تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی - هنر عفو و بخشش

هنر عفو و بخشش

دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  11:07 ق.ظ

نوع مطلب :رسیدن به شادکامی و لذت ،

كیست كه نیش  خیانت  و رفتار  ناشایست  و یا  سوءاستفاده  و شیادی  را تحمل  نكرده  باشد؟ كیست  كه از نتیجه  خشم  و غضب  و بیماری آگاه نباشد ، همه ما سخت به نتیجه  این اعمال آگاهیم ،اما دیگران  این  طور نیستند.نتیجه آخرین تحقیقات  نشان می دهد  كه یادیگیری  و آموختن   گذشت و  عفو  در زندگی  و گذشت  در مورد كسانی  كه باعث  رنجش  ما می شوند ، می تواند  ما را  به ژرفای  روحمان  رهنمون  شود  و به سودی  سرشار  نایل آید. این راهی  است نو  و بی تنش  برای  صیانت نفس و راهی برای مقابله  با فشارهای عصبی و شاید مهمترین  راه بهبود  سلامت  باشد.

پاییز گذشته ، كنفرانسی  كه در  شهر آتلانتا  برگزار  شد ، متجاوز  از چهل  محقق نتایج  آخرین تحقیقات  و یافته هایشان  را درباره  گذشت و عفو   در بوته  نقد  و بررسی  گذاشتند  كه چطور  به آرامش  دست یابیم . یكی از  بررسی ها نشان می  دهد  كه ما با چشم پوشی  نسبت  به اشتباهات  دیگران  و لجوج نبودن  و  رشك نبردن  می  توانیم  رنج ها  و آلامی  كه در طول زندگی  به وجود می آید ، را كاهش  داده  و التیام  بخشیم . یافتن راه حل هایی كه مانع  از گذشت  و اغماض  ما نسبت  به یكدیگر  می  شود ، و نیز  راه حل نزاع  و كشمكش های طولانی  و تداوم  آنها  در میان  زنان  از جمله  موارد دیگر است .در واقع  ما می بایست  گذشت  را جایگزین  این كدورت ها  كنیم. یكی از مسایلی كه به طور اجمالی  مورد بحث  و بررسی  واقع  شده ،  تحقیقی  است  كه در كمپین  برای  مركز  تحقیقات  عفو و گذشت  صورت گرفته ،آنها از  MRI   برای  ثبت  و كاوش  در مغز و فعالیت  های  آن  استفاده  كرده اند  تا دریابند ، مغز  انسان  چطور  درباره  مسایلی  مثل آشتی  فعالیت  می كند. در این  تحقیقات  به این نكته  پی  برده اند  كه در قسمت  چپ مغز و قسمت  های به  هم چسبیده  بین شیارهای آن فعالیتی  در جریان  است  به نام مركز  دماغی و دارای  تورفتگی هایی می باشد ، همه  ما در مغزمان  دارای  چنین بخشی  هستسم  كه به آن  گذشت  می گویند.

همچنین  در قسمت  فوقانی مغز  بخشی  است به نام  مركز  احساسات ، این بخش  سعی در پاكروبی  و ترمیم  بخش هایی  دارد  كه ما  در خلال  زندگی  روزمره مان  دچار عصبیت  و یا  آسیب های  جسمانی  می كند.همچنین این بخش  كمك به بهبودی  روح  و جسم  ما می كند و سبب  ترمیم  بخش  هایی می شود  كه آسیب  دیده اند .ولی  ما  چطور  این كار  را انجام  می دهیم ؟ و معنی  و رابطه  آن با عفو و گذشت  چیست ؟

الیزابت نه سا فرصتی  بدست آورد تا با دوستش  كه از وی  دلسرد  شده بود  صحبت كند .او می گوید  به عوض این كه راهم را بگیرم و  بروم ،برگشتم و به او گفتم كه چقدر از این  پیشامد  عمیقا متاثرم . می دانستم كه او  از دست من  رنجیده ،اما  او تنها گوش  كرد  و لام تا كام  هیچ  حرفی  نزد و حتی  عذر خواهی  هم نكرد.من حیران  بودم .بعد،من به خاطر ناراحتی  و عصبیت  بیش  از حدم  از او پوزش  خواستم.هنگامی  كه عذرخواهی  كردم، حس  كردم  كه او مرا بخشیده  است .

تاثیری  كه گذشت بر رابطه ما گذاشت ،موثرتر بود .دوستم می گوید : عصبانیتم از بین رفته بود . نه سا رابطه دوستانه اش  را  تجدید نكرد،اما حالا وقتی كه دوست قدیمی اش را می بیند با خود می گوید: من حالا می توانم آرامش  خاطر داشته باشم  و راحت  نفس  بكشم  و تپش  قلب هم نداشته باشم.

تجربه  نه سا  با یافته ها ی فرد  لاسكین  مدیر پروژه  عفو و گذشت  دانشگاه استفورد و نویسنده  كتاب  گذشت به خاطر  خوبی  یكسان است .

لاسگین  تاكید  بسیار دارد  برای این كه  گذشت و عفو  الزاما  به معنای  چشم پوشی  كامل از گناه  كسی نیست  و نباید  فرد را  كاملا  گناهكار  قلمداد  كرد،بلكه  می بایست هر دو طرف منازعه را مقصر  دانست . داوطلبانی  كه  در این پژوهش  مورد بررسی  قرار گرفته اند  بر این امر  صحه  می گذارند.همچنین این  پژوهش  نشان می دهد  به لحاظ  شرایط  روحی  و جسمانی  این افراد  شاداب ترند  و خواب  بهتری  دارند.لاسكین  می گوید : هیچ چیز كشنده تر از این نیست  كه با ما  رفتاری  توام  با خشم  و غضب  یا با حالتی  تند و گزنده  صورت گیرد.

به این دلیل است كه ما از هر واقعه ای به شدت   روی گردان  می شویم، كینه و عدواتی كه تدریجا  به وجود می آید  خونمان را به جوش  می آورد  و تبدیل  به یك معضل لاینحل می كند.در این  لحظات است كه بدن ما  هورمون های  آدرنالین  و كورتیزول را با شدت  هرچه تمام تر  و بلادرنگ  منتشر می كند،قلب ما به تپش  افتاده ،نفسمان  به شماره می افتد  و صدای  ضربان  قلبمان  را در شقیقه مان  می  شنویم.به همراه این فعل و انفعالات است كه  قند عضلات را به گردش  در می آورد  و عامل موثری  در لخته شدن  سریع خون  می شود .در عین حال همه اینها  آسیبی به ما نمی رساند ، اگرچه در یك آن  اتفاق می افتد (همچون حادثه ای  ناگوار در بزرگراه ). اما خشم  و غضب  بمثابه  حادثه ای  بی  انتهاست  و بازگشت  هورمون ها  به مفهوم  حفظ ما در برابر  این سموم منتشره  است .
در اثر افسردگی كورتیزل  باعث  بی نظمی  در سیستم  ایمنی بدن  می شود.بروس مك اوین ، و مدیر آزمایشگاه عصب شناسی غدد مترشحه داخلی  از دانشگاه راكفلر  در نیویورك سیتی  می گوید : كورتیزول  سبب  كاهش  توانایی های مغز می گردد كه این امر  منجر به ضعف عمومی  بدن  و كاهش  ظرفیت  حافظه  می شود. همین عامل  نیز  باعث  افزایش  فشار  و قند خون  گشته ،انسداد  شریان ها را سبب  می  شود  و نهایتا  به بیماری های  قلبی  منجر  می گردد.

با ورود گذشت   چنین  به نظر می رسد  جریان هورمون ها  متوقف می شود .در بررسی كه از  طرف  انجمن  روان تنی  آمریكا  ارائه  شده ، محققین  دانشگاه  ویسكانسین -مدسن  36  نفر  سرباز كارآزموده  مرد را استخدام  كردند  كه  دچار بیماری  انسداد  سرخرگ شرایین  قلب شده بودند .بیماری بعضی از آنها  به جنگ  مربوط می شد ، بعضی مرتبط با زناشویی و خانوادگی  و بعضی مربوط به مشكلات  كاری  و یا آسیب های  روحی  دوران طفولیتشان  بود. نیمی از این مردان با  با  تمرین  و ممارست  عفو و گذشت   را آموزش دیدند  تا به حالت اولیه اشان  بازگردند، اما موثر  واقع نشد،زیرا  موافق چنین كاری  نبودند،اما نیمی دیگر  كه آموزش  دیدند  مشاهده شد  كه خون بیشتری در قلبشان  جریان یافته است .

دقیقا  می  توان با فكر كردن  راجع  به حل  یك مشكل  روحی  برآن  فائق آمد.شارلوت ون این ویت  ولت  روانشناس ،از كالج  هوپ  واقع در هلند  و میشیگان  در یك بررسی  2001 نفری  به نتایج  مهمی  دست  یافت .این نتایج  حاكی از آن است  كه از میان  دانشجویان  مورد  بحث  71  نفر  زندگی  توام  با  ریا و همراه  با توهین  و تحقیر، خیانت  و افشای  اسرار  به دست افراد فامیل  و دوستان داشتند. چنین گفته  شده كه فرض  گذشت  در مورد مجرمین ،همین  موضوع  را تایید می كند  و تجربه ثابت كرده  كه میزان فشارخونشان  دو درصد  كمتر ،زمانی  به وجود می آید  كه آنها به لجاجت فكر می كنند.ویت ولت  می گوید :ظهور  عفو وگذشت  می تواند پادزهر بسیار قوی  برای رفع  خشم و غضب  باشد ،كه سریعا  مانع بالارفتن فشارخون  و عدم افزایش  خطر  بیماری  قلبی  می شود . سندرالم  نیز چنین احساسی  داشت . نگرانی او در مورد پدر 82  ساله اش  كه رانندگی اش  خوب  نبود ، رفته رفته  نضج گرفت  و حتی  همسرش  با او سرناسازگاری  گذاشت  و با او  به خاطر  مشكلات  زندگی  بگو مگو كرده بود.

لم می گوید  : من به پدرم گفتم واقعا باید  بیش  از اینها حواسشو جمع كنه ، به خاطر  اینكه  خطرناكه . اما او از كوره در رفت  و عصبانیت  رعشه  بر اندامش  انداخت  و با فریاد  گفت : من تموم عمرم  رو  رانندگی  كردم و هیچ كسی  هم نمی  تونه  كلید  ماشینمو  ازم بگیره . سپس او به من گفت  كه دیگر نمی خواهد  مرا دوباره  ببیند .لم  خیلی آشفته  و عصبانی  شده بود .نتوانست تا هفت ماه  با پدرش  صحبت  كند.

سرانجام  به هر صورت كه بود  تصمیم گرفت رابطه اش  را با پدرش  تصحیح  و با او آشتی  كند، زیرا این مسئله  خیلی طولانی  شده بود.به  همین خاطر  لم  خود  به دیدار  او رفت . به پدرم گفتم  كه خیلی متاسفم ، به خاطر حرفهایی كه در مورد رانندگی اش  زده بودم  و به خاطر  ناراحتی كه برای  او پیش آوردم از او عذر می خواهم . و او را بخاطر پرخاشگری اش می بخشم . او نیز مرا در آغوش  گرفت  و گفت : من حالم خیلی خوبه ، و خیلی  خوشحالم  و ممنونم  كه باز  به همان  دوستی  و صمیمیت  گذشته  برگشتیم .با این  عمل  مشكل  سلامتی اش  رو به  بهبودی گذاشت  و به  زودی  برطرف  شد  و دیگر  در مورد  رانندگی  او مشاجره  نكردیم.

بسیاری  از ما علیرغم  منفعتی  كه عفو و گذشت  برای  ما دارد  حتی  نمی خواهیم  به یك خصیصه آن بیندیشیم .ویت ولت  می گوید كه این  اشتباه بزرگی  است : تعلیق  رنج  و آلام  برای  ماه ها و سال ها ، بدین  معنی  است  كه ما  خود را ملزم  به تداوم  آن كرده ایم  و همین  باعث  باقی  ماندن  خشم و غضب ماست .

كاترین ابراین  با خود  همین  كار را كرد. او بعد از اینكه  در سال  1992 از شوهرش طلاق گرفت . در پسفیكای  كالیفرنیا ، سال ها  را با  كار  در یك  شركت  سازنده  ویدئو  و با تنفر  از شوهر  سابقش  سپری  كرد. او ناراحتی و عصبانی بود  و می اندیشید كه چطور  آینده اش  را از  این فساد  و تباهی  بوجود  آمده  بیرون  بكشد.

كاترین  می گوید : ناگهان  تا چشم  باز كردم  دیدم ، با دختر دوازده  ساله ام  كه از شوهر  سابقم  بود  یك خانواده  شده ایم  و این قضیه  برایم  سخت  ناراحت كننده  بود،بخاطر اینكه من شریك زندگی نداشتم  تا مشكلات  زندگی را با هم  درنوردیم.

خانم ابراین  پنجاه و پنج ساله  می گوید : من  عصبی  بودم  و تمام  وقت نگران ،دائما سردم  می شد  و همیشه خسته بودم.

اوبراین  بیشتر اوقات از اینكه مردم  او را نگاه می كردند،آشفته می شد روزی در ضیافتی فردی  مرا با  شخصی  آشنا  كرد و گفت : این خانم  هم از شوهرش  جدا شده  ، از اینكه می دیدم  به من  به چشم  یك زن  مطلقه  با گذشته ای  تلخ  می نگرند ، هراسان  و مضطرب  می شدم.

چندی  بعد  او یك روز به نوار  صحبت  لاسكین  گوش  داد  و با خود اندیشید: مثل  روز برایم  روشن بود كه تنها كسی كه در این  میان  به خودش آسیب  رسانده  خودم  بودم .او  به شوهر  سابقش  گفت  كه در راه ترقی  است  و عمیقا  احساس  آسودگی  می كند.او می گوید : اولش  برایم سنگین  بود  كه این بار را تحمل  كنم  ولی بعد  كه شروع  كردم ، احساس  راحتی  بیشتری  كردم.

لاسكین می گوید : حل  این قبیل  مسائل  مانند  خشم  و غضب با جایگزینی  یك حس  خوب  و مثبت به جای یك حس  بد  یا دشمنی  راحتی  و آرامش  بیشتری  را در شما  بوجود  می آورد ، و در نتیجه  سبب  افزایش  سلامتی  شما  می گردد. وی  17  نفر  را از ایرلند شمالی  كه به  خاطر  خشونت ،ارعاب  و تهدید  با اقوام  نزدیكشان  قطع رابطه  كرده  بودند مورد بررسی  قرار داد  و دریافت  كه آنها  چهل درصد  دچار بیماری های  روحی  و روانی  و 35 درصد  دچار  سردرد  و بی خوابی  شده اند،لاسكین  به مدت  یك هفته  به آنها آموخت  تا گذشت را تجربه  كنند.

جین  سی فر  روان درمانگر اهل نیویورك سیتی  و نویسنده  كتاب  بخشیدن  و نبخشیدن  می گوید  اگرچه  بعضی  از تصمیم گیری ها  و مصالحه ها ی مردم  گاه  راه حل  صحیحی  محسوب  نمی  شود.اما در صورتی  كه  شما  نگران  موقعیت  كینه توزانه ای  نباشید. آنگاه  می توانید  به آرامش  دست یابید. هیچ  حد  معینی  برای حل  مسئله  سنگدلی  وجود ندارد.

درهر  صورت اگر شما  خشم  خود را  فرو  بنشانید، عفو و گذشت   توان  بیشتری می یابد و هنگامی كه  قادر به  تغییر گذشته نیستید، مشكلات  را در نوردید و به خرسندی ، سلامتی  و تندرستی  در آینده  رهنمون  شوید. بتی فرگوسن  آنچه  را كه  اكثریت  ما شاید  قادر  به انجامش نیستیم،انجام داد.او قاتل فرزندش را بخشید.

پس  از اینكه  دخترش دبی  در سال  1975 كشته شد ، خانم فرگسن  روز به روز  افسرده تر  می شد. هر شب  خوابش نمی برد  و دارویی  می نوشید  تا خواب  به چشمانش  آید  و همین  باعث  شده بود  تا از چهار  بچه  دیگرش  غافل شود . روزها از پی روزها می گذشت  و او قاتل بچه اش  را دشنام می داد  و نفرین  می كرد. قاتل  به مجازات  خود رسید، اما  برای  بتی آسان  نبود. حتی هیچ انگیزه روشنی  برای این  قتل  دهشتناك  وجود نداشت . فرگوسن  گفت :این تنفر  داشت مرا از پای  در می آورد .لحظه ای سردرد  راحتش  نمی گذاشت .با هر  چیزی  سردردش عود  می كرد  و سپس  تا پشت سرش  ادامه می یافت . زمانی می رسید كه سراسر  وجودش  را درد  فرا  می گرفت . به قدری  كه او  به  زحمت  روی پاهایش می ایستاد. در سال  1981  به مراسم  تدفین  خواهرش  رفت . چشمش  به عبارتی  از كتاب  آسمانی  خورد  كه خداوند  می  فرمود  كسانی  را كه گناه  می كنند  و در برابر  ما عهد  می شكنند،ببخشید.همین  انگیزه ای  شد  برای  مطالعه  كتابهایی كه در زمینه  عفو  و گذشت  نوشته  شده بود . بعد از  این  احساس  كرد  كه پاسخ  مشكلش  را یافته است .  او به دیدار قبر  دخترش  دبی  رفت . عبارتی را كه چنین  به روی  سنگ  قبرش  حك  شده بود ،خواند: اینك آنچه  كه دنیا  بدان  نیاز دارد  عشق  است ،عشق  شیرین .این نوشته  در ذهنش  طنین انداز شد . در خاتمه  پنج راهی  را كه ما  را به آرامش  می  رساند  را چنین  می توان برشمرد:

1-بر گناه و واقعیت  تمركز  كرده  بیندیشید.

2-چشمانتان را  به روی  واقعیت  اطراف  نبندید،  و همواره سعی  كنید  به درك آنچه  شما را  به سوی  آن سوق می دهد ،نایل آیید.

3-حقیقت احساسات خود را بكاوید  و سعی  در فردی كردن  آن نكنید،زیرا  تنها شما  نیستید كه آسیب  می بینید.

4-تنها بر رفتار آزار  دهنده  افراد پافشاری  نكنید.

5-به خاطر خودتان  ببخشید نه به خاطر كسی  دیگر( اما پیش از اینها  به خاطر خدا  ببخشید تا بخشش را بیاموزید).

منبع : مقاله "هنر عفو و بخشش   "- نوشته : لیزا كولییركل ، ترجمه : محمد رضا وزیریان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عفو و بخشش ، گذشت و عفو ، هورمون های آدرنالین ، كورتیزول ، اهمیت بخشیدن ،
سه شنبه 20 تیر 1391 11:01 ق.ظ
راهنمایی خوبی بود من که واقعا آروم شدم مچکرم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر