تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی

کسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس در پنج گام آسان

چهارشنبه 8 شهریور 1391  11:42 ق.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

همه ما می‌خواهیم كه اعتمادبه‌نفس بیشتر و احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم در این صورت می‌توانیم به بهترین نحو زندگی كنیم. در اینجا راه‌هایی برای كسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس معرفی شده است:

۱) كاری انجام دهید كه مستلزم تصمیم‌گیری و به سامان رساندن آن باشد.


 

آیا تاكنون نوشتن نامه به یكی از بستگان نزدیك خود (مثلا‌ خاله یا عمه) را به تعویق انداخته‌اید؟ آیا دوستی هست كه می‌خواستید با او تماس بگیرید؟ ماشین را بشویید، باغ را مرتب یا خانه را تمیز كنید. شما با انتخاب هدف‌های خود (هر چند كوچك) و دنبال كردن آنها اعتماد به نفس به دست می‌آورید.

۲) از خوب انجام دادن كارهایتان لذت ببرید.

آیا هیچ سرگرمی‌یا ورزشی هست كه از انجام آن لذت ببرید؟ چیزهایی مانند شنا، نقاشی یا نوشتن می‌توانند توجه شما را جلب كرده و ذهن شما را مشغول كنند. زمانی كه ذهن شما مشغول است چیزهایی دیگر را فراموش می‌كنید.سپس احساس می‌كنید كه ماهر و توانا شده‌اید. این روش شیوه بسیار خوبی برای بالا‌ بردن عزت نفس است. اگر از هیچ سرگرمی‌یا تفریح خاصی لذت نمی‌برید، تلا‌ش كنید تا چیزی را امتحان كنید كه همواره دوست داشته‌اید.خودتان را در حال انجام آن كار مجسم كنید و سپس امتحان كنید؟ نیازی نیست كه حتما كار بزرگی باشد و می‌تواند به سادگی پیوستن به گروهی برای پیاده‌روی باشد.

متوجه خواهید شد كه اگر حداقل هفته‌ای یك بار كاری انجام دهید كه ذهن شما را مشغول كند، حواس جمع‌تر و شادتر هستید.

۳) مركز توجه خود را تغییر دهید.

اثبات شده است كه در افرادی كه توجه زیادی به خود می‌كنند عزت نفس پایین است. شما می‌توانید از طریق انجام كاری كه به شخص یا حتی چیز دیگری توجه می‌كند، اعتماد به نفس كسب كنید.

متوجه خواهید شد كه در هنگام ملا‌قات افراد جدید، با توجه كردن به شخص مقابل فورا اضطراب شما كاهش می‌یابد.

در پایان روز شما با دیگران ارتباط برقرار كرده‌اید و سبك‌تر شده‌اید.

۴) قبلا‌ استراحت كنید!

یادگیری روش‌های آرام بخش باعث بهتر شدن كیفیت زندگی می‌شود. افراد آرام‌تر مشكلا‌ت كمتری با حافظه خود دارند و احتمالا‌ ناهمواری‌های زندگی را راحت می‌پذیرند.

۵) از هر كاری كه به اتمام رسانیده‌اید فهرستی تهیه كنید.

هدف‌های كوتاه‌مدت برای خود انتخاب كنید. چیزهایی كه می‌توانید در فهرست خود قرار دهید عبارتند از: قبول شدن در امتحان رانندگی و گرفتن گواهینامه، گل زدن در هنگام بازی مثلا هاكی روی یخ، پس‌انداز كردن پول كافی برای سفر و غیره.

این‌ها فقط چندین طرح است كه شما می‌توانید برای كسب اعتمادبه‌نفس و افزایش عزت نفس از آنها استفاده كنید. این طرح‌ها را به عنوان نكات اساسی در نظر بگیرید و این كارها را دائما در زندگی خود اضافه كنید.

به یاد داشته باشید كه مردم با عزت نفس بالا‌ به دنیا نیامده‌اند و اغلب آن را تقویت كرده‌اند. عزت‌نفس ناشی از طرز تفكر شما و انجام كارهای روزمره‌ای است كه به شما احساس خوبی می‌دهند.

نویسنده: پیتر مورفی
ترجمه: لیلا‌ عسكری

روزنامه حیات نو

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: کسب اعتماد به نفس ، افزایش عزت نفس ، عزت نفس ، اعتماد به نفس ، موضوعات روانشناسی ،

عزت نفس داشته باشید

سه شنبه 7 شهریور 1391  02:09 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

کمبود عزت نفس یعنی توانائی‌های خود را ناچیز انگاشتن، برخورد تحقیرآمیز با خود و داشتن تصویر ذهنی منفی نسبت به خویشتن. کسانی‌که از خود بیزار هستند به‌ندرت می‌توانند روابط سالمی با دیگران برقرار کنند و ارتباط موفقی با آنها داشته باشند آنها از بودن با دیگران برقرار کنند و ارتباط موفقی با آنها داشته باشند آنها از بودن با دیگران احساس ناراحتی می‌کنند به‌خصوص وقتی‌که در یک گروه به خود نگاه می‌کنند این حس در ایشان تشدید می‌شود. از آنجائی که این افراد دید بدی نسبت به خود دارند. از ترس قرار گرفتن در معرض دیگران، عزلت اختیار می‌کنند. با ادامه این روند گرایش‌هائی در فرد شکل می‌گیرد که متناقض با علایق شخصی او است.

افرادی که دچار کمبود عزت نفس هستند، زندگی غیرمفرح و پیش پا افتاده‌ای دارند چرا که سعی دارند طوری زندگی کنند که از ترس‌ها و هیجانات به دور باشند و به همین جهت بسیاری از فرصت‌های موجود برای نیل به موفقیت و رضایت‌ خاطر در زندگی را از دست می‌دهند. تصمیمات آنها بیشتر بر مبنای حفاظت از خود و راضی نگاه داشتن دیگران است و این فرآیندی است که بدبختی‌های بیشتری برای آنها به ارمغان می‌آورد.

اگر از مبتلایان به این عارضه هستید ناامید نشوید. پیشنهادهای زیر می‌تواند کارگشا باشد:


 

۱) اعمال و رفتار خود را به دقت تحت نظر بگیرید تا متوجه شوید چه چیزی شما را برمی‌انگیزد.

اگر دچار وسواس برای جلب رضایت و تصدیق دیگران هستید و خود را تحت کنترل نیروهای خارجی قرار داده‌اید، اگر بیش از حد نسبت به نظرات دیگران و اینکه در مورد شما چه فکری می‌کنند حساس شده‌اید، اگر خیال می‌کنید هر جا می‌روید همه دارند شما را نگاه می‌کنند و وقتی در جمعی حضور ندارید همه پشت سر شما حرف می‌زنند و اگر خنده‌های دیگران را به این حساب می‌گذارید که دارند شما را دست می‌اندازند و به شما می‌خندند، زمان آن فرا رسیده که این‌ طرز تفکر غیرمنطقی را در بوته آزمایش قرار دهید و تلاشی جدی را برای در اختیار گرفتن زندگیتان آغاز نمائید. شروع به انجام کارهائی کنید که دوست دارید، تصمیمات مستقلی بگیرید که به‌نظرتان درست و در راستای علایقتان هستند. اگر لازم بود همیشه می‌توان نظر یا کمک دیگران و یا حتی تصدیق آنها را جویا شد ولی شما باید یاد بگیرید خودتان باشید و بتوانید تصمیماتی بگیرید که با شرایطتان سنخیت داشته باشد.


۲) قدر خودتان را بدانید.

احتمالاً سالیان سال آنچنان خود را دست کم گرفته‌اید که ارزش حقیقی خود را به‌عنوان عضو مهمی از خانواده، گروه یا مؤسسه‌ای که به آن تعلق دارید فراموش کرده‌اید. امروز نگاه تازه‌ای به خود بیندازید تا متوجه شوید چه چیزی شما را در این دنیا منحصربه‌فرد ساخته است. به این فکر کنید که از چه راه‌هائی در موفقیت، آسایش و نشاط دیگران مؤثر بوده‌اید. ممکن است یک خانم خانه‌دار ساده باشید و یا شغلی پیش پا افتاده داشته باشید ولی اینها نباید روی ارزشگذاری فردی شما اثر سوء داشته باشد زیرا اگر خوب دقت کنید، دارید روی زندگی دیگران تأثیر باارزشی می‌گذارید. درک این مسئله اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد زیرا انسان‌های خود کم‌بین، خود را مسئول شکست‌ها و ناکامی‌هایشان می‌دانند در صورتی‌که موفقیت‌هایشان را به دیگران و یا خوش‌شانسی در یک سری جریانات نسبت می‌دهند و حتی اگر به موفقیت بزرگی نیز دست پیدا کنند از موفقیتشان آن‌طور که باید و شاید لذت نمی‌برند چون فکر می‌کنند در واقع لیاقت آن موفقیت را نداشته‌اند.


۳) بدون قید و شرط خود را ببخشید.

اگر گذشته‌تان برایتان آزاردهنده است و اگر احساس گناه راحتتان نمی‌گذارد، لازم است خودتان را ببخشید و تنها راهش این است که خود را بدون قید و شرط دوست داشته باشید، خود را همان‌قدر که عزیزترین فرد زندگیتان را دوست دارید، دوست بدارید. به درون خود ارتباط برقرار کنید و بگذارید تمام احساسات خوب از آنجا به ضمیر ناخودآگاهتان جریان پیدا کند. اگر خود را بی‌قید و شرط دوست بدارید، اگر از صمیم قلب خود را قبول کنید و اگر قضاوت نابه‌جا در مورد خود را کنار بگذارید دیگر احساس ناراحتی نخواهی کرد. رمز و راز کار در این است که باید نگاه منفی، نق زدن‌ها، تریدها و قضاوت‌ها و انتقادات بی‌اساس در مورد خود را کنار بگذارید. اگر توانستید این‌کار را انجام دهید، قادر به پذیرش خود و کنار آمدن با گذشته و حال خود خواهید شد و به این ترتیب نقاط ضعف و قوت خود را بخشی از روند تکاملی خود به حساب می‌آورید و خود را از شر حس وابستگی که شما را ملزم به جلب تصدیق و تعریف دیگران می‌کند، رهائی می‌بخشید و از این پس تصمیمات را براساس قضاوت خود اتخاذ می‌کنید و مسئولیت تمامی اعمال و رفتار خود را پذیرا می‌شوید.


۴) با ترس‌های خود کنار بیائید.

اغلب اوقات ترس و اضطراب مانند خوره به جان آدم می‌افتند و مانع اتخاذ تصمیمات صحیح و عقلانی می‌شوند. اگر نگاه دقیقی به شرایط خود بیندازید خواهید دید بیشتر ترس‌هایتان خیالی هستندودر مورد آنها اغراق کرده‌اید. با سلاح دلیل و منطق به چنگ ترس‌هی نامعقول خود بروید آنها را با واقعیت‌های امروز یعنی همین روزی که در آن به سر می‌پرید محک بزنید. آنها را با حقایق و شهود به چالش بکشید تا بتوانید به‌تدریج بر عقاید غیرمنطقی که اینگونه ترس‌ها را تغذیه می‌کنند و آنها را زنده نگاه می‌دارند، غالب شوید. حق با شماست! کار آسانی نیست اما اگر مصمم و در پناه دلیل و منطق باشید، دغدغه‌های واقعی زندگی را از ترس‌های بی‌پایه تمیز خواهید داد و شیوه مؤثرتری برای برخورد با آنها اتخاذ خواهید کرد.


۵) آنچه را که از آن واهمه دارید انجام دهید.

لیستی از کارهائی را که به خاطر ترس از شکست یا اظهارنظرهای دیگران، در انجامشان تعلل می‌کرده‌اید تهیه کنید. از آن کارهائی که پیش از همه از انجامش می‌ترسیده‌اید شروع نمائید و برای خود دلیل بیاورید که چرا می‌توانید انجامش دهید به یاد داشته باشید مادامی که عملتان منافاتی با قانون نداشته باشد، حقوق دیگران را پایمان نکند و به خودتان با دیگران لطمه جسمی یا روانی وارد نکند، دلیلی وجود ندارد بخواهید مانع تحقق آن شوید.


۶) یاد بگیرید چگونه باید با شکست کنار آمد.

اینکه بخشی از تلاش‌های آدمی با شکست مواجه شود امری است کاملاً طبیعی. زمانی که در حال انجام کاری هستیم به‌ندرت در وهله نخست موفق می‌شویم. شکست یادآوری‌کننده این مطلب است که به‌عنوان یک انسان جز در سایه اراده راستین، استقامت و میل به یادگیری به موفقیت حقیقی دست بیازیم. شکست پل پیروزی است. راه موفقیت، از گذرگاه آزمایش و تجربه می‌گذرد و اگر شکستی وجود نداشت واژه "تجربه" بی‌معنا می‌نمود. شکست را به‌عنوان یک ابزار آموزشی بپذیرید و آن را گزاره‌ای علیه روش‌ها و راهکارهای عملی‌تان بدانید و نه علیه خود و توانائی‌هایتان.


۷) انتقادپذیر باشید.

گفته‌ها و نظرات دیگران در مورد خودتان را فرصتی برای شناخت و ارتقاء خود بدانید. دیگران تنها قسمت‌های کوچکی از شخصیت شما را می‌بینند که شما در معرض دید آنها قرار می‌دهید. بخش عمده‌ای از شخصیت شما برای عموم نامعلوم است. حتی خودتان نیز از برخی ابعاد وجودیتان بی‌خبر هستید چرا که قسمت قابل توجهی از شخصیت شما در ضمیر ناخودآگاهتان واقع شده است که برای قسمت خودآگاه وجودتان ناشناخته است. با توجه به اینکه از برخی جهات برای خود و دیگران یک راز هستید، اطلاعاتی را که از دیگران در مورد خود کسب می‌کنید، برای بسط آگاهی و درک هر چه بیشتر از خود به کار ببندید.


۸) تمرین جسارت کنید.

یاد بگیرید از نظرات، عقاید و اعمال خود دفاع کنید. می‌توانید از ارزش‌ها و علایق خود سخن برانید و پاسدار حقوق خود نیز باشید بدون آنکه پرخاشگر و گستاخ جلوه کنید. جسارت خود را به‌کار بیندازید تا از خودخواهی‌ها و خودحوری‌های دیگران در امان بمانید. اگر قرار است با کسی مذاکره داشته باشید به‌جای ترس و اضطراب ذهن خود را روی وضعیت منصفانه برد - برد متمرکز کنید. اگر لازم شد آمادگی آن را داشته باشید که مذاکرات را تا نیل به اهداف موردنظرتان به درازا بکشانید.


۹) خود را با جملات مثبت تشویق کنید.

در خلال روز گاه و بیگاه از جملات مثبت تأکیدی استفاده کنید تا به خود یادآوری کرده باشید قصد دارید به چه اهدافی دست پیدا کنید و دوست دارید چطور آدمی باشید. به یاد داشته باشید که شما همانی خواهید شد که همواره فکرش را می‌کنید و با تغییر افکار و عقاید می‌توان زندگی را برای همیشه متحول کرد. بهترین هدیه‌ای که می‌توانید در طول روز به خود بدهید یک نگرش مثبت روانی است که روحیه شما را قتویت کرده و دستاوردهای بیشتری با خود به همراه می‌آورد.


۱۰) تنها با مثبت‌اندیشی مقایسه کنید.

از مقایسه برای تعیین جایگاه خود در میدان مسابقه بهره ببرید اما در استفاده از آن عاقلانه رفتار کنید. تفاوت‌های موجود در شرایط و موقعیت‌ها را در نظر بگیرید. اگر در شرایط برابر، دیگران از شما جلوتر هستند دلیل بر بی‌کفایتی شما نیست این تنها بدین معنا است که شما باید برای رسیدن به آنها تلاش بیشتری به خرج دهید. مشکل را ریشه‌یابی و برایش راه‌حل مناسب پیدا کنید. اگر لازم بود از کسانی‌که بهتر از شما عمل می‌کنند راهنمائی و مشاوره بخواهید. آنها را در مسیر پیشرفت و ترقی همراه خود سازید و از بینش و دانش آنها بهره ببرید.


۱۱) تجسم‌سازی کنید.
 از تصور، تجسم و قدرت ناخودآگاه ذهن برای تغییر نگرش و رفتار خود استفاده کنید. موقعیت‌هائی را مجسم کنید که ناراحتتان می‌کنند، موقعیت‌های تحقیرکننده یا شرایطی که بدترین ترس‌ها را به جانتان می‌اندازند. سپس تصور کنید چگونه باید با آنها در زندگی حقیقی کنار آمد. اگر بتوانید با موفقیت تمرین تجسم‌سازی را انجام دهید، برخورد با شرابط مشابه در زندگی واقعی به مراتب آسان‌تر خواهد شد.


۱۲) آنچه را بیشتر دوست دارید انجام دهید.

دنبال رؤیاهایتان باشید، اهدافتان را بازنگری کنید تا ببینید آیا متأثر از ترس‌ها و کمبود اعتمادبه‌نفس هستند یا خیر. احتمال دارد برخی اهداف و یا حتی شغلی خاص را براساس تفکرات و تصورات نامعقول و یا برای جلب‌نظر دیگران انتخاب کرده باشید. در انتخاب‌ها به دنبال رضایت قلبی واقعی خود باشید.


۱۳) برخورد مثبت یا خشم را فرا بگیرید.

افرادی که دارای عزت‌نفس کم هستند دوست دارند رفتارهایشان خوشایند دیگران باشد و چه‌بسا در این میان بسیاری از هیجانات خود از قبیل خشم را فرو می‌خورند. این عمل ممکن است در کوتاه‌مدت نتیجه موردنظر شخص را تأمین کند ولی در درازمدت به خودی خود ناراحتی‌ها و ناکامی‌های بیشتری به بار می‌آورد. عصبانیت از هیجانات فطری بشر است و یقیناً اگر به‌صورت کنترل‌نشده و مداوم ابراز شود مضر خواهد بود لیکن فرو خوردن آن نیز به همان میزان اشتباه و مضر است. بهترین راه ممکن خارج کردن خشم از وجودتان بدون آسیب وارد کردن به خودتان یا دیگران است.


۱۴) به سلامت جسمانی خود بهاء بدهید.

اگر از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردار بوده و بدن روی فرم و آماده‌ای داشته باشید، این امر به شما کمک می‌کند نگرش مثبتی نسبت به خود پیدا کنید ضمن اینکه فعالیت‌های ورزشی که در این راستا انجام می‌دهید نیز موجب نشاط روحی‌تان می‌شود. اگر تاکنون به ظاهر خود اهمیت نمی‌دادید پیشنهاد می‌شود در نحوه لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت خود هم تجدیدنظر کنید و اثرات این آراستگی را با چشمان خود مشاهده کنید.

ممکن است حتی پس از اعمال بسیاری از این موارد نیز آنچنان که باید و شاید احساس رضایت نکنید، توجه داشته باشید که خاطرات تلنبار شده در ذهنتان همچنان آزاردهنده هستند و نمی‌توان توقع داشت این خاطرات و احساساتی که از یادآوریشان (ولو به‌صورت ناخودآگاه) بروز می‌کنند به یک باره از بایگانی مغزتان رخت بربندند. سعی کنید در موقعیت‌هائی که قرار می‌گیرید به ناکامی‌های گذشته رجوع نکنید و با توجه به مواردی که مطرح کردیم از موقعیت پیش آمده برای خود موفقیت بسازید. به خودتان فرصت بدهید مطمئن باشید اندک اندک خاطره دستاوردهای اخیرتان روی تجربیات تلخ گذشته را می‌پوشاند و زندگی جدیدی را برایتان رقم می‌زند.

حمیدرضا بهلولی

مقالات ارسالی به آفتاب

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عزت نفس ، داشتن عزت نفس ، اعتماد به نفس ، کمبود عزت نفس ، تصویر ذهنی منفی ،

آیا اعتماد به نفس ارثی است ؟!

دوشنبه 6 شهریور 1391  01:01 ب.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

زمانی كه كودكی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران كاری را آغاز كند و بكوشد تا آن را به اتمام برساند ، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد.

كودك از همان ابتدا كه شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌كند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.

هنگامی كه كودك به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد كه بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود ، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد كه قادر به انجام كارهای بی‌شماری است.


یكی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی كه اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر كودك ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی كسب كند، ترسو، كم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت.
گاهی والدین با توجهات افراطی خود ، مانع از رشد عاطفی و شناختی كودك می‌شوند.

 از آنجایی كه مادر و یا مربی كودك، تماس بیش‌تری با نیازهای جسمی ـ روانی او دارد ، می‌تواند تأثیر بیش‌تری در خوی و منش وی بگذارد. مادرانی كه بیش از اندازه به فرزندان خود توجه می‌كنند و انجام وظایف كودك را به عهده می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند كه او در حد توان خود مسئولیت بپذیرد ، فرزندان آن هادر آینده احتمالاً دچار مشكلات و مسائل گوناگون خواهند شد.
 در این باره، لویی (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسیم می‌كند:

 

الف) مادرانی كه فرزندان خود را بسیار نازپرورده بار می‌آورند و هیچ محدودیتی برای آنان قائل نمی‌شوند، هیچ كنترلی نیز بر خواسته‌ها و انتظارات كودك نخواهند داشت. این دسته از كودكان تصور می‌كنند كه هر چه بخواهند باید به سرعت مهیا شود و همه را در خدمت نیازهای خود می‌دانند. به طور كلی توجه و وابستگی بیش از اندازه‌ی مادر می‌تواند موجب كاهش اعتماد به نفس كودك شود. ویژگی‌های این دسته از كودكان، تندخویی، پرخاشگری، پرتوقعی و جنجالی بودن آن‌هاست.

ب) گروه دوم، مادرانی هستند كه از شدت كنترل، اجازه‌ی هیچ‌گونه عمل و تصمیم‌گیری به فرزندان خود نمی‌دهند. این دسته از كودكان نیز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بی‌كفایتی و عدم شایستگی می‌كنند. این گروه فرمانبردار، ‌مطیع و منفعل هستند.

اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

به طور كلی، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار كاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمی‌توانند ارتباطات اجتماعی مناسبی با سایرین برقرار كنند. اریك فروم یكی از روانشناسان معاصر معتقد است، «میزان ارتباط والدین با كودك اهمیت چندانی ندارد، آن چه مهم است كیفیت روابط است».

برای داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نكات زیر توجه كنند:

1ـ پیش‌بینی‌های منفی

 اگر والدین معتقد باشند كه فرزندشان توانایی انجام تكلیفی را ندارد و حتماً نیازمند كمك آنهاست، به طور یقین این طرز نگرش آن ها، بر عملكردِ فرزندشان تأثیر می‌گذارد و به تدریج باعث می‌شود كه فرزندشان نسبت به توانایی‌ها و استعدادهای خود شك كرده و مدام به شكست بیاندیشد.

2ـ توقعات نامعقول بیش از اندازه

 بعضی از والدین توقعات و خواسته‌هایی بیش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهی فراموش می‌كنند كه معیارهای بزرگسالان با كودكان تفاوت دارد. در صورتی كه خوب است والدین معیارهای خود را براساس توانایی‌های فرزندانشان پایه‌ریزی كنند.

3ـ هیچ‌گاه فرزندانتان را بر یكدیگر ترجیح ندهید

 كودكان با یكدیگر متفاوتند و شكی در تفاوت بین آنها نیست؛ اما بین آنها تبعیض قائل نشوید و یكی را بر دیگری ارجح ندانید. برای مثال، زمانی كه یكی از فرزندانتان موفقیتی كسب می‌كند و دیگری شكست می‌خورد ، دلیل نمی‌شود كه موفقیت او را دائم به رخ فرزند دیگرتان بكشید؛ زیرا این كار موجب دلسردی، سرشكستگی و كاهش اعتماد به نفس او می‌شود.

4ـ منطقی باشید

بسیاری از والدین بهترین امكانات و شرایط را نه تنها برای خود ، بلكه برای فرزندانشان نیز می‌خواهند و توقع دارند كه كودكان، بر پایه‌ی خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتی كه بهتر است این نحوه‌ی نگرش خود را تغییر داده و به كودك بگویند: «مهم این است كه نهایت سعی خود را بكنی. موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست، بلكه تلاش و سعی تو در راه رسیدن به هدف مهم است.»

5ـ توقعات دو طرفه

 شعار بسیاری از والدین این است «آن كاری كه می‌گویم بكن، نه آن كاری كه می‌كنم»، برای نمونه، مادری از فرزندش می‌خواهد كه وسایلش را جمع كرده، ‌اتاق نشیمن را شلوغ نكند؛ در حالی كه لباس‌ها و وسایل خودش گوشه‌ی اتاق ریخته است. در چنین شرایطی كودك احساس می‌كند كه ارزش او در خانواده كم‌تر از دیگران است. پس اول خودتان عمل کنید و بعد از فرزندتان بخواهید.

منبع : وبسایت تبیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: اعتماد به نفس ، آیا اعتماد به نفس ارثی است ، كودك ، اعتماد به نفس كودكان ،

زبان بدن

جمعه 3 شهریور 1391  09:23 ق.ظ

نوع مطلب :موضوعات متفرقه ،

از دیرباز، كف دست باز نشانه‎‎ی حقیقت، صداقت، بیعت و تسلیم بوده است. بسیاری از سوگندها با قرار دادن كف دست بر روی قلب صورت می‎گیرد و زمانی كه شخصی در حال ادای شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمایان می‎كند؛ كتاب مقدس را در دست چپ می‎گیرد و كف دست راست را برای مشاهده‎ی حضار بالا می‎برد.
در برخوردهای روزمره، مردم از دو حالت اساسی كف دست استفاده می‎كنند. در حالت اول، كف دست رو به بالا می‎باشد كه علامت گدایی برای پول یا غذا است. در حالت دوم، كف دست رو به پایین قرار می‎گیرد، انگار چیزی را پایین نگه داشته یا از بالا آمدنش ممانعت می‎كند.
یكی از معتبرترین روش‎ها در تشخیص این كه شخصی صادق و شریف است یا خیر‌، مشاهده‎ی حالات كف دست است. همان طور كه یك سگ برای اظهار تسلیم و سلطه‎پذیری، گردن خود را جلو می‎آورد، انسان هم از كف دست‎هایش برای اظهار همین رفتار یا احساس استفاده می‎كند. به عنوان مثال، زمانی كه شخصی می‎خواهد كاملاً صادق و رك باشد، یك یا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمایان می‎كند و احتمالاً می‎گوید، «بگذار كاملاً رك باشم» زمانی كه شخصی رفتاری صادقانه در پیش می‎گیرد و یا شروع به گفتن حقیقت می‎كند كف دست‎هایش یا بخشی از آن‎ها را برای طرف مقابل نمایان می‎كند. همانند اكثر حركات بدن، این حركت كاملاً ناآگاهانه انجام می‎شود، و بدین ترتیب شما را متوجه صداقت شخص دیگر می‎كند. كودك هنگام دروغ‎گویی یا پنهان كردن یك چیز، كف دست‎هایش را پشت خود قایم می‎كند. هم چنین، شوهری كه می‎خواهد به همسر خود دروغ بگوید، دست‎هایش را در جیب خود می‎گذارد یا دست به سینه می‎شود و این حركت، همسر وی را متوجه كتمان حقیقت می‎كند.
اغلب به فروشنده‎ها می‎آموزند، چنان چه مشتری دلیلی برای نخریدن محصول آن‎ها ارائه می‎كند، به كف دست‎هایش نگاه كنند، زیرا دلایل معتبر فقط با كف دست‎های نمایان همراه است.

استفاده‎ی عمدی از كف دست برای فریب دادن

این سوال شاید به ذهن خواننده برسد كه «اگر كف دست‎هایم به هنگام دروغ‎گویی نمایان باشد، مردم گفته‎ی مرا باور خواهند كرد؟» پاسخ به این سوال آری و خیر است. اگر یك دروغ آشكارا با كف دست‎های نمایان همراه كنید، شاید برای شنوندگان خود ریاكار به نظر برسید، زیرا خیلی دیگر از حركاتی كه باید به هنگام صداقت نمایان باشند، وجود ندارند و حركات منفی كه هنگام دروغ‎گویی استفاده می‎شوند، با كف دست‎های باز متناقض است.
همان طور كه قبلاً ذكر شد، كلاهبردارها و دروغ‎گوهای حرفه‎‎ای كسانی هستند كه می‎توانند دروغ‎های خود را هنرمندانه با علائم غیر كلامی تكمیل كنند. هر چه استفاده‎ی كلاهبردار از رفتار غیر كلامی حاكی از صداقت به هنگام دروغ‎گویی ماهرانه‎تر باشد، حرفه‎ی او بهتر انجام می‎شود.
البته می‎توانید هنگام برقراری ارتباط با دیگران، باز كردن كف دست‎ها را تمرین نمایید و خود را محق‎تر جلوه دهید؛ از طرفی، هر قدر كه حركات كف دست‎های باز تبدیل به یك عادت شود، تمایل به دروغ‎گویی نیز كمتر می‎شود. نكته‎ی جالب این جاست كه اكثر مردم به سختی می‎توانند با كف دست‎های باز دروغ بگویند و در واقع استفاده از این حركت، شاید بر كاهش دروغ‎گویی تأثیر داشته باشد و مردم را تشویق كند كه با شما صادق باشند.

قدرت كف دست

یكی از اشارات غیر كلامی كه كمترین توجه را به خود معطوف داشته اما از بیشترین قدرت برخوردار است، توسط كف دست انسان ارائه می‎شود؛ و زمانی كه به نحو صحیح مورد استفاده قرار گیرد توشه‎ای از اقتدار برای استفاده‎كننده‎اش فراهم می‎كند و قدرت صدور فرمان سكوت به دیگران را می‎دهد.
در حركات كف دست، سه حالت اصلی وجود دارد: كف دست رو به بالا، كف دست رو به پایین و كف دست بسته با یك انگشت به حالت اشاره. تفاوت بین این سه حالت، با یك مثال مشخص می‎شود: فرض كنیم كه از شخصی درخواست می‎كنید كه جعبه‎ای را بلند كند و به نقطه‎ی دیگری در همان اتاق حمل كند. فرض را بر این می‎گذاریم كه شما از یك نوع آهنگ صدا، كلمات و حالت چهره استفاده می‎كنید و فقط حالت كف دست‎های خود را تغییر می‎دهید. حالت كف دست رو به بالا به عنوان یك حركت غیر تهدید آمیز و سلطه‎پذیر استفاده می‎شود كه یادآور التماس گدای خیابانی است. شخصی كه از او درخواست حركت دادن جعبه شده است، احساس نمی‎كند كه درخواست همراه با فشار است و در یك وضعیت معمولی مافوق یا زیر دست، از این درخواست احساس تهدیدشدگی نمی‎كند. زمانی كه كف دست برگشته و به سمت پایین است، بلافاصله اقتدار را تداعی می‎كند. شخصی كه از او چنین درخواستی شده، احساس می‎كند كه برداشتن جعبه یك فرمان است و شاید نسبت به شما احساس دشمنی بكند، كه این بستگی به نوع ارتباط شما با او دارد.
به عنوان مثال، اگر شخصی كه از او این درخواست را نموده‎اید، همكار هم تراز شما است، می‎تواند درخواست شما را كه با كف دست رو به پایین همراه بوده رد كند؛ اگر كف دست شما به سمت بالا باشد، تمایل بیشتری به پذیرفتن درخواست شما نشان می‎دهد. اگر شخصی كه این درخواست از او می‎شود، زیر دست شما باشد، این حركت قابل قبول است زیرا شما از اقتدار لازم برای استفاده از آن برخوردار می‎باشید.
استفاده از انگشت اشاره یكی از ناراحت كننده‎ترین اشاراتی است كه یك شخص می‎تواند در حین صحبت كردن به كار ببرد، به خصوص موقعی كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به این كار دارید، توجه خود را به حركات كف دست رو به پایین و بالا معطوف نمایید. به زودی در می‎یابید كه رفتار راحت‎تری توسط شما ایجاد می‎شود و اثر مثبت‎تری بر دیگران می‎گذارید.

مصاحفه (دست دادن)

مصاحفه یادگاری از زمان انسان غارنشین است. هر زمانی كه انسان‎های غارنشین با هم ملاقات می‎كردند، دست‎های خود را به هوا می‎بردند و كف دست را نمایان می‎كردند تا مشخص شود كه هیچ گونه سلاحی در دست ندارند یا پنهان نكرده‎اند. با گذشت قرن‎ها، حركت «كف دست در هوا» اصلاح شد و به كف دست روی قلب و انواع دیگر حركات تغییر یافت. نوع امروزی این رسم قدیمی برای ادای احترام،‌ قفل كردن كف دست‎ها درهم و دست دادن است كه در اغلب كشورهای انگلیسی زبان، به هنگام شروع ملاقات و نیز خاتمه‎ی آن، اجرا می‎شود. دست‎ها معمولاً بین پنج تا هفت بار حركت داده می‎شوند.

دست دادن سلطه‎پذیر و سلطه‎گر

با توجه به مطالبی كه درباره‎ی تأثیر فرمان دادن با كف دست رو به بالا و یا رو به پایین گفتیم، حال اجازه دهید اهمیت این دو حالت كف دست را به هنگام دست دادن بررسی نماییم.
فرض كنید برای اولین بار با شخصی آشنا شده‎اید و طبق رسم همیشگی برای ادای احترام با یكدیگر دست می‎دهید. با این كار یكی از سه نگرش اساسی از طریق دست دادن انتقال پیدا می‎كند كه عبارتند از سلطه‎گرانه: «این شخص سعی می‎كند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»، تسلیم آمیز: «من می‎توانم بر این شخص مسلط باشم. او طبق خواسته‎ی من عمل می‎كند»، و برابر: «من این شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهیم بود». این سه نگرش می‎تواند ناآگاهانه انتقال پیدا كند و یا تمرین و كاربری آگاهانه‎ی روش‎های دست دادن كه در زیر آمده می‎تواند یك اثر فوری بر شخص داشته باشد. اطلاعات این بخش نمایان‎گر گوشه‎ای از نتایج مطالعات مستند روش‎های كنترلی دست دادن است. نگرش سلطه‎گرانه، با برگرداندن دست، به طوری كه در هنگام دست دادن، كف دست به سمت پایین باشد انتقال پیدا می‎كند. نیازی نیست كه كف دست مستقیماً رو به زمین باشد، اما نسبت به كف دست شخص، می‎باید به سمت پایین باشد و این برای او بدین معنی خواهد بود كه شما مایلید در رابطه‎تان كنترل و سلطه داشته باشید. مطالعات انجام شده روی پنجاه و چهار مدیر ارشد موفق نشان داد كه نه تنها 42 نفر آن‎ها آغازگر دست دادن بودند، بلكه از روش سلطه‎گرانه نیز استفاده نمودند.
همان طور كه یك سگ برای نشان دادن حالت تسلیم به پشت غلت می‎خورد یا گردن خود را جلو می‎آورد، انسان از كف دستی كه رو به بالا است، برای نشان دادن تسلیم به دیگران استفاده می‎كند. این حركت به خصوص زمانی مهم است كه می‎خواهید طرف مقابل كنترل داشته باشد یا احساس كند كه بر وضعیت مسلط است.
البته، با این كه دست دادن با كف دست رو به بالا نشان‎گر تسلیم است، موقعیت‎های متعادل‎تری نیز شاید وجود داشته باشد كه باید آن‎ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال، شخصی كه از آرتروز دست رنج می‎برد، ناچار است به علت وضعیتش كمتر فشار بیاورد، لذا برگرداندن كف دست او به حالت تسلیم،‌ بسیار آسان است. افرادی كه در حرفه‎ی خود از دست‎هایشان استفاده می‎كنند، مانند جراحان و هنرمندان و نوازندگان نیز شاید در دست دادن كمتر فشار بیاورند و این فقط به خاطر مراقبت از دست‎هایشان است. اشارات و حركاتی كه پس از دست دادن دنبال می‎شوند، راهنمایی‎های بیشتری برای سنجش شخص ارائه می‎دهد ـ شخص مطیع از علائم سلطه‎پذیر استفاده می‎كند و شخص سلطه‎گر علائم پرخاشگرانه‎تری به كار می‎برد.
زمانی كه دو شخص سلطه‎گر با یكدیگر دست می‎دهند، یك مبارزه‎ی نمادین روی می‎دهد؛ در حالی كه هر یك سعی می‎كند كف دست دیگری را به حالت تسلیم برگرداند، كف دست هر دو در یك حالت عمودی قرار می‎گیرد و هر دو در یك حالت عمودی قرار می‎گیرد و هر یك حس احترام و تفاهم را به دیگری انتقال می‎دهد. این روش گرفتن دست به طور عمودی، روشی است كه یك پدر زمانی كه می‎خواهد به پسرش «دست دادن مثل یك مرد» را یاد بدهد، از آن استفاده می‎كند.
زمانی كه با یك شخص سلطه‎گر روبه‎رو می‎شوید، نه تنها مشكل می‎توان كف دست او را به حالت تسلیم برگرداند، بلكه انجام این عمل بسیار واضح است. روش ساده‎ای برای خنثی كردن دست دادن سلطه‎گرانه وجود دارد كه علاوه بر برگرداندن كنترل به سمت شما، با تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، او را ناراحت می‎كند. برای آموختن این روش «خلع سلاح» باید به تمرین جلو آوردن پای چپ خود در حالی كه دست خود را برای دست دادن جلو می‎آورید، بپردازید. سپس پای راست خود را به جلو بیاورید. و روبه‎روی او به سمت چپ حركت كنید و وارد حریم شخصی‎اش شوید. حال،‌پای چپ خود را به طرف پای راست بیاورد تا این حركت كامل شود؛ سپس با او دست بدهید.
این شیوه باعث می‎شود كه حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسلیم برگردد. هم چنین باعث می‎شود كه با ورود به حریم خصوصی او، كنترل به دست شما بیفتد. شیوه‎ی دست دادن خود را بررسی نمایید و مشخص نمایید كه هنگام دست دادن، با پای چپ به جلو می‎روید یا با پای راست. اكثر مردم راست پا هستند؛ از این رو زمانی كه با شخصی سلطه‎گر رو به رو می‎شوند، در وضعیت نامطلوبی قرار می‎گیرند زیرا انعطاف كم یا فضای اندكی برای حركت كردن در قلمرو مصافحه دارند، لذا شخص دیگر كنترل را به دست می‎گیرد. به تمرین دست دادن با جلو گذاشتن پای چپ بپردازید؛ متوجه می‎شوید كه خنثی كردن یك شخص سلطه‎گر و در دست گرفتن كنترل، نسبتاً ساده است.

چه كسی اول دست جلو می‎برد؟

با این كه دست دادن به هنگام آشنایی با شخصی برای اولین بار، عموماً یك رسم قابل قبول است، در بعضی موقعیت‎ها، شاید صحیح نباشد كه شما آغازگر دست دادن باشید. نظر به این كه دست دادن یك علامت خوش آمدگویی است، قبل از شروع دست دادن، مهم است كه چند سوال را از خود بپرسید: آیا از من استقبال می‎شود؟ آیا این شخص از ملاقات با من خوشحال است؟ فروشنده‎ها می‎آموزند كه اگر با خریداری كه بدون خبر و بدون دعوت به ملاقاتش رفته‎اند، اول دست بدهند، ممكن است پیامدی منفی به وجود بیاید، زیرا خریدار شاید مایل به استقبال از آن‎ها نباشد و بدین ترتیب مجبور به انجام كاری شود كه دوست ندارد. هم چنین، كسانی كه دچار آرتروز می‎باشند یا آن‎هایی كه دست‎هایشان ابزار حرفه‎ی آنان است، شاید اگر مجبور به دست دادن شوند، حالت تدافعی بگیرند. به فروشنده‎های كارآموز آموخته می‎شود كه در چنین موقعیت‎هایی بهتر است كه منتظر شوند تا طرف مقابل پیش دستی كند و اگر نكرد، سر خود را به علامت سلام تكان دهند.

روش‎های دست دادن

در دست دادن، فشار آوردن با كف دست به سمت پایین به طور حتم پرخاشگرانه‎ترین روش است زیرا فرصت كمی به دریافت كننده برای تعیین یك ارتباط برابر می‎دهد. این نوع دست دادن مختص اشخاص سلطه‎گر و پرخاشگری است كه همیشه آغازگر نیز هستند. محكم دست دادن با كف دست رو به پایین، دریافت كننده را مجبور می‎كند كه به یك حالت سلطه‎پذیر درآید زیرا او ناچار است در پاسخ، كف دست را رو به بالا بگیرد.
چندین روش جهت خنثی كردن «فشار با كف دست به سمت پایین» وجود دارد. شما می‎توانید از شیوه‎ی قدم به راست استفاده نمایید، اما گاهی اوقات این كار دشوار است زیرا دست شخصی كه آغاز كننده‎ی دست دادن است، اغلب سفت و كشیده است و مانع از اجرای این شیوه می‎شود. یك حركت ساده، گرفتن بالای دست طرف مقابل قبل از دست دادن با وی است. چنین شیوه‎ای، شما را تبدیل به طرف سلطه‎گر می‎كند زیرا نه تنها كنترل را به دست دارید، بلكه دست شما در وضعیت برتر و روی دست او قرار گرفته، در حالی كه كف دست شما نیز رو به پایین است. از آن جایی كه این برخورد می‎تواند برای مهاجم خجل كننده و آزار دهنده باشد، پیشنهاد می‎گردد با مراقبت و احتیاط به كار گرفته شود.
مصافحه‎ی «دستكشی» گاهی اوقات مصافحه‎ی سیاستمداران نیز نامیده می‎شود. در این نوع دست دادن،‌شخص آغاز كننده یك فرد قابل اعتماد و صادق را در ذهن شخص مقابل تداعی می‎كند، اما چنان چه این شیوه برای شخصی كه به تازگی با او آشنا شده‎اید به كار برود، تأثیر معكوس می‎گذارد و شخص مقابل (دریافت كننده‎ی مصافحه) در مورد قصد و نیت احساس تردید می‎كند. روش دست‎كشی باید فقط برای اشخاصی كه آشنایی كامل با آغاز كننده‎ی مصافحه دارند، به كار برود.
تنها تعداد معدودی از مصافحه‎ها به اندازه‎ی مصافحه‎ی «ماهی مرده» غیر قابل پذیرش هستند، به خصوص اگر دست سرد یا نوچ باشد. حس نرمی و بی‎روحی مصافحه‎ی «ماهی مرده» آن را به عنوان یك روش غیر دوستانه در سراسر جهان شناسانده و اغلب مردم آن را به افرادی كه از نظر شخصیت ضعیف هستند نسبت می‎دهند كه دلیل عمده‎ی آن برگرداندن راحت كف دست به سمت بالا است. نكته‎ی جالب این است كه بسیاری از مردمی كه از این روش استفاده می‎كنند، از عمل خودناآگاه می‎باشند،‌ بنابراین بهتر است قبل از این كه راجع به روش مورد نظر مصافحه‎ی خود در آینده تصمیم گیری نمایید، از دوستان خود راجع به روشتان در دست دادن نظر خواهی كنید.
روش «خرد كننده‎ی انگشتان» علامت انحصاری تیپ پرخاشگر است. متأسفانه، هیچ راه موثری برای بر طرف كردن آن وجود ندارد. مگر توهین كلامی یا یك حركت فیزیكی مانند كوبیدن مشت به بینی طرف!
روش «دست سفت و كشیده» نیز همانند روش فشار آوردن با كف دست رو به پایین،‌ معمولاً توسط افراد پرخاشگر استفاده می‎شود كه هدف اصلی آن حفظ فاصله و جلوگیری از ورود شما به حریم خصوصی (صمیمی) آغاز كننده‎ی مصافحه است. این روش هم چنین توسط افرادی كه در روستا بزرگ شده‎اند و از حریم خصوصی بزرگ‎تری برخوردارند، جهت حمایت از این حریم استفاده می‎شود. روستاییان البته، هنگام دست دادن به این روش معمولاً به سمت جلو خم می‎شود یا حتی روی یك پا می‎ایستند.
روش «گرفتن نوك انگشتان» مانند روش «فشاری» است؛ فقط مسئله اصلی فراموش شده است ـ شخص استفاده كننده از این روش، اشتباهاً انگشتان طرف مقابل را در دست می‎گیرد. در این روش با این كه آغاز كننده‎ی عمل دست دادن به ظاهر رفتاری علاقه‎مند نسبت به طرف مقابل دارد، اما در واقع فاقد اعتماد به نفس است. همانند روش «فشاری» هدف اصلی از گرفتن نوك انگشتان، حفظ فاصله‎ی فیزیكی مناسب و راحت است.
روش «كشیدن طرف مقابل» (دریافت كننده‎ی مصافحه) به داخل حریم خود، یكی از دو تعبیر زیر را دارد: اول، آغاز كننده دارای شخصیتی نامطمئن است كه فقط در حریم شخصی خود احساس امنیت می‎كند؛ دوم، آغاز كننده از فرهنگی برخوردار است كه حریم خصوصی (صمیمی) كوچكی دارد و بنابراین رفتار او طبیعی است.
مقصود از مصافحه‎ی دو دستی نشان دادن صداقت،‌ اعتماد یا عمق احساسات نسبت به طرف مقابل (دریافت كننده‎ی مصافحه) است. در این جا دو عامل مهم باید در نظر گرفته شود. اول، دست چپ برای منتقل ساختن احساسات اضافی كه آغاز كننده مایل است انتقال دهد، مورد استفاده قرار می‎گیرد و میزان آن وابسته به مسافتی است كه دست چپ آغاز كننده بر روی دست راست دریافت كننده به سمت بالا حركت می‎كند. به عنوان مثال، گرفتن آرنج، به معنای انتقال احساسات بیشتری نسبت به گرفتن مچ دست می‎باشد و گرفتن شانه، بیش از گرفتن بالای دست انتقال می‎دهد. دوم این كه دست چپ آغاز كننده عامل نفوذ به حریم خصوصی و یا بسیار خصوصی دریافت كننده است.
به طور كلی،‌ در دست گرفتن مچ و آرنج تنها بین دوستان نزدیك یا خویشاوندان قابل قبول است و در این موارد دست چپ آغاز كننده‎ی مصافحه فقط به حریم خصوصی (صمیمی) گیرنده‎ی مصافحه نفوذ می‎كند. در دست گرفتن شانه و بالای دست به معنای ورود به حریم بسیار خصوصی است كه حتی ممكن است شامل تماس بدنی نیز بشود. این روش‎ها می‎باید فقط در افرادی كه یك پیوند نزدیك احساسی دارند به كار رود. اگر آغاز كننده‎ی مصافحه دلیل خوبی برای مصافحه‎ی دو دستی نداشته باشد، گیرنده‎ی مصافحه بدگمان می‎شود و به نیت آغاز كننده اعتماد نمی‎كند. این امری عادی است كه سیاستمداران هنگام ملاقات با رأی دهندگان و فروشنده‎ها در ملاقات با مشتریان جدید، مصافحه‎ی دو دستی به كار ببرند بدون این كه متوجه باشند این عمل یك نوع خودكشی اجتماعی است و اثری منفی بر دریافت كننده می‎گذارد.

نویسنده: آلن پیز

مترجم: سعیده زنگنه


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: زبان بدن ، حرکت های بدن ، اهمیت دست دادن ، روش‎های دست دادن ، روانشناسی حرکات بدن ،

دیگران را تحقیر نکنید !

چهارشنبه 1 شهریور 1391  10:02 ق.ظ

نوع مطلب :رفتار درمانی ،

تحقیر دیگران به هر شكل - در مفهوم كلی تر آن - یعنی تحقیر یك انسان . و تحقیر یك انسان یعنی این خاطرة ذهنی پایدار، كه انسانها خیلی وقتها كوچك ، حقیر و قابل سرزنش هستند . در لحظه لحظه ای كه شخصی را تحقیر یا مسخره می كنید ، در نظرتان انسانها ( كه خودتان هم زیر مجموعه ای از آنها هستید ) ، قابل تحقیرند . تحقیر دیگران نیز مانند هر بیان و احساس دیگر ، بازتابی به سوی شما دارد . این موضوع را بخاطر بسپارید كه حقیرترین افراد كسی است كه به تحقیر دیگران می پردازد . تحقیر كردن ، نوعی بی احترامی است و بی احترامی نوعی خود شكنی . بی احترامی به هر شكلی كه باشد ، عكس العمل منفی در مخاطب ایجاد می كند . وقت كسی را تحقیر می كنید ، مسلماً او هم شما را تحقیر می كند وهمانطور كه قبلاً گفتیم ، در چنین بازیهایی هر دو طرف بازنده اند .  و در شما كه می خواهید اعتماد بنفس را در خود پرورش دهید ، ضربة بزرگتری است . تفاوتی نمی كند كه شما رو در رو یا پشت سر یا حتی در ذهن خود كسی را تحقیر كنید ، مهم آنست كه شما در درون ، شخصی را كوچك می شمارید و تحقیرش می كنید و این برداشت ذهنی ، مسلماً در رفتار شما با آن شخص تأثیر می گذارد و آن را درك می كند و او هم رفتار متقابل و تحقیرآمیزی نسبت به شما و شاید بسیار بدتر از آن انجام دهد . بجای اینكه به توجه و كشف جنبه های منفی و به قول خود مسخره و تحقیر آمیز دیگران بپردازید ، به كشف جنبه های مثبت آن مشغول شوید . یادتان باشد تحقیر دیگران ، یعنی تحقیر خود . خود را نیز هرگز تحقیر نكنید ،اگر به اطراف خود دقیق نگاه كنید هر كسی عیبی دارد . ذهن خود را به داراییهای خود متمركز كنید تا بار ذهنی شما آنقدر مثبت شود كه محرومیتهایتان یا به چشم نیاید و یا مهم و جدی تلقی نشوند . ادیسون ،پدری دیكتاتور داشت . بتهوون ناشنوا بود و ... از مقایسه هاییكه ذهنیت منفی در شما ایجاد میكند اجتناب نمایید . وقتی از شما كسی تعریف می كند ، لازم نیست نادرستی آنرا اثبات كنید ، در یك كلام بگویید ، متشكرم . متشكرم ، خودپرستی نیست .

تمرین :

از تحقیر دیگران شدیدا پرهیز كنید . هر انسان ویژگی مخصوص به خود دارد كه قابل ستایش است . خودتان را نیز هرگز تحقیر نكنید . همیشه شایستگیهای خود را مجسم نمایید تا نسبت به خود بار ذهنی مثبتی داشته باشید . وقتی از شما تعریف می كنند ، این پا و آن پا نشوید، آرام بگیرید و به نرمی و با لبخند تشكر كنید .
منبع : وبلاگ غنی دنیای ان ال پی

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تحقیر ، تحقیر دیگران ، تحقیر یکدیگر ، حقیر یك انسان ، رفتار درمانی ، روانشناسی ،

علل پیدایش خویشتن وعزت نفس

دوشنبه 30 مرداد 1391  08:25 ق.ظ

نوع مطلب :روانشناسی كودك و نوجوان ،

بحث درباره نحوه وعلل پیدایش تصویر خود وعزت نفس را باید در رابطه فرد با جامعه اش به ویژه در دوران پراهمیت کودکی ونوجوانی به عنوان یکی از علت ها ی عمده جستجو کرد.این رابطه را می توان به چند نوع بیان نمود که عبارتند از :


- واکنش دیگران :مهم ترین منشا پیدایش تصویر خود و ارزش به خود رفتار و واکنش دیگران نسبت به فرد به خصوص کودک است.بسیاری از تحقیقات  حاکی است  که  تصویر هر فرد از خود  وابسته  به  تصویری  است که دیگران از او داشته اند وحتی درحال حاضر هم تصویردیگران از یک فرد می تواند ارزیابی و تصویری را که او از خود دارد تغییر دهد.اگر اولیاء به کودک بگویند  او باهوش و زرنگ است و امثال  آن ، این  نوع  مفاهیم  به  تدریج  قسمتی از هویت کودک می گردد ،بسیاری از روانشناسان  این  روند را " درونی کردن "  نام  نهاده اند  که  توسط  آن کودک ،نگرش ها و واکنش های دیگران را جزئی از ارزش های درونی خود می نماید.

 

- مقایسه با دیگران : تصوی از خود شامل خصوصیات عینی و قابل قیاس با دیگران است مثل  بلندی  قد یا لاغری، یکی  از منابع ایجاد  این  تصویر مقایسه ای  است که کودک در رابطه با خود  با  افرادی  مثل  برادر، خواهر یا  دوستان و دیگران انجام  می دهد.
    اگر همسایه ها   ثروتمندند   کودک خود  را  فقیر احساس می کند و اگر خواهران  و برادران باهوش وزرنگ هستند  واو دائما از آن ها عقب افتاده است خود را کم هوش تصور می نماید.

 

- همانند سازی با الگوها :کودک با یک سلسله از افراد مهم زندگی خود همانند سازی کرده آن ها را بعنوان مدل یا الگوی رفتاری خود بر می گزیند ،آن ها را می ستاید ومیل دارد شبیه آن ها گردد.والدین وآموزگاران مهم ترین این الگوها هستند ،شکل گیری خود ایده آل بر اساس درهم  آمیختن  این  مدل ها  در ذهن کودک انجام می شود ،تحقیقات نشان می دهد که همانند سازی نیز سبب تغییر تصور خود می گردد  یعنی  فرد احساس می کند  که مانند الگوی خود شده است .قسمت مهمی از خویشتن از طریق همانند سازی  کودک  با  والد هم جنس خود تعیین  می شود که  در اصل  نقش  جنسی  او را تعیین می کند ،اگر کودک دختر باشد وارتباط سالم ،صمیمی ومستمری را با مادر خود برقرار کند احساس زنانه را می آموزدواگر پسر باشد ورابطه خوبی با پدر داشته باشد نقش سالم وصحیح پدرانه را کسب می کند.


- نیاز به احساس ارزش وعزت نفس :همراه با زیستن در شرایط اجتماعی نیاز به  احساس ارزش به  نحو متعادل و سالم  آن در انسان  بوجود می آید و برای نگه داری سلامت وتعادل روانی وحتی تکامل وجودی  او بسیار ضروری  است، معمولا اگر بر این نیاز خللی  وارد  شود  احساس  حقارت و یا  خود بزرگ بینی در فرد ایجاد می شود،بدین معنی که شخص یا بسیار خود کم بین  و ناراضی از خود و متزلزل می شود  و یا بسیار خودبزرگ بین ،خودمدارو خودنما خواهد شد.هر دوی این  قطب های  احساسی  نشان دهنده این واقعیت است که فرد به علل اختلال در احساس ارزشمندی  قادر به  درک واقعیت ها و واکنش های دیگران نسبت به خود نیست.علت اصلی احساس  حقارت و خودبزرگ بینی  را می توان  در طرد  شدن مستمر و مداوم از طرف والدین ودیگران دانست لذا قسمتی از ارزش های درونی وی احساس  بی ارزشی نسبت به خود است .روانشناسان معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق  ریشه  بسیاری  از ناهنجاری های روانی است که در بین افراد دیده می شود.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: عزت نفس ، روانشناسی عزت نفس ، علل پیدایش تصویر خود ، تصویر خود ، دوران کودکی ونوجوانی ، روانشناسی کودک ، روانشناسی نوجوان ،
  • تعداد کل صفحات:26  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...