تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی

چطور رفتارهای غلط همدیگر را تحمل كنیم؟

جمعه 6 مرداد 1391  09:38 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

چند بار بگویم وقتی دست و صورتت را می‌شویی، حوله خیست را نینداز روی تخت؟

وای. . . دوباره جوراب‌هایت را پرت كردی گوشه اتاق؟ نمی‌توانی وقتی داری دست و صورتت را می‌شویی یك آبی هم به جورابت بزنی؟ چند بار به شما بگویم من‌این رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهی نداری؟ موقعی كه حرف می‌زنم حواست كجاست؟

بله بله، گفتم برایت ماشین ظرفشویی می‌خرم، اما الان نه، تا كی باید ظرف‌ها توی دستشویی بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار باید این را تكرار كنم.
اینها جملاتی است كه ممكن است بین هر زن و شوهری رد و بدل شود. گاهی‌این‌قدر از دست همدیگر عصبانی می‌شوند كه اصلا یادشان می‌رود گذشته‌ها، شاید هم یك روز قبل چه خاطرات خوبی با هم داشتند.
كارهای پیش پا افتاده روزمره گاهی آنقدر زن و شوهر را از هم دور می‌كند كه باعث می‌شود حتی حرف‌هایی به یكدیگر بزنند كه روز اول آشنایی حتی به خواب هم نمی‌دیدند طرفش بروند. در زندگی مشترك روزمره، چیزهایی فراموش می‌شود كه روزی برایشان باارزش‌ترین چیزهای دنیا بود.
خستگی، بی‌حوصلگی و سختی‌های زندگی، گاهی باعث می‌شود هر كدام از زوج‌ها نتوانند
آن طور كه باید وظایف خود را در خانه انجام بدهند و ‌این، ممكن است باعث عصبانیت هر كدام از آنها شود.
ضمن‌ اینكه تا وقتی با یك نفر زیر یك سقف زندگی نكرده‌ای، خیلی از‌این خصوصیات و بد و خوب‌ها را نمی‌فهمی. به قول معروف، دیكته ننوشته، غلط ندارد.
بنابراین، چه خوب است در‌این مواقع به جای تمركز روی ضعف‌ها و اشتباهات همدیگر، كمی به خودمان فكر كنیم كه اگر ما جای همسرمان بودیم، چه كار می‌كردیم. راه‌های زیادی برای استحكام و پایدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد كه اگر هر از گاهی آنها را یادآوری كنیم، زندگی‌مان زیبا می‌شود درست مثل روزهای اول؛ شیرین.
به جای نشستن و فكر كردن به كارهایی كه شما را ناراحت می‌كند، چه خوب است كمی به اشتباهاتتان فكر كنید.

چند تمرین
با انجام‌این تمرین‌ها و با افكار مثبت، می‌توانید روابط خود و همسرتان را مثل روزهای شیرین زندگی تغییر دهید.

بنشین و با خودت كمی فكر كن
به ‌این سؤالات كمی فكر كنید و با خودتان صادق باشید؛ وقتی از همسرتان هدیه می‌گیرید در ازای آن برای همسرتان چه كرده‌اید؟
سعی كنید بیشتر از آنكه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید.
اگر هدف شما ‌ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید، فرصت‌های بی‌شماری برای رسیدن به اهداف پیدا خواهید كرد. در این صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. چون آدم‌ها همواره سعی می‌كنند خوبی‌های دیگران را جبران كنند.

در ذهنتان خیال‌پردازی كنید
این به معنی خیالبافی و ساختن چیزی دور از ذهن نیست. در ذهن خود تجسم كنید اگر‌این كار را برای همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد یا اگر آن كار را انجام ندهم او بیشتر خوشحال می‌شود.
 از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می‌تواند از بروز بسیاری از درگیری‌ها، عصبانیت‌ها و سرخوردگی‌ها جلوگیری كند. او را با خواسته‌ها و دستورهای خود اسیر نكنید. وقتی كاری از او می‌خواهید، خودتان هم در عوض، كاری كه او دوست دارد، برایش انجام دهید.

سرزنش نكنید
هرگز همسر خود را سرزنش نكنید و متلك‌بارانش نكنید. حتی نگاه سنگین به او نكنید. مواقعی را به خاطر آورید كه او شما را یاری می‌كرد و در سختی‌ها همراهتان بود.
هنگام بروز اشتباهی از جانب همسر خود، سعی كنید روشی را در پیش بگیرید كه از تكرار‌این اشتباهات جلوگیری كند.

كلمات زیبا به هم بگویید
سعی كنید به گفتن كلمات زیبا به همسر خود عادت كنید. هر زمان كه همسر شما كاری برایتان انجام داد، حتما با احساس از او تشكر كنید.

سعی كنید از كلمات و جملاتی به غیر از متشكرم استفاده كنید.
مثلا جملاتی مثل تو من را غافلگیر كردی، خیلی خوشحالم از ‌اینكه به فكرم هستی، ازت متشكرم. البته تشكر كردن با جملات ساده تاثیر مثبتی دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌های تازه می‌تواند روح تازه‌ای به حال و هوای شما بدهد.
به راه‌هایی فكر كنید كه می‌توانید همسرتان را نسبت به انجام كارهایی كه دوست دارید، ترغیب كنید. اگر ‌این روش مؤثر نبود روش‌های دیگر را آزمایش كنید و به یاد داشته باشید كه تحسین و تعریف و تشكر به‌موقع، در همسر تان یك انگیزه قوی ایجاد می‌كند.

حرف بزنید
در مورد روزهای اول آشنایی‌تان و ویژگی‌هایی كه سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شوید، حرف بزنید. دقت كنید كه اگر ویژگی‌های خوب خود مثلا ویژگی‌های ظاهری تان را از دست داده‌اید، در مورد آنها با هم حرف نزنید.
به جای آن، سعی كنید صادقانه درباره ویژگی‌های مثبت روحی و شخصیتی خود با هم گفت‌وگو كنید. زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهید؛ به پارك بروید و هیچ‌كدام از فرزندانتان را با خود نبرید.
هیچ وقت احترام گذاشتن نسبت به یكدیگر را فراموش نكنید. احترام به افكار، عقاید و دیدگاه همسرتان باعث می‌شود او هم همین احساسات را نسبت به شما پیدا كند. درست است كه نظر‌ها و سلیقه‌های شما با هم فرق دارد، اما هیچ‌گاه نباید اجازه بدهید‌این اختلافات روی عشق و احساسات شما تاثیر بگذارد.


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: رفتار های غلط ، رفتار نادرست ، رفتار کردن ،

دزدان زمان

پنجشنبه 5 مرداد 1391  10:30 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

بسیاری از ما پس از پایان روز با نگاه مختصری که به فعالیت های روزانه خود می اندازیم مشاهده می کنیم که علیرغم گذراندن ساعت ها، کار خاصی انجام نداده ایم. اصطلاح نه چندان درستی که بنام مدیرت زمان جا افتاده به ما یاد می دهد که چگونه بهترین استفاده را از وقت و زندگی خود بعمل آوریم. چرا این اصطلاح خیلی درست نیست؟ زیرا زمان متغیری نیست که قابل مدیریت باشد بلکه این ما هستیم که باید رفتارهای روزانه خود را مدیریت کنیم. 
در هر صورت برای مدیریت بهتر فعالیت ها در طول روز باید نسبت به آنها شناخت کامل داشته باشیم، همانطور که یک مربی تیم فوتبال برای مدیریت تیم خود باید نسبت به افراد تیم و بسیاری موارد دیگر شناخت حاصل کند. یکی از قسمت هایی که باید از آن شناخت کافی داشته باشیم، مواردی است که باعث اتلاف وقت ما طی روز می شود. با شناخت از آنها می توانیم آنها را از فعالیت روزانه حذف و یا به گونه ای مدیریت کنیم که کمترین وقت را از ما بگیرند.
به مسائل زیر دقت کنید، بسیار از مدیران به آنها "دزدان زمان" می گویند : 

1- افرادی که بصورت وقفه در حین انجام کار وارد معرکه می شوند و کار شما را متوقف می کنند. 

2- جلسات غیر ضروری. 

3- کارهایی که می توانید به دیگران محول کنید ولی با کمال تعجب اینکار را نمی کنید.

4- شک و دو دلی در اتخاذ تصمیم و ایجاد یک مشغولیت ذهنی برای اینکار. 

5- تمام نکردن کارها بصورت کامل و سر و کله زدن با تعداد زیادی کار نا تمام. 

6- صحب کردن با گروه برای به تفاهم رسیدن در حالی که می توان با نمایند آن گروه به تنهایی صحبت کرد و به تفاهم رسید.

7- ادامه دادن صحبت هایی که به نتیجه خاصی منجر نمی شوند. 

8- نداشتن برنامه کاری روزانه. 

9- دخالت در کارهای فنی در حالی که آگاهی فنی لازم را ندارید.
 
10- خسته بودن و استرس داشتن. 

11- نا توانی در "نه" گفتن.

12- میز و محیط کاری شلوغ داشتن. 

شما با کمی دقت به مواردی که در بالا به آنها اشاره شد بسادگی خواهید دید که به چه سادگی می توانید نکات بالا را مدیریت کنید. اگر دقت کنید بسیاری از موارد مطرح شده، خود از جمله کلید هایی برای رفع مشکلات دیگر می باشند، بعنوان مثال تلفن برای ایجاد ارتباط سریع راه دور می باشد، ورود افراد به اتاق شما یا برگزاری جلسات عموما" برای هماهنگی انجام کارها می باشد و ... که به دلیل عدم استفاده صحیح نه تنها کمکی در حل مشکلات ما نخواهند کرد بلکه خود برای ما مشکل جدیدی خواهند آفرید. 
برخی دیگر از موارد ذکر شده به ضعف برنامه ریزی و توانایی های شخصی خودمان برمی گردد، مانند عدم توانایی "نه" گفتن، نداشتن برنامه کاری، محیط کاری شلوغ و کثیف، ناتوانی در به نتیجه رساندن بحث ها و ... که همه و همه به محدودیت توانایی ما برمی گردد. 
راه حل بسیار ساده می باشد، از یکطرف باید توانایی های خود را بشناسیم و در حد خودمان از توانایی هایمان استفاده کنیم و از طرف دیگر باید در رودربایستی را کنار بگذاریم. باید تمرین کنیم که "نه" بگویم، وارد هر کاری نشویم، اگر سرگرم انجام کار مهمی هستیم تلفن های غیر ضروری را جواب ندهیم یا افراد متفرقه را به حضور نپذیریم و .... 
مشاهده می کنید که موضوع آنقدرها هم پیچیده یا دشوار نیست و شما با کمی سعی و اراده خواهید توانست بهترین استفاده را از وقت خود بکنید. 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: دزدان زمان ، مدیرت زمان ، بهترین استفاده از وقت ، چطور از برنامه ها عقب نیوفتیم ، زمانبندی ، سر وقت بودن ،

توازن بین کار و زندگی

دوشنبه 2 مرداد 1391  11:12 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی اجتماعی ،

این چک ‌لیست، شیوه‌ هایی را پیشنهاد می‌ کند که مدیران می‌ توانند به کمک آنها توازن میان کار و زندگی کارکنانشان را افزایش دهند. این شیوه ارزشیابی نیازهای کارکنان، توازن برنامه کار - زندگی و سیستم پرداخت مزایا را ایجاد می ‌کند.

● تعریف

توازن بین کار و زندگی یکی از نیازهای اساسی سازمان ‌ها و خانواده‌ های کسانی است که در این سازمان‌‌ ها کار می‌ کنند. اگر کسب و کارها بتوانند فشارهای خانواده و دیگر فشارهای وارده بر کارکنان را درک کنند، این امر هم به نفع خودشان است و هم کارمندان را قادر می ‌سازد تا از عهده‌ این فشارها برآیند. معمولاً این توازن مرتبط با ساعات کاری انعطاف ‌پذیر، اوقات کاری و شیوه‌ های مرتبط کاری است.

پیشرفت توازن بین کار و زندگی، اهمیت زیادی برای تمامی کارکنان دارد، نه فقط کسانی که دارای فرزندان کوچک هستند. 


● مزایا

اگر کارمندان بتوانند توازن خوبی بین کار و زندگی خانوادگی خود ایجاد کنند، مزایای زیر حاصل خواهند شد:

▪ عملکرد بهتر کارکنان و افزایش بهره‌ وری آنان

▪ انگیزش بیشتر و چرخش کمتر کارکنان

▪ غیبت کمتر و کاهش میزان بیماری کارمندان

▪ کاهش فشار و استرس

▪ استخدام و حفظ بهتر کارمندان

▪ بهبود تصویر بهتر سازمان در جامعه 


● معایب

▪ نماد پیدا کردن بهبود عملکرد سازمانی فرآیندی زمان‌ بر است و به تلاش و زمان زیادی نیاز دارد.

▪ در شرکت‌ های کوچک شده و تؤام با تعدیل نیرو، شرایط انعطاف‌ پذیر کاری باعث خواهد شد که برخی کارمندان کار بیشتری و برخی دیگر کار کمتری انجام دهند

▪ اگر عدالت رعایت نشود، ممکن است برخی کارمندان باعث رنجش برخی دیگر شوند.

▪ احتمال دارد شرایط انعطاف‌ پذیر کاری برای حفظ ساختار و فرهنگ سازمان مشکل ‌ساز باشد.

▪ وقتی سیاستی اعلام شد، تغییر آن بسیار دشوار می ‌شود حتی اگر شرکت با مشکلاتی جدی روبرو شود. 


● چک لیست عملی

۱) نیازهای کارکنان را در یابید و ببینید کدام یک از آنها هنوز مرتفع نشده‌ اند

نخست ببینید، کارمندان در زمینه‌ توازن بین کار و زندگی با چه تضادهایی مواجه هستند. شما می ‌توانید وضعیت خانواده (مانند تعداد فرزندان یا افراد مسن همراه آنها) و نتایج تعهدات خانوادگی آنها (مانند حجم فزاینده‌ اضافه کاری یا تعداد روزهایی که فرد نمی‌ تواند سر کارش حاضر شود) را ارزیابی نمایید. از طریق انجام مصاحبه، ببینید چه تعداد از کارکنان می‌ خواهند کارشان را به دلیل موضوعات خانوادگی رها کنند.

از نتایج حاصله برای بهبود توازن بین کار و زندگی استفاده نمایید. آن را با برون ‌دادهای اصلی شرکت مقایسه و نتیجه را به اطلاع تأثیرگذارترین افراد سازمان و همچنین گروه‌ های علاقه ‌مند مانند اتحادیه‌ های کارگری برسانید.

قبل از پردازش نتایج، مهم است که منابع مالی و پرسنل کلیدی را برای اجرا و حفظ این فرآیند مشخص نمایید. 


۲) بر فرهنگ سازمان تمرکز نمایید

باید فرهنگ و فضای سازمان مساعد برای انعطاف‌ پذیری باشد، در این خصوص ترغیب روش ‌های کاری اعطای اختیارات به کارکنان در دستور کار قرار گیرد. این عنصری حیاتی است.

نه تنها مدیران می باید نتایج حاصل از انعطاف ‌پذیری سازمان برای جلوگیری از سوءاستفاده را تضمین نمایند ، بلکه کارمندان نیز نباید احساس وفاداری خود را از دست بدهند یا کسانی که عملکرد ضعیفی دارند، آن را یک مزیت تلقی کنند. به جای تأکید بر حضور افراد، باید آن را بر تأکید بر عملکرد و نتایج تغییر داد.

با نگاهی به ساختار سازمان ببینید آیا این امر باعث توازن بین کار و زندگی می‌ شود یا آن را محدود می‌کند. سلسله مراتب موجود در رویکرد فرمان و کنترل، برای اجرای اثربخش معیارهای جدید مناسب نیستند. یک سازمان انعطاف ‌پذیرتر که در آن کارمندان در قالب تیم‌ کار می ‌کنند و از اختیارات کافی برخوردارند، اجرای چنین فرآیندی ساده ‌تر است. نکته‌ حائز اهمیت تبدیل مدیران به مثال ‌هایی خوب است، تا توازن بین کار و زندگی به بخشی از فرهنگ سازمان در تمامی سطوح آن تبدیل شود. 


۳) اثربخشی فردی و سازمانی را افزایش دهید

یک بخش مهم از تحقق توازن بین کار و زندگی، تضمین این امر است که در این معادله، کار به اندازه‌ کافی مورد توجه قرار گیرد. مدیریت زمان، اعطای اختیارات، تعیین اولویت ‌ها و پردازش اطلاعات برای اجتناب از حجم اضافی کار، مهارت ‌هایی هستند که ساعات کار و استرس را کاهش داده و در عین حال سطح یکسانی از بهره‌ وری را حفظ می ‌کنند. مثلاً این امر می ‌تواند بر زندگی خانوادگی تأثیر بگذارد یا اینکه کارمندان را شب‌ ها که به خانه می ‌روند، خسته و مضطرب باقی بگذارد.

شیوه ‌هایی را در نظر بگیرید که به کمک آنها بتوان فعالیت‌ های سازمان را توسعه و زندگی کارمندان برای اجتناب از استرس و خستگی بیشتر را افزایش داد. 


۴) برنامه های مدون توازن کار و زندگی و مزایای آن را مشخص کنید

هیچ رویکرد واحدی ایجاد توازن وجود ندارد: باید مجموعه‌ای انعطاف ‌پذیر از برنامه های مدون به کار گرفته شوند در این مورد، موارد زیر را در نظر بگیرید:

▪ ساعات انعطاف ‌پذیر کاری: به کارکنان اجازه دهید، ساعات کاری را منطبق با ابعاد مهم زندگی خانوادگی آنها تنظیم کنند.

▪ فهرست شخصی کارها: این فهرست در مورد کارکنان و در قالب تیم ‌ها کاربرد دارد و می ‌تواند شرایط کاری خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.

▪ سیستم پوششی: کارکنان را طوری تقسیم کنید که بتوانند کار یکدیگر را پوشش دهند و در صورت لزوم برخی آنها به مرخصی بروند و در عین حال از مسئولیت‌ ها و وظایف یکدیگر مطلع باشند.

▪ محیط کار انعطاف ‌پذیر: کار در دفاتر مختلف یا از طریق خانه، به صورت دایمی یا مقطعی، می‌ تواند به کارکنان کمک نماید تا هم مسئولیت های خانوادگی خود را انجام و زمان رفت و برگشت خود به محل کار را کاهش دهند.

▪ مرخصی‌های ویژه: هر ساله مرخصی‌ها با حقوق یا بدون حقوق را برای کارکنان در نظر بگیرید و به کارمندان اجازه دهید بدون اینکه از مرخصی‌ های معمول خود استفاده نمایند، اقدام به حل مشکلات شخصی خود نمایند

▪ استراحت‌های شغلی: این نوع مرخصی ‌ها می ‌توانند زمان های گوناگونی داشته باشند و از آنها برای تحصیل، سفر، تربیت کودکان، انجام کارهای داوطلبانه یا بسیاری دیگر از فعالیت ‌ها که می‌ توانند زندگی شغلی و خانوادگی افراد را بهبود بخشند، استفاده می ‌شود.

▪ مشاوره، راهنمایی و منابع اطلاعاتی: نه تنها درباره‌ موضوعات کاری بلکه در مورد موضوعات خانوادگی همچون تربیت کودکان، موضوعات مالی، موضوعات پزشکی و غیره به افراد خود راهنمایی و مشاوره بدهید.

▪ کمک هزینه‌ مراقبت از کودکان و سالخوردگان: ممکن است همیشه نتوان از مهدکودک استفاده کرد اما پرداخت کمک هزینه‌ مهدکودک یا هزینه‌ استخدام پرستار در منزل می ‌تواند یک گزینه‌ مفید باشد.

▪ خدمات سرایداری: به کمک این روش، کارمندان، بهتر و ساده ‌تر مسئولیت ‌های خانوادگی خود را بر عهده می گیرند.

مسلماً بکارگیری همه‌ این روش‌ ها میسر نیست. باید فهرستی از چنین مزایایی تعیین شوند و کارکنان نیز ضمن دریافت کمک هزینه، خودشان نیز بخشی از هزینه‌ ها را قبول کنند. مسلماً می ‌توان چنین هزینه‌ هایی را با شرایطی ساده، از حقوق ماهیانه‌ افراد کسر کرد. 


۵) مدیران را مطلع و به آنان آموزش دهید

رشدِ توازن بین کار و زندگی نه تنها به نوع برنامه انتخابی بلکه به اجرای آنها بستگی دارد. این امر باید در کل سازمان اجرا شود. مدیران باید در مورد مزایای موجود و همچنین ارایه‌ مشاوره به کارکنان، آموزش ببینند. می ‌توان موضوعات مرتبط با توازن بین کار و زندگی را با طرح ‌های آموزش سالانه‌ کارکنان و ارزیابی ‌های عملکرد تلفیق کرد. بدون شک، کاهش استرس افراد از طریق برنامه‌های انعطاف پذیر بر ارتقای افراد و استفاده‌ آنها از فرصت‌های شغلی تأثیر می گذارد. 


۶) برنامه ها و مزایای آنها را اعلام کنید

گزینه ‌های موجود را به اطلاع افراد برسانید. سعی کنید این اطلاعات را به نحوی ارایه کنید که به راحتی برای آنها قابل درک باشد. دقت نمایید، همه‌ کارکنان چه به صورت مکتوب و چه به صورت الکترونیکی، به این اطلاعات دسترسی داشته باشند. 


۷) با سنجش میزان رضایت کارکنان و مشتریان، موفقیت توازن بین کار و زندگی را ارزیابی نمایید

مهم است با روزآمد کردن برنامه‌ ها ایجاد توازن بین کار و زندگی، مزایای آنها را حفظ و توسعه دهید. با سنجش رضایت و عملکرد کارکنان و بررسی عواملی همچون نرخ حفظ کارمندان، می ‌توان کارآیی این برنامه ‌ها را سنجید. به طور مستمر بر بازخورد ها نظارت کنید، آیا برنامه ها و اجرای آنها به درستی انجام می ‌شود.

● برای توازن بین کار و زندگی

▪ بایدها

ـ مطمئن شوید که برنامه توازن بین کار و زندگی شما جامع است و همگان می‌ توانند از آن منتفع شوند.

ـ عنوانی جذاب را برای برنامه توازن بین کار و زندگی خود انتخاب نمایید.

ـ مطمئن شوید که مدیرانتان از شما حمایت می‌ کنند و دیگر کارمندان را از انعطاف‌ پذیری در کار مأیوس نمی‌ کنند.

ـ تشریفات اداری را به حداقل برسانید و شرایط ایجاد توازن بین کار و زندگی را ساده و سریع سازید. 


▪ نبایدها

ـ سعی نکنید توازن بین کار و زندگی را بر دیگران تحمیل نمایید یا آن را بدون مشاوره و همکاری دیگران ارایه نمایید

ـ فرض نکنید که فقط باید والدین و سالخوردگان همراه کارکنان خود را هدف قرار دهید.

ـ فکر نکنید انعطاف ‌پذیری تنها برای محیط ‌های کاری خاصی مناسب است.

▪ پرسش ‌های مهم

ـ آیا می‌ دانید میزان مرخصی ‌های استعلاجی در سازمانتان چقدر است؟

ـ اگر فردی مرتباً تأخیر ‌کند، علت آن را می ‌دانید؟

ـ اگر در مورد تعهدات کار و زندگی بحث کنید، احساس می ‌کنید که وفاداریتان زیر سؤال خواهد رفت؟


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: توازن بین کار و زندگی ، اعتدال ،

وقتی كارها خوب پیش نمی‌روند ، دنبال مقصر بگرد !!

یکشنبه 1 مرداد 1391  12:08 ب.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

لیلی تقریباً همیشه دیگران را متهم می‌كرد. او همیشه می‌گفت«چه كسی این افتضاح را در آشپزخانه به راه انداخته است؟»، «چه كسی باعث شد به موقع دور نریزیم؟»، «اشتباه چه كسی بود كه هزار دلار به ما ضرر زد؟» مردم این رفتار لیلی را دوست نداشتند. وقتی بیكار شد، رئیس خود را مقصر می‌دانست. وقتی هم از شوهرش جدا شد، شوهرش را مقصر می‌دانست.
تحلیل 
مقصر پیدا كردن و سرزنش كردن او، ریشه احساس گناه و ناراحتی‌های بسیار از بیماران است. زمانی برادر بزرگتری به خواهرش گفت« تو باعث شدی مادر بمیرد. باید زودتر دكتر خبر می‌كردی.» التبه اتهام این برادر كاملاً بی‌اساس بود. ولی فرض كنیم نظرش درست بود. این اتهام چه سودی داشت؟
اصولاً مقصر پیدا كردن، چهار اشكال دارد. نخست این كه مشكلی را حل نمی‌كند. مقصر پیدا كردن فقط بیان دوباره و زنده كردن گذشته‌ها است و بس: « تو باعث شدی كلایتون در مزرعه‌ی مادربزرگ ریختی و آن را كثیف كردی.» در حالی كه حل مسئله، برنامه ریزی برای رفتارهای آینده است: « وقتی اسب‌ها را زین می‌كنی، مطمئن شو ركاب‌ها به قدر سوار كار بخورند.»، «بهتر است از این به بعد، در نوشابه‌ها را باز نكنی.»
مقصر پیدا كردن، اختلاف نظر و بگو مگو به دنبال دارد. وقتی كسی را مقصر می‌دانیم، او حالت تدافعی به خود می‌گیرد. و اگر اتهام شما را بی‌مورد بداند، متقابلاً شما را متهم می‌كند. در ضمن اگر مقصر باشد هم خودش را بی‌تقصیر می‌داند. مردم معمولاً سرزنش را حمله در نظر می‌گیرند.
سرزنش گرها و مقصر پیدا كن‌ها، مسئولیت اعمال‌شان را نمی‌پذیرند. در بگومگوها، هیچكس 100 درصد مقصر یا 100 درصد بی گناه نیست. 
آدم‌هایی كه دائم مقصر پیدا می‌كنند باید از خودشان بپرسند«من چه تقصیری داشتم؟» یا «نقش من چه بود؟» و از اشتباهات شان درس عبرت بگیرند.
اتهام نمی‌گذارد آدم‌ها مسئولیت عمل شان را بپذیرند و نگاه واقع بینانه‌ای به قضایا داشته باشند. برای مثال، اظهار نظر الهام در مورد اختلاف نظرش با فرهاد، نوعی پذیرش دو طرفه است: «من در جر و بحثم با فرهاد، حرف‌های بی جایی در مورد جوش آوردن و شوخ طبعی زنش زدم. حرف‌هایم مسخره بود چون ربطی به صحبت من و فرهاد نداشتند و بحث ما را به بیراهه كشاندند. فرهاد هم حرف‌های بی ربطی در مورد اطلاق خواهرم زد. و این گونه اختلاف مان بالا گرفت.»
مقصر جلوه دادن، عزت نفس طرف مقابل(خصوصاً عزت نفس بچه‌ها) را تضعیف می‌كند.
پیام آن هم این است كه «تو بدی»؛ «تو احمقی»؛ «تو خطاكاری»؛ «تو مزخرفی»؛ «تو خودخواهی». درمانگرها معمولاً به بیمارانی برخورد می‌كنند كه خودشان را بابت هر اشتباهی سرزنش می‌كنند و مقصر می‌دانند. اما اگر گذشته‌ی آنها را بررسی كنیم، می‌بینیم پدر و مادر و معلمان شان دائم آنها را سرزنش می‌كرده و مقصر می‌دانسته اند.
مقصر پیدا كردن، متهم كردن، سرزنش، ملامت و نكوهش خود و دیگران، رفتارهای مخربی هستند. این رفتارها جلوی رسیدن شما به راه حل‌های سازنده و خلاقانه را می‌گیرند. بنابراین یكی از سازنده ترین عادت‌ها در برخورد با اشتباهات این است كه از خودتان بپرسید: «من در ایجاد این مشكل چه نقشی داشتم؟»
دائم به خودتان بگویید در بگو مگوها، هیچكس 100 درصد مقصر و 100 درصد بی گناه نیست. وقتی دن با سرپرست خودش درگیر شد و او را اخراج كردند، او سرپرست، سركارگر و مدیر شركت را مقصر می‌دانست و خودش را بی تقصیر می‌دید.
البته ما نمی‌خواهیم بگوییم خودتان را مقصر بدانید(چون این هم به اندازه‌ی مقصر دانستن دیگران، مخرب است). بلكه منظورمان این است كه تمام تقصیرها را به گردان دیگران نیندازید و مسئولیت اعمال تان را بپذیرید. به این ترتیب، خواهید گفت«اجازه بده ببینم چه كار می‌توانم بكنم تا نتیجه‌ی بهتری بگیرم.»
وقتی با كسی مشكل پیدا می‌كنید، اگر هر دو از خودتان بپرسید«ما چه كار می‌توانیم بكنیم تا مشكل مان حل شود؟ ما چه كار می‌توانیم بكنیم تا دوباره چنین مشكلی پیش نیاید؟»
با این سوالات، كانال‌های لازم برای حل مسئله را باز می‌گذارید. دو جمله‌ی زیر را با هم مقایسه كنید:

  1. «چون زود جلوی تور می‌رفتی، این مسابقه‌ی تنیس را باختیم.»
  2. «قبل از شروع مسابقه باید تكنیك‌های مان را هماهنگ می‌كردیم.»

در جمله‌ی دوم، بدون آن كه به مقصر اشاره شود، مشكل مشخص شده و طرفین از اشتباه خود عبرت می‌گیرند.
یادتان باشد مقصر پیدا كردن سودی ندارد و فقط راه را برای راه حل‌های مخرب هموار می‌كند. به جای آن كه دنبال مقصر بگردید (مثلاً به جای آن كه بگویید«تو باعث شدی قبض تلفن زیاد بیاید!») رفتارها را عوض كنید (مثلاً بگویید «چون قبض تلفن زیاد آمده بهتر است كمتر تلفن راه دور بزنی؟»)

پادزهرها
نجواهای اصلاحی
«مقصر پیدا كردن، پرخاشگرانه و مخرب است.»
«به جای پیدا كردن مقصر، دنبال راه حل باش.» 
«مقصر پیدا كردن، مخرب است. بهتر است راهی پیدا كنی كه دیگر چنین اشتباهی رخ ندهد.»
«قبل از آن كه كسی را متهم كنی، از خودت بپرس تو چه نقشی داشتی.»

باور مخالف مثبت
وقتی كارها درست پیش نمی‌روند، دنبال راه حل بگرد.
 


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: وقتی كارها خوب پیش نمی‌روند ، مقصر کیست ، تقصیر کیست ، چرا کارها خوب پیش نمی روند؟ ،

23 نکته برای سحرخیزی

یکشنبه 1 مرداد 1391  09:03 ق.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.

خوب به سلامتی از فردا تقریبا محیط های آموزشی رونق خواهند گرفت هر چند که روزهای اول در مملکت ما چندان وضعیت این محیط ها دارای ثبات نیست.
من در تمام طول تحصیلم یک مصیبت بزرگ داشتم آن هم اینکه همیشه صبح زود از خواب بلند شدن برایم عذاب آورد بود فرقی هم نمی کرد که شبش کی خوابیده باشم کلا نمی توانستم صبح های زود بلند شوم. چند روزه گذشته مقاله ای را در اینترنت دیدم که در آن گفته شده بود صبح زود از خواب بلند شدن برای اکثریت انسان ها دشوار است و کلا کسانی که صبح زود از خواب بلند می شوند آن را به صورت یک عادت برای خود تبدیل کرده اند و برای همین است که می توانند هر صبح سحر خیز باشند و در اصل سحر خیزی یک مهارت نیست و کافی است آن را به صورت یک عادت روتین برای بدن خود تبدیل کنید.
در ادامه ی این مقاله ۲۳ نکته برای رسیدن به این عادت ذکر شده بود که در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر کسی اراده کافی داشته باشد می تواند به این نکات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد کند:
۱) محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:
جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.
۲) به اندازه کافی بخوابید:
این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.
این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.
۳) کارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص کنید:
نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محکم تر کند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.
۴) در رختخواب مطالعه نکنید:
گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام کردن فکرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد که زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید کم کم با ورود به رختخواب در کمتر از ۱۰ دقیقه به خواب بروید که البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به کارهای جنبی مثل کتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فکر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.
۵) بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:
اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.
۶) استرس را در خودتان از بین ببرید:
استرس یکی از مواردی هست که همیشه سبب کم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر کنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب کاهش داد.
۷) به خودتان جایزه بدهید:
همیشه قرار نیست با این تفکر از خواب بیدار شوید که مثلا کلی کار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی که زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین کنید، مثلا دیدن یک برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یک بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری که می تواند برای بیدار شدن و ترک سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.
۸) نرمش های صبحگاهی:
قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع کنید.
۹) در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید:
همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.
۱۰) با پنجره های باز بخوابید:
هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.
۱۱) سعی کنید با طلوع خورشید بیدار شوید:
بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز کم کم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.
۱۲) بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید:
 سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.
۱۳) از خانه بیرون بزنید:
خروج از خانه در صبح زود پیاده روی و یا دویدن در اینگونه ساعتها بسیار لذت بخش است خصوصا که شنیدن صداهای صبحگاهی و نور خورشید در این ساعتها بدن را شاداب تر میکند و در عین حال تجربه ی این شرایط می تواند انگیزه یی باشد برای سحرخیزی در روزهای بعدی.
۱۴) به بدن خود گوش دهید:
بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.
۱۵) زنگ ساعت خود را تغییر دهید:
اجازه ندهید هر روز با یک زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینکه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار کند.
۱۶) برای فردا صبح آماده باشید:
سعی کنید چیزهایی که برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده کنید، مثلا کیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی که باید همراه داشته باشید و .... در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فکر کنید.
۱۷) با رادیو بیدار شوید:
استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترک رختخواب شود.
۱۸) از ساعات اضافی صبح بهره ببرید:
هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یکی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت که مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بکنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت کم کم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.
۱۹) قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید:
داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی کافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.
۲۰) برای خودتان یک شریک مشابه پیدا کنید:
راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یکی مثل خودتان که دوست دارد سحرخیز باشد ولی فکر میکند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یکدیگر موثر باشید.
۲۱) به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید:
بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند که شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینکه وانمود کنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!
۲۲) خواب های روزانه را ترک کنید:
این یک حقیقت مسلم است کسانی که در روز خواب حتی کوتاهی هم دارند برای خواب شب مشکل دارند، سعی کنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترک کنید چون اختلال در خواب شب یکی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.
۲۳) عملکرد خود را دنبال کنید:
بد نیست عملکرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل Joe&#۰۳۹;s Goals دنبال کنید و تجزیه تحلیلش کنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیک می شوید یا دور.
با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد کرد فقط کافی است این امر را به صورت یک عادت دائم در بدن ایجاد کرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم میگیرد.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: محیط خواب ، نکاتی برای سحرخیزی ، چگونه سحرخیز باشیم ، سحرخیز ، زود بیدار شدن ،

مدیریت زمان

پنجشنبه 29 تیر 1391  04:39 ب.ظ

چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم. 


از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:
۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می گیرد.
۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می اندازند.
۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.
۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:
۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید
۲- کارها را اولویت بندی کنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:
۱- صحبتهای کم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط کاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری 
۸- دوباره کاری 
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته‌های نابجا 
۱۰ - نداشتن تمرکز حواس 
۱۱- عادت امروز و فردا کردن
 ۱۲- ترس از شکست 

راههای ایجاد وقت: 
۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می گذرد و ... ) 
2- انجام کارها به طور همزمان 
3- تنظیم کردن وقت خواب 
4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست‌های غیر مهم 
6- عقب انداختن کارهای غیر مهم

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: مدیریت زمان ، زمان بندی ،
  • تعداد کل صفحات:26  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...