تبلیغات
منبع کلیه موضوعات روانشناسی

تقویت اعتماد به نفس در کودکان

دوشنبه 10 مهر 1391  03:46 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

تحقیقات نشان می دهد كه انعطاف پذیری، یكی از مهمترین خصوصیاتی است كه شما می توانید آن را به فرزندانتان القا كنید و با استفاده از روش های مختلف می توانید اعتماد به نفس آنها را برای فائق آمدن بر مشكلات تقویت كنید.
اگر از شما سؤال شود كه چه چیزی را در زندگی فرزندتان آرزو می كنید، بدون شك می گویید: خوشبختی، موفقیت در درس و مدرسه، داشتن دوستان خوب، عشق به خانواده و شغل خوشایند و دلخواه او. گرچه شما نمی توانید همه این چیزها را یك جا بخواهید، ولی با كمك به او می توانید در پیشرفت خصلت انعطاف پذیری كه كلید دستیابی به تمام این اهداف است، او را به این سمت سوق دهید. مطالعات بی شماری نشان می دهد كه انعطاف پذیری _ یعنی داشتن نیرویی قوی كه بر هر مشكلی پیروز می شود- برای كودكانی كه با ناملایمات زیادی روبه رو هستند، یك امر حیاتی و سرنوشت ساز است اما در این دنیای پیشرفته و پر از هیجان، همه كودكان به ظرفیتی نیاز دارند تا بتوانند با ناملایمات و مشكلاتی از قبیل مدرسه، زمین بازی یا یك مسابقه فوتبال، دست و پنجه نرم كنند. بنابراین والدین باید توانایی انعطاف پذیری را به جای زور و اجبار در كودكان خود تقویت كنند. در اینجا به ده  روش برای كمك به تقویت اعتماد به نفس كودكان و پیروزی بر مشكلات اشاره می كنیم:


۱- صبور و بردبار باشید: از دید كودكان به دنیا، توانایی در پرورش انعطاف پذیری، ذاتی است. مجبور نیستید كه با تمام كارهای كودكان موافقت كنید، اما سعی كنید كه از آنها قدردانی كرده و ایده های آنها را تصدیق كنید. وقتی كه كودكان متوجه شوند كه دقیقاً والدینشان به آنها گوش می دهند، از راهنمایی های آنها بیشتر استفاده می كنند.
البته هنگام عصبانیت و مشاهده رفتار ناخوشایند از فرزندتان، احساس همدردی كردن خیلی مشكل است. در چنین شرایطی بردباری مهمترین چیز است. سارا، دختر خجالتی ۶ ساله ای كه معمولاً والدینش او را برای سلام كردن به اقوام و دوستان وادار می كردند، اغلب خجالت می كشید خود را با موقعیت جدید وفق دهد و والدینش نمی توانستند دریابند كه چرا او نمی تواند مؤدب تر باشد. آنها به او اخطار دادند كه اگر سلام گفتن را یاد نگیرد، افراد دیگر دوست ندارند كه با او باشند؛ اگر چه والدین سارا فكر می كردند كه با این كار به او كمك می كنند ولی آنها متوجه نبودند كه كم رو بودن سارا مادرزادی است كه نمی تواند به راحتی خود را در جامعه نشان دهد.
برای حس همدردی، خود را جای او گذاشته و فكر كنید كه در مقابل شنیدن حرف هایی كه به او می زنید، چه احساسی پیدا می كردید. اگر مادر سارا به اندازه او خجالتی بود، اگر همسر و رئیس او می گفتند كه در چشمان افراد نگاه كن و صحبت كن، چه احساسی داشت؟ احتمالاً او در این شرایط آگاه تر و هوشیارتر خواهد شد؛ در صورتی كه قبلاً بدون آگاهی از این مسئله، زود عصبانی می شد. برای احساس همدردی بیشتر با افراد خجالتی بگوئید: «سلام كردن برای بسیاری از كودكان، سخت و دشوار است. من روشی كه راه را برای تو آسان تر می كند را انجام می دهم. شاید در ابتدا اگر با لبخندزدن شروع كنی بهتر باشد و كم كم با این كار خود را برای سلام كردن آماده می كنی» .
با استفاده از این روش فرزندتان را امیدوار می كنید تا بتواند موقعیت خود را بهتر درك كند.
وقتی شما روزبه روز احساس همدردی بیشتری نشان دهید، در حقیقت به فرزندتان آموخته اید كه این كار، امری حیاتی است تا او بتواند رضایت و ارتباط با دیگران را حفظ كند و احساس نزدیكی بیشتر با فرزندتان باعث می شود تا او بتواند خود را با هر شرایطی سازگار كند؛ در نتیجه حس انعطاف پذیری او تقویت می شود.

2- ارتباطی محترمانه با او داشته باشید: همیشه به كارها و صحبت های خود نسبت به فرزندتان دقت كافی داشته باشید تا فرزندتان نیز به همان نسبت محترمانه و با ادب رفتار كند. هرگز صحبت آنها را قطع نكنید. بگویید كه احساسات آنها را درك می كنید یا از كلماتی مانند همیشه و هرگز در برخی مواقع بحرانی و حیاتی كه نشان دهنده مسلم بودن است، استفاده كنید.
برای جواب دادن به سوالاتشان وقت بگذارید. پرسش هایشان برداشت آنها از دنیای خارج و احساساتشان است كه با نشان دادن آنها سعی در برطرف كردن مشكلاتشان كنید، همه این كارها پیش زمینه ای برای انعطاف پذیری كودكان است. اگر فرزندتان احساس كند كه سؤال هایش احمقانه و خسته كننده به نظر می رسد، از مطرح كردن آنها منصرف می شود.
همچنین صادق بودن برای كودكان خیلی اهمیت دارد. معمولاً بچه ها می دانند كه والدین بعضی از مسائل را از آنها مخفی می كنند. به عنوان نمونه، پدر و مادری برای این كه فرزندان دوقلوی ۸ ساله آنها از بیماری سرطان مادربزرگشان ناراحت نشوند، این مسئله را به آنها نگفتند. البته دختر خانم ها دقیقاً احساس می كنند كه بعضی چیزها حقیقت ندارد، بنابر این به والدین توصیه می شود كه با دخترهایی كه قدرت درك بالاتری دارند صادقانه تر رفتار كنند. البته این جمله بدین معنا نیست كه تمام مسائل خصوصی و شخصی و یا مسائلی كه به احساسات آنها لطمه می زند یا خارج از ظرفیت آنها می باشد را به طور كامل بازگو كنید، بلكه از گفتن بعضی از مسائلی كه خارج از تحمل آنهاست، صرف نظر كنید. در نتیجه، با پنهان كردن همه مسائل، فرزندتان را در به دست آوردن موقعیتی كه یاد بگیرد چگونه می تواند با ناملایمات و مشكلات دست و پنجه نرم كند، محروم كرده اید.

۳- انعطاف پذیر باشید: والدین می خواهند فرزندانشان سازش پذیر، با ملاحظه و قابل انعطاف در مقابل عقاید جدید باشند. ولی آنها بیشتر در اجرای این روش شكست می خورند. اكثر والدین از این روش برای نزدیك شدن به فرزندانشان استفاده می كنند گرچه زیاد موفقیت آمیز نبوده است، مثلاً: ما می دانیم والدینی كه مرتب به فرزندانشان در مورد تمیزی اتاق، نق می زنند، نتیجه مطلوبی نگرفته اند.
اگر بعضی اوقات شما چیزی می گویید یا كاری را بدون دلیل برای مدت ها انجام می دهید و نتیجه ای نمی گیرید، كمی تأمل كرده و به روش های دیگری كه می توانید انجام دهید فكر كنید، بدون هیچ درگیری و كشمكشی به نتیجه مطلوب و دلخواه خواهید رسید. قوانین آرام و ثابتی در مورد غذا خوردن كامل یا دست شستن پیش از غذا كار را راحت می كند. و بدین معنا نیست كه در مقابل فرزندتان كوتاه بیایید یا او را بد عادت و لوس كنید. با به كارگیری از این روش به آنها یاد می دهید كه برای فائق آمدن بر مشكلات روش های متعددی وجود دارد و از اشتباهات خود می توانید چیزهای جدید یاد بگیرید. اگر شما در رفتارتان تجدید نظر كنید، فرزندتان نیز درست مثل شما سعی می كند هنگام رویارویی با مشكلات زندگی از روش های متفاوتی استفاده كند تا بتواند بر آنها پیروز شود.

۴- تمام توجه و حواستان را روی او متمركز كنید:
وقتی كودكان متوجه می شوند كه والدینشان از بودن با آنها لذت می برند، احساس عشق و علاقه زیادی می كنند. این حس خاص، مكمل و لازمه اعتماد به نفس آنهاست. در حقیقت، مطالعات نشان می دهد كه كودكانی كه در دوران كودكی خود بر مشكلاتشان پیروز می شوند كسانی هستند كه خود را به راستی باور كرده اند.
طبق جدول زمان بندی شده حتی اگر ۱۵دقیقه در روز توجه كامل خود را به فرزندتان معطوف كنید كافی است. والدین كودكی ۵ ساله هر شب در كنار او بازی می كنند، ولی هر وقت كه تلفن زنگ می زند، بازی را قطع كرده و مشغول جواب دادن به تلفن می شوند. به تدریج، كودك متوجه می شود كه تلفن از او خیلی مهم تر است و برای نشان ندادن ناراحتی اش، خود را با دیدن فیلم سرگرم می كند.


۵- كودكان را برای خودشان و آنچه كه هستند، بپذیرید. شاید فرزندانتان همه انتظارات شما را برآورده نكنند، ولی شناخت خلق و خوی ذاتی آنها بسیار مهم است. هنگامی كه برای آن چه كه هستند توسط دیگران تقدیر شوند، احساس امنیت بیشتری برای ارتباط برقرار كردن پیدا می كنند، همچنین یاد می گیرند كه چگونه مشكلاتشان را برطرف كنند.
«كارل» پسر بچه ۹ ساله ای است كه اغلب صبح ها بیهوده وقت را تلف می كند و به سرویس مدرسه نمی رسد. والدینش نسبت به بی مسئولیتی او به شدت عصبانی شده و تصمیم گرفتند كه او را از بعضی از تفریحات دلخواهش محروم كنند. آنها متوجه نبودند كه كندی «كارل» به دلیل بی مسئولیتی او نیست بلكه او به طور ذاتی كمی گیج و حواس پرت است. به جای فریاد زدن و تنبیه كردن، بهتر است كه با او در مورد آنچه كه به سریع تر آماده شدن او كمك می كند، صحبت كنند. البته می دانیم كه والدین بچه هایی كه دیر به مدرسه می رسند برای زود رسیدن آنها از مسئولین مدرسه كمك می گیرند. كودكان مسئولیت پذیری را دوست دارند و این باعث تشویق آنها برای به موقع رسیدن به مدرسه می شود.
البته پذیرفتن فرزندتان، همان گونه كه هست بدین معنا نیست كه همه رفتارهای بد او را قبول كنید، بلكه او را درك كرده و به او كمك كنید تا تغییر روش دهد و بتواند اعتماد به نفس خود را تقویت كند.


۶- به كودكان فرصت جبران كردن بدهید. كودكان از همان سال های اول دوست دارند كه مفید باشند. اگر از افراد در مورد بهترین خاطرات دوران مدرسه سئوال شود، پاسخ بیشتر آنها كارهایی است كه به نحوی كمك به دیگران و مثبت بوده است، مانند: درس دادن به شاگردان كوچكتر، رنگ آمیزی نقاشی دیواری یا كارهای گروهی و نمایشی در كلاس.
وقتی كودكان را در جهت كمك به دیگران حمایت می كنیم، به توانایی آنها ایمان داریم كه فرزندانمان می توانند كارهای مختلفی انجام دهند و حس مسئولیت پذیری آنها را نیز تقویت كرده ایم. همچنین قبول می كنیم كه یك كودك ۳ ساله هم می تواند در خانه مسئولیت پذیر باشد، به شرطی كه كار شاقی نباشد. به فرزندان بگوئید: «ما به كمك تو احتیاج داریم.»


۷- سعی كنید اشتباه كودكان را با تجربه كردن خودشان، برطرف كنید. كودكانی كه والدینشان نسبت به خطاهای آنها بیش از حد حساسیت نشان می دهند، ریسك پذیری كمتری داشته و در نهایت به خاطر اشتباهشان توسط دیگران سرزنش می شوند. والدین باید خیلی با این مسائل راحت تر برخورد كنند به طور مثال اگر فرزندتان برای سومین بار شیرش را روی صندلی می ریزد، خود را كنترل كنید و به خود بگوئید كه این كار برای كودكان در این سن طبیعی است و با بزرگ شدن آنها، این مسئله نیز حل می شود. با این روش فرزندتان را برای حل كردن مشكلش آماده می كنید. اگر می خواهید به فرزندتان دوچرخه سواری یاد دهید، بگوئید كه چگونه تعادل خود را حفظ كند و اكثر بچه ها بار اول زمین می خورند.


۸- به نقاط قوت كودكان تأكید كنید. اگر چه كودكان با اعتماد به نفس بالا از شكست دلسرد نمی شوند بلكه از موفقیت خود نیز لذت می برند. حس موفقیت و غرور آنها، باعث عزت نفس بیشتری شده تا در آینده بهتر بتوانند با مشكلات دست و پنجه نرم كنند.
اگر چه همه كودكان به طور ذاتی ورزشكار، هنرمند یا محبوب نیستند، بلكه هر كودكی به نوبه خود قدرت و توانائی خاص خود را دارد و شما به عنوان والدین او باید متوجه چنین نیرو و استعداد فرزندتان باشید و برای این كه كودكان بتوانند به راستی خود را باور كنند، باید خود به تنهایی موفقیت را تجربه كنند.


۹- به كودكان اجازه دهید كه در برطرف كردن مشكلاتشان، تصمیم گیرنده باشند. مسئله ای كه بیشتر والدین با آن روبرو هستند این است كه تمایل دارند خیلی سریع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند. البته به كرات دیده شده وقتی كه مشكل حل می شود و همه چیز سرو سامان می گیرد به فرزندانمان می گوئیم كه ما گفتیم كه چه كار كنید. اما اگر فرزندتان تكالیف مدرسه اش را نمی داند یا چیزهایش را گم كرده است، او را برای یافتن راه حل و پیدا كردن موقعیتش تشویق كنید.


۱۰- ادب و نزاكت را به او یاد دهید. معنای واقعی كلمه «Disipline» یاد دادن است. آخرین هدف پرورش دادن نظم و ترتیب است كه كودك را حتی اگر در كنارش نباشید، مسئولیت پذیر بار می آورد. مطمئن باشید هرگز با تهدید كردن و تحقیر كردن فرزندتان به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.
اگر شما در مواقع اضطراری به فرزندتان بگوئید: تو بعد از مدتی آرام می شوی. یا بهتر است اضافه كنید: هر وقت كه آرام شدی، اجازه بده ببینم كه چه شده است. با این كار به او اجازه مسئول بودن روی اعمالش را می دهید. برای كودكان بالاتر از هفت سالی كه یك دنده و لجباز هستند فرصت داده و تأكید كنید كه خودشان در تصمیم گیری رفتار مناسب توانایی دارند. اگر شما داد و بیداد كنید، او متوجه منظورتان نمی شود و همچنین اعصاب خود را نیز به هم ریخته اید.
به طور ایده آل، با تشخیص به موقع سعی كنید كه مشكلات رفتاری در فرزندتان به وجود نیاید. همچنین اگر فرزندتان كار درستی انجام می دهد، اجازه دهید تا خود نیز بداند. تشویق و علاقه شما از همه ستاره ها و برچسب ها برای فرزندانتان با ارزش تر است.





نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: تقویت اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس ، کودک ، روانشناسی کودک ، کودک و نوجوان ، رفتار با کودک ،

چگونه دختر با اعتماد به نفس تری داشته باشیم

یکشنبه 9 مهر 1391  10:43 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

زمانی‌ كه‌ كودكی‌ بتواند بدون‌ توقع‌ و انتظار از دیگران‌ كاری‌ را آغاز كند و بكوشد تا آن‌ را به‌ اتمام‌ برساند، می‌گوییم‌ «اعتماد به‌ نفس‌» دارد. كودك‌ از همان‌ ابتدا كه‌ شروع‌ به‌ شناخت‌ خود و محیط‌ پیرامونش‌ می‌كند،به‌ قدرت‌ و توانایی‌ خود برای‌ تسلط‌ بر محیط‌ و اطرافیانش‌ آگاه‌ می‌ شود. یكی‌ از عوامل‌ موثر در رشد اعتماد به‌ نفس‌ كودكان‌ و نوجوانان‌،والدین‌ و اعضای‌ خانواده‌ هستند. اگر كودك‌ در خانواده‌یی‌ سرشار از صمیمیت‌ ،محبت‌ و مهربانی‌ رشد یابد می‌تواند ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ خود را بشناسد و با اطمینان‌ به‌ توانایی‌های‌ خود یا مشكلات‌ و مسائل‌ گوناگون‌ روبرو شود و از طرفی‌ می‌تواند با رفتارهای‌ نامطلوب‌ ومنفی‌ خود،برخوردی‌ واقع‌بینانه‌ داشته‌ باشد و در صدد رفع‌ و تغییر آنها برآید. از آنجایی‌ كه‌ اعتماد به‌ نفس‌ صفتی‌ ارثی‌ نیست‌،اگر كودك‌ ضمن‌ انجام‌ فعالیت‌های‌ مختلف‌ مدام‌ دچار محدودیت‌ شود و نتواند تجارب‌ جدید و مفیدی‌ در زندگی‌ كسب‌ كند،ترسو ،كمرو و خجول‌ بار می‌آید و قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ هم‌ در او رشد نخواهدیافت‌. نتایج‌ تحقیقات‌ محققان‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ اغلب‌ پدران‌ و مادران‌ نسبت‌ به‌ پرورش‌ فرزندان‌ پسر و دختر خود دید یكسانی‌ ندارند. زمانی‌ كه‌ كودكی‌ متولد می‌شود، نخستین‌ پرسشی‌ كه‌ پس‌ از سلامتی‌ نوزاد مطرح‌ می‌شود،جنسیت‌ اوست‌. اگر نوزاد دختر بود،لباس‌ صورتی‌ و اگر پسر بود لباس‌ آبی‌ به‌ تن‌ او می‌كنند و برهمین‌ اساس‌ رفتار بزرگسالان‌ نیز طبقه‌بندی‌ می‌شود.
به‌ پسران‌ فرصت‌ بیشتری‌ برای‌ كندوكاو دنیای‌ فیزیكی‌ پیرامون‌شان‌ داده‌ می‌شود و همین‌ امر موجب‌ تقویت‌ مهارت‌های‌ حركتی‌ بیشتر آنان‌ می‌شود. برعكس‌ دختران‌ به‌ شیوه‌یی‌ محدودتر پرورش‌ می‌یابند و آنان‌ را برای‌ تعاملات‌ كلامی‌شان‌ بیشتر تشویق‌ می‌كنند.

جان‌بیكس‌ ،دریافت‌ كه‌ دختران‌ در سنین‌ بین‌ 14 - 10سالگی‌ بطور محسوسی‌ دچار ضعف‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شوند. طبق‌ تحقیق‌ او دختران‌ در آغاز سن‌ مدرسه‌ و شروع‌ دبستان‌ از خود پنداره‌ بالاتر و اعتماد به‌ نفس‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ پسران‌ برخوردارند. در حالی‌ كه‌ طی‌ سالهای‌ پایانی‌ دبستان‌ و آغاز دوران‌ نوجوانی‌ این‌ نسبت‌ برعكس‌ شده‌ است‌ و دختران‌ دچار ضعف‌ و كاهش‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شوند. این‌ امر می‌تواند ناشی‌ از نظام‌ آموزشی‌،دیدگاههای‌ فرهنگی‌ و نحوه‌ تعاملات‌ اجتماعی‌،درباره‌ نقش‌ جنسیت‌ نوجوانان‌ باشد.
دكتر دیپولد (1995) طی‌ تحقیقی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌ نوجوانان‌ دختر در مقایسه‌ با نوجوانان‌ پسر،بیشتر دچار اضطراب‌ فشار روانی‌ و افسردگی‌ می‌شوند.
یكی‌ از عوامل‌ موثر در كاهش‌ اعتماد به‌ نفس‌ و ضعف‌ خودپنداره‌ دختران‌،بلوغ‌ جنسی‌ و تغییرات‌ جسمانی‌ آنان‌ است‌. بطور معمول‌ دختران‌ 2 الی‌ 3 سال‌ زودتر از پسران‌ بالغ‌ می‌شوند و همین‌ امر باعث‌ می‌شود كه‌ آنها با پختگی‌ كمتری‌ با این‌ فرایند روبرو شوند.

 به‌ عبارت‌ ساده‌تر یك‌ دختر در 11 -10 سالگی‌ مراحل‌ بلوغ‌ خود را طی‌ می‌كند،در حالی‌ كه‌ یك‌ پسر در حدود 14 -13 سالگی‌،یعنی‌ حدود 3 -2 سال‌ بعد از دختر به‌ این‌ مرحله‌ می‌رسد. طی‌ این‌ مدت‌ دختران‌ ناگهان‌ با تغییرات‌ جسمانی‌ گوناگونی‌ روبرو می‌شوند كه‌ برای‌ آنها محدودیت‌ هایی‌ را نیز به‌ همراه‌ می‌آورد. این‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ افسردگی‌ و ضعف‌ خودپنداره‌ دختران‌ ناشی‌ از احساس‌ نارضایتی‌ آنان‌ نسبت‌ به‌ وضعیت‌ ظاهر و تن‌ انگاره‌ خود باشد. زیرا ضعف‌ تن‌انگاره‌،ازدیاد وزن‌ و زیبایی‌ ظاهر برای‌ دختران‌ بسیار مهمتر از پسران‌ است‌.
در مواردی‌ نیز دختران‌ نمی‌توانند خود را با این‌ تغییرات‌ جسمانی‌ سازگار كنند و آن‌ را بپذیرند. در نتیجه‌ خود پنداره‌ آنان‌ لطمه‌ می‌بیند و دچار ضعف‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شوند.
یكی‌ از روانشناسان‌ معاصر به‌ نام‌ دكتر «نانسی‌ اسمیت‌» معتقد است‌ :«پسران‌ برای‌ ماجراجویی‌ و قدرتمندی‌ و دختران‌ برای‌ وابستگی‌ و محتاط‌ بودن‌ تشویق‌ می‌شوند»زمانی‌ كه‌ پسری‌ دچار مشكل‌ می‌شود،او را تشویق‌ می‌كنند تا درصدد مبارزه‌ با آن‌ مشكل‌ برآید. در حالی‌ كه‌ وقتی‌ دختری‌ در چنین‌ شرایطی‌ قرار می‌گیرد با گفتن‌: «اجازه‌ بده‌ تا كمكت‌ كنیم‌»و یا حتی‌ بدتر از آن‌، «بگذار ما این‌ كار را برایت‌ انجام‌ دهیم‌...» در صدد رفع‌ مشكل‌ او برمی‌ آیند و این‌ موضوع‌ ،مفهومی‌ از احساس‌ «درماندگی‌ آموخته‌ شده‌» دربردارد. به‌ عبارت‌ ساده‌تر او را به‌ ناتوانی‌ و وابستگی‌ عادت‌ می‌دهیم‌. دكتر اسمیت‌ معتقد است‌ كه‌ می‌توان‌ دختران‌ را همچون‌ پسران‌ افرادی‌ قوی‌ و متكی‌ به‌ نفس‌ بار آورد. وی‌ نكات‌ زیر را به‌ منظور راهنمایی‌ والدین‌ و مربیان‌ یادآور می‌شود:
 

1-اجازه‌ دهید كه‌ دخترتان‌ نیز همچون‌ پسرتان‌ با شن‌ و خاك‌ بازی‌ كند و از اینكه‌ خود را كثیف‌ می‌كند،ناراحت‌ نشوید.
2- به‌ دخترتان‌ اجازه‌ دهید كه‌ با حیوانات‌ خانگی‌ مثل‌ پرندگان‌،ماهی‌ها،لاك‌پشت‌، ... بازی‌ كند وبعد از بازی‌ خوب‌ دست‌هایش‌ را بشویید.
3 -والدین‌ می‌توانند دخترانشان‌ را نسبت‌ به‌ انجام‌ كارهای‌ فنی‌ گوناگون‌ تشویق‌ كنند و آنان‌ را با وسایل‌ و ابزارآلاتی‌ مثل‌ میخ‌،چكش‌،آچار و از این‌ قبیل‌ آشنا سازند . حتی‌ اگر ضربه‌یی‌ با چكش‌ بر روی‌ دست‌ خودش‌ زد،چندان‌ هول‌ و پریشان‌ نشوند.
جان‌اسموتنی‌ ، توجه‌ به‌ نكات‌ زیر را برای‌ رشد و ارتقای‌ اعتماد به‌ نفس‌ دختران‌ لازم‌ و ضروری‌ می‌ داند:
1 -دختران‌ خود را تشویق‌ به‌ مطالعه‌ زندگینامه‌های‌ زنان‌ سرشناس‌ و برجسته‌ تاریخ‌،علوم‌،هنر ،ادبیات‌، ورزش‌ و ... كنید.
2 -سعی‌ كنید دخترانتان‌ را به‌ مشاهده‌ فیلم‌هایی‌ تشویق‌ كنید كه‌ هم‌ مردان‌ و هم‌ زنان‌ دارای‌ نقش‌های‌ مثبت‌ و سازنده‌یی‌ در آن‌ باشند.
3 -به‌ سوالات‌ دخترتان‌ به‌ همان‌ میزان‌ كه‌ به‌ سوالات‌ پسرتان‌ اهمیت‌ می‌دهید،توجه‌ كنید. با آنها درباره‌ روابط‌ خانوادگی‌ ،دوستی‌ها و مباحث‌ مختلف‌ فرهنگی‌ اجتماعی‌ صحبت‌ كنید.
 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چگونه دختر با اعتماد به نفس تری داشته باشیم ، دختر با اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس ، افزایش اعتماد به نفس ، روانشناسی کودک ، روان شناسی کودک ،

علل پیدایش خویشتن وعزت نفس

یکشنبه 9 مهر 1391  02:39 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

بحث درباره نحوه وعلل پیدایش تصویر خود وعزت نفس را باید در رابطه فرد با جامعه اش به ویژه در دوران پراهمیت کودکی ونوجوانی به عنوان یکی از علت ها ی عمده جستجو کرد.این رابطه را می توان به چند نوع بیان نمود که عبارتند از :

    - واکنش دیگران :مهم ترین منشا پیدایش تصویر خود و ارزش به خود رفتار و واکنش دیگران نسبت به فرد به خصوص کودک است.بسیاری از تحقیقات  حاکی است  که  تصویر هر فرد از خود  وابسته  به  تصویری  است که دیگران از او داشته اند وحتی درحال حاضر هم تصویردیگران از یک فرد می تواند ارزیابی و تصویری را که او از خود دارد تغییر دهد.اگر اولیاء به کودک بگویند  او باهوش و زرنگ است و امثال  آن ، این  نوع  مفاهیم  به  تدریج  قسمتی از هویت کودک می گردد ،بسیاری از روانشناسان  این  روند را " درونی کردن "  نام  نهاده اند  که  توسط  آن کودک ،نگرش ها و واکنش های دیگران را جزئی از ارزش های درونی خود می نماید.

 

    - مقایسه با دیگران : تصوی از خود شامل خصوصیات عینی و قابل قیاس با دیگران است مثل  بلندی  قد یا لاغری، یکی  از منابع ایجاد  این  تصویر مقایسه ای  است که کودک در رابطه با خود  با  افرادی  مثل  برادر، خواهر یا  دوستان و دیگران انجام  می دهد.
    اگر همسایه ها   ثروتمندند   کودک خود  را  فقیر احساس می کند و اگر خواهران  و برادران باهوش وزرنگ هستند  واو دائما از آن ها عقب افتاده است خود را کم هوش تصور می نماید.

 

    - همانند سازی با الگوها :کودک با یک سلسله از افراد مهم زندگی خود همانند سازی کرده آن ها را بعنوان مدل یا الگوی رفتاری خود بر می گزیند ،آن ها را می ستاید ومیل دارد شبیه آن ها گردد.والدین وآموزگاران مهم ترین این الگوها هستند ،شکل گیری خود ایده آل بر اساس درهم  آمیختن  این  مدل ها  در ذهن کودک انجام می شود ،تحقیقات نشان می دهد که همانند سازی نیز سبب تغییر تصور خود می گردد  یعنی  فرد احساس می کند  که مانند الگوی خود شده است .قسمت مهمی از خویشتن از طریق همانند سازی  کودک  با  والد هم جنس خود تعیین  می شود که  در اصل  نقش  جنسی  او را تعیین می کند ،اگر کودک دختر باشد وارتباط سالم ،صمیمی ومستمری را با مادر خود برقرار کند احساس زنانه را می آموزدواگر پسر باشد ورابطه خوبی با پدر داشته باشد نقش سالم وصحیح پدرانه را کسب می کند.


    - نیاز به احساس ارزش وعزت نفس :همراه با زیستن در شرایط اجتماعی نیاز به  احساس ارزش به  نحو متعادل و سالم  آن در انسان  بوجود می آید و برای نگه داری سلامت وتعادل روانی وحتی تکامل وجودی  او بسیار ضروری  است، معمولا اگر بر این نیاز خللی  وارد  شود  احساس  حقارت و یا  خود بزرگ بینی در فرد ایجاد می شود،بدین معنی که شخص یا بسیار خود کم بین  و ناراضی از خود و متزلزل می شود  و یا بسیار خودبزرگ بین ،خودمدارو خودنما خواهد شد.هر دوی این  قطب های  احساسی  نشان دهنده این واقعیت است که فرد به علل اختلال در احساس ارزشمندی  قادر به  درک واقعیت ها و واکنش های دیگران نسبت به خود نیست.علت اصلی احساس  حقارت و خودبزرگ بینی  را می توان  در طرد  شدن مستمر و مداوم از طرف والدین ودیگران دانست لذا قسمتی از ارزش های درونی وی احساس  بی ارزشی نسبت به خود است .روانشناسان معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق  ریشه  بسیاری  از ناهنجاری های روانی است که در بین افراد دیده می شود.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: علل پیدایش تصویر خود ، علل پیدایش عزت نفس ، عزت نفس چیست ، اعتماد بنفس ، روانشانسی ، خودشناسی ،

نظریه های عزت نفس

سه شنبه 21 شهریور 1391  05:11 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،

- نظریه مازلو:

 

مازلو در ساسله مراتب نیازها ودر سطح سوم احترام به خود یا عزت نفس را قرار می دهد که
 
مشتمل بر تمایل  به شایستگی ، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت،اطمینان ،استقلال و آزادی

است .زمانی که این  نیازها  ارضاء  شود  فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمرثمر
 
بودن و اطمینان  می کند  و چنانچه  این نیاز ها برآورده نشود  فرد احساس حقارت، درماندگی

،ضعف ودلسردی و نا امیدی می کند (مفتاح،1381 ).

 

 

 

- نظریه راجرز :

 
راجرزعزت نفس را ارزیابی  مداوم  شخص از ارزشمندی  خویشتن خود و یا  نوعی قضاوت

نسبت به ارزشمندی وجودی خود تعریف کرده است.

او معتقد است این صفت در انسا ن حا لت عمومی دارد ومحدود و زودگذر نیست ،برطبق نظر

راجرز عزت نفس در اثرنیاز به توجه مثبت دیگران بوجود می آید .نیاز به توجه مثبت دیگران

شامل بازخوردها ،برخورد گرم و محبت آمیز ،صمیمیت وپذیرش ومهربانی واز طرف محیط

به خصوص اولیاء کودک است.

 

 

- نظریه کوپر اسمیت :

 

 عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می داند که عمولا با توجه به خویشتن حفظ می شود.

کوپراسمیت چهار عامل اسنادی  را  برای  رشد عزت نفس  بیان می کند ،نخستین آن ومقدم بر

تمام عوامل  میزان احترام، پذیرش وعلاقمندی است که یک فرد دریافت می کند ،دومین عامل

تجارب و موفقیت هایمان در زندگی وسومین عامل ارزش ها وانتظاراتی است که بر مبنای آن

تجارب را موردتفسیر قرار می دهیم وچهارمین عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش

می باشد (مفتاح،1381).

 

 

 

- نظریه اریکسون :

 

به عقیده اریکسون والدینی که به کودکان خود اجازه بروز ابتکار وخلاقیت نمی دهند باعث می

شوند  که  در آن ها  احسا س گناه ، کم  ارزشی  و گوشه گیری   بوجود   آید ، این  کودکان از

ابراز وجود  می ترسند  و ضمن  اتکاء  شدید به بزرگسالان در گروه ها بصورت فعال شرکت

نمی کنند آن ها بی هدف  می شوند و یا  جرات این که به دنبال هدف بروند را نخواهند داشت .

 

 

 

- نظریه فروید :

 
فروید  معتقد  است  رفتار ،روان  یا  شخصیت  انسان همیشه  محصول  ارتباط  متقابل تعاملی

و تعارضی  نهاد ،خود و فراخود می باشد. فراخود  نمودار ارزش های  دیرین و کمال مطلوب

اجتماع است ، فراخود به سوی  کمال می گراید ونه به سوی لذت وخوشی ،به تشخیص درست

از نادرست و مطابقت  با  موازین  و اصول  اخلاقی  که در اجتماع مورد قبول هستند توجهش

معطوف است.

 

بنابراین هرگاه فرد متوجه عمل خیر شود و به آن عمل کند  احساس غرور، رضایتمندی ولذت

معنوی به او دست می دهد وچنانچه به سوی بدی گراید وبه آن عمل کند احساس حقارت وخفت

به او دست داده وخود را مستوجب ملامت و سرزنش می نماید.

فروید همچنین اعتقاد داشت که  ارضاء  یا  محرومیت  بیش از حد در هر یک از مراحل رشد

روانی جنسی ویا به عبارت دیگر تثبیت در هریک از این مراحل در عزت نفس فرد تاثیر دارد

مثلا محرومیت  بیش از حد  در مرحله دهانی رشد روانی-جنسی سبب می شود که فرد درآینده

عزت نفس پایین داشته باشد چنین فردی به دیگران وابسته بوده وبه توانایی خوداطمینان ندارد.

از طرف  دیگر ارضای دهانی بیش از حد باعث ایجاد عزت نفس  کاذب و غیر واقعی در این

افراد می شود ،چنین افرادی دچار عقده خود بزرگ بینی می باشند ،یعنی یک نظرعالی نسبت

به خود داشته و خود را بیش از حد بزرگ جلوه می دهند .

بنابراین در نظر فروید انسان  متعارف کسی است که مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت

گذرانده باشد ودر هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد.

 

 

 

- نظریه  آلبرت الیس :

 

 به اعتقاد الیس انسان تما یل به عشق ومحبت ، توجه ،مراقبت  ونیل به آرزوها دارد واز مورد

تنفر قرار گرفتن ،بی توجهی  وناکامی  دوری می جوید ،به عقیده الیس عزت نفس واعتماد به

خود بر اساس  پیشرفت ها  ودستاورد های  شخصی  در فرد بوجود  می آید  یعنی  وقتی  فرد

کارهایش را  به  خوبی انجام می دهد در نتیجه آن عزت نفس بیشتری را پیدا می کند ،حال اگر

عزت نفس  یک  شخص  در نتیجه عملکرد خوبی داشته باشد افزایش پیدا کرد در این صورت

چنان که عزت نفس خود را در نتیجه شکست از د ست بدهد رنج می برد.بدین طریق حتی اگر

فرد چنان زندگی  کند  که  کمتر با شکست مواجه شود اما همیشه  این امکان وجود دارد که در

آینده دچار شکست شود وهمراه با آن عزت نفس او نیز کاهش یابد.

الیس بر مفهوم " خویشتن پذیری غیر شرطی " صحه می گذارد ومعنی این اصطلاح این است

که:شخص خویشتن،وجود یا بودن خود را بدون الزامات یا شرایط دیگری می پذیرد.

البته الیس افراط در کسب ارزشمندی را یک فکر غیرمنطقی می دانست که منجر به اضطراب

و اختلالات  رفتاری  می گردد  ، اعتقاد  به  اینکه  لازمه  احساس  ارزشمندی  وجود  حداکثر

لیاقت، کمال و فعالیت  شدید است ،این تصور امکان پذیر نیست وتلاش و وسواس در کسب آن

فرد را به اضطراب وبیماری های روانی  مبتلا می سازد و منجر به احساس حقارت و ناتوانی

در وی می گردد.

الیس حتی برای افزایش عزت نفس راهبردها و تکنیک های ویژه ای را پیشنهاد نموده است از

جمله آن  موارد در آموزش ابراز وجود است که  یک  رویکرد  رفتاری  می باشد ودر فضای

گروهی به کار گرفته می شود و تاکید  دارد  که  به  مراجعان بیاموزد که بدون زیر پا گزاردن

حقوق دیگران از خود دفاع کنند.

رفتار ابراز آمیز شامل بیان افکار واحساسات  به  شیوه مستقیم، صادقانه ومناسب است.افرادی

که یاد گرفته اند  که وجود  خود را ابراز کنند  معمولا در مورد خودشان احساس خوبی دارند.

 

- نظریه ویلیام گلاسر :

در واقعیت درمانی گلاسر وازه شخصیت با واژه هویت تقریبا مترادف به حساب آمده است

که از دو جزء  " هویت توفیق " و " هویت شکست "  تشکیل  یافته  است ، گلاسر معتقد است

که هر  فرد  یک  تصور دارد و بدان وسیله  احساس  موفقیت یا عدم موفقیت نسبی می کند ،او

هویت را تصوری می داند  که  فرد از خودش  دارد و این  تصور ممکن است با تصوراتی که

دیگران از او دارند هماهنگ ویکسان یا با آن ها کاملا متفاوت باشد.

افراد ناموفق تنهایی و بی کسی را به شدید ترین وجه ممکن احساس می کنند ،در حل مشکلات

ومعضلات  زندگی  خود  دشواری هایی  دارند و از مواجه شدن با واقعیت ناراحت،مضطرب

واندوهگین می شوند ،در مقابل  افرادی که هویت موفق دارند یا اصلا احساس تنهایی نمی کنند

ویا آن را کمتر احساس می کنند ،بعلاوه این گروه به نحو سازنده ای با واقعیت ومشکلات خود

درگیر می شوند واحساس ارزشمندی و عشق می کنند.

بنابراین  به نظر گلاسر افراد  موفق  دو  خصیصه  دارند  یکی  اینکه  مطمئن هستند که

شخص دیگری در این دنیا آن ها را آنطوری که  هستند وبه دلیل خصوصیاتی که دارند دوست
 
دارد و  آن ها  نیز  فرد  دیگری  را در زندگی دارند که نسبت به او عشق ومحبت می ورزند .

دوم اینکه آن ها این درک واحساس را دارند که آن ها انسان های با ارزشی هستند وحداقل یک

نیروی  دیگری در این  دنیا آن ها  را با ارزش  می انگارد.از دیدگاه گلاسر ارزشمندی از راه

انجام کارهای توام با موفقیت حاصل می شود.

گلاسر در مبحث نیازها چهار نیاز روانی برای افراد قائل است که یکی از آن ها نیاز به

قدرت است  که  این نیز شامل عزت نفس،بازشناسی و رقابت می باشد که به نظر وی هنگامی

شخص می تواند حداکثر کنترل خود را بر زندگی اش داشته باشد که بین این چهار نیاز روانی

نوعی تعادل متقابل و دقیق برقرار سازد.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:سه شنبه 21 شهریور 1391 | نظرات() 

برچسب ها: نظریه های عزت نفس ، عزت نفس ، عزت نفس چیست ،

چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

سه شنبه 14 شهریور 1391  05:23 ب.ظ

نوع مطلب :اعتماد به نفس و عزت نفس ،


چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟

اعتماد به نفس (Self - esteem ) زره  و سلاح كودك در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم كردن او با مسائل و مشكلات آن است . كودكانی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این كودكان واقع گرا  و خوش بین هستد . در مقابل ، كودكانی كه اعتماد به نفس كمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشكلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناكامی آنهاست .


كودكانی كه تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشكلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افكار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا «  من نمی توانم هیچ كاری را درست انجام دهم »  شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای  جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است.

بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین كودك ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس »  در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد.
 
 "اعتماد به نفس"  چیست ؟

برای تجهیز كودكتان به ابزاری كه به تقویت اعتماد به نفس او كمك كند ، قبل از هر چیز لازم است واژه « اعتماد به نفس»  را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می كند :
«  اعتماد به نفس »  مجموعه ای از باورها و احساسات است كه ما درباره خود داریم .
 

تعریفی كه ما از خود داریم ، با همان مقدار و كیفیت  بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن 3 یا 4 سالگی شكل می گیرند . كودكان در این سن در حال كشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند كه در همان سنین شروع به شكل گرفتن و تثبیت شدن می كند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی كه یك نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس كمالی را تجربه می كند كه تكیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .

 زمانی كه كودك پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یك حس توانستن را تجربه می كند ؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی .

همچنان كه كودك تلاش می كند ، شكست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ،  بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شكل دادن افكاری در باره « خودش »  می شود.

 این همان عاملی است كه نقش كلیدی والدین را در كمك به شكل گیری سالم و درست «  ادراك از خود »  كودك نشان می دهد .

اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان تركیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . كودكی كه با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی كند ، نهایتا" ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند . كودكی كه مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممكن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود كه بین این دو ،  یک تعادل درست حاصل شود. .

علائم و نشانه های اعتماد به نفس

همچنانكه كودك رشد می كند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود  چرا كه این روند ، از طریق تجربیات و ادراكات كودك شكل می گیرد .

كودكی كه اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به كار می برد : « من احمقم » ،  « من هرگز این  كار را یاد نمی گیرم » و یا « كسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناكامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است  كسی به او كمك كند و كارش را انجام دهد . این گونه كودكان موانع و شكستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است .

كودكی كه اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال كسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینكه بگوید : « من یك كودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته  آنرا می پذیرد . در این گونه كودكان ، حس خوش بینی غالب است .

اما نقش والدین در كمك به این كودكان چیست ؟

1- بدانید چه می گویید : كودكان به كلمات و گفته های والدین بسیار حساس هستند . فرزندتان را نه فقط برای نتیجه خوب یك كار ، بلكه برای همت و تلاشش ، ستایش و تمجید كنید ، اما صادق باشید . برای مثال اگر فرزند شما نتوانست عضو تیم فوتبال شود یا بازی خوبی ارائه نداد ، از گفتن چنین عبارتی خودداری كنید : " دفعه بعد بیشتر تلاش كن تا موفق شوی » و به جای آن بگویید « تو موفق نشدی ، اما واقعا" تلاش تو در این راه قابل ستایش بود » . تلاش و به اتمام رساندن كار او را به جای نتیجه كارش مورد تشویق قراردهید.  به جای تاكید بر نتیجه كار ، تلاش و سعی او را تشویق كنید .


2 - برای او یك الگوی مثبت باشید : اگر شما فردی تند ، خشن و بدبین هستید و نسبت به توانمندیها و محدودیت های  خود واقع بین نیستید ، فرزند شما آئینه تمام نمای شما خواهد بود . اعتماد به نفس خودرا پرورش دهید تا فرزند شما یك الگوی خوب داشته باشد .
 

3 - باورهای نادرست فرزندتان را تشخیص داده و او را هدایت كنید : یك گام مهم والدین ،  شناختن باورهای غیر منطقی كودكان در باره خودشان است . این باورها در باره كمال ، جذابیت ،  توانمندیها و هر چیز دیگر كه باشد ، می تواند ریشه گرفته  ، پابرجا شود و برای كودك جایگزین حقیقت مثلا كودكی درمدرسه دانش آموز خوبی است ، اما با درس ریاضی مشكل دارد ، او ممكن است با خود بگوید : « من نمی توانم درس ریاضی را خوب یاد بگیرم ، پس یك دانش آموز بد هستم » . و این یك تعمیم غلط است كه می تواند او را مستعد شكست سازد .فرزند خود را تشویق كنید كه به موقعیت ها با دید بهتری بنگرد . یك پاسخ سودمند شاید این باشد : « تو دانش آموز خوب و كوشایی هستی و در مدرسه هم كارهایت را خوب انجام می دهی . ریاضی فقط یك درس از چندین درست  است كه نیاز به صرف وقت بیشتری دارد . ما با هم  روی آن كار می كنیم . »
 

4 - با فرزند خود راحت ، خونگرم و مهربان باشید :

عشق شما به فرزندتان اعتماد به نفس او را افزایش می دهد . او رادر آغوش بگیرید . به او بگویید مایه افتخارشماست . او را صادقانه ، با رعایت اعتدال و بدون افراط تحسین كنید . كودكان می دانند كه قلب شما چه می گوید.

5 - پسخوراند دقیق و مثبت به او بدهید :

عباراتی نظیر : « تو همیشه اینطوری آشفته میشوی » سبب می شود در كودك شما عقایدی رشد كند دال بر اینكه او بر هیجانات و خشم خود كنترلی ندارد ،  جمله بهتر می تواند این باشد : « تو ازدست برادرت خیلی عصبانی شدی ، اما کاری خوبی کردی که سر فریاد نزدی یا برادرت را  كتك نزدی :» این اعتراف همراه با تشكر ضمنی ، انتخابی را كه انجام داده ، تقویت می كند . او را تشویق كنید تا باردیگر گزینه بهتر و درست تری را انتخاب كند .
 

6 - محیط خانه را امن و محل پرورش و آرامش او قراردهید : كودكی كه احساس امنیت نمی كند یا نسبت  به او بدرفتاری می شود ، بی اندازه دچار عدم اعتماد به نفس خواهدشد . كودكی كه در محیط پر از بحث و جدل و نزاع مكرر والدین قراردارد ، كودكی افسرده و منزوی می شود. همیشه به خاطر داشته باشید كه از كودك خودحمایت كنید و به او احترام بگذارید. محیط خانه خود را برای اعضای خانواده پناهگاه امنی قراردهید . مراقب بد رفتاری دیگران با او ، مسائل مدرسه ، مشكلات و درگیری های او با همسالانش ودیگر عواملی كه بالقوه می تواند به اعتماد به نفس او خلل وارد كند ، باشید .
 

7 - به فرزندتان كمك كنید كه تا در تجربیات سازنده شركت كند :  فعالیتهایی را تشویق كنیدكه همكاری و تعاون در آن باشد و حس اعتماد به نفس را پرورش دهد نه فعالیت هایی كه حس چشم و همچشمی و رقابت ناسالم را در به وجود آورد . برای مثال فعالیت هایی كه در آن بزرگترها  به كوچكترها كمك می كنند تاخواندن چیزی را یاد بگیرند که می تواند برای هردوی آنها جذاب باشد .


منبع : تبیان

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهیم ؟ ، اعتماد به نفس در کودکان ، اعتماد به نفس کودکان ، روانشناسی کودک و نوجوان ، اعتماد به نفس ، کودک و نوجوان ، خانواده و کودک ،

آموزش مهارت ، جرات ورزی و اعتماد به نفس به نابینا

چهارشنبه 8 شهریور 1391  02:45 ب.ظ

نوع مطلب :جرات آموزی و کم رویی ،

مقدمه

واقعیت این است که با وجود گسترش خدمات بهداشتی و درمانی بهبود وضع تغذیه و سطح زندگی جوامع هنوز تعداد زیادی از افراد جامعه دارای معلولیت هستند و با توجه به تمامی پیشرفت ها، معلولیت به عنوان یک واقعیت همچنان وجود داشته و خواهد داشت.

بیان مساله

ده سال تحصیلی افتخار خدمت و حضور در کنار دانش آموزان نابینا و نیمه بینا را داشته ام در خلال تجربیاتی که در طی سالهای آموزش به دانش آموزان با نقص بینایی داشتم، احساس مس کردم در کنار عشق و علاقه ای که این دانش آموزان به زندگی مستقل و آزاد و حضور در مدارس عادی دارند از یک مشکل جدی رنج می برند و این همان داشتن مهارت جرات ورزی و اعتماد به نفس برای برقراری ارتباط با همتایان بینای خود بود.

از آنجا که یکی از مناسب ترین انواع آموزش برای افراد با نقص بینایی ، ادامه تحصیل آنان همراه با کودکان عادی است. در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان این نوع آموزش رو به ازدیاد گذارده است. هیچکدام از گروه های استنایی غیر از معلولان این نوع آموزش برای نابینایان نمی توانند از این نوع آموزش بهره کافی ببرند.

این نوع آموزش برای نابینایان و نیمه بینایان بسیار ایده آل است و به سرعت آنان را به طریقه زندگی و مراوده عادی با جامعه نزدیک می سازد. اما متاسفانه در ایران به این امر کمتر بها داده شده، بی رغبتی به حضور در مدارس عادی و قبول انزوا و گوشه گیری در مدارس عادی از سوی این دانش آموزان مرا بر ان داشت تا دلایل را بررسی کنم. لازم به ذکر است بین علاقه و انگیزه برای حضور در مدارس عادی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مستقیم دارد. به نحوی که دانش آموزانی که داوطلبانه به مدارس عادی می روند از نظر تحصیلی پیشرفت چشمگیری دارند.

تلاش خود را آغاز کردم تا شاید بتوانم گامی هر چند کوچک در جهت پیشرفت بیشتر دانش آموزانم بردارم.  

نتیجه گیری


خوشبختانه گام هر چند کوچک و کوتاه من در مورد شاگردانم نتیجه داد، آنان بسیار شادتر از گذشته بودند، دانش آموزان تلفیقی به راحتی در برنامه های مدرسه شرکت می کردند، در کلاس حضور فعال داشتند و به راحتی خواسته های خود را مطرح می کردند از نظر تحصیلی هم بسیار پیشرفت کردند به طوریکه دانش آموز (دنیا) سال سوم راهنمایی به روابط بسیار معقول و خوبی با معلمان و دوستانش دست یافت معدل درسی اش به طور قابل ملاحظه افزایش یافت که قابل مقایسه با سال قبل نبود و مدیر خوب مدرسه اش طی مراسمی در مقابل همه دانش آموزان و معلمانش از او تقدیر و تشکر کرد و او ا الگوی خوب اخلاقی و رفتاری و درسی برای دوستانش معرفی کرد.

دانش آموز هانی و الهام هم با آگاهی وعلاقه حاضر به ادامه تحصیل در مدارس عادی شدند به امید آنکه آینده ای روشن را با افزایش تحصیلات و معلوماتشان برای خود بسازند، بقیه دانش آموزانم نیز رفتارشان بسیار رضایت بخشتر از گذشته شده بود این تغییر مثبت در رفتارشان مرا مصمم ساخت تا با توان و انرژی بیشتر به آنان در آموزش سایر مهارت های اساسی زندگی کمک کنم به امید روزی که آنان را فردی مفید و موثر برای خودشان و جامعه ببینیم.

رویا سلیمانی 

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: جرات ورزی ، اعتماد به نفس ، نابینا ، مهارت های نابینا ،
  • تعداد کل صفحات:26  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...