خلق و خو، ورزش و تحرك بدنی مستمر، تنها راهكار موثر برای از بین بردن احساسات بد است.
برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: رفتار درمانی ، رفتار ، اصلاح خود ، اصلاح رفتار ، چگونه خوب رفتار کنیم ، آموزش خوش اخلاق بودن ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ،

5 راه برای راه یافتن به افکار مردان - روانشناسی متفرقه

پنجشنبه 28 آبان 1388  08:54 ب.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

برای بدست آوردن قلب یک مرد باید ابتدا به مغز او راه یابید.

چند دفعه تابحال شگفت زده شده اید که این مرد به چه چیزی فکر می‌کند؟! اگر می‌خواهید به قلب یک مرد دست یابید باید ابتدا به مغز او راه یابید. مشکل بیشتر مردها این است که خیلی سخت برای گفتن افکار و احساساتشان لب به سخن باز می‌کنند.

اگر به این 5 فن مجهز باشید مردان راحتتر سفره دلشان را برایتان باز خواهند کرد، سپس شما می‌توانید بهتر برای یک رابطه بهتر تلاش کنید و نهایتاً لذت بیشتر از باهم بودنتان ببرید.

1.اجازه بدهید او درک کند که علاقه نشان می‌دهید به آنچه که می‌گوید. هیچ مردی به شما اجازه نمی دهد به افکارش راه یابید مگر اینکه بداند که شما به آنچه که او می‌گوید توجه و علاقه نشان خواهید داد. یکی از بهترین راهها برای منتقل کردن این موضوع به او این است که از طریق زبان بدنتان وارد شوید. برای نشان دادن تمایل خود به گفته های او، نگاه طبیعی به او و باز کردن بازوانتان به نشانه گرایش به او بهترین راه است.

اجازه دهید به او بداند که شما متوجه اید که چه می‌گوید آنهم با یک سرتکان دادن یا با حرکت دادن به پیشانیتان.

همچنین تحت تأثیر قرار گرفتن، مثلاً وقتی که او تحت فشار باشد در گفتن داستان خود و ببیند که شما هم همین گونه اید، احساس بهتری خواهد داشت. این کار مثل این است که گفته باشید من می‌فهمم که چه احساسی داری یا من خودم را جای تو می‌گذارم.

2.لطفاً داوری و قضاوت نکنید. هیچ مردی افکار واقعی اش را نمی گوید اگر دریابد که تحقیر یا نکوهش می‌شود. اظهاراتی مانند چطور توانستی این کار را انجام دهی یا اگر من بودم چنین نمی کردم را رها کنید.

آزادی این را به او بدهید که آشکارا و صادقانه هر آنچه که می‌خواهد توضیح دهد بدون قضاوت شما، آنگاه شما شگفت زده خواهید شد. شما مجبور هم نیستید که او را ببخشید یا با او موافق باشید. شما با این کار به راحتی محیطی آزاد را برای او ایجاد کرده اید که هر آنچه فکر می‌کند برای شما بگوید.

3.از بکار بردن کلمه چرا بپرهیزید. وقتی روانشناسان دوره کارآموزی خود را سپری می‌کنند، از آنها می‌خواهند تمرین کنند که کلمه چرا را از دایره لغاتشان حذف کنند. زیرا پرسیدن چرا به طور مکرر، انرژی منفی می‌دهد و شرایط را بحرانی و حساس می‌کند.

وقتی که شما از یک مرد بپرسید که چرا این کار را اینطور انجام داده ای، او اینطور استنباط خواهد کرد که به او گفته اید که تو احمق هستی که روی زمین این را ه را برای این کار انتخاب کرده ای! حالا او قبل از اینکه جملاتتان را تمام کرده باشید حالت تدافعی به خود می‌گیرد.

تمرین کنید که به جای استفاده از کلمه چرا بگویید درباره این موضوع به من بیشتر بگو.

4.هرگز نگویید ما نیاز به گفتگو داریم. هیچ چیز بهتر از این جمله نمی تواند یک مرد را وادار کند که کمتر حرف بزند. این جمله حامل این پیام است که او کار اشتباهی کرده است که در دردسر افتاده و باید درباره اش توضیح دهد. او گفتگو را قبل از شروع کردنش متوقف خواهد کرد.

بهترین راه برای مطرح کردن یک موضوع مهم به آرامی و غیر مستقیم وارد شدن به آن است. زمانی که هر دوی شما مشغول انجام آن هستید را انتخاب کنید مثل آشپزی و یا تمیزکاری سبک، که او راحتی بیشتری احساس کند. به خاطر داشته باشید وقتی او درگیر فوتبال جمعه شب است برای این کار به او نزدیک نشوید.

5.گوش دادن واقعی را یاد بگیرید. شما همیشه شانس شنیدن افکار او را نخواهید داشت. چندین بار شده است که شما وقتی که او صحبت می‌کرده است در فکر دیگری بوده اید یا شاید هم فکر می‌کرده اید که در جواب به او چه بگویید؟!
این موضوع بسیار مهم است که اکنون را با او با
شید تا اینکه به افکارتان اجازه دهید همه جا باشد غیر از با او. یک مرد می‌تواند احساس کند که شما واقعاً می‌خواهید حرفهای او را بشنوید یا خیر. درست شنیدن بهترین راه برای رسیدن به یک گفتگوی واقعی است که او هم بتواند حقیقت را به شما بگوید.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، 5 راه برای راه یافتن به افکار مردان ، افکار ، مردان ، فکر مرد را خوندن ، چطوری فکر مردان را خواندن ، افکار مردان ، خواندن افکار مردان ،

پرخاشگرى

سه شنبه 26 آبان 1388  11:52 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،


مقدمه

چنانچه میزان ابتلاء جوامع بشرى به یك موضوع خاص را یكى از معیارهاى اهمیت آن موضوع بدانیم به جرات مى‏توان ادعا كرد كه پرخاشگرى از جمله مسائل عمده و با اهمیتى است كه انسان‏ها از گذشته‏هاى دور تاكنون به صورت گسترده‏اى با آن سر و كار داشته و دارند. نگاهى گذرا به آمار خیره كننده و روزافزون جنایات و درگیرى‏هایى كه در جوامع انسانى به وقوع مى‏پیوندد - كه بخش عمده‏اى از آن‏ها ناشى از رفتارهاى پرخاشگرانه است - مؤید این ادعا است.
به جاست در این‏جا گفتار یكى از نویسندگان (مونتاگو 1976) را ذكر نماییم كه مى‏گوید: «اغلب معتقدند كه پرخاشگرى انگیزه‏اى است كه باید درباره آن بیش‏تر بدانیم; ما به یك‏دیگر حمله مى‏كنیم، آسیب مى‏رسانیم، و گاهى هم‏دیگر را مى‏كشیم، در واقع ما با دشنام دادن یا كوشش در جهت‏بى‏آبرو كردن دیگران به صورت كلامى پرخاشگرى مى‏كنیم...» (1)
به موازات پیشرفت صنایع و علوم و متحول شدن زندگى بشرى، روابط انسانى نیز نسبت‏به قبل پیچیده‏تر شده است. در این راستا، مشكلات و معضلات روحى و روانى فراوانى در جوامع انسانى به وقوع پیوسته كه این امر ضرورت بررسى گسترده و دقیق موضوعات روان‏شناختى نظیر پرخاشگرى را ایجاب نموده است. به طورى كه امروزه پرداختن به موضوع پرخاشگرى منحصر به كتب روان‏شناسى نیست‏بلكه در دیگر حوزه‏هاى علمى‏هم‏چون روان پزشكى، آسیب‏شناسى روانى، روان‏شناسى اجتماعى و حتى جرم‏شناسى كه یكى از شاخه‏هاى حقوق كیفرى است، از جهات متفاوت مورد بررسى قرار گرفته است.
در چند دهه اخیر، موضوع پرخاشگرى توجه بسیارى از دانشمندان و متخصصان را به خود معطوف كرده است، به گونه‏اى كه ده‏ها كتاب و صدها مقاله در خصوص این موضوع به چاپ رسیده است.
اثر حاضر نیز با استعانت از آثار و تحقیقات ارزشمند محققان این علم، برخى از علل و عوامل پرخاشگرى را مورد بررسى نموده است.
اما، پیش از بحث، ذكر این نكته ضرورى است كه «خشم‏» با «پرخاشگرى‏» تفاوت دارد; صاحب نظران معتقدند كه: «خشم یكى از هیجانات نیرومندى است كه دست آفرینش در انسان نهاده است و از سال‏هاى اولیه رشد، بروز مى‏كند و اغلب رفتارهاى پرخاشگرانه را به دنبال دارد». نتیجه آن‏كه پرخاشگرى هیجان نیست‏بلكه از آثار حالت هیجانى خشم است و براى فرونشاندن آن و معمولا همراه آن رخ مى‏دهد. (2)

پرخاشگرى و فرهنگ‏ها

صدق عنوان پرخاشگرى بر یك رفتار خاص بستگى به نوع فرهنگى دارد كه در یك جامعه حاكم است. و بدین جهت، امروزه در جوامع غربى به هر نوع تندخویى پرخاشگرى اطلاق مى‏گردد. در حالى‏كه، سابقا در همین جوامع مفهوم پرخاشگرى همراه با حمله به فرد یا شى‏ء به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بوده است. همان‏طورى كه امروزه در كشورهاى آسیایى مفهوم پرخاشگرى این چنین است. (3) هم‏چنین این‏كه چه امرى سبب خشمگین شدن و رفتار پرخاشگرانه مى‏شود، بستگى به نوع فرهنگ جامعه‏اى دارد كه فرد در آن زندگى مى‏كند. به عبارت دیگر، مردم در همه جاى دنیا خشمگین مى‏شوند اما خشمگین شدنشان مطابق با قواعد فرهنگى جامعه‏اى است كه در آن زندگى مى‏كنند. (4)
نكته قابل توجه دیگرى كه در زمینه پرخاشگرى و فرهنگ‏ها مطرح است این است كه، در تمامى فرهنگ‏ها وجود منافع ضرورى براى حیات بشر در پرخاشگرى پذیرفته شده است لكن این امر هم قابل قبول همگان است كه در صورت عدم كنترل رفتار پرخاشگرانه چه بسا خطرات جبران ناپذیرى هم‏چون قتل به وقوع پیوندد. بدین جهت، همه جوامع باید راه‏هایى بیابند تا مانع از آن شوند كه اعضاى آن یك‏دیگر را بكشند یا به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه‏اى كنترل مى‏كنند ولى از لحاظ ارزشى كه براى آن قایلند، در میزان محدود كردن آن با هم فرق دارند. براى مثال، در میان قبایل سرخ‏پوست آمریكایى، كومانچى‏ها كودكانشان را جنگجو بار مى‏آورند و حال آن‏كه هوپى‏ها و زونى‏ها به فرزندانشان صلح‏جویى و رفتار غیر پرخاشگرانه مى‏آموزند. در آمریكاى معاصر جوامع هوترى بر صلح‏جویى به عنوان شیوه‏اى از زندگى تاكید مى‏كنند و فرزندانشان را طورى تربیت مى‏كنند كه پرخاشگر نباشد. اصولا در فرهنگ آمریكایى براى پرخاشگرى و سرسختى ارزش قایلند (باندورا، 1973).
در فرهنگ اسلامى گرچه تجاوز و تعدى به دیگران از مصادیق پرخاشگرى به حساب مى‏آید و امرى نامطلوب شمرده مى‏شود لكن به افراد اجازه مى‏دهد در صورتى كه مورد پرخاشگرى دیگران واقع شوند از خود دفاع كنند البته به نحوى كه منجر به تعدى و ظلم نشود. (5)

تعریف پرخاشگرى

به نظر مى‏رسد ارائه یك تعریف براى اصطلاح پرخاشگرى كه مورد قبول همگان باشد امكان‏پذیر نیست زیرا نظرگاه‏هاى متفاوت درباره این‏كه آیا باید پرخاشگرى را بر اساس نتایج ملموس و عینى آن و یا بر اساس نیت و مقاصد شخصى افراد تعریف كنیم، باعث پدید آمدن تعریف‏هاى متفاوتى از پرخاشگرى شده است: برخى از روانشناسان پرخاشگرى را رفتارى مى‏دانند كه موجب آسیب دیگران شود یا بالقوه بتواند به دیگران آسیب بزند. این آسیب مى‏تواند بدنى مانند كتك زدن، لگد زدن و گاز گرفتن، یا لفظى مانند ناسزاگویى و فریاد زدن و یا حقوقى، مانند به زور گرفتن چیزى باشد. (6)
ایراد تعریف فوق این است كه نسبت‏به برخى رفتارها كه پرخاشگرانه به حساب نمى‏آیند مانعیت ندارد. مثلا اگر كودكى هنگام بازى، اسباب بازى خود را پرتاب كند اما ناخواسته به فرد دیگرى برخورد كند، رفتار وى بر اساس تعریف مزبور، رفتار پرخاشگرانه به حساب خواهد آمد.
تعریف دیگرى كه براى پرخاشگرى ارائه شده است‏بر نیت فرد پرخاشگر تكیه دارد و پرخاشگرى رفتارى دانسته شده كه به قصد آسیب یا آزار رساندن از كودك سر بزند. برخى این تعریف را مورد نقد قرارداده و گفته‏اند: نیت امرى عینى و ملموس نیست و مى‏تواند مورد تفسیرهاى گوناگون قرار گیرد. بسیارى از محققان تركیبى از این تعاریف را پذیرفته‏اند و رفتارى را كه موجب آسیب دیگران گردد، پرخاشگرانه مى‏دانند، به ویژه اگر فرد بداند عمل او آسیب و آزار دیگران رابه دنبال دارد.
در مقام قضاوت نسبت‏به تعاریف ارائه شده براى پرخاشگرى، به نظر مى‏رسد قصد و نیت در پرخاشگرى دخالت دارد و هر كس با علم حضورى از نیت‏خود آگاه است و مى‏توان از راه آثار مشابه، آن را در دیگران نیز شناسایى كرد و از این جهت، وسیله قابل تفكیك از سایر نیت‏ها و حالات درونى مى‏باشد. بدین ترتیب، اگر فرد رفتار خشنى را براى هدفى از روى عمد انجام دهد، رفتار وى پرخاشگرانه تلقى مى‏شود، چه از عواقب آن آگاه باشد و چه نباشد. (7)
ادامه مطلب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: پرخاشگرى ، درمان پرخاشگری ، روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ،

روانشناسی اجتماعی محافظه كاری

سه شنبه 26 آبان 1388  05:01 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

محافظه‌كاری و لیبرالیسم علی‌رغم وجوه تشابه، از هم متمایزند. مثلاً آن‌ها بر سر تنظیم سیاسی اقتصاد اختلاف دارند؛
اما معمولاً فشار انتخابات خصوصاً در جوامعی با احزاب غیرایدئولوژیك یا اداره سیاسی اوضاع واقعی، آن‌ها را به اشتراك نظر می‌رساند. با این حال چنین نگرش‌هایی از هم فاصله دارند و این به لحاظ رویكرد آ‌ن‌ها به واقعیت است. حتی ممكن است وضعیت طبیعی یا قطبی آراء محافظه‌كارانه و لیبرال در جهان‌بینی و رفتار شخصی واحد متظاهر شود و ویژگی‌های خاصی را در او متجلی سازد. در هر حال محافظه‌كاری اولاً در مقایسه با سایر رویكردهای نظری معنی می‌یابد و لذا در این پژوهش به مقایسه آن با لیبرالیسم پرداخته‌ایم و ثانیاً این تمایز را می‌توان در رفتارهای اشخاص معتقد به آن‌ها دریافت. رفتارها مبین ارزش‌ها و باورهای اشخاص هستد و علی‌رغم همپوشی آراء محافظه‌كاری و لیبرال، در آن‌ها اما باز هم می‌توان خلاقیت آدمیان را در انطباق این آراء با مقتضیات اجتماعی دریافت.

صورت‌بندی مسئله

محافظه‌كاری (Conservatism) یعنی تمایل به حفظ چیزها همان گونه كه هستند. در این اندیشه، حرمت ترتیبات اجتماعی-سیاسی و خصوصاً ترتیباتی كه تدریجاً طی دوره‌ای طولانی حاصل آمده، مورد تاكید قرار می‌گیرد. این نظریه كه در باب جامعه و سیاست باب شده؛ كاركردی تاریخی هم دارد كه می‌توان اعتبار آن‌ها را جداگانه در حوزه‌های معرفتی و وجودی دنبال كرد. به هر تقدیر محافظه‌كاری كه در مقابل ژاكوبن‌گرائی ظاهر شد؛ درصدد توصیف منسجمی از مقام انسان در جامعه و تحت حكومت است. ژاكوبن‌گرائی تمایل دارد نهادها را با اهدافی عقیدتی نفی كند تا زمینه تشكیل نهادهای سیاسی براساس اصول انتزاعی و نظری فراهم آید. این دیدگاه‌ مخالف ظهور نهادها از وقایع مستعد كمال است و با تصوری اتوپیائی دست به عمل می‌زند.
از این نگره علم سیاست، چیز زیادی عاید نمی‌كند و نمی‌تواند شادی‌های زندگی را تقسیم سازد؛ زیرا حقیقت گناه نخستین نشان می‌دهد انسان ناگزیر از پذیرش بد و خوب است و لذا آن‌چه باقی می‌ماند استقرار جهانی مینوی با اعمال زور است. از منظر محافظه‌كاری، جامعه كلی پیچیده و متشكل از اجزای به هم پیوسته است كه بیش از ماشین شبیه اندام بوده و تعادل ناپایدار مناسبات انسانی آن را می‌توان از طریق اصلاحات به هم زد. جامعه ارگانیسمی است كه طی قرون و اعصار رشد می‌كند و با جان بردن از مسائل مختلف، كارآمدی حیاتی خود را نشان می‌دهد. در این صورت باید چنین پیشینه‌ای را پاس داشت و از سنن آن اطاعت كرد؛ یعنی از تجارت نسل‌ها نمی‌توان چشم پوشید و بر وفق وضع موجود باید به جرح و تعدیل دست زد؛ زیرا هدف از تغییر نیز حفظ آن است و در این كار تأسی به نیاكان ضرورت دارد. محافظه‌كاری بر توزیع و پخش قدرت تاكید داشته و تنوع سازمان‌ها و انجمن‌های داوطلبانه را می‌پذیرد.
از این نگره كثرت تعداد و اهداف و ویژگی‌های متنوع گروه‌ها به رشد چند وجهی افراد و مانعی بر سر راه تمركز قدرت می‌انجامد و حائلی میان دولت و فرد می‌شود. درواقع انسجام با تمایل به كثرت و هم‌زیستی دسته‌هایی كه گروه‌ها هم جزئی از آن‌ها است حاصل می‌آید و اساساً یكی از نشانه‌های جامعه سالم، تعدد نهادهای اجتماعی است؛ ثروتمندی فردی هم می‌تواند با قدرت اقتصادی تحت كنترل دولت مقابله كند.
بالاخره از منظر محافظه‌كاری رعایت حرمت قدرت قانونی ضروری است. آنان نظر لیبرال‌ها را در مورد اطاعت مشروط قانونی نمی‌پذیرند و بیش از رادیكال‌ها، جانب قدرت قانونی را می‌گیرند. محافظه‌كاران برای كاهش مصائب و بسط منافع به كاربرد مداخله دولت علاقه داشته‌اند و به‌واسطه فعالیت روزافزون دولت، براهین لیبرال‌ها در دفاع از آزادی فعالیت اقتصادی را پذیرفته‌اند. در هر حال، رعایت احتیاط در اجرای اصلاحات، حرمت‌گذاری به قدرت قانونی و نابرابری پاداش و مالكیت، در پی حفظ وضع موجود است و به نظر می‌رسد این ایدئولوژی از طبقات متمكن جانبداری می‌كند و البته حمایت آنان از این ایدئولوژی به معنای صحت چنین دریافتی است.
لیبرالیسم اما درمعنی آزادی خواهی مبین دیدگاه‌ و اعمال كسانی است كه در عرصه سیاسی، كسب و حفظ میزان معینی آزادی از نظارت و هدایت دولت یا عوامل نامطلوب دیگر را برای اختیار انسانی ناگزیر می‌دانند. از این نگره مردم تابع حكومت خودكامه نیستند؛ بلكه در زندگی خصوصی مورد حمایت حاكمیت قانونند و در حوزه عمومی می‌توانند قوه مجریه را از طریق قوه مقننه منتخب خویش كنترل كنند.
برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، روانشناسی اجتماعی ، محافظه كاری ،

از اسم خود راضی نیستید؟ این راهکارها را بکار ببندید

سه شنبه 26 آبان 1388  04:56 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی شخصیت ،موضوعات متفرقه ،


کنار آمدن با اسم بد خیلی سخت است. شاید شما را هم اسمی که والدینتان رویتان گذاشته اند یا اسم فامیلتان رنج می دهد. اسم شما تنها چیزی است که در تمام لحظات زندگی همراهتان است، پس باید آن را قبول کنید. به همین خاطر در این مقاله تصمیم گرفته ایم راهکارهایی به شما معرفی کنیم که کنار آمدن با این اسم آزاردهنده را برایتان راحت تر کند.

1. نگاهی به اینترنت یا کتاب های اسم بیندازید که درمورد تاریخچه و معنا و مفهوم اسم ها مطلب دارند. اگر اسمتان را آنجا پیدا کردید، کمی از نگرانیتان درمورد اسمتان از بین می رود.

2. افراد معروف و مشهوری هم نام خودتان پیدا کنید. وقتی فرد موفقی را هم نام خودتان پیدا می کنید، اسمتان کمتر برایتان آزاردهنده خواهد بود.

3. شیئی را با نام خودتان پیدا کنید. البته پیدا کردن شیئی که اسم شما روی آن باشد کار سختی است به همین خاطر بد نیست که خودتان اینکار را بکنید.

4. شوخی های مسخره درمورد اسمتان را نادیده بگیرید. به جای اینکه از این شوخی ها عصبانی و ناراحت شوید، باید خوشحال باشید که اسمتان یک اسم خاص و تک است.

5. از والدینتان یا هر کس دیگری که اسم شما را انتخاب کرده سوال کنید. اینکار باعث می شود دید و شناخت بهتری درمورد اسمتان پیدا کنید.

6. اگر خیلی برایتان آزاردهنده است، به طور قانونی اسمتان را عوض کنید. البته این اعصبتان را بیشتر خرد می کند چون مجبور می شوید همه جا اسمتان را عوض کنید و این را به همه اطلاع دهید.

7. می توانید از اسم مستعار استفاده کنید یا از حروف اول بعنوان اختصار استفاده کنید (مثلاً MJ). به این روش اسم اصلیتان در شناسنامه باقی می ماند اما دیگران شما را به اسمی صدا می کنند که اذیت نشوید.

8. فکر کنید که بعد از ازدواج اسمتان چه خواهد بود. خیلی از خانم ها بعد از ازدواج اسم فامیل همسرشان را می گیرند یا از اسم مستعار استفاده می کنند.

9. وقتی می خواهی اسم جدیدی برای خود انتخاب کنید این را به همه بگویید.
•صبور باشید و درک کنید که زمان می برد همه به اسم جدید شما عادت کنند.
•وقتی اشتباهاً اسم قبلیتان را صدا می کنند، تصحیحشان کنید تا بدانند که در تغییر نامتان کاملاً جدی هستید.
• اجازه ندهید کسی در صدا کردن اسم جدیدتان بی ملاحظگی کند. خیلی ها ممکن است کماکان اسم قدیمتان را صدا کنند و بهانه بیاورند که اسم جدیدتان را فراموش می کنند. این افراد در برابر تغییر لجوج و مقاوم هستند. باید برایشان توضیح دهید که در تغییر اسم خود جدی هستید و خوشحال می شوید که به انتخاب جدید شما احترام بگذارند.
•خیلی ها در روز تولدشان تغییر نامشان را اعلام می کنند که تاثیر بیشتری داشته باشد.

نکات

•معنای اسمتان را پیدا کنید. شاید ارتباطی با خودتان داشته باشد.
•اگر نگه داشتن اسمتان سنت خانوادگی است پس حداقل کمی احساسی است.
هشدارها
•تعجب نکنید که والدینتان ازاینکه از اسمتان خوشتان نمی آید ناراحت شوند اما آنها باید درک کنند که اسم شماست و این شمایید که باید همه عمرتان با آن زندگی کنید.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، از اسم خود راضی نیستید؟ ، اسم ، اهمیت اسم ، اهمیت اسم آدم ها ،

خانمها: برای همسر خود جاذبه جنسی داشته باشید

یکشنبه 24 آبان 1388  11:29 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی خانواده ،

روانشناسی,مسایل روانشناسی,موضوعات روانشناسی,زندگی و روانشناسی,روانشناس,روانشناسان,روانشناسی اجتماعی,روانشناسی زنان,مقالات روانشناسی,مشاوره روانشناسی,کتاب روانشناسی,روانشناسی تربیتی,روانشناسی شخصیت,کتابهای روانشناسی,انجمن روانشناسی,روانشناسی

زمانی که رابطه شما با همسرتان قدری پایدارتر می شود، و زندگی مشترکتان را در کنار یکدیگر شروع می کنید با مشاهده ی کارهای رمانتیک از جانب آقا واقعاً هیجان زده می شوید، آیا اینطور نیست؟ ممکن است همسرتان در قبال شما کارهای رمانتیک بسیار زیادی را انجام دهد؛ به عنوان مثال برایتان گل هدیه بیاورد، یک جعبه شکلات برایتان بخرد و در یک شام رویایی برایتان شمع روشن کند. همه ی این عوامل دست به دست هم می دهند تا شما را بیش از پیش دوست داشته باشید. خوب درست است؛ اما چه اتفاقی می افتد زمانیکه همه این سورپرایزها بعد از مدت زمانی نزدیک به یک سال فروکش می کند؟ آقا خسته از سر کار به خانه باز می گردد و فوراً به خواب میرود. اصلاً متوجه نیست که شما هم وجود دارید! اما این مطلب می تواند یک پیام هشدار به شما باشد که بیش از پیش در کار های شخصی خودتان غوطه ور نشوید. این زمان موقعی است که شما باید با کارهایی که انجام می دهید، جذابیت جنسی خود را بیش از پیش افزایش دهید.

1- قدردان خود باشید

صبح وقتی که از خواب بلند می شوید، از اضافه وزن و وجود سلولیت در بدنتان شکایت نکنید. پیش از اینکه فعالیت های روزانه خود را شروع کنید، روبروی آینه بروید، به خودتان نگاهی بیندازید، و بگویید: "چقدر زیبا و جذابی!" آنقدر این کلمه را تکرار کنید تا به آرامش و راحتی دست پیدا کنید.

2- از او بخواهید تا برایتان برقصد

خوب شاید نوبت به آن رسیده باشد که شما او را سوپرایز کنید. اتاق نشیمن خود را تبدیل به صحنه رقص کنید، نور را کاهش دهید و یک آهنگ ملایم بگذارید. از همسرتان بخواهید تا با شما برقصد، امکان ندارد او درخواست شما را نپذیرد به خصوص اگر لباس خواب زیبایی بر تن کرده باشید.

3- دکوراسیون اتاق خواب را تغییر دهید

شما می توانید با تغییراتی کوچکی در اتاق خواب فضای آن را تغییر دهید. به عنوان مثال می توانید شمع های معطر روشن کنید و یا از روتختی های قرمز رنگ استفاده کنید.

4- لباس زیر جذاب بپوشید

یکی از زیباترین لباس های زیری را که دارید انتخاب کنید و یک دقیقه قبل از اینکه همسرتان عازم رفتن به محل کارش شود، در مورد رنگ لباس و اینکه در بدنتان چگونه ایستاده، توضیح دهید. من به شما قول می دهم که او به محض تمام شدن کارهایش به سرعت به خانه باز خواهد گشت.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: روانشناسی ، مسایل روانشناسی ، موضوعات روانشناسی ، زندگی و روانشناسی ، روانشناس ، روانشناسان ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی زنان ، مقالات روانشناسی ، مشاوره روانشناسی ، کتاب روانشناسی ، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی شخصیت ، کتابهای روانشناسی ، انجمن روانشناسی ، روانشناسی ، جاذبه جنسی ، عشق بازی ، دوست داشتن ، مسایل جنسی ،
  • تعداد کل صفحات:6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6